زنفتاویفقه

ازدواج اجباری دختران !!

عبدالله احمدی

آیا درست است پدری، دختر بالغ خود را بدون رضایت او به عقد کسی دیگر درآورد؟

ستایش مخصوص پروردگار است، لازم است چند واقعیت را بررسی کنیم.

۱- قاعده ای اساسی وجود دارد و کسی شکی در آن ندارد که اجتهاد هر فرد مجتهد، می‌تواند هم درست باشد و هم نادرست. می‌توان کلام هر کسی را پذیرفت یا رد کرد، به‌جز سخن پیامبر اسلام(صلی الله علیه وسلّم).

امام شافعی (رحمت الله علیه) یکی از پیشوایان بزرگ مسلمانان است. او هم مانند سایر انسان ها، انسانی معصوم نبوده است… ایشان می‌فرمایند: رأی و اجتهاد من درست است و احتمال اشتباه و خطا هم دارد. رأی و اجتهاد غیر از من اشتباه و نادرست است ولی احتمال دارد درست و صواب باشد .

امام شافعی باز می‌فرماید: هر چیزی که صحیح و درست بود، آن مذهب و راه و روش من است.

۲. بی انصافی نیست اگر آراء و رأی مجتهدان را‌ در موقعیَّت تاریخی بگذاریم ؛ هر مجتهدی مرد دوران خودش بوده است؛ امام شافعی در زمانی زندگی کرده که متأسفانه شخصی که قصد ازدواج داشت برای خواستگاری دختر پاپیش نمی کشید،‌ برای همین حق انتخاب و به ازدواج درآوردن دختران، بیشتر بر عهده پدران بود، هر چند که رضایتی هم در کار نمی‌بود!و بدلیل دلسوزی پدر معمولا دختر نیز رضایت می داد …

چه کسی می‌دانست امام شافعی(رحمت الله علیه) اگر امروز در بین ما بود و گسترش علم و فرهنگ و بیداری امروزی را شاهد بود و می دید  که دختران امروزی پیشقراول این پیشرفت‌ها هستند و می‌توانند تشخیص دهند که چه کسی برای شریک زندگی آنها بهترین است و اگر امروزه دختری با زور و اکراه به ازدواج کسی درآید، زندگی خود و زوجش را تبدیل به چه جهنمی می‌کند  ، به ناروا بودن ازدواج اجباری فتوا نمی داد و رأی و اجتهاد خود را تغییر می‌دادند؟

همچنان که آن بزرگوار در بسیاری از امور رأی و نظر خود را تغییر می داده است ؛ قبل از اینکه به کشور مصر برود، دارای دیدگاهی بود ولی بعد از اینکه در کشور مصر ماندگار شد و چیزهای جدیدی  که قبلاً ندیده بود را مشاهده نمود ، نظریه‌ای جدیدی ارائه نمود ..همان چیزی که معروف و مشهور است که امام شافعی دارای قول قدیم و قول جدید است.

۳. امام شافعی رحمت الله علیه برای اینکه پدری بتواند بدون رضایت دخترش او را به عقد شخصی درآورد چند شرط را تعیین کرده است ؛ از جمله :

الف –  میان پدر و دختر مشکلی وجود نداشته باشد ، برای مثال پدر ، مادر دختر را طلاق داده باشد و…

ب – دختر را به عقد کسی درآورد که از تمام جهات به هم بیایند و هم کفء هم باشند.

ج –  در قرار دادن مهریه به دخترش ستم نکند و مهر او را مانند سایر دخترانش قرار دهد .

د – شخصی که می خواهد دخترش را به عقد وی درآورد قادر به پرداخت مهریه باشد .

هـ – شخصی که می خواهد دخترش را به عقد وی درآورد نابینا یا پیرمرد نبوده‌ و یا ناخوشی و مریضی  نداشته باشد.

پس  از یادآوری این مقدمه  می گوییم :

از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و سلم) چندین حدیث روایت شده که باید هنگام عقد دختر، حتماً از او اجازه گرفت و رضایتش را جلب نمود .

قال النبی(صلی الله علیه وسلَّم): لاتنکح البکرحتی تستاذن و اذنها صمتها. پیامبر می‌فرماید: روا نیست دختر به عقد کسی درآید بدون اینکه خودش راضی باشد و اگر چنان چه با زبان رضایتش را بیان ننمود ؛ می توان سکوت وی را نشانه رضایت او قرار داد ..

ابن عباس(رضی الله عنه) می‌گوید: دختر جاریه ای نزد پیامبر(صلی الله علیه و سلم) آمد و گفت: پدرم مرا به عقد کسی درآورده که من راضی به ازدواج با وی نیستم… پیامبر(صلی الله علیه و سلم) او را مخیر کرد که می‌تواند عقد پدرش را قبول و یا  فسخ کند…

در حدیثی دیگر آمده که دختری نزد حضرت عائشه(رضی الله عنها) آمد و گفت : پدرم بدون اجازه ،  مرا به عقد برادرزاده اش دآورده است و اکنون من آن شخص را نمی‌پسندم ، باید چه کار کنم ؟! حضرت عائشه(رضی الله عنها) گفت: بنشینید تا پیامبر(صلی الله علیه و سلم) تشریف می‌آورند…  پیامبر(صلی الله علیه و سلم) فرمود: بروید پدر این دختر را به این جا بیاورید، آن مرد آمد… پیامبر(صلی الله علیه و سلم) در حضور پدر به دختر فرمود: دخترم تو هم می توانی عقد نکاح را فسخ کنی و یا آ« را تنفیذ کنید .. دختر گفت: من به انتخاب پدرم احترام می گذارم و راضی هستم … تنها خواستم مردم بدانند که پدران نمی‌توانند بدون اجازه دختران، آنها را به عقد کسی درآورند!

ابن تیمیه(رحمه‌الله) می‌گوید: جلب رضایت دختر بالغ  برای عقد وی، واجبی شرعی است ؛ این نظریه مورد تایید امام احمد و بعضی از شاگردانش و همچنین و مذهب امام ابوحنیفه و غیره است.

قال النبی(صلی الله علیه و‌سلّم): لاتنکح البکر حتی تستاذن ولاالثیب حتی تستامر، فقیل ان البکرتستحی؟ فقال: اذنها صماتها. وفی لفظ فی الصحیح” البکریستاذنها ابوها. ترجمه آن در بالا گذشت…

وقتی پدرحق ندارد بدون اجازه در مال و ثروت دختر بالغش، دخل و تصرف نماید؛ چطور می تواند او را بدون اطلاع و خشنودی به عقد  کسی درآورد؟!

البته خردسال بودن و به حد بلوغ نرسیدن دختر شرعا با اجماع  علما و با نص صریح موجب حجر است.

قال النبی(صلی الله علیه و سلم): الثیب احق بنفسها من ولیها والبکرتستاذن واذنها صماتها: پیامبر(صلی الله علیه و سلم) می‌فرماید: بیوه خودش صاحب اختیارخودش است و در اینکه با چه کسی ازدواج نماید خودش همه کاره است و نظر او بر پدرش مقدم است  و دختر باکره نیز باید برای عقدش رضایتش جلب شود و سکوت او نشانه رضایتش می باشد.

ازدواج اجباری دختر بالغ  مخالف اصول دین و عقل است و خداوندرا خوش نمی آید  که پدری به زور و اکراه  دخترش را وادار به فروختن مال یا اجاره دادن  و به زور غذا و لباسی را که نمی‌پسندد، بر او تحمیل کند ؛ چطور خداوند اجازه می‌دهد که او را به عقد کسی درآورد  که سالیان درازی می‌خواهد با او زندگی کند؟!

خداوند محبت و عشق را در بین زن و مرد قرار داده ، و شکس نیست که این محبت و عشق با کراهت و بغض از بین می‌رود و این چه عقد و ازدواجی است که فاقد محبت و دوستی متقابل باشد؟!

زن بالغ اگر خود را بدون حضور و اجازه ولیّ، به عقد کسی درآورد، نزد امام ابوحنیفه و یارانش این نکاح درست است البته  به این شرط که هم کفء و هم شأن یکدیگر باشند.

اما جمهور علما می‌گویند: حضور و رضایت ولیّ و سرپرست ، شرط  صحت عقد دختراست ؛ چرا که پیامبر می فرماید : «لانکاحَ الا بولِّی»

دکتر: یوسف قرضاوی (حفظه الله)
ترجمه: عبدالله احمدی (شنو)
سوزی میحراب

برچسب ها
نمایش بیشتر

عبدالله احمدی

نویسنده و مترجم و فعال دینی ✅ ساکن : آذربایجان غربی - مهاباد - روستای حمزاباد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن