اصول

احکام لباس و حجاب از دیدگاه مذاهب اهل سنت(۲-۱)

حجاب به‌ پوشش‌های گوناگون زنان مسلمان گفته می‌شودومفهومی برآمده از قرآن کریم و فقه اسلامی و ساخت یافته در فرهنگ اسلامی که ناظر به پوشش شرعی در مقابل نامحرم، بویژه برای زنان است. حجاب گاه برگرفته از احکام شرع و گاه مربوط به قراردادهای اجتماعی و شرایط موقعیتی فرد است. از دیدگاه فقها حجاب یکی از احکام اسلامی است و اصطلاحاً عبارت است از پوشاندن ضروری مو و سایر اعضای بدن به جز صورت و دو دست (و گاهی دو پا) توسط زنان مسلمان (تنها در صورتی که کنیز نباشند)، در برابر مردانی که طبق شریعت اسلامی نامحرم شمرده می‌شوند.

درباره پوشش مردان نیز حداقل مقدار پوشش واجب حفظ عورتین است.

حجاب اساسا امری فرهنگی است و به ارتباطات اجتماعی بازمی‌گردد و از آنجا که فقه مذاهب مختلف هرگز از عرف اجتماعی منقطع نبوده است بخش مهمی از مباحث حجاب در قالب تعامل فقه و فرهنگ و همچنین تعامل اخلاق و فرهنگ در جوامع اسلامی قابل فهم است. تعامل‌های یاد شده که در سده‌های متمادی جایگاه حجاب در جوامع اسلامی را منعکس کرده‌است پس از ورود جریان نوگرایی به جهان اسلام با تنشهایی روبرو شده‌است. رابطه حجاب با مفهوم زن در جوامع مدرن، مسئله حقوق زن و جایگاه اجتماعی زنان و اخیراً مسئله جهانی شدن از مواردی است که مسئله حجاب را به عنوان یکی از مسائل مهم در عرصه دین و جامعه مطرح ساخته است.[i]

اول: ویژگی لباس شرعی زن مسلمان

۱ـ واجب است لباس زن مسلمان به اندازه­ای بلند باشد که تمام بدنش را از دید مردانی که محارم او نیستند، بپوشاند، در ضمن برای محارم خویش جز آن قسمت از بدن که به طور عادت مثل صورت، دو کف دست و دو قدم پا آشکار است، باز نگذارد.

۲ـ لباس باید زیرش را کاملاً بپوشاند، آن گونه شفاف و نازک نباشد که از زیرش پوست بدن دیده شود.

۳- آن اندازه تنگ نباشد که حجم اعضای بدن زن را نشان دهد؛ در صحیح مسلم از پیامبر – صلى الله علیه وآله وسلم – روایت شده است که آن حضرت – صلى الله علیه وآله وسلم – فرمودند: « صِنْفَانِ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا، قَوْمٌ مَعَهُمْ سِیَاطٌ کَأَذْنَابِ الْبَقَرِ یَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ، وَنِسَاءٌ کَاسِیَاتٌ عَارِیَاتٌ مُمِیلَاتٌ مَائِلَاتٌ، رُءُوسُهُنَّ کَأَسْنِمَهِ الْبُخْتِ الْمَائِلَهِ، لَا یَدْخُلْنَ الْجَنَّهَ، وَلَا یَجِدْنَ رِیحَهَا، وَإِنَّ رِیحَهَا لَیُوجَدُ مِنْ مَسِیرَهِ کَذَا وَکَذَا ». (مسلم حدیث شماره ۲۱۲۸).

«دو گروه از مردم اهل آتش جهنمند در حالی که من آنها را ندیده­ام. گروهی که به دستشان شلاقهایی است همانند دم گاو، که به وسیله آن مردم را شلاق می­زنند؛ و گروه دیگر زنانی هستند که در عین پوشش لخت و عریانند؛ دیگران را به سوی خود می­کشانند و خودشان نیز به سوی دیگران کشیده می­شوند، موهای سرشان همانند کوهان خمیده شتر است؛ نه به بهشت وارد می­شوند و نه بوی بهشت به مشامشان می­رسد، گرچه بوی بهشت از مسافت چنین و چنان یافت می­شود».

ابن تیمیه در مجموع الفتاوی (۲۲/ ۱۴۶) در تفسیر این حدیث گفته است: «کاسیات عاریات» یعنی چیزی را می­پوشد ؛ اما بدنش را پوشش نمی‌دهد، گرچه او لباس به تن دارد ولی در حقیقت لخت و عریان است. همانند کسی که لباس نازکی را بپوشد که از زیر آن تمام پوست بدنش مشخص باشد و یا لباس به اندازه­ای تنگ و چسبنده باشد که اعضای بدنش را نمایان سازد؛ مثل برآمدگی باسن و ساعد و سایر قسمتهای بدن را.

بنابراین پوشش واقعی آن است که او را کاملاً بپوشاند و بدنش را ظاهر نسازد و همچنین برآمدگی و اندازه اعضای بدنش را نشان ندهد؛ و این در صورتی ممکن است که لباس زن ضخیم و بلند و وسیع باشد.

۴ـ به هیچ وجه لباس زن نباید شباهت به لباس مردانه داشته باشد. در حقیقت پیامبر – صلى الله علیه وآله وسلم – زنانی را که خودشان را مشابه مردان می سازند لعنت کرده است و همچنین مردانی که خودشان را همانند زنان می سازند لعن و نفرین نموده است. در ضمن مشابهت زن به مرد در مسأله لباس است؛ به این صورت که زن آن لباسی را که از نظر شکل و نوع و صفت در عرف یک جامعه­ای لباس مردان است، بپوشد.

عبدالله بن عباس – رضی الله عنه- روایت می‌کند که: «لعن رسول الله – صلى الله علیه وآله وسلم – المتشبهن من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال»[ii]. پیامبر- صلى الله علیه وآله وسلم –    زنانى که خود را به مردان همانند می‌کنند، و مردانى که خود را به زنان همانند می‌کنند لعنت فرموده است.
شیخ الإسلام ابن تیمیه در مجموع الفتاوی (۲۲/ ۱۴۸، ۱۴۹، ۱۵۵) گفته است: تفاوت بین لباس مردان و زنان به آن چیزهایی برمی­گردد که به مصلحت مردان و زنان است و باید مناسب آنچه باشد که به مردان و زنان دستور داده می­شود (یعنی باید شایسته مردانگی مردان و زنانگی زنان باشد)؛ زنان در شرع مقدس وظیفه دارند که خودشان را بپوشانند و با حجاب باشند و از بی حجابی و لختی پرهیز کنند. به همین دلیل برای زنان جایز نیست که در اذان و در تلبیه حج صدایشان را بلند کنند و همچنین در بالا رفتن به کوه صفا و مروه مأمور نشده­اند. همچنین تجرد در احرام حج آنگونه که برای مردان جایز است برای زنان روا نیست، زیرا مرد وظیفه دارد سرش را باز بگذارد و لباس معمولی خود را به تن نکند؛ وی نباید پیراهن، شلوار، کلاه و جوراب و غیره بپوشد، تا این که ایشان فرمودند در صورتی که زنان از پوشیدن لباس عادی خویش ممنوع نیستند، زیرا آنان مأمور به پوشش و حجاب هستند، بنابراین عکس این کار برایشان جایز نیست. ولی از نقاب زدن بر روی چهره و همچنین به دست کردن دست کش خودداری کند، زیرا این پوشش بیش از حد اعضای عورت است و نیازی بدان نیست. آنگاه ایشان فرمودند: زن می­تواند چهره­اش را بدون نقاب از مردان بپوشاند … و در پایان گفت: وقتی که کاملاً روشن شد بطور حتم باید میان لباس مردان و زنان تفاوت باشد؛ پس زن از مرد به وسیله لباس شناخته می­شود؛ و حتماً باید لباس زنان برای پوشش و حجاب باشد تا مقصود اصلی از تفاوت حاصل شود.

در اینجا جواب اصل سابق آشکار گردید و روشن شد هر آن لباسی را که غالباً پوشش مردان است و بیشتر مردان آن را می­پوشند، زن از پوشیدن آن نهی شده است … پس از مطالب فوق ایشان گفتند: هرگاه در یک لباس هم عدم پوشش و هم مشابهت جمع گردید، پس این چنین لباسهایی از دو جهت منع شده اند؛ والله اعلم.

۵ ـ در لباس زن نباید آن زیورآلات و رنگهای چشمگیر باشد که پس از خروج وی از منزل، چشم ها را به طرف خود خیره سازد؛ زیرا این چنین لباسها همان ظاهرسازی زر و زیور هستند که زنان از آن به شدت نهی شده­اند.

دوم: معنا، دلایل و فایده های حجاب:

حجاب عبارت است از پوشاندن زن، بدنش را از مردانی که محرم وی نیستند. چنانچه خداوند فرموده است:  ((وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ )) (النور: ۳۱).

«و زینت خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى هاى خود را بر صورت و شکافهاى سینه خود افکنند (تا صورت و گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان».

و باز خداوند متعال فرموده است: ((و إذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ)). (الأحزاب: ۵۳).

«و هنگامى که چیزى از وسایل زندگى را (بعنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) می خواهید از پشت پرده بخواهید».

منظور از کلمه «حجاب» در این آیه همان چیزی است که زن به وسیله آن خود را می پوشاند از قبیل دیواری، دری یا لباس و پرده ­ای.

گرچه آیه بالا در مورد زنان پیامبر – صلى الله علیه وآله وسلم – نازل شده است ولی حکم آیه عام است و شامل همه زنان با ایمان است. به دلیل این که خداوند آیه فوق را بدین گونه تعلیل فرموده است: ((ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ)). (الأحزاب: ۵۳).

«این کار براى پاکى دلهاى شما و آنها بهتر است!»

و این علت عمومی است؛ بنابراین علت عمومی آن دلیلی بر عمومیت حکم آن است.

خداوند متعال فرموده است: ((یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابیبِهِنَّ)). (الأحزاب: ۵۹).

«اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها (روسرى هاى بلند) خود را بر خویش فروافکنند».

شیخ الإسلام ابن تیمیه  در مجموع الفتاوی (۲۲/ ۱۱۰، ۱۱۱) گفته است: جلباب همان چادر است؛ ابن مسعود و سایرین آن را «رداء» نامیده اند و در زبان عامیانه «ازار» گفته می شود. و آن همان روسری بزرگ و پهنی است که همه سر و بدن زن را می پوشاند.

تعریف لباس: [iii]

لباس آن است که بدن را بپو شاند. جمع لباس، ألبِسَه یا لُبُس است. گفته می­شود: لَبِسَ الثَّوْبَ لُبْسًا، یعنی خود را با لباس پوشانید. زن و شوهر لباس یکدیگرند، چنان که خداوند می­فرماید: « هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ » زنان شما لباس شما هستند و شما لباس آنان هستید. لباس ِ هر چیزی عبارت است از پوشش آن، پس لباس تقوی؛ ایمان، حیا و عمل صالح است. و گفته می­شود: رَجُلٌ لِبَاسٌ، یعنی مردی که لباس بسیار دارد یا می­پوشد. معنی اصطلاحی چیزی از خارج از معنی لغوی نیست. [iv]

دکتر وهبه الزحیلی در کتاب الفقه الاسلامی و ادلته در تعریف حجاب زن مسلمان چنین می­گوید: إن حجاب المرأه المسلمه ـ عند جمهور العلماء ـ ستر جمیع بدنها عدا الوجه والکفین إذا لم تخش فتنه، فإن خیفت فتنه یجب سترهما أیضاً.[v]

بدون شک حجاب زن مسلمان – از دیدگاه جمهور علما – آن است که همه بدن زن به جز صورت و کف دو دست را در حالت عدم خوف فتنه، بپوشاند، اما اگر ترس فتنه در کار باشد زن باید آن دو را نیز بپوشاند.

خالد ایوبی نیا – ارومیه

ادامه دارد

[i]  . سایت ویکی پدیا

[ii] . البخاری.

[iii]  – الموسوعه الفقهیه الکویتیه، صادر عن: وزاره الأوقاف والشئون الإسلامیه – الکویت، جلد ۳۵، ص ۱۹۲

[iv]  –  مختار الصحاح للرازی، حاشیه الجمل ۲ / ۷۸، والمفردات للراغب الأصفهانی.

[v]  – الفِقْهُ الإسلامیُّ وأدلَّتُهُ، المؤلف: أ. د. وَهْبَه الزُّحَیْلِیّ، أستاذ ورئیس قسم الفقه الإسلامیّ وأصوله بجامعه دمشق – کلّیَّه الشَّریعه الناشر: دار الفکر – سوریَّه – دمشق.

برچسب ها
نمایش بیشتر

خالد ایوبی نیا

استان آذربایجان غربی - ارومیه مترجم - نویسنده فعال دینی و حافظ قرآن

نوشته های مشابه

‫۲ نظر

    1. حد اقل پوشش مردان در نماز این است که با لباسی فاصله ی ما بین ناف و زانوانش را هم از طرف جلو و هم از طرف پشت بپوشاند. چون طبق همه کتاب های فقهی و با استناد به احادیث صحیح عورت مرد ما بین ناف و زانو و عورت زن کل بدن او از موی سر تا پاها عورت می باشد. در حدیثی صحیح آمده است: روى أحمد فی مسنده عن جرهد: أن رسول الله صلى الله علیه وسلم رآه کشف عن فخذه، فقال: غط فخذک، فإن الفخذ من العوره. رواه الترمذی، وصححه الألبانی فی صحیح الجامع. بر اساس این حدیث بالاتر از زانو که ران است، عورت می باشد. و بالاتر از ناف که حتی در هنگام احرام و طواف سر و سینه بدون پوشش می باشد، و حتی یکی از شرایط احرام می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن