گفتگو

آشنایی با مرحوم ماموستا عبدالله عمری از علمای برجسته کوردستان

مرحوم ماموستا عبدالله عمری بزرگ مردی که نیکو زیست و خندان رفت

از الطاف ویژه خداوند یکتا بر بندگانش این است که عده ای از آنان را درجات رفیعی دهد هم در دنیا و هم آخرت ؛ آن هم از طریق دین مبین اسلام.

پروردگار نعمت بزرگ دین اسلام را به هر کسی عطا نکرده و نخواهد کرد؛ از طرفی دیگر افراد معدودی در کنار این نعمت بی کران توفیق می یابند به نحو احسن علوم مربوط به آن را فرا گرفته ، سپس به مقتضای آن علوم با صدق و اخلاص عمل کنند. این شخصیت های وارسته شاید نسبت به سایر انسان ها کمتر عمر کنند، اما همین عمر نسبتاً  کوتاه شان چنان بابرکت است که کار چند صد ساله را در این زمان کوتاه انجام دهند!

بدون شک ،زنده یاد ماموستا عبدالله عمری رحمه الله از زمره ی همین کاروان بود که محبتش ، چه قبل از مرگ و چه بعد از آن ، در دل دوستان و محبانش جای گرفت .

در نوشتار پیش رو مختصری از شرح حال و برخی از فعالیت های این عالم فرزانه و چهره ملی وی ارائه خواهد شد .

شرح حال استاد مرحوم عبدالله عمری

ماموستا عبدالله عمری فرزند حسن،  مشهور به ( ماموستا عبدالله توژله )   بیست و یکم تیر سال ۱۳۱۴ هجری شمسی در خانواده ای متدین در حومه شهرستان پیرانشهر روستای قلعه تراش (قه لا ته ره ش) دیده به جهان گشود؛ پدرش معتمد روستا و مؤذن مسجد بود ، با توجه به علاقه زیادی که به علوم دینی داشت تا آنجا که توانست مسائل مربوط به امور دینی را فرا گرفت و در غیاب امام جماعت روستا کارهای مربوط به مسجد از جمله پیش نمازی را برعهده می گرفت.

با آنکه شادروان ماموستا عبدالله عمری از محضر امام جماعت روستا  بهره برده بود ، اما تحصیلات علوم دینی خود را رسماً در حجره روستای «گه زگه سک» در حومه شهرستان پیرانشهر و نزد ماموستا صاحب آغاز کرد .

تشویق و ترغیب اطرافیان از یک طرف و از طرفی کمبود امکانات آموزشی در آن زمان ، ماموستا عبدالله را بر آن داشت تا برای عطش علمی خویش همراه استادش راهی دیار غربت شود و بر اساس سفارش اساتید خود موفق شد  از فضای علمی و معنوی مدارس نامی و مطرح کوردستان عراق حظ وافر ببرد.

استاد عمری رحمه الله پس از فراگیری علوم ، معنویات ، تجارب و دیدگاه های علمای مختلف کوردستان عراق با کوله باری از علم و تجربه ، به وطن و زادگاهش بازگشت . ایشان بعد از بازگشت برای ادامه تحصیل به روستاهای صوفیان از توابع شهرستان اشنویه و روستاهای جلدیان و کیله (سرشاخان ) ، خورنج ، گرگول سفلی و چندین روستای دیگر از توابع شهرستان پیرانشهر و مهاباد رفتند و در آن مدارس سنتی به فراگیری علوم و فنون متداول پرداخت.

مرحوم عمری با سپری نمودن سال های پایانی تحصیل خود و جمعا تقریباً بیست و چند سال  در مدارس و حجره های مختلف ، علوم دینی را از محضر علمای برجسته و متبحری همچون ماموستا عبدالله سُرخابی ، حاجی ماموستا محمد عزیزی، ماموستا یوسف فتاحی و دیگر اساتید فرهیخته در ایران و عراق آموخت.

سرانجام در سال ۱۳۳۹ در روستای شیلم جاران نزد استاد عالیقدر حاج ماموستا محمد بداقی رحمهما الله فارغ التحصیل شد و طبق آداب و رسوم وقت، اجازه نامه افتاء و تدریس را از دست مبارک استاد علامه مرحوم بداقی دریافت نمود .

ماموستا عبدالله عمری در سال ۱۳۳۹ هجری شمسی به پیشنهاد استاد بداقی رحمه الله و به پیشنهاد مردم روستای توژله، از توابع شهرستان پیرانشهر جهت امامت جمعه و جماعتو تدریس علوم دینی راهی آن روستا شد.

استاد عمری بعلت این که هنوز ازدواج نکرده بود قریب به به یک سال همراه طلبه های خود و در حجره زندگی می کرد .

بالاخره استاد عبدالله در زمستان سال ۱۳۴۰ ازدواج کرد . ما حصل این ازدواج مبارک ده فرزند می باشد ؛ سه دختر و هفت پسر؛ که الحمدلله توانست دو تا از پسرانش را به نام های رئوف و محمد وقف تبلیغ دین نموده و آن دو را جهت فراگیری علوم شرعی راهی مدرسه علوم دینی کرد.

استاد عبدالله تا سال ۱۳۶۲ در آن روستا ماندگار شد؛ او در کنار تدریس کتب علمی و فقهی ، به فعالیت های اجتماعی و عمومی نیز می پرداخت و توانایی های ذاتی مرحوم ماموستا عبدالله باعث شده بود که در میان مردم از جایگاه و پایگاه رفیعی برخوردار باشد ؛ به گواهی اطرافیان و نزدیکان ، ایشان در اخلاق ، تعامل با دیگران ، تدریس ، قضاوت و سیاست و…الگویی والا و بالا بود.

استاد در سال ۱۳۶۳ به شهرستان پیرانشهر نقل مکان کرد ولی نظر به بمباران آن شهرستان توسط  هواپیماهایعراق نتوانست در آنجا اقامت کند و به ناچار همانند بقیه مردم> شهررا ترک کرده و به روستای «گه زگه سک» مهاجرت کرد و در اوایل سال ۱۳۶۴ به روستای گه رگول سفلی از توابع همین شهرستان رفتند. در روستای مذکور ضمن این که امام جمعه و جماعت بود به تدریس علوم دینی نیز پرداخت و نزدیک به ۱۶ سال در این روستا ماندگار شدند و طلبه های زیادی نزد وی فارغ التحصیل شدند .

در فصل پاییز سال ۱۳۷۹ برای ادامه تدریس و ارشاد به زادگاه خود یعنی روستای ( قلعه تراش) بازگشت ؛ در این مدتی که در زادگاه خویش مشغول خدمت و تبلیغ و تدریس بود طلبه های زیادی نزد وی آمدند و فارغ التحصیل شدند …..

در سال ۱۳۹۰ برای انجام مناسک حج بیت الله الحرام عازم عربستان شد؛ بعد از بازگشت از مراسم حج بلافاصله به مسجد و حجره طلاب بازگشت ومشغول تدریس وارشاد بود .

استاد عمری در مجموع پنجاه و سه سال از عمر شریف خود را صرف خدمت به طلاب علوم دینی و مردم منطقه نمود.

سرانجام درپاییزسال۱۳۹۱ و پس از خدمتی صادقانه وبه مدت دوازده سال به هم روستایی هایش به سرطان معده مبتلا شد و پس از اینکه احساس نمود دیگر نمی تواند به طور شایسته به خدمت تبلیغ و تدریس بپردازد از مردم روستا رخصت خواست که آنان را به قصد سکونت در شهرستان پیرانشهر و انتظار کشیدن ملک الموت تنها بگذارد! آری استاد به خانه مسکونی محقرش در پیرانشهر برگشت تا دوران مریضی اش را آنجا سپری کند …

او قریب به پنج ماه در پیرانشهر با آن بیماری که به شدت آزارش می داد دست وپنجه نرم کرد و در این مدت فرزندانش ، فامیل ها و کلیه دوستدارانش به عیادتش می رفتند و آن مرحوم علی رغم نامساعد بودن شرایط جسمی اش به همه توصیه های دینی می کرد و هرگز از مردن باکی نداشت و نمی ترسید، چون کارنامه پاکی داشت وملاقات خالق خود را بر هرچیزی برتری می داد و می طلبید .

 استاد عمری در هیجدهم بهمن ماه سال یک هزار و سیصد و نود و یک هجری شمسی و پس از هفتاد و هفت سال زندگی ، در شامگاه روز چهارشنبه و ساعت هفده و بعد ازآن که شهادتین را به آرامی بر زبان جاری نمود چشم هایش را روی هم گذاشت و دل بزرگ او برای همیشه ازتپیدن افتاد ودعوت حق را لبیک گفت وجان به جان آفرین تسلیم کرد .

مراسم تشییع جنازه این عالم فرزانه با حضور صدها نفراز اقشار مختلف مردم و علمای دلسوز شهر و منطقه و با شکوه خاصی برگزار شد و جنازه ایشان در میان خیل عظیم داغ دیدگان، جهت تدفین به قبرستان کهنه خانه پیرانشهر انتقال یافت و در آنجا به خاک سپرده شد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

 بعضی ازتوصیه های استاد عمری به فرزندانش

 عزیزان برایم گریه نکنید ، هر کس برای مرگ من گریه کند گناهش به گردن خودش . فرزندان گرامی ام ؛  دنیا را هدف خود ندانید ، برای توسعه دین و دنیا یتان تلاش کنید و دنیا را مزرعه آخرتتان بدانید ، دنیا فانی و گذراست اما قیامت جاویدان است .

 با یکدیگر و مردم به خوبی رفتارکنید، هرگز مردم را نرنجانید ، از خوردن مال حرام دوری کنید .

برخی از ویژگی های فردی استاد عمری از زبان تعدادی از شاگردانش

این بزرگ مرد محبوب که بنده نیز مدت مدیدی و همراه بعضی از دوستان در محضر مبارکشان زانوی تلمذ زده ام دارای صفات و ویژگی های اخلاقی والایی بود و اینجانب درس های ارزشمند و فراوانی را از ایشان کسب نمودم .

آنهایی که سعادت حضور در کلاس درس و سخنرانی های استاد عمری را داشته اند ، نیک می دانند که سخنانش شیوایی و جذابیت خاصی داشت ؛ علاوه بر وقار و متانت و آرامش خاصی که در جلسه درس ایشان همواره بر وجود نازنینش حاکم بود.

%d9%85%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7-%d8%b9%d9%85%d8%b1%db%8c1                 %d9%85%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7-%d8%b9%d9%85%d8%b1%db%8c

شخصیت والای ماموستا عبداللہ از دید کسی مخفی نبود؛ اگر کسی برای نخستین بار موفق به دیدار وی می شد ، متوجه شخصیت فرهیخته و صفات بالای اخلاقی این عالم فرزانه می شد .

استاد انسانی خوش اخلاق ، خوش برخورد و گشاده رو بود .

مهارت در تدریس

فضلا و اهل علم به ویژه طلاب ، استاد عمری رحمه الله را به سبب مهارت در تدریس کتب و حل مسائل پیچیده همواره تحسین کرده اند . ایشان برای رفع خستگی طلبه هایش از روش های مختلف بهره می گرفت ، استعداد آنها را می سنجید و با وجود کثرت مشاغل در تدریس علوم دینی شدیداً پایبند زمان و نظم بود . سابقه سال ها تدریس از وی مدرسی ماهر و مسلط ساخته بود؛ همه شاگردان ایشان به توانایی و پایبندی او در تدریس معترف اند…….

مهارت در حل و فصل منازعات

ماموستا عبدالله عمری رحمه الله مهارت ویژه ای در حل و فصل نزاع های طوایف و اقشار مختلف جامعه و منطقه داشت ؛ ایشان اختلافات دیرینه و چندین ساله را در عرض چند ساعت حل می کرد؛ امری که به اعتراف معاصرانش نشان از مهارت و چیره دستی وی در حل اینگونه قضایا داشت؛ بسیاری از پرونده های مربوط به دعواهای فامیلی و درگیری های خانوادگی که حتی دادگستری و پاسگاه ها از حل آن عاجز مانده بودند، توسط آن استاد مرحوم و به راحتی حل و فصل می شد. قضاوت های حکیمانه ایشان در روستای توژله گواه محکمی است  بر این مهارت بالای او اعتماد بالای مردم به ایشان.

استاد عبدالله عمری از زبان همسرش

او می گوید : ماموستا عبدالله عمری رحمه الله برای من شوهری مهربان و انسان بی نظیری بود؛ رحلتش برای من خیلی نابهنگام بود؛ عمری با وی زندگی کردم و جز نیک سرشتی و خوش رفتاری و شیرین سخنی از او ندیدم. در طول زندگی مشترک با او سخن ناشایست و خصلت بدی از وی ندیدم .

افسوس فراوان من برای این است که یار و همسر عزیزی را از دست داده ام

با همه مهربان و دلسوزانه برخورد می کرد؛ نسبت به انجام وظیفه و بویژه در وظایفش نسبت به تدریس طلاب خیلی جدی و حساس بودو  در هیچ شرایطی حاضر نبود درس آنان را به روز دیگری موکول کند ؛ او در هر شرایطی در نماز جماعت شرکت می نمود  و…. روحش شاد و راهش گرامی باد .

در پایان از خداوند منان مسئلت داریم این تلاش ناچیز جهت معرفی این عالم وارسته و متقی را از ما بپذیرید ، امیدوارم روح استاد مرحوم ماموستا عبدالله عمری با بندگان مقرب و با پیامبران و صدیقین و شهدا محشور گردد و ان شاالله خداوند جل جلاله جای خالی ایشان را آن گونه که خود بهتر می داند پر کند.

در خاتمه از همکاری استاد ارجمند رئوف عمری فرزند استاد مرحوم و امام جماعت مسجد قبله شهرستان پیرانشهرکه با اخلاص و حوصله بنده را در تهیه شرح زندگانی استاد مرحوم یاری دادند نهایت تشکر را دارم .

تهیه و تدوین  : عبدالله علی پور

برچسب ها
نمایش بیشتر

عبدالله علی پور

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - نقده @ شغل : دعوتگر دینی و فعال اجتماعی - مدیر کانال تلگرامی @sozimihrab

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن