گفتگو

بدیع الزمان سعید نورسی را بیشتر بشناسیم(۲-۱)

مقدمه

در مطالعه تاریخ زندگانی بزرگان ، هنگامی که مناقب چشمگیر آنان ذکر می شود و از خاطرات با ارزش آن ها یاد می گردد؛ خواننده احساس می کند قدم در عالم دیگری گذاشته است . احساس پاک دوستی ، قلب او را به آتش می کشد و فیض الهی آن را در بر می گیرد. تاریخ از چنان انسان های بزرگی یاد می کند که بسیاری از بزرگان در قیاس با آن ها کوچک می نمایند.

وقتی از رادمردانی یاد می کنیم که موجب افتخار تاریخ شده اند روح از زمین بر می خیزد و به سوی عوالم گسترده بال می گشاید فیض هزاران رایحه دلنشین ، روح را عمیقاً تحت تأثیر قرار می دهد

گویی از گلستانی در بهشت عبور کرده ای…..

در ابتدا باید اعتراف کنیم که این مقاله، زندگانی استاد بزرگ را به طور کامل تبیین ننموده و به منظور رعایت اختصار مطالب بسیاری در این مقاله به صورت خلاصه بیان شده است . یاد آوری این نکته هم لازم است که در مقاله حاضر نتوانسته ایم با اسلوب و طرز رفتار بیان و توضیحاتی در خور وصف نورانی و درخشان رساله نور و زندگانی و اخلاق سعید نورسی که سراسر تندیس عفت و شجاعت بی نظیر است وارد میدان شویم.

پژوهشگران دوران زندگی نورسی را به سه دوره تقسیم می کنند :

سعید قدیم  ، سعید نو  ، سعید سوم .

۱- سعید قدیم از سال ۱۸۷۷ تا ۱۹۲۰

در این مرحله نورسی می خواست در عرصه سیاست به اسلام خدمت کند ، به دیدار سلطان عثمانی می رفت و او را راهنمایی و ارشاد می کرد و….

۲-  سعید جدید از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰ ( یعنی آزاد شدنش از زندان آفیون ) در این مرحله سعید با دست کشیدن از سیاست ، به تقویت ایمان و نشر آموزه های اسلامی پرداخت و برای شناخت اسلام تلاش کرد….

۳- سعید سوم از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ م  سأل وفات او ادامه دارد. در این دوره فعالیت های او به کلی تغییر کرد و مشغول تدریس عمومی وهمگانی رسالات نور  و تلاش برای تقویت ایمان می شود

      نگاهی کوتاه به زندگانی سعید نورسی 

دوره نخست

۱-  زندگی

بدیع الزمان سعید نورسی در سال ۱۲۹۳ رومی ( ۱۸۷۸ میلادی ۱۲۹۵ هجری قمری)مصادف با سال (۱۲۹۳ هجری قمری ) در یکی از قرای هیرات روستای نورس بخش اسپارت از توابع استان بدلیس ، بخش کوردستان عثمانی ( ترکیه امروز) چشم به جهان گشود . پدرش میرزا فردی مؤمن و متدین بود مادرش نوریه زنی مؤمن بود . او می گوید: در دوران بارداری و شیردهی سعید همیشه با وضو بوده است.

 سعید چهارمین فرزند خانوده بود که نام آنان بدین ترتیب است ؛ دوریه ، عبدالله ،سعید ، محمد ، عبدالمجید و مرجان).

آغاز تحصیل

استاد در روستای نورس نزد برادرش ملاعبدالله به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سن ۹ سالگی  (۱۸۸۷) به روستای تاغ رفت. در آن ایام حالتی روحی او را بر آن داشت تا توجه کند به برادر بزرگش که در حال تحصیل بود تا بداند چه حد از علم نصیب می برد؟

 نورسی مشتاقانه در سن کودکی نزد برادرش درس خواندن را شروع کرد، وی با علاقه ای وافر تصمیم به تحصیل گرفت و برای تحصیل راهی مدرسه ملا امین افندی در بدلیس شد و پس از مدت کوتاهی همراه برادرش به مدرسه فتح الله افندی در سیعرد رفت ……

در زندگی نامه وی نوشته شده است که در روستای تاغ به او بسیار اهمیت می دادند و طلابی که در مکتب بودند از این موضوع ناراحت و آزرده خاطر بودند به همین خاطر به او ناسزا می گفتند وبخاطر همین مسئله او به زادگاه خود برگشت . بعد از آن که از روستای تاغ برگشت هفته ای یک بار که برادرش ملاعبدالله به خانه سر می زد ازایشان درس یاد می گرفت. بعد از آن در مدت ۵ سال درمکتب های ملا محمد امین افندی و میر سعید ولی و ملا محمد افندی مسائل مهم علوم دینی را فرا گرفت .

و آن گونه که در پیام انوار نوشته شده است ایشان توانست در همین ۵سال قرآن را ختم و به مدت ۳ ماه در مکتب شیخ محمد جلالی آن را تمام کند و گاهی اوقات روزی ۳ساعت کتابی را که می خواند آن را حفظ  می کرد . استاد نورسی هر کتابی را که به دست می گرفت مطالبش را می فهمید ؛ علاوه بر آن کتاب هایی که در مکتب می خواند  کتاب های بسیار دیگری را نیز مطالعه می کرد .

در این مدت با عالمان بزرگ منطقه دیدار و گفتگو می کرد اما مکتبی ها این امر را ناپسند می دانستند و به او حسادت می ورزیدند و گاهی اوقات با او مشاجره وستیز می کردند.

روزی یکی از خدمتکاران مکتب موسوم به «جزیره» به قصد کشتن سعید نورسی، شمشیرش را بیرون آورد اما شمشیر در غلاف گیر کرد و نتوانست کاری کند، سعید هم که متوجه این توطئه شد او را به آب سردی انداخت و بعد او را درآورد!

 بعد از مدتی سعید برای گذراندن زمستان به روستایش برمی گردد؛ آن گاه با ترک مدرسه ، تا فصل بهار نزد پدر خود در آن جا ماند .

 در آن ایام خواب دید که : که قیامت برپا شده و همه مردم از پل صراط می گذرند او نیز سرانجام به این فکر می افتد که بر پل صراط رفته  و همان جا منتظر بماند.سعید در باره خوابش می گوید : در حالی که همه از روی  پل عبور می کردند با خود گفتم: خوب است من در این جا منتظر بمانم!

پس روی پل می رود و درآن جا همه پیامبران عظام را یکی یکی زیارت می کند و بعد از زیارت پیامبر اسلام (ص) بیدار می شود…

 با فیضی که از این رؤیا کسب کرده بود،شوق قابل توجهی به تحصیل علم در وجودش ایجاد شد. از پدرش اجازه می گیرد و برای ادامه تحصیل راهی مدارس علوم دینی می شود…..

با اجازه پدرش به مکتب میرحسن ولی می رود؛ به خاطر این که سعید نورسی خیلی زود مطالب را حفظ می کرد و در مدت کوتاهی کتاب ها را می خواند ملا فتح الله افندی به او لقب زیبای بدیع الزمان داد.

نورسی با برخورداری ازحافظه قوی واستعداد فوق العاده و پشتکار و جدیت کافی در اندک مدتی تحصیلات علمی و دینی خود را بعد از تلاش و مجاهدت در این راه به پایان رسانید و تواتست از دست استاد ملا محمد جلالی گواهینامه مربوطه را دریافت نماید .

بدیع الزمان نورسی با همت و تلاش خود در بسیاری از علوم بخصوص تاریخ ، جغرافیا ، فلسفه بصیرت ، زمین شناسی ،شیمی و… تبحر سرشاری پیدا کرد. آشنایی او با این علوم نیز با تحصیل نزد استادی خاص حاصل نشد ، بلکه با مطالعات خویش بود که توانست به حق ، مطالب علوم مذکور را دریابد.

وی پس از مدتی به شهر بدلیس آمده و نامش را عوض کرد و مورد توجه عمرپاشا والی بدلیس می شود و پادشاه برای این که به طور مداوم بر درس و مطالعه بماند به او روزی را برای مطالعه اختصاص می دهد….

بارزترین صفاتی که شخصیت استاد نورسی را تشکیل می داد بدین قرار است:

ازخودگذشتگی :

یکی از مهم ترین شرایط فردی که اهل اندیشه و مخصوصاً اهل اصلاح است  چیزی نیست جز از خودگذشتگی ، زیرا چشم ها و دل ها با ظریف ترین حساسیت ها تمایل زیادی به تدفین و تعقیب این نطفه ی با اهمیت دارند . بدیع الزمان نمونه درخشان و استثنایی این تجلی ست، او در همه عمر مجرد زیست ، و از همه لذت های دنیا محروم ماند . فرصت آن را نیافت به این فکر کند که باید خانه ی دست و پا کند و زندگی سعادتمندی داشته باشد . اما امروز کدام رئیس خانواده یی به لحاظ معنا به اندازه بدیع الزمان خوشبخت است ؟

استاد بدیع الزمان مدعی هیچ مقام معنوی نبود و مراتب بزرگ و استثنایی که دیگران برایش قائلند را قبول ندارد.

استاد نورسی در زندگی خود هیچ گاه هدیه ای نپذیرفت مگر این که در مقابل، هدیه ای به طرف بدهد. 

مهربانی و مرحمت:

استاد بزرگ ، حق و حقیقت را از همان دوران کودکی یافته بود ، حتی در ایامی که برای شنیدن فریاد قلب و مناجات روحش به غارها می رفت عارف بالهی بود که ذوق فیض عبادت و طاعت  و تفکر و مراقبه و حضور روحی آن را کسب کرده بود. اما در آن روزهای سهمناک که کابوس کفر و الحاد در حال احاطه بر جهان اسلام و کشور ما بود و امواج تاریک شب را به یادها متبادر می کرد، بدیع الزمان چون شیری از بستر حمله ور شد و با غرشی که یاد آور کوه های آتشفشانی ست وارد میدان جهاد شد . استاد پس از عزلت و انزوای کامل ، دقیقاً مانند امام غزالی که مرحله مهم و تاریخی را در زندگی خود پشت سر گذاشت ، دوباره به اجتماع برگشت و به ارشاد مردم پرداخت…

جنبه علمی استاد :

بحث از علم و عرفان و اخلاق و کمالات فرد مبارکی که در همه لحظات حیات مظهر تجلیات الهی بوده است ، ذوق و حظی الهی نصیب انسان می کند،این است که نمی توانیم سخن را کوتاه کنیم .

نکته اصلی و شگفت انگیز مطلب این جاست که او سخت ترین مسایلی را که موجب به خطر افتادن بسیاری از علما شده بود به صورت کاملاً روشن و قطعی حل کرده است و …

جنبه فکری و اندیشه سیاسی استاد :

نورسی از جمله متفکرانی است که تلاش می کند با پایبندی کامل اصول اسلام ، آن را به دنیای امروز وارد کند تا تمام پیچیدگی ها و مسائل امروز، یک اسلام تمام عیار حاکم باشد، در این صورت به نظر می رسد نورسی ناگزیر از توجه به دو امر مهم باشد، یکی عقل و دیگری اجتهاد...

مشخص است که هر اندیشمند دارای نظام فکری خاصی است و در حیات فکری خود هدفی و آرمانی دارد که با تمام وجود بدان وابسته است  و برای بحث از نظام فکری ، هدف و آرمان او مقدمات مفصلی باید بیان کرد. 

نورسی همانند بسیاری از متفکران مسلمان اعتقاد دارد که مسائل نو موجود در هر جامعه ای می تواند از طریق احکام اسلامی حل شود زیرا ارزش های اسلامی برای زندگی روزمره بشر است ، به عبارت دیگر بین ارزش های اسلامی و مسائل زندگی روزمره پیوند وجود دارد.

نورسی مشکلات و مسئله های اساسی جهان اسلام را سه چیز می داند ، فقر ، و اختلاف ، و در خصوص هر کدام راه حل های خاص خود را ارائه می دهد .

 او جهل و نادانی را دشمن اول و سرمنشأ تمام شرارت ها و بدی ها می داند که نجات از آن فقط با دانش و آگاهی حاصل می شود.

بدیع الزمان از سیاست به خدا پناه می برد اما تصریح می کند که آن سیاستی که شر و پلیدی و مبتنی بر خودخواهی و منافع شخصی است و به حق و عدالت توجهی ندارد، او این نوع سیاست را درنده مخوف فکر و اندیشه نام می گذارد و معتقد است قرآن به طور مؤکد مسلمانان را از برگرفتن و مشغول شدن به چنین سیاستی بر حذر می دارد . 

حیات اجتماعی استاد:

نورسی معتقد است علت ریشه ای رنج های اجتماعی بشر دو چیز است ، نخست اینکه ( تا وقتی من سیر هستم به من چه مربوط است که دیگران گرسنه اند) ، دوم اینکه ( تو کار و تلاش و مبارزه کن تا من در آسایش زندگی کنم ). 

نورسی تأکید زیادی بر اتحاد و پرهیز از تفرقه داشت ، از انجمن ها و گروه هایی که در صدد اتحاد بودند ، حمایت می کرد و نگران بود که مردم با نام پیامبر اسلام (ص) فریب هر گروهی را بخورند و….

از نظر نورسی ، مسلمان بودن افراد به این نیست که  مناسک اسلامی را انجام دهند و به حلال و حرام ظاهری پایبند باشد ، بلکه ایمان افراد باید در رفتارهای آنها تجلی پیدا کند که از مهم ترین آنها پایبندی به عدالت و اصول اخلاقی است ….

چند نکته ای در باره رساله نور

رساله یک اثر ایمانی ست که امنیت و آسایش را در قلب ها قرار می دهد این آثار که فلسفه قرآن در قرن بیستم می باشد ، تفسیری ست که حقایق ایمانی قرآن با براهین محکم بیان و اثبات و ایضاح می گردد.

رساله نور گنجینه فیض و نور است که از مشرب نورانی سرورمان رسول اکرم (ص) و سجایای عالی صحابه می گوید.

یکی دو جمله از زبان بدیع الزمان در باره رساله نور بشنویم ؛ هنگامی که در سال ۱۹۳۵ او را برای این که اعدام کنند به دادگاه مجازات های سنگین برده بودند ، او در دفاعیاتش می گوید: رساله نور خاموش نمی شود و کسی هم نمی تواند آن را خاموش کند؛ این کتاب نوری است که هر قدر برای خاموش کردن در آن بدمند درخشان تر می شود ؛ رساله نور کشافی است که معمای طلسم کائنات را کشف و حل می کند.

تهیه و تنظیم : عبدالله علی پور 

ادامه دارد

برچسب ها
نمایش بیشتر

عبدالله علی پور

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - نقده @ شغل : دعوتگر دینی و فعال اجتماعی - مدیر کانال تلگرامی @sozimihrab

نوشته های مشابه

‫۴ نظر

  1. بسمه سبحانه

    سلام علیکم خدمت بزرگوار گرامی ، جناب آقای عبدالله علی پور ضمن تشکر برای این مقاله های پر محتوا در حق این شخصییت والا مقام و فاتح بزرگ قلوب حضرت استاد .لازم میدانم چند نکته را هم برای خود و هم برای مخاطبین سایت پر محتوای شما عرض کنم .
    ۱ـ با توجه به شرایط حال عالم و به خصوص حال عالم اسلام که یک نوع ناامیدی و یاس حاکم است در چنین شرایطی نه تنها بزرگوارانی مثل شما بلکه همه باید دست به دست هم بدهیم تا افکار بدیع الزمان را که سرشار از امید است در بین عالم اسلام زنده کنیم چرا که خود بدیع الزمان فرمودند (((امیدوار باشید در استقبال بلندترین صدا صدای اسلام خواهد بود )))
    ۲ـ همچنین این شخصیت بزرگ را در کلیاتی به نام رساله نور که شامل ۱۳۰ رساله در قالب ۱۴ جلد که برگرفته از تمام حقایق ایمانی و اسلامی و تمام سوالاتی که بر عقل و قلب انسان ها وارد میشود به شکل منطقی و علمی اثبات میکند باید شناخت .
    ۳ـ باتوجه به این که این کلیات به زبان ترکی است که با لطف و عنایت الهی و دعای فعلی و قولی جوانان مسلمان ، این گنجینه بزرگ به زبان فارسی ترجمه شده است تا ما از این عمان بزرگ در چنین شرایطی که همه تشنه معنویات هستند بی نصیب نباشیم و آبی از این عمان بزرگ گرفته باشیم و تشنگی خود را رفع کنیم ان شاالله .
    ۴ ـ کتاب های که ترجمه شده است ( کلام ها، لمعات ، عصای موسی ، تاریخچه حیات و رساله های حشر ، اخلاص برادری ، آیت الکبرا, مقایسه حکمت شاگردان قرآن و فلسفه, خطبه شامیه , اسم اعظم و سایر رساله های گران بهای دیگر …
    و در پایان از الله متعال (ج.ج) عاجزانه مسالت داریم تا ما و شما را از این اثرهای گران بها برای رسیدن روح والای اسلامیت و خدمت به این دین قدسی بی نصیب نگرداند آمین به حرمه سید المرسلین .

    الباقی هو الباقی
    جمعی از شاگردان دانشگاه نور

  2. با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی اقای علی پور بابت نوشتن زندگی نامه بزرگترین عارف و عالم کرد زبان و اهل سنت از شما کمال تشکر را دارم. بسیار زیبا و جذاب آنرا به تصویر کشیده آید.

    اجرتان با خدای سبحان

  3. با سلام : استاد و سرور گرامی بابت ترجمه و تهیه این مقاله ارزشمند در باره پدر معنوی اهل سنت و یا قطب معنوی جهان اسلام نهایت تشکر رو داریم .
    از خداوند متعال می خواهیم در زندگی شخصی و نوشتن مقالات شما را حفظ و با صالحین محشور کندکند.

    بسیار زیبا و عالی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن