تاریخسیره نبوی

او عاشق خدیجه بود!

او عاشق خدیجه بود!

ترجمه: رسول رسولی کیا

خدیجه رضی الله عنها چهل سال داشت و پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز بیست و پنج ساله بود! او خیلی مهربان بود و تمام وجودش را نثار شوهرش می کرد و طوری رفتار می کرد که هم سن آن حضرت است و پیامبر نیز آن قدر خردمند و پخته بود که به همسرش این احساس را منتقل کرده بود که همسن اوست!

خدیجه بسیار ثروتمند بود، اما محمد صلی الله علیه و سلم احساس می کرد که وی از همه آنچه دارد ارزشمندتر است؛ اگرچه آن حضرت از لحاظ مالی فقیر بود، ولی این احساس را به همسرش منتقل کرده بود که او برایش از تمام دارایی هایش گران سنگ تر است!

پس اگر گفته شود عشق معجزه می کند، باور کن!

وحی نازل می شود، چه شرایط سنگینی! او باید پس از این شوک و سردی که برایش پیش آمده پناهگاه و مشاوری داشته باشد، آن حضرت – برای مشورت و آرام شدن – نزد عموی شجاع خود حمزه ، دیگر عموی مهربانش ابوطالب و دوست وفادارش ابوبکر نرفت، بلکه پیش خدیجه رفت؛ زیرا او یقین داشت که همسرش برابری می کند با یک ارتش! و همین گونه هم بود! او را آرام کرد، فضایلش را به وی یادآوری نمود و سپس او را با خود پیش ورقه بن نوفل برد و پس از آنکه فهمید او پیامبر است به عنوان نخستین شخص بر کره زمین به آن پیامبر ایمان آورد!

خدیجه فوت می کند … و زمین بر او تنگ می شود! پس پروردگارش او را پیش خود و معراج – به آسمان می برد در عکس العملی شبیه به همدردی با مردی مصیبت زده که دوست مهربان، رفیق دلسوز و همسر وفادارش را از دست داده است! آن حضرت صلی الله علیه و سلم مکه را ترک می کند و اگر چه سال ها بعد – تجدید فراش می کند ؛ ولی جایگاه خدیجه در قلب وی همچنان خالی بود و کسی قادر به پرکردن آن نبود!

در آستانه شصت سالگی بود که تعدادی پیرزن هشتاد ساله را مشاهده کرد -که روی زمین نشسته بودند-؛ آن پیامبر مهربان عبای خود را درآورد تا روی آن بنشیند و به کسانی که با تعجب به این کار او نگاه می کردند گفت: این ها دوستان صمیمی خدیجه، بودند!

روزی پیر زنی به خانه پیامبر صلی الله علیه و سلم می آید و با استقبال گرم و صمیمی آن حضرت روبرو می شود، وقتی  با واکنش تعجب آمیز عایشه مواجه شد فرمود: او در زمان خدیجه به خانه ما می آمد!

زمان خدیجه!

آیا می بینی که پیامبر صلی الله علیه و سلم چگونه تاریخ زندگی اش را با خدیخه تنظیم می کند؟!

گوسفندی را ذبح می کند و گوشتش را پاره می کند و می گوید: بخشی از آن را به دوستان عزیز خدیجه بدهید!

انس می گوید: وقتی چیزی برای پیامبر صلی الله علیه و سلم می آوردند می فرمود: آن را به خانه فلانی بدهید، زیرا او خدیجه را دوست داشت!

آن حضرت تنها به خدیجه عشق نمی ورزید ، بلکه به هرکسی که او را دوست می داشته عشق می ورزید!

سخت در اشتباه است کسی که گمان می کند عشق برای مردان کسر شان است و نشان دادن عشق ، نگرانی و وفاداری نشان ضعف شخصیت است، این  سرور مردان جهان است که خدیجه را زنده و مرده دوست دارد. پس از ابراز احساسات خود خجالت نکشید و تا آخرین رمق حیات با آن زندگی کنید؛ هیچ چیز در این دنیا از عشق حلال زیباتر نیست!

سخت در اشتباه است کسی که بر این باور است که خشونت و سنگدلی، نشان مردانگی است؛ بلکه مردانگی از مؤلفه های نرمی و مهربانی و سخاوت و راهنمایی تشکیل می شود و همانطور که سرور ما می گوید: تعامل نیکو بخشی از ایمان است!

به خطا رفته کسی که می پندارد زنان تنها با صدا و شلاق رانده می شوند که تنها با عشق می توان دل زن را بدست آورد! تنها با عشق!

نویسنده: ادهم شرقاوی

از طريق
رسول رسولی کیا
منبع
http://sozimihrab.org/
نمایش بیشتر

رسول رسولی کیا

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : دبیر آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا

Notice: ob_end_flush(): failed to send buffer of zlib output compression (1) in /home/mihrab777dcv3e/domains/sozimihrab.org/public_html/wp-includes/functions.php on line 4757

Notice: ob_end_flush(): failed to send buffer of zlib output compression (1) in /home/mihrab777dcv3e/domains/sozimihrab.org/public_html/wp-includes/functions.php on line 4757