گفتگو

ابن تیمیه و بی انصافی مخالفانش


إفترا بر إمام ابن تیمیه
بدون شک عبادت با جستجو از علم و دانش شرعی، از بزرگترین عبادتهایی است که خداوند متعال آن را دوست می دارد؛ زیرا نزد خداوند دارای ارزش والایی است. اگر علم و دانش نبود مردم در تاریکیهای جهالت همچون حیوانات بسر می بردند و اگر علم و دانش نبود، اهداف و وسائل به خوبی شناخته نمی شدند.
اگر دانش نبود دلیل ها و برهانها بر مطالب شناخته نبودند. دانش، در میان تاریکی ها،بیراهه ها و شُبه ها راهنما است و ممیز و تشخیص دهنده ی میان حقیقت ها ست، راهیاب و راهنما برای کاملترین راه ها است، با علم است که، خداوند درجات بندگان را بالا می برد و با جهل است درجات بندگان سقوط می کند.
بدون شک دانش و دانشمندان در متون کتاب و سنت بهره و ارزش زیادی دارند همان گونه که خداوند متعال می فرماید: خداوند ایمان داران از شما و صاحبان علم را درجاتی بالا می برد:
خداوند بیان داشته که اهل علم از عالمان کتاب و سنت را رتبه هایی بالا برده است و یاد آنان را بالا برده است.
این حق است، زیرا آنان از کتاب خداوند تحریف غلو ورزان را و جعل باطل گرایان را و تاویل جاهلان را زدوده اند، از آنانی که پرچم های بدعت را بسته و طناب فتنه ها را رها کرده از آنانی که جاهلترین مردم را فریب می دهند با آنچه که بر آنان شبهه ایجاد می کنند تا این که امر به جایی رسید که عقل هایشان را مجبور کرده و اموالشان را حلال نموده و حتی ناموس آنها را حلال کرده اند و معلوم است هر زمان که مردم از رسالت دور می شوند بدعتها روی می دهد و جهل انتشار می یابد. وخرافات در میان مردم رواج می یابد و غریبی دین زیاد می شود؛ از حکمت و رحمت خدا به مخلوقاتش این است که در رأس هر صد سال کسی را می فرستد تا دین را برای امت تا زمان برپایی قیامت تجدید کند.( پیوسته گروهی از امت من بر حق آشکار می شوند کسانی که آنان را رسوا می کنند، نمی توانند به آنان ضرر برسانند تا این که فرمان خدا می آید و آنان بر آن هستند.)
پیامبر خبر داده است آنان، کسانی هستند که بر آنچه من و اصحابم بر آن هستیم، می باشند.
 پس گروه یاری شده و نجات یافته کسانی هستند، که با سنت، هدایت یافته اند و بدان اقتدا می کنند و واجب است که دانسته شود که هیچ خیری در امتی و قومی نیست که برای عالم در میان آنان والایی نیست و بدترین آنان کسانی هستند که از ارزش عالم می کاهند و بدون آن که برای اهل حق سخنی در انکار آن باشد و گوینده راست گفت: در قومی که بزرگانشان خوار می شوند و خوار، بزرگ می گردد و سیادت می کند، خیری نیست.
از عالمانی که پیوسته بدعتگذاران و منحرفین به او طعنه می زنند، امامی از امامان اهل سنت است و مردی از مردان آن، به قطعیت می گویم بیشتر اهل سنت از سیره ی او فقط نام او را می شناسند.
او شیخ الإسلام و عالم بزرگوار ابن تیمیه احمد بن عبد الحلیم بن عبد السلام بن عبد الله تیمیه حرانی دمشقی است.
در این گفتار کوتاه اندکی از سیره ی او را بررسی می نماییم، زیرا آوردن سیره ی او مقاله ها و عبارتهای زیادی را می طلبد.
 امام ذهبی گفته است اگر میان رکن و مقام سوگند خورم، سوگند می خورم که چشمانم مثل او را ندیده است، سوگند به خدا او مثل خود را در علم ندیده است.
سبُکی گفته است فقط جاهل و یا صاحب هوی و هوس نسبت به ابن تیمیه کینه دارد.
در مثل قدیمی گفته اند: هرگاه سبب شناخته شود تعجب باطل می شود.
از لابه لای نمایش زندگی نامه ی او برای ما روشن خواهد شد برای چه بدعت گزاران نام این امام را درهرجا می کوبند، مسأله فقط تصادفی و یا جدید نیست، هرگز؛ بلکه کینه ای است بر هر صاحب سنتی بخصوص هرکس که تاثیر بزرگی درمیان مردم همچون ابن تیمیه داشته باشد( راست گفته کسی که گفته: تمام دشمنی ها امید به دوستی آنها است، جز دشمنی کسی نباشد که در دین، دشمن تو است.)
ایشان  مرد  بودند که در پهلوهایش همّ و غمّ امت را حمل می کرد، در زمانی آشکار شد که غربت اسلام شدید بود. و اتحاد مسلمانان دچار تفرقه شده بود و فرقه های مخالف سلف صالح آشکار شده بود در زمانش با گروه های بدعت گزار و رهبران گمراهی، پیکار می کرد.
طایفه های مختلفی در زمان او آشکار شدند، کسانی که مرده ها را تقدیس می نمودند و قبرها را تعظیم می کردند و یارانشان را بجای خدا فرا می خوانند و در میان مردم نمودهای جاهلیت را که پیامبر از آن برحذر داشته بود، پیکار نمود.
ایشان از جمله کسانی بودکه در این واقعیت دردناک زندگی می کرد و با علمش همچون نور درخشنده ای به دانشجویان درس می داد و کتابها و رساله ها را در پاسخ منحرفان تالیف می کرد، و با گروه هاو طایفه ها مباحثه ومناظره می کرد تا نقص وکم و کاستی آنها را نمایان سازد و به اصطلاح پته شان را روی آب بیندازد.
کتابها وبیاناتش برای مخالفانش سخت تر وگران تر از زدن تیر بر پیکرشان بود و به واسطه این تالیفات مرارتها رابه آنها چشاند. به همین منظور کتابهای زیادی را تالیف نمود
که از بارزترین آنها که در مورد عقیده است ودر آن عقیده اهل سنت وجماعت را پایه ریزی کرده … از سلف صالح وپیشوایان هدایت یافته …..
ایشان به کرات گفته عقیده نه از من و نه از کسانی که از من بزرگ ترند گرفته می شود، بلکه عقیده باید از قرآن وسنت باید اخذ شود. از کتابهای ایشان که خشم اهل بدعت را برانگیخت و دیوانگی و حماقت آنها را به رُخشان کشید کتاب «منهاج السنه النبویه» در رد گروه قدریه در ۸ مجلد بود.
کتابهای واسطیه، الاستقامه والفرقان، اولیاء الرحمن واولیاء الشیطان و کتاب الایمان، از یک جهت در جهاد و مبارزه با اهل بدعت بود و از طرف دیگر با تبیین و زبان درمبارزه و جهاد باملتهای منحرف و کفر پیشه هم چون یهود ونصاری بسر می برد. وی همچنین کتاب الصارم المسلول را درجواب رد کسانی که به ساحت مقدس پیامبر (ص)گستاخی نمودند نوشت. کتاب الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح، در رد برفلاسفه وعقل گرایان و کتابهای نقض المنطق، النبوات، اقتضاءالصراط المستقیم مخالفه اصحاب الجحیم را نیز نوشت.
واما مبارزه اش با شمشیر هیچگاه عمل وگفتارش در تضاد با هم نبودند بلکه ایشان عالمی عمل گرابود ومدام مردم رابرای جهاد ومبا رزه در راه خدا دعوت می نمود خصوصا در مقابله با مغولها.
در مورد حادثه وواقعه شقحب در سال ۷۰۲ ه ق در روز (مرج الصفر)جانانه مقاومت کرد و وجود ایشان در میان مردم ومجاهدان، تاثیر بسزایی در تقویت روحیه مسلمانان داشت و نزد سرکرده ی مغولها قازان رفت و طوری با او صحبت کرد که تعجب حاضرین را بر انگیخت. ایشان هم چنین سلطان مصر را به خاطر اینکه نزدیک بود مصر را تقدیم مغولها کند تهدید نمود.
این موضع ابن تیمیه بود در رابطه جهاد در راه خدا.
 ایشان نابغه ی حافظان، دارا ی هوشی سر شار ، ذهنی تیز و در سن ۱۹ سالگی جانشین پدر در تدریس وتعلیم گردید. کمتر اتفاق می افتاد چیزی بشنود و حفظ نکند.
از حفظ قرآن را تفسیر می کرد جلساتش بسیار طول می کشید. خیلی وقتها اتفاق می افتاد که حلقه درسش پایان می یافت وایشان بحث از جزء ای از آیه ای رابه پایان نمی رساند تا چه رسد به تفسیر کامل آیه.
افتراهای بسیاری بر وی وارد ساختند در حالی که ایشان از این تهمتها بدور بودند و این دروغها زیانی به وی نرساندند. سنت الهی در مورد مصلحان ومجددین دین اینست که باید آزمایشات و امتحانات را پشت سر نهند.
به پیامبر (ص)نگاه کنید که چگونه مورد آزمایش قرار گرفت ؟ ندایش را با تکذیب جواب دادند
نسبتهای ناروایی به ایشان دادند مانند ساحر کاهن. شاعر دیوانه
ابن تیمیه رحمه الله، در گفتن حق صبر و تحمل زیادی داشت و در این را نارحتیهای زیادی کشید و زندانی هم شد.
از دروغهایی که به ایشان نسبت داده شد، حرمت زیارت مرقد رسول الله ص بود. دیگری حرام بودن بستن بار مسافرت برای زیارت قبر رسول الله ص ، غیر از ساکنان مدینه بود که بر گرفته از حدیث« لاتشد الرحال الی ثلاث مساجد…. » می باشد.
از دیگر دروغهایی که بر شیخ ابن تیمیه بسته شده است مخالفت ایشان در اجماع مسلمین بر مسئله ی طلاق ثلاثه است. « آنچه عیان است کسی که در عهد پیامبر طلاق ثلاثه را در لفظ واحد بر زبان می آورد، فقط یک طلاقش واقع میشد. » و این دلیل است که چیزی نو و بدعت آوری در کلامش نبوده است.
ابن تیمیه به خاطر صلابتی که در صداقت و راستگویی داشته، به مرات زندانی شده است، آخرین باری که نزدیک دو سال زندانی شده عمر ایشان ۶۷ سال بوده و اواخر عمر خویش را بسر می برده است. نقل است که ایشان در آواخر عمر خویش فقط به مطالعه ی قرآن مشغول بوده است تا جایی که گویند ۸۰ بار قرآن را ختم کرده است و آخرین آیتی که قرائت نموده اند « ان المتقین فی جنات ونهر فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر»،بوده است.
ابن کثیر در مورد تشیع جنازه ی مرحوم ابن تیمیه می فرماید: اگر سلطانی قاهر و حاکمی عادل مردم را دعوت میکردند بازهم به این اندازه مردم جمع نمیشدند.
بدرالدین العینی الحنفی صاحب کتاب عمده القاری در شرح بر صحیح بخاری ، در مقام دفاع از ابن تیمیه در برابر بعضی از مخالفانش، چه زیبا می فرماید که : « کسی که بر ابن تیمیه افترا ببندد بسان سر گین غلتانی میماند که وقتی گلها را بو می کند می میرد( به دست خود تیشه بر ریشه خود میزند) وهمچنین بسان خفاشی است که از تابش نور اذیت می شود به خاطر بدی دید وضعف آن »
رحمت خداوند بر ابن تیمیه باد و ایشان را در بهشت برین خویش قرار دهد و او و ما را اعلی درجات بهشت باهم جمع گرداند « مع الذین انعم الله علیهم من النبین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین وحسن اولئک رفیقا »
نوشته ی: الشیخ محمد ضاوی العصیمی
ترجمه ی: صدرالدین رسولیان – نقده
نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن