اندیشهشبهات

باطن گرایان وحرف گرایان -(۱)

باطن گرایان وحرف گرایان

( باطنی ها و ظاهریها ی جدید)  فرازی از کتاب: الإجتهاد والفتوی

 نویسنده: پروفسور علی محی الدّین القره داغی 

   اشاره:

اندیشه ی اسلامی در طول تاریخ مملو از فراز ونشیب خویش همواره از دو پدیده ی تأویل تحریفی وتفسیر حرفی رنج برده است، واین دو پدیده باعث گشته اند که اندیشه ی “وسطی ومیانه روانه ی اسلامی –که همواره اغلب دانشمندان امّت آن را تبنی کرده اند- با مشاکل عدیده در مواجهه بوده دست وپنجه نرم کند.

 در عصر حاضر نیز نهضت حرکی وفکری موسوم به “بیداری اسلامی” یا “تجدید حیات  اسلامی یا”بازسازی فکر دینی” و…. از این دو پدیده رنج می برد، زیرا: منادیان تأویل تحریفی  با نصوص دینی طوری رفتار می نمایند وبرای آنها تأویلهای آن چنان بعید دست وپا می کنند که آنها را از روح ومحتوا ورسالت اصلی خارج می گردانند،درهمان حال  طرفداران تفسیر حرفی درست در نقطه ی مقابل،تحت عنوان، دفاع از حریم معانی نصوص ووفاداری به فهم صحیح سلف، به ظاهر آنها چسپیده وبا هر گونه اجتهاد جدید ونوآوری در تفسیر آنها مخالفت می ورزند . تبیین و توضیح این مطلب نیازمند کاوش وتحقیق موشکافانه وبررسی عمیق در گذشته وحال اندیشه ی اسلامی است.

  نویسنده در این نوشتار پرتو افکنیهای بر این مطلب مهم کرده که می تواند راهنما وراهگشای فرزانگان ومحققان جهت ورود به این تونل تاریک وطولانی باشد.

تبصره:قبل از پرداختن به موضوع ذکر دو نکته خالی از فایده نیست.

۱-در ترجمه ی آیات وارده دراین نوشتار از تفسیر نور أ،د، مصطفی خرم دل استفاده شده است.

۲-مراتب تشکر وامتنان خودرا نسبت به برادر ارجمندم ملا محمد امین سنایی امام جمعه وجماعت مسجد حاجی خضر باغ شایگان مهاباد ابراز می دارم که زحمت بازخوانی ، غلط گیری وویرایش متن را تقبل فرمودند.

                                                                                                         مترجم:محمّد ملازاده

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین،وصلوات الله وسلامه وبرکاته علی سیّدنا وامامنا ومقتدانا محمّد وعلی آله وصحبه ومن تبعهم باحسان ودعا بدعوتهم اجمعین، الی یوم الدین.

امّابعد:

دانشمندان وپژوهندگان علم “اصول فقه” دررابطه با قواعد اجتهاد و فهم نصوص دین، دو امر مهم واساسی در نظر داشته اند که عبارتند از:

۱-حفاظت از شریعت وثوابت آن؛ وقطع ریشه ی تحریف الفاظ ومعانی نصوص، که از راه تأویلهای بعید  که نصوص کتاب و سنت نه به صراحت ودلالت، و نه بحقیقت ومجاز و نه از راه مقصد وجوهر، آنها را برنمی تابند، انجام می گیرد.

۲-حرکت مستمرّ بسوی کمال وهمگامی با عصر؛ از راه اجتهاد و با استفاده از معانی جدید و مقبول برای نصوص؛ چرا که اندیشمندان درروشنایی اکتشافات علمی موثّق، امروزه پرده از چهره ی معانی جدیدی برای نصوص برداشته و می دارند، کما اینکه معانی جدیدی را درزمینه ی اقتصاد ومعاملات وقضایای پزشکی از نگاه  اسلام کشف می نمایند، یا ازراه قیاس ومصالح مرسله ومقاصد شریعت وغیره به معانی تازه ای دسترسی پیدا می کنند.

ازدیگرسو؛ یکی ازاموری که مورد اتفاق فطرت وشرع وعقل است اینکه، برهردین ونظامی واجب است در برابرقواعد و قوانین خویش خاضع وتسلیم باشد و تبعیت از قواعد وبرنامه های دیگران-که در تقابل با قواعدآن هستند- نگردد.

ازاین رو می گویم: نصوص اسلامی (قرآن کریم وسنّت صحیح) خاضع و تابع قوانین ویژه ی خود هستند، که بردو کفّه ی متوازن استوارند،  وعبارت انداز:

۱- نصوص دینی:  که مجموعه ای از عقاید، اخلاقیات و رفتارها هستند، وبرای این فرود آمده اند تا برواقع زندگی انسان ها [ در هر دور و زمانه ای] حاکم بوده آن را به سوی بهتر شدن تغییر دهند؛ در نتیجه تسلیم وذلیل نمودن شریعت در مقابل واقع، طوری که واقع بر شریعت حاکم گردد به هیچ وجه درست نیست، زیرا اگرچنین کنیم شریعت را از جوهر ومقصد آن خارج کرده  واز کانال تبدیل حاکم به محکوم، حقیقت وظیفه ی آن را وارونه کرده ایم.

پس واجب است فهم واستنباط با مبادی دینی، واخلاق دینی منسجم باشد، به همین خاطر تفسیر واژه ی “یقین” درآیه ی﴿‏وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ‏﴾ حجر/۹۹. به “مرتبه ی عالیه”چنانکه برخی از غلات صوفیه گفته اند- درست نیست، بدلیل اینکه رسول الله-که در اعلی مراتب قرار داشت- تا دم مرگ از همه ی انسانها برعبادت حریص تر بود. با توجه به این، معنای لفظ “یقین” دراین آیه مرگ است که آمدنش حق است.

۲-این نصوص به زبان عربی آشکار فرود آمده، لذا برای فهم درست آنها باید تابع قواعد ومبادی زبان عربی، و کاربرد آنها در زمان نزول بود.

  بنا بر این اصل درالفاظ حقایق لغوی ودلالت مقبول آنها است، وهر گونه تأویلی برای آنها باید درچارچوب قواعد لغوی ، بدون استفاده از هر گونه رمز واشاره ی بعید صورت پذیرد. بنابراین تأویل در آنها تنها وقتی مقبول است که قواعد زبان عربی اجازه ی آن را بدهد، درغیر این صورت این نصوص از قواعد وغایت خویش خارج شده ودر وادی سرگردانی گمراه گشته و بلافایده از آب درمی آیند؛ وانگهی بی نظمی درفهم واضطراب در استنباط سربر می آورد، مثلا لفظ”البقره” درقرآن نام حیوان معروفی است، لذا درست نیست آن را به “أمّ المؤمنین سیده عایشه” (رض) تفسیر کرد چنانکه برخی از غالیان شیعه این کاررا کرده اند، یا آن را به “نفس” تأویل نمود چنانکه برخی از صوفیان تندرو بدان روی آورده اند.

این نوع  برداشت ها ازدایره ی تأویل فراتررفته وارد خانه ی تحریف می شوند، لذا می بینیم امام ابن کثیر(رحمه الله)   در”البدایه والنهایه” تحریف اهل کتاب برای” الکلم” را تأویل تحریفی نام نهاده است، خداوند می فرماید:﴿ ‏مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَیَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا ﴾ النساء/۴۶. برخی ازیهودیان سخنان را از جاهای خود منحرف می‌گردانند (وکلام را ازمعنی اصلی به دور می‌دارند وچند گونه وچندپهلوصحبت می‌کنند) ومی‌گویند : شنیدیم(سخن تورا وبه کارنگرفتیم!) وفرمان نبردیم (وجزعصیان نیفزودیم).

  امام ابن کثیر می گوید: این تحریف آنان؛ تغییر حکم خداوند ازرجم به تازیانه، وتحمیم(سیاه کردن روی آنان به زغال) بود، خداوند می فرماید:﴿ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ ﴾ یعنی حکم کلمه را تحریف می کنند، ازسیاق آیه پر واضح است که مقصودتحریف معنی است نه لفظ چون در پاسخ به آن گفتند ﴿ سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا ﴾ شنیدیم ونافرمانی کردیم.                            (نگا تفسیر الطبری آیه ی ۴۱ از سوره ی مائده(۱۰/۳۱۳) وپس ازآن.)

  خداوندمتعال به ذات  خویش کلمات  وحروف قرآن را از دستبرد وتحریف حفظ کرده است، این است که تلاش دشمنان دین ونادانان مسلمان [به جای تحریف ذات آن]متوجّه تحریف معانی آن گردیده است، وبرای این منظور فرقه های گمراه باطنی سر برافراشته اند که درگذشته وقرون دور بنام “روافض” و”غلاه صوفیه” و”نواصب” وغیرهم عرض اندام کرده اند.

  لیکن درعصرحاضروضعیت بسیارتغییرکرده وکسان بسیاری ازخاورشناسان وسکولارها درباره ی اسلام می نویسند.  امثال: نصرحامدابوزید درکتاب”مفهوم النّص” و”النّص والسلطه والحقیقه”و”الفکرالدینی بین اراده المعرفه واراده الهیمنه”، ودکتر حسن حنفی در کتابهایش تحت عنوان، “من النقل الی العقل” (جلد اوّل:علوم القرآن. جلددوم:علوم الحدیث، جلدسوّم:علوم السیره، جلدچهارم:علوم التفسیر،جلدپنجم:علوم الفقه ازعبادات تا معاملات)، ودکترعبد المجید الشرفی دردوکتابش “الفکرالإسلامی”و”نقد العقل الدینی”، ودکترمحمدأرگون درتعدادی از کتابهایش به خصوص در”نقدوإجتهاد” و”قضایا فی نقد العقل الدینی”و”الفکر الإسلامی قرائه النقدیه وتأریخیه” و”الفکر الغربی الإسلامی” و”الفکر الأصولی” و “استحالهالتأصیل” وغیراینها.                             ( نگا: دکتر عبدالمجید النجار”القرائه الجدیده للنص الدینی” عرض ونقد، تقدیمی به ،المجلس الأروبی للإفتاء والبحوث.)[۱]

وقتی تأویلات اینها را برای نصوص می خوانیم در می یابیم که تأویلاتشان از نظر  نتیجه وهدف باتأویلات باطنی ها که دراوایل قرن سوّم هجری سر برآورده بود هیچ تفاوتی ندارد! _چنانکه این مطلب در پی خواهدآمد_.

 درفرازهای آتی خواهیم دید که تأویلات اینان ازهردواصل پیشین عبورکرده است، زیرا هیچ قیمت وارزشی برای حاکمیت شریعت وتطبیق نصوص آن بر واقع قایل نیستند، بلکه بر عکس واقع رابرنصوص حاکم قرار میدهند، هرچند به گمان خویش مدعی تجدید ونوآوری دراسلام هستند، به همین سبب با خاورشناسان(مستشرقان) تفاوت دارند که تفسیرات وانتقادات شان ازاسلام درخارج از دایره ی آن شکل می گیرد؛ امّا رابطه ی شدید وتنگاتنگی با آنان دارند و با آنان همکاری می کنند. بیشترشان تربیت یافته ی دست آنان هستند،وابحاث وتحقیقاتشان از سوی محافل و مراکز خاورشناسی، ودینی [مسیحیان] چاپ ونشر می گردد!؟

مثلا دکتر”محمد ارگون” ارتباط خود با خاورشناسان فرانسوی به طورویژه، وهمه ی خاورشناسان اروپای به صورت عام را پنهان ومخفی نمی دارد، همچنان که دکتر “عبد المجید الشرفی” ارتباط ویژه ای با مراکزدینی ایتالیا وگونه های مختلف خاورشناسی آنجا و دیگر مراکز اروپایی دارد، تا آنجا که کتاب موسوم به”الإسلام بین الرساله والتاریخ”خود را هنگام اقامت در مرکزتحقیقات متقدمین(پیشگامان)”برلن”-که وقتخودرا وقف آن کرده بود- بنگارش درآورد وهزینه چاپ ونشرش ازسوی آن مؤسسه پرداخت گردید.                                            

همچنان که دکتر” محمدالشرفی”نیزکتاب خود موسوم به”الإسلام والحرّیه الإلتباس التاریخی”را با همکاری بخش فرهنگی سفارت فرانسه در مغرب به چاپ رساند، ودکتر” نصرحامد ابوزید” نیز[ پس از اقامه ی دعوی ازسوی ازهر شریف وصدور حکم ارتداد علیه او ازسوی دادگاه مصر] پناگاه امنی دردایره ها وبخشهای خاورشناسی هولندی برای خود یافت.( پیشین.)[۲]

  لازم به ذکراست که بیشترآنها از شایستگی وکفایت عالی بهره مند هستند، زیرا در دانشگاههای غربی درس خوانده ومتأثر ازآنهاهستند ، وبر تطبیق روشهای علوم غربی مهارت تمام دارند ، اماهیچ تخصصی-جزخوانش ویژه خود- درعلوم شرعی بویژه فقه واصول الفقه ندارند.

  اینان یا به دلیل عدم معرفت شان به علوم لغت واصول وقواعد وضوابط، یا تحت تأثیر روشها ومناهج خاور شناشان، یا به هردودلیل، باضوابط اصولی ولغوی نصوص دشمنی می ورزند! وتلاش می نمایند دیگر روشها ومناهج ویژه ی “تاریخمند”ی   نصوص را بر کتاب وسنّت حاکم گردانند.

به همین دلیل است که تأویلاتشان تأویلات باطنی، یاتأویل منحرف، یا تأویل منحرف سکولارینام نهاده شده ، وهمه ی تلاششان درحقیقت درراستای تحریف نصّ شرعی از معنای اصلی آن  انجام می گیرد.

درمقابل  اینها مجموعه ی دیگری را می یابیم که در زمینه ی نصوص کاملا حرف گرا بوده وزیر پوشش”سلفی گری” کمترین توجهی به معانی ودلالت حقیقی ومجازی آنها نمی کنند وتوجهی به مقاصد، حکمتها  وغایات آنها معطوف نمی دارند؛ هرچند روش سلف صالح روشی وسط، معتدل و  استوار برمبنا ومعنا و درچارجوب اصول و قواعد است.( مقصود ما نقد تمامیی کسان سلفی مشرب امروزین نیست، بلکه نقد ما تنها متوجه کسانی می شود که زیر چتر ولوای سلفیت حرف گرایی در نصوص را منهج خود قرار داده، یا بنا به تعبیر شیخ یوسف القرضاوی  دربسیاری از کتابهایش ظاهرگرایان جدید نامیده می شوند.)

    به خاطر تلاشهای آنان درراستا ی تضییق وتنگ کردن دایره ی معانی نصوص، ومتهم کردن مخالف آرای خود  به مبتدع وگمراه، آنهارا حرف گرایان بسته نام نهاده ایم.

دکتر “عبد المجید نجار” می گوید:ظاهرگرایی وباطن گرایی دو گرایش فکری تاریخی منقرض گشته نیستند تا بگوییم دوران وتاریخ مصرفشان گذشته است، بلکه این دو پدیده در تمامی عصر ودورانها در لباسهای متنوع عرض اندام نموده و خود را بازسازی کرده اند.                                                                                                  (نگا:دکتر عبد المجید نجار”فصول فی الفکر الإسلامی بالمغرب” چاپ،دار الغرب الإسلامی(۱۹۹۲م) (ص۱۴۴و۱۴۵)

[به توفیق ویاری خداوند]  در نهایت اختصار از این دو منهج (روش)فهم سخن به میان خواهیم آورد.

 ادامه دارد


   برگردان: محمّد  ملّازاده   

از طريق
محمد ملا زاده
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

محمد ملا زاده

@نویسنده و مترجم @آذربایجان غربی - پیرانشهر @فعال دینی و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن