اندیشه ،دعوتتاریخ و سیرهعقایدوعبادات

آیا می توان به بهانه مسلمان نمودن مردم ، با آنان جنگید ؟

 

توضیحاتی درمورد این فرموده پیامبرصلی الله علیه وسلم که می فرمایند :أمرت أن أقاتل الناس حتی یشهدوا أن لااله إلاالله وأن محمداً رسول الله ویقیموا الصلاه ویوتواالزکاه ،فإذا فعلوا ذالک عصموا منی دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم علی الله تعالی .) رواه البخاری ومسلم

از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله – صلى الله علیه وسلم – فرمود: «از جانب خدا به من امر شده است تا زمانی که مردم به یگانگی الله و به حقانیت رسالت محمد – صلى الله علیه وسلم – شهادت ندهند و نماز را اقامه نکنند و زکات ندهند، با آنان جهاد کنم. ولی هنگامی که این کارها را انجام دادند، مال و جان شان در برابر هرگونه تعرضی محفوظ خواهد ماند مگر در حقی که اسلام تعیین کرده است. و سرانجام کار آنان (در جهان آخرت) با خداست».

دین اسلام دین رافت ومهربانی وبرای سعادت و خوشبختی انسانها آمده است . اسلام درکل انسان را مورد خطاب خود قرارداده است.

تمام هستی را خداوند برای خدمت به بشریت آفریده است ،انسان اشرف مخلوقات ودارای ارزش واحترام می باشد،تمام موجودات مسخر ورام شده اوهستند تا انسان آسوده خاطر وبا آرامش زندگی کند.

خدا انسان را آزاد آفریده است ، واورامختارنموده ، تا اینکه با اراده واختیارخودهر آیین ودین وعقیده ای را برگزیند ،واورامجبوربه پیروی از دین به خصوصی ننموده است .

خداوند متعال می فرمایند: (لا اکراه فی الدین ) یعنی هیچ اجبارواکراهی در پذیرش دین نیست.

این آیه ازآیات محکمات وناسخ است وبعدازفتح مکه نازل شده است.

این حدیث را واقد ازپدرش محمد او هم از پدرش زید او هم ازپدرش عبدالله و او هم از پدرش حضرت عمر رضی الله عنهم روایت کرده است .

این فرموده صحیح وعلما درصحت آن هیچ شکی ندارند.

معنی و تحلیل حدیث:

عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: (خداوند) به من فرمان داده است با مردم بجنگم تا گواهی دهند که جز خدا معبودی(راستین) وجود ندارد ومحمد(ص) پیامبر خداست ونماز را برپا دارند و زکات بپردازند، اگر چنین کردند، بی تردید خون و اموال شان را از مصون کرده اند، جز به حق اسلام (که در اقبال آن خون و مال شان محفوظ نیست)و حساب آنان با خداوند متعال است.

حال ببینیم این حدیث را پیامبر در چه زمانی فرموده اند:

یکی ازعلمای حنفی به نام شریف کمال الدین می فرمایند، که درکتاب مصنف ابن شیبه آمده،ابوهریره میفرمایند :حضرت عمررضی الله عنه فرمود،روزی پیامبرفرمود:(لأدفعن اللواء غداً الی رجل یحب الله ورسوله ،یفتح الله به ).قطعاً فردا پرچم رابه کسی می دهم ،که خداو پیامبرش رادوست می دارد،وبواسطه اوخداوند مسلمانان راپیروزمی کند.

حضرت عمررضی الله عنه می فرماید هیچ وقت آرزوی مقام وریاست نداشته ام، جز آن روزکه دوست داشتم پرچم به من داده شود،صبح که آمد تلاش کردم تابه خواسته ام برسم اما پیامبر صلی الله علیه وسلم به حضرت علی (ع)فرمودند :(قم إذهب وقاتل ولا تلتفت حتی یفتح الله علیک )،برخیزوبرو با کافران بجنگ وبرنگرد تا پیروزی شامل حال شما می شود.

حضرت علی فرمودند:تاکی ،با آنها بجنگیم؟ پیامبر اسلام صلى الله علیه وسلم فرمود:(حتی یقولوا لا اله الا الله ،فإذا قالوها حرمت دماؤهم وأموالهم الابحقها).تا وقتی که اقرار به وحدانیت خدا می کنند ، اگر اقرار کردند خون و اموالشان بر شما حرام می شود به جز به حق اسلام.

این حدیث بیانگر چیست؟

وقتی که دراین حدیث فوق به خوبی بنگریم در می یابیم که هدف پاسداری وحفاظت از اموال وخون انسانها است نه حلال کردن خون انسان کافر.

با کمی تامل وتفکر ودقت در حدیث بیشترمفهوم حدیث برای ما روشن خواهد شد.

عده ای ظاهربین ازاین حدیث برداشت نموده اند که پیشوا وامام مسلمانان ،حضرت محمد (ص) همیشه با کافران درحال جنگ وقتال بوده تا وقتی که ایمان بیاورند و داخل دین اسلام شوند.

امام غزالی می فرمایند: این برداشت ظلمی است ، نا بخشودنی در مورد این حدیث.

آیا این دستور قتال باهمه کفار است؟ و کلمه الناس در حدیث شامل همه مردم بجز مسلمانان می شود؟

قطعا جواب منفی است.

۱ ــ این برداشت که منظور از کلمه ناس تمام  کفار باشد مخالف صریح آیه (لا اکراه فی الدین ) در دین اجبار و اکراهی نیست.

و آیه ۹۹ سوره یونس (افانت تکره الناس حتی یکون مؤمنین ) آیا شما از مردم اکراه می کنی تا مؤمن گردند. وآیه ۲۹ سوره کهف (فمن شاء فلیؤمن ومن شاء فلیکفر) هرکه خواهد ایمان آورد و هرکه خواهد کافرشود .

۲ــ مراد از کلمه (الناس)در این فرموده پیامبرصلی الله علیه وسلم گروهی یا کسانی معلوم و خاص می باشد نه عموم مردم،و این هم جای انکار و تعجب نیست،چون در قرآن ازاین نوع کلمه وعبارات بسیارداریم. از جمله

-آیه ۴۶سوره آل عمرانمی فرماید : ویکلم الناس فی المهد و کهلا و من الصالحین .

و با مردم در گهواره و میانسالی سخن می گوید و از شایستگان است.

آیا حضرت عیسی علیه السلام با تمام مردم سخن گفت؟قطعاً خیر ،تنها با بنی اسرائیل سخن گفت.پس در این آیه مراد از کلمه ناس بنی اسرائیل است نه تمام مردم.

-درآیه ۵۴سوره النساءمی فرماید:أم یحسدون الناس علی مااتاهم الله من فضله/آیا آنان بر چیزی حسد می‌برند که خداوند از روی فضل و رحمت خود ( با برانگیختن محمّد ) به مردم ( عرب ) داده است‌ ؟

منقصود از کلمه ناس فقط شخص پیامبر (ص) می باشد نه تمام مردم .

آیه۴۶ سوره یوسف :لعلی أرجع الی الناس لعلهم یعلمون.باشد که من به سوی مردم برگردم تا شاید ایشان بدانند.

آیا فرستاده عزیزمصر به سوی تمام مردم برگشت؟ قطعاً خیر تنها به سوی عزیز و کاربه دستانش .پس منظور تمام مردم نیست.

آیه۱۷۳ سوره آل عمران :الذین قال لهم الناس إن الناس قدجمعوالکم فاخشوهم . آن کسانی که مردمان بدیشان گفتند : مردمان ( قریش برای تاختن بر شما دست به دست هم داده‌اند و ) بر ضدّ شما گرد یکدیگر فراهم آمده‌اند ، پس از ایشان بترسید ؛آیا تمام مردم چنین سخنی به مؤمنین گفتند و تمام مردم جمع شدند؟ قطعا خیر، مقصود از الناس بعضی از مردم است .

۳ـ کفاری که با مسلمانان هم پیمان شدند و کفار ذمی ،با وجود اینکه کافر هم هستند ولی آزادانه در دولت اسلامی زندگی می کنند و کسی حق ندارد حقوق شهروندی آنان را زیر پا بگذارد وهرکس مرتکب چنین کاری شود از سوی حکومت اسلامی مجازات خواهد شد.پس چگونه از جمله ی (أمرت أن أقاتل الناس) استنباط می شود،که باید با تمام مردم جنگید؟!!

۴ـ قرآن کریم در مسئله ی جهاد در راه خدا ،کسانی را که بایدعلیه آنها باید جهاد کرد را معلوم و مشخص می نماید: (وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم ولا تعتدوا أن الله لا یحب المعتدین) ‏ و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما می‌جنگند  و تجاوز و تعدّی نکنید .

( شما جنگ‌افروزی نکنید و بی گناهان و بی‌خبران و زنانی که نمی‌جنگند ، و کودکان و پیرمردان و بیماران و امان‌خواهان را نکشید و خانه‌ها و کشتزارها را ویران نسازید ) ؛ زیرا خداوند تجاوزگران را دوست نمی‌دارد . ‏همچنین در سوره توبه :آیه ۳۶ می فرمایند: و قاتلوا المشرکین کافه کما یقاتلونکم کافه در هر دو آیه مذکور علت و سبب جنگ با مشرکین و کفار را تجاوز و عداوت و دشمنی علیه مسلمانان بیان مى کند، نه کافر بودن آنها.

خداوند در باره مشرکانی که با مسلمانان وارد جنگ نشده اند می فرماید :سوره توبه ایه ۶ (وإن احد من المشرکین استجارک فأجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مأمنه ذالک بأنهم قوم لا یعلمون )ای پیغمبر ! ) اگر یکی از مشرکان  و کافرانی که به شما دستور جنگ با آنان داده شده است  از تو پناهندگی طلبید ، او را پناه بده تا کلام خدا ( یعنی آیات قرآن ) را بشنود ( و از دین آگاه شود و راجع بدان بیندیشد ؛ اگر آئین اسلام را پذیرفت ، از زمره‌ی شما است  و اگر اسلام را نپذیرفت ) پس از آن او را به محلّ امن ( و مأوی و منزل قوم ) خودش برسان ( تا از خطرات راه برهد و بدون هیچ گونه اذیّت و آزاری به میان اهل و عیال خویشتن رود ) . این ( پناه دادن ) بدان خاطر است که مشرکان مردمان نادان ( و ناآگاه از حقیقت اسلام ) هستند ( و چه بسا در پرتو آشنائی با اسلام ، نور ایمان در دلهایشان روشن گردد ) . ‏

. این آیه هیچ شک و گمانی در دل انسان باقی نمی گذارد که هدف از فرموده پیامبر(ص) (أمرت الناس ان أقاتل الناس) کسانی است که با مسلمانان وارد جنگ شده اند .

برادر و خواهر عزیزم برای روشن شدن مطلب و رسیدن به درجه یقین به آیه ۸ سوره ممتحنه اشاره می نماییم :لا ینها کم الله عن الذین لم یقاتلو کم فی الذین لم یقاتلونکم فی الدین ولم یخرجوکم من دیارکم أن تبروهم وتقسیطوا إلیهم أن الله یحب المقستین)

 خداوند شما را باز نمی‌دارد از این که نیکی و بخشش بکنید به کسانی که به سبب دین با شما نجنگیده‌اند و از شهر و دیارتان شما را بیرون نرانده‌اند . خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد .

۵ـ عالم بزرگ ابن العربی مالکی می فرمایند :فاقتلوا المشرکین عام است در مورد هرمشرکی، ولی سنت پیامبران آن آیه را خاص کرده ومراد ازمشرکین درآیه کسانی هستند که علیه شما وارد جنگ شده اند ومی جنگند.

۶ـ امام مسلم درادامه حدیث مذکور (أمرت أن أقاتل الناس )می فرمایند ، که پیامبر صلی الله علیه وسلم در پایان این حدیث این دوآیه را متذکر شدند وفرمودند:فذکرانماانت مذکر لست علیهم بمصیطر. پس پند ده جزاین نیست که تو پند دهنده ای تو بر ایشان مسلط نیستی .

۷ـ امام ابن تیمیه درباره حدیث مذکور می فرمایند: ومقصود از(أمرت أن أقاتل الناس حتی..)قتال وجنگ علیه محاربین (کسانی که علیه مسلمانان واردجنگ شده اند) می باشد.

 همچنین می فرماید:هرگاه کسانی مانع گسترش وتبلیغ دین اسلام شوندوبااسلام ومسلمین واردجنگ شدند، قتال وجهاد علیه آنها واجب می باشد.

۹ـ عالم مشهورظاهری ابورجب می فرماید:بعضی می پندارند که معنی حدیث این است ،که باکفار وارد جنگ و قتال شد تا احکام فروع دینی را انجام می دهند، در حالی که این برداشت از حدیث مذکورمخالف سیره وروش پیامبر اسلام صلى الله علیه وسلم در رفتار با کفار می باشد.

۹ـ با همه این دلایل ذکرشده ،علما و دانشمندان اسلامی می فرمایند:این حدیث با آیه لا اکراه فی الدین نسخ شده است.

خلاصه بحث:

برادر و خواهرایمانیم در پایان به این نتیجه رسیدیم که:

۱-این فرموده و حدیث پیامبرصلی الله علیه وسلم مخصوص کسانی است که کافر بوده و مانع انتشار اسلام بوده و علیه اسلام و مسلمانان به مقابله و جنگ و ستیز می پردازند.

۲ـ درطول تاریخ اسلام هیچ کس به زور واکراه داخل دین اسلام نشده است ،تا مسلمان شود و دین اسلام با زورتیر و شمشیر انتشار نیافته است.

۳ـ هرگونه اکراه واجبار برای مسلمان کردن شخصی مخالف مفهوم صریح آیات قرآن کریم می باشد .همان گونه که قبلاً اشاره کردیم.

مؤلف:م . أیوب علی

مترجم :عثمان جاسمی

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن