اندیشهقرآن

انقلاب فکری قرآن و تخریب پایه های جاهلیت

تاریخ بشر انواع انقلاب های صنعتی و نظامی و فرهنگی و سیاسی را به خود دیده است که با هزینه های گزاف انسانی و مالی به وقوع پیوسته اند و گاهی سیلاب خون راه افتاده تا انقلابی به سرمنزل مقصود برسد .

قرآن کتابی بود که یکەتاز به جولانگە ناهمواریهای جاهلیت تاخت و با پیام های ترنم گونە اش صحرای خشک و بی آب و علف قلب مردم سوخته را سیراب نمود و آرامشی عجیب بر آنها باراند.

ادبیات انقلابی قرآن بسیار نرم و آهسته حرکت نمود و دور از احساس و تنفر و عجله بود ۱۳ سال تمام ریشه ایمان و تقوا را در قلب های غبار گرفته کاشت و سپس در۱۰ سال دیگر،شیوه‌های آداب اجتماعی و اخلاق عمومی و تعاملات و ارتباطات بین افراد و حکومت داری را در قلب مردم جایگزین نمود.
پیام های رعد آسای قرآن، جمجمه های سخت و یخ گرفته و منجمد مردان و یاوران بادیه نشین رانشانه رفت تا سرانجام پایه های فرهنگ پوچ و مظلوم کش را سست نمود و بنای استوارفرهنگ تساوی و برادری دینی را محکم و استوار کرد.

کلمات قرآن چون قطره های باران، نرم نرمک تن سخت صخره های بیابان نشینان را سوراخ نمود قرآن بسیار حکیمانه با برنامه و بستر مناسب، نقاط حساس وبیمار جامعه آن عصر را مشخص کرد سپس درمان و تغذیه مناسب و کاربردی و روحی را برای آن تجویز نمود اول تشخیص ماهرانه سپس تجویز و علاج عالمانە ،از حکمت این کتاب آسمانی است.

ناز ودلدادگی کەکتاب قرآن دررهرو و سالک خود ایجاد نمود بی نظیر بود با جملات فصیح و گیرا ،حاذق ترین و ادیب ترین شاعران و خداوندگاران زبان عرب را جذب می نمود و با کمند عشق عارفانه خود، اشک ریزان در تاروپوددام عشق، گرفتار می شدند .

جذابیت کلمات آهنگین و مفاهیم عارفانه و دلکش و زیبای قرآن هر رهگذر عاشقی رادر دام زلف دلدادگی اسیر می کرد.
قرآن، نسخه هدایت و جهان شمولی است که مخصوص انسان پیچید شده است و بدون در نظر گرفتن قوم و زبان و مکان ٱمده هرچند به زبان عربی است و در میان اعراب نازل شده ولی با عظمت تر و شکوه مند تر از آن است که به قومی خاص منحصر گردد.
برنامه هایی که قرآن برای جراحی کالبد وروح مریض جامعه جاهلیت قدیم به کار برد بسی مفیدو موثر هستند که برای هر جامعه و هر زمان و هر جایی که جاهلیت درٱن غوغا نماید گیرایی و اثر درمانی و عفونت زدایی خود راهمانند عصرنزول خواهدداشت.

قرآن، تفکر و نوع نگاه نسبت به فرد را مورد هدف قرار داد در مکاتب دیگر ادیان تحریف شده انسان شخصی ناتوان وحلقه به گوش بود ثروتمند و سیاه و سفید و فقیر، مجذوب مفاهیم حرمت ٱفرین ٱن شدند.
هدف‌گیری دوم قران، خط مقدم جبهه خانواده بود خوب می دانست که خانواده یک جامعه کوچک است و اساس ٱینده است و سازماندهی و مدیریت نیروهای جامعه از دل خانواده بر می خیزد به همین سبب حرمت و شکوه پدر و مادر و فرزندان را به اوج رساند درجه قدر و حرمت آنها را بعد از خداوند قرار داد.
سومین جراحی و کالبدشکافی قرآن، قلب ارتباطات افراد جامعه با هم بود که نیازمند تغییرات اساسی بود می بایست تومور سرطانزای نظام قبیله‌ای را بر می داشت و ارتباطات افراد رابر اساس علم و دانش وعقل و تقوی، بنیاد می‌نهاد به همین دلیل جامعه ای سالم و عاری از توهین و استبداد و خودکامگی را ترویج نمود بساط قبیله گرایی ونژاد و نجابت خودخوانده و موروثی برای همیشه برچیده شد.
چهارمین مرحله ای که قرٱن توانست جامعه انسانی رابه رشد و بالندگی برساند و مفاهیم قرآنی را به فکر و درون افراد سپرد شیوه حکومت داری بر اساس شوری و ریش سفیدی و تقوای درونی به دور از قدرت طلبی و زیاده خواهی و فردگرایی و موروثی بود.
حکومتی که بر اساس رأی و نظر جامعه برپا شودمورد خوشایند آحاد افراد جامعه بود و این پیام از قلب قرآن به جامعه سرایت کرده بود.
پنجمین اصلاحاتی که قرآن مدنظر قرار داده بود ارتباط بین ملل مختلف جهان و حرمت نهادن به همدیگر با هر رنگ و نژاد و دینی که داشتند حق همسایگی و انسانیت و بزرگ منشی که قلب هر انسانی خواستار آن بود چون قبل از اسلام رابطه ملل بر اساس بردگی و نجابت و ثروت و قدرت نظامی و نژادی بود که برای خود تعریف نموده بودند.
ششمین اسلحه وابزارقرآن که به وسیله آن افکار و درون جامعه را موشکافی نمود ارتباط و تعامل درست و صحیح با بزرگان علم و دین و پا به سن گذاشته بود که می‌بایست در حق سروری و حرمت علم و تجربه آنها سنگ تمام می گذاشت تا نمایشگاهی از میراث گران‌بهای انسانی را برای جهانیان ، به نمایش می‌گذاشت.

آخرین نسیم روح بخش قرآن که سنگ بنای جامعه ناسالم و برده پرور جاهلیت را فرو ریخت ندای آزادی خواهانه ی همه انسان‌های درب

Rasool RasooliKia, [30.08.20 01:00][Forwarded from نووسراوەکانی من]ند ادیان تحریفی و مکاتب دست بشر که با نام خداوند و پیامبران بر مردم حکومت می‌راندند بوی گنداب و عفونت آنها همه جهان را فرا گرفته بود و عالمان وپیشوایان به ظاهر دینی آنها هست و کیان مردم را بالا کشیده بودند و همانند پادشاهان مردم را به زیر یوغ استبداد انداخته بودند.

هرگاە جامعە ماتوانست همانند عصرنبوت رفتارنمایدو رفتارپیامبرانه ازخودبروزدهد آنگاە می شود ادعا کرد که خداوند لای گل های حیاط خانه های ماست.

جهانگیر بابایی ـ سردشت ـ شهریور ۹۹

از طريق
جهانگیر بابایی
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن