اصول

آنچه باید درباره روزه و رمضان بدانیم(۵-۵)

 

    اعتکاف:

    اعتکاف به معنای پیوست بودن به چیزی و مداومت بر آن است، حال آن چیز خیر باشد یا شر. خدای بزرگ می¬فرماید: «مَا هَذِهِ التَّمَاثِیلُ الَّتِی أَنتُم لَهَا عَاکِفُونَ» (الأنبیاء/۵۲). یعنی: «این مجسمّه¬هایی که شما دائماً به عبادتشان مشغولید، چیستند؟» یا این آیه که می¬فرماید: «وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُم عَاکِفُونَ فِی المَسَاجِدِ» (البقره/۱۸۷) یعنی: «وقتی که در مساجد به اعتکاف مشغولید، با همسرانتان همخوابگی نکنید». پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) آنچنان که ام المؤمنین عایشه(رضی الله و عنها) می¬گوید، در مسجد اعتکاف می¬کردند. «کَانَ رَسُولُ اللهِ(صل الله¬وعلیه¬وسلم) إِذا أَرَادَ أن یَعتَکِفَ صَلِّی الفَجرَ ثُمَّ دَخَلَ مُعتَکَفَهُ» (بخاری و مسلم). یعنی: «پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) هرگاه می¬خواستند در مسجد اعتکاف کنند، نماز صبح را می¬خواندند آنگاه می¬رفتند به آنجایی که می¬خواستند بمانند» همپنین باز عایشه(رضی الله عنها) می¬گوید: «النَبِیِّ(صل الله¬وعلیه¬وسلم) کَانَ یَعتَکِفُ العَشرَ الأوَاخِرَ مِن رَمَضَانَ حَتَّی تَوَفَّاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ، ثُمَّ اعتَکَفَ أَزوَاجُهُ مَن بَعدِهِ» (بخاری و مسلم). یعنی: «پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) ده شب اخر رمضان را در مسجد اعتکاف می¬کرد تا آنگاه که خداوند بزرگ ایشان را به سوی خویش بازگرداند، سپس همسرانش بعد ایشان چنین می¬کردند».

    ابوسعید خدری(رضی الله عنه) می¬گوید: «إِنَّ رَسُولَ اللهِ(صل الله¬وعلیه¬وسلم) اعتَکَفَ العَشرَ الأوَّلَ مِن رَمَضَانَ، ثُمَّ اعتَکَفَ العَشرَ الأوسَطَ فِی قُبَّهٍ تُرکِیَّهٍ عَلَی سُدَّتِهَا حَصِیرٌ. قَالَ: فَأَخَذَ الحَصِیرَ بِیَدِهِ فَنَحَّاهَا فِی نَاحِیَهِ القُبَّهِ، ثُمَّ أطلَعَ رَأسَهُ فَکَلَّمَ النَّاسَ فَدَنَوا مَنهُ، فَقَالَ: (إِنِّی اعتَکَفَتُ العَشرَ الأَوَّلَ، أَلتَمِسُ هَذِهِ اللَّیلَهَ، ثُمَّ اعتَکَفتُ العَشرَ الأَوسَطَ، ثُمَّ أتِیتَ فَقِیلَ لِی: إِنَّهَا فِی العَشرِ الأَوَاخِرِ، فَمَن أَحَبَّ مِنکُم أَن یَعتَکِفَ، فَلیَعتَکِف). فَاعـَکَفَ النَّاسُ مَعَهُ، قَالَ: (وَ إِنِّی أربِئتُهَا لَیلَهَ وِترٍ، وَ إِنِّی أَسجُدُ صَبِیحَتَهَا فِی طِینٍ وَ مَاءٍ). فَأَصبَحَ مِن لَیلَهِ إِحدَی وَ عِشرِینَ، وَ قَد قَامَ إِلَی الصُّبحِ فَمَطَرَتِ السَّمَآءُ، فَوَکَفَ المَسجِدُ فَأَبصَرتُ الطِّینَ وَ المآءَ فَخَرَجَ حِینَ فَرَغَ مِن صَلَاهِ الصُّبحِ، وَ جَبِینُهُ وَرَوثَهُ أُنفِهِ فِیهِمَا الطِّینُ وَالماءُ، وَ إِذَا ]ییَ لَیلَهُ إحدَی وَ عِشرِینَ مِنَ العَشرِ الآوَاخِرِ». (بخاری و مسلم). یعنی: «پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) در ده شب اول رمضان اعتکاف می¬کرد، سپس در ده شب وسط رمضان در خیمه¬ای گنبدی شکل ترکی اعتکاف می¬کرد، که چتر جلوی خیمه¬اش از حصیر بود، حصیر را با دستان مبارکش برداشت و در گوشه¬ای داخل خیمه¬اش گذاشت، آنگاه بیرون آمده و برای مردم سخنرانی کردند و مردم نیز به ایشان نزدیک شدند، آنگاه فرمود: (من ده شب اول را به اعتکاف پرداختم و به امید این شب (شب قدر) بودم، سپس ده شب میانی را نیز ماندم؛ آنگاه پیشم آمدند و بهم گفتند: این شب(قدر) در ده شب آخر رمضان است، هر کس از شما که دوست دارد بماند، بماند.) مردم در خدمتش ماندند، آنگاه فرمود: (من در خواب دیدم که شبی فرد است(یکی از شبهای فرد) در خواب دیدم که صبح آن شب در گِلاب سجده می¬برم) سپس صبح بیست¬ویکم که برای نماز صبح بیدار شدند. دیدند که باران باریده است. آب از سقف مسجد چکه کرده بود. گِلاب را دیدند و آنگاه که از نماز فارغ شدند، رخسار مبارکشان و روی دماغشان گِلی شده بود، آن شب، شب بیست و یکم از ده شب آخر رمضان بود».

    اعتکاف یکی از سنت¬های مبارک پیامبر(صل الله و علیه و سلم) است که انسان در آن لحظات با خدای خویش به خلوت پرداخته و خود را خالص و صادق می¬گرداند و هر لحظه¬ای را که در مسجد بماند، برایش عبادت محسوب می¬شود. کسی که اعتکاف می¬کند با بقیه مردم متفاوت است، چرا که برای مدتی کاملاً از دنیا بریده و چنان لذتی ایمان و معنوی احساس می¬کند که در هیچ چیز دیگری یافت نمی¬شود، بنابراین بر هر مسلمانی لازم است که این سنت را که مردم از یاد برده¬اند، زنده گردانند.

    بزرگی و فضل شب قدر:

    شب قدر بزرگترین و پر فضیلت ترین شب است. باغی است پر خیر که گلهای معطر و زیبای زیادی را در خود دارد و با بوی خوش و معطرشان دل و ذهن و روح را طراوت و شادابی می¬بخشند. همچنین بوی خوش این باغ باعث می¬شود که توانایی ها و استعدادهای خود را شناخته و نگاهش به نسبت آیینش تغییر یافته و با دیدی روشن تر به زندگی بنگرد. اگر همچون زنبورعسل، شهد این گلها را بمکیم، شاید سبب شفای دیگران شویم. پس مژده باد بر تو ای مسلمان که امسال نیز به این بوستان پر خیر و برکت که هدیه خداوند است برای بندگانش، پا نهادی. بزرگی این شب به اندازه¬ای است که زبان و عقل کسی همچون من، از وصف آن عاجز و درمانده است، مگر خدا و رسولش که به شیواترین شیوه، آن را توصیف می¬کنند. خداوند در قرآن کریم می¬فرماید: «إِنَّا أَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهِ القَدرِ * وَ مَا أَدرَاکَ مَا لَیلَهُ القَدرِ * لَیۀَهُ القَدرِ خَیرٌ مِن أَلفِ شَهر * تَنَزَّلُ المَلآئِکَهُ وَ لرُّوحُ فِیهَا بِإِذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ أَمرٍ * سَلَامٌ هِیَ حَتِّی مَطلَعِ الفَجرِ» (سوره قدر) یعنی: «ما قرآن را در شب با ارزش «لیله القدر» فرو فرستادیم * تو چه می¬دانی شب قدر کدام است * شب قدر شبی است که از هزار ماه بهتر است * فرشتگان و جبرئیل در آن شب با اجازه¬ی پروردگارشان پیاپی می¬آیند برای هر گونه کاری * آن شب، شب سلامت و رحمت است تا طلوع فجر». به خاطر بزرگی آن شب خداوند تمام امورات سال آینده را به فرشتگان می¬سپارد تا تدابیر لازم را انجام داده و تمام فرشتگان و جبرئیل به دنیا آمده تا کارهایی را که بدان مأمورند انجام دهند. شبی است که از ابتدای شب تا سپیده¬دم آن تنها آشتی و سلامتی و درود و تحیت پخش می¬شود و خدای بزرگ به خاطر بزرگی و فضیلت قرآن، جز خیر و نیکی چیزی در آن نمی¬نویسد. به همین خاطر پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) در مورد میمنت آن می¬فرماید: هر کسی شب قدر را به عبادت و پرستش خدای بزرگ به سر برد، با یقین و ایمانی قوی منتظر رحمت الهی باشد که خداوند تمام گناهانش را می¬بخشاید.

خداوند می¬فرماید: «وَالکِتابِ المُبِینِ * إِنَّا أَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهٍ مُبَارَکَهٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ * فِیهَا یُفرَقُ کُلُّ أَمرٍ حَکِیمٍ» (الدخان/۵-۲) یعنی: «سوگند به قرآن که روشن و روشنگر است * ما قرآن را در شب پر خیر و برکتی فرو فرستاده¬ایم، ما همواره بیم دهنده بوده¬ایم * در این شب مبارک، هر گونه کار حکیمانه¬ای بیان و مقرر گشته است».

   خدای بزرگ می¬فرماید: «إنَّا کُنَّا مُنذِرِین» یعنی: ما بیدار کننده¬ی بندگانمان هستیم، خدای بزرگ ما را آگاه می¬کند که این شب را از دست ندهیم چرا که خداوند در این شب مبارک از گناهانمان درمی¬گذرد. برای بزرگی شب قدر همین کافی است که می¬فرماید: «إِنَّا أَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهٍ مُبَارَکَهٍ» به راستی که ما قرآن را در شبی پر خیر و مبارک نازل کردیم. پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) نیز می¬فرماید: «من قام لیله القدر إیماناً و احتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه» (رواه الجماعه إلا ابن ماجه) یعنی: «هر کس در شب قدر با ایمانی کامل و امید به پاداش خداوند، به نماز بپردازد، خداوند گناهان گذشته¬ی وی را می¬بخشد». اما منظور از ایمان کامل چیست؟ یعنی چنان این شب را به پایان برسانیم که یقین داشته باشیم خداوند گناهان ما را می¬بخشد و و خدا را بسیار یاد کنیم و نیت خود را برای خدای خویش خالص گردانیم.

    نکته دیگری که حائز اهمیت می¬باشد این است که به دنبال این شب بگردیم، آنچنان که پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) نیز چنین می¬کردند. ام المؤمنین عایشه(رضی الله عنها) می¬فرماید: «کَانَ رَسُولُ اللهِ(صل الله¬وعلیه¬وسلم) إِذَا دَخَلَ العَشرُ أَحیَا اللَّیلَ وَ أیقَظَ أَهلَهُ وَجَدَّ وَ شَدَّ المِئزَرَ» (بخاری و مسلم). یعنی: «پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) به ده شب آخر رمضان که می¬رسید، شب را به پرستش خداوند به سر می¬برد، همسرانش را نیز بیدار می¬کرد و خودش را خسته می¬کرد و کمرش را محکم می¬کرد». این گفته (کمرش را محکم می¬کرد)، به مانند این ضرب المثل است که می¬گویند: آستین بالا می¬زد.

    در مورد اینکه چه شبی قدر است، عالمان دارای نظرات متفاوتی هستند؟ اما رأی اکثر آنها این است که در ده شب آخر رمضان بوده است. به همین دلیل لازم است که خود را برای آن آماده کنیم، آنگونه که پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) می¬فرماید: «التَمِسُوهَا فِی العَشرِ الأَخِرِ –یعنِی لَیلَهَ القَدرِ- فَإِن ضَعُفَ أَحَدُکُم أَو عَجَزَ فَلَا یَغلَبَنَّ عَلَی السَّبعِ البَوَاقِی» (بخاری و مسلم) یعنی: «در ده شب آخر ماه دنبال آن بگردید –یعنی شب قدر- اگر کسی هم طاقت نداشت و نتوانست، شب هفتم آن را از دست ندهد».

    ابو سعید خدری(رضی الله و عنه) روایت می¬کند که: «اعتَکَفَ رَسُولُ اللهِ(صل الله¬وعلیه¬وسلم) العَشرَ الأوسَطَ مِن رَمَضَانَ، یَلتَمِسُ لَیلَهَ القَدرِ قَبلَ أَن تُبَانَ لَهُ، فَلَمَّا انَقَضَینِ أَمَرَ بِالبِنَآءِ فَقُوِّضَ، ثُمَّ أُبِینَت لَهُ أَنَّهَا فِی العَشرِ الأَواخِرِ، فَأَمَرَ بّالبِنَاءِ فأعِیدَ، ثُمَّ خَرَجَ عَلَی النَّاسِ فَقَالَ: (یَا أَیُّهَا النَّاسُ؛ إِنَّهَا کَانَت أُبِینَت لِی لَیلَهُ القَدرِ، وَ إِنِّی خَرَجتُ لِأخبِرَکُم بِهَا، فَجَاءَ رَجُلَانِ یَحتَقَّانِ مَعَهُمَا الشَّیطَانُ، فَنُسَیِّتُهَا، فَالتَمِسُهَا فِی العَشرِ الأوَاخِرِ مَن رَمَضَانَ، التَمِسُوهَا فِی العَشرِ الأوَاخِرِ مِن رَمَضَانَ، التَمِسُوهَا فِی التَّاسِعَهِ وَ السَّابِعَهِ و الخَامِسَهِ). قَالَ: أجَل نَحنُ أَحَقُّ بِذَلِکَ مِنکُم. قَالَ: قُلتُ: مَا التِّاسِعَهُ وَ السَّابِعَهُ وَ الخَامِسَهُ؟ قَالَ: إِذَا مَضَت وَاحِدَهٌ وَعِشرُونَ فَالَّتِی تَلِیهَا ثِینتَینِ وَ عِشرِینَ، وَ هِیَ التَّاسِعَهُ. فَإِذَا مَضَت ثَلَاثٌ وَ عِشرُونَ فَالَّتِی تَلِیهَا السَّابِعَهُ، فَإِذَا مَضَی خَمسٌ وَ عِشرُونَ فَ الَّتِی تَلِیهَا الخَامِسَهُ» (بخاری و مسلم). یعنی: «پیامبر(صل الله¬وعلیه¬وسلم) ده شب میانی رمضان را در مسجد ماند تا شب قدر را دریابد، آنگاه که ده شب تمام شد، آن مکانی را که ساخته بود، خراب کرد. سپس برایش معلوم شد که در ده شب آخر است. دستور داد که آن مکان را دوباره بسازند. آنگاه به میان مردم رفت و فرمود: (ای مردم من شب قدر را دریافتم و آمدم که به شما اطلاع دهم، دو مرد آمدند که اختلاف داشتند و هر کدام خود را بر حق می¬دانست و شیطان نیز با آنها بود، این بود که فراموش کردم کدام شب است، ولی در ده شب آخر رمضان به دنبال آن باشید و در نهنم و هفتم و پنجم بیشتر تلاش کنید) منم گفتم: ای ابو سعید، شما در شمارش از ما داناتر هستید. گفت: آری ما در این باره بیشتر بر حق هستیم. گفتم: منظور از نهم و هفتم و پنجم چیست؟ گفت: اگر شب بیست و یکم تمام شد، بیست و دو می آید این نهم است. اگر بیست و سه تمام شد آنچه به دنبالش می¬آید، هفتم است و بیست و پنجم که به پایان رسید، آنچه به دنبالش می¬آید پنجم است».

    بر اساس فرموده¬ای که ام المؤمنین عایشه(رضی الله و عنها) روایت می¬کند، خواندن این دعا در شب قدر از اهمیت زیادی برخوردار است. عایشه(رضی الله و عنها) می¬گوید: «قلت: یا رسول الله، أرأیت إن علمت أی لیله لیله القدر ما دقول فیها؟ قال: اللهم أنک عفو کریم تحب العفو فاعف عنی» (رواه الترمذی و صححه) یعنی: «گفتم: ای پیامبر خدا(صل الله¬وعلیه¬وسلم) ، اگر دانستم که شب قدر کدام شب است، چه دعایی در آن بخوانم؟ فرمود: بگو: خداوندا تو بخشنده هستی و بخشندگی را نیز دوست داری، پس مرا ببخش».

    و کلام آخر اینکه مرا نیز در دعاهای خیر خود فراموش نکنید، به ویژه در هنگام افطار.

    و الحمدلله رب العالمین

   نویسنده: بریار

    مترجم: کلثوم حسن زاده                                  برای مطالعه بخش نخست اینجا را کلیک کن

                                                                برای مطالعه بخش دوم اینجا را کلیک کن

                                                             برای مطالعه بخش سوم اینجا را کلیک کن                          

 

     منابع:                                               برای مطالعه بخش چهارم اینجا را کلیک کن

قرآن کریم

تفسیر نور(مترجم) رامان و ئاسان(نویسنده)

صحیح بخاری و صحیح مسلم

فقه السنه (سید سابق)

روژوو (آزاد نجم الدین)

الشیخ کریکار (ساتی یاد)

الشیخ محمد حسان (الکلمه)

الشیخ نبیل العوضی (الفضائل)

الشیخ محمد العرفی:  HYPERLINK “http://islamqa.info” http://islamqa.info

                            HYPERLINK “http://ar.islamway.com” http://ar.islamway.com                

   HYPERLINK “http://www.dorar.net” http://www.dorar.net

برچسب ها
نمایش بیشتر

کلثوم حسن زاده

@@نویسنده و مترجم و شاعر ایران - آذربایجان غربی - سردشت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن