معرفی.مصاحبه

“بریلوی” یکی از فرقه های گمراه اهل سنت!!

بریلوی
تعریف:
بریلوی یا بریلویت مدرسه فکری انحرافی و منتسب به مذهب حنفی است که از شبه قاره هند نشات گرفته است .
شبه قاره هند که مشتمل بر هندوستان بنگال و پاکستان می باشد همیشه مکانی برای به وجود آمدن فرقه های مختلف گمراه چون قادیانیت ،بریلویت آغاخانیت،بوهریت ومذاهب دیگری که خود را به زور منتسب به اسلام می دانند ، بوده است .
ودر کنار این تشنج مذهبی فرقه هایی دیگر برای اصلاح این حرکتها قیام کرده اند که آنها نیز بر اساس احساسات و جذبات خلاف این گروهها به میان آمده اند.
لازم به ذکر است که آنچه از عقاید این گروه در اینجا مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد نمی‌تواند دلیلی بر حکم عام تلقی گردد، به این معنی که نمی‌توان عقاید ذکر شده دراینجا را عقاید همه بریلویان و یا عوام الناس که بدون علم و تنها بر اساس شعار ظاهری بریلویت که عبارت از عشق و محبت رسول الله است به این دسته گرویده‌‌اند، دانست ؛ بلکه شاید بسیاری از آنان از این عقاید بی خبر بوده و حتی هم شاید بیزار باشند.
لهذا می‌توان گفت که این عقاید متعلق به علماء و بزرگان آنان بوده و بر اساس آن نمی‌توان بالای جمع بریلویت و یا عوام آنان حکم کرد، و یا فتوا صادر نمود.
بریلویت یک فرقه صوفی مشرب است که در دور استعمار بریطانیا در هند پیدا شد، این فرقه در دوستی و تقدیس پیامبران و اولیاء ، خصوصا پیامبر آخر زمان صلى الله علیه و سلم افراط می نمایند، و به آنان صفاتی را نسبت می دهند که ایشان را از بشر بودن بالا می برد.
موسس این فرقه :
امام و پیشوای بریلویت، احمد رضا خان بریلوی در شهر بریلی (به انگلیسی: Bareli) ایالت اترپردیش هندوستان در ۱۴ ژون سال ۱۸۶۵ م در یک فامیل علمی چشم به جهان گشود، و به همین دلیل این طایفه به نام شهر امامشان شهرت یافته اند.
پدر وی نقی علی و پدر بزرگش رضا علی از جمله علمای مشهور حنفی در هندوستان بشمار می‌روند
وی، نزد میرزا غلام قادر بیک برادر بزرگ میرزا غلام أحمد قادیانی، شاگردی نموده و درس خوانده است.
-درسال ۱۲۹۵هـ به زیارت مکهء مکرمه رفت و آنجا نزد بعضی شیوخ درس خواند،
از جمله کتاب های مشهورش: (أنباء المصطفى)، ( خالص الاعتقاد)، ( دوام العیش)، (الأمن و العلى لناعتى المصطفى)، ( مرجع الغیب)، (الملفوظات) و دیوان شعری بنام (حدایق بخشش) است.
احمد رضا خان شخصیتی بسیار تند مزاج، قهر آلود و فحش‌گو بود. و مبتلا به امراض مزمن بود چنانچه یکی از معتقدین وپیروان وی نیز بر شدت و قسوت وی اقرار کرده می‌نویسد که؛ وی در حق مخالفین خود بسیار لحن شدید و تندی داشت، حتی در این راستا احتیاط شرعی را نیز در نظر نمی‌گرفت
معتقدین بریلویت همچو مذاهب باطله دیگر در توصیف شیخ خود از غلو و افراط کار می‌گیرند، و برای اثبات شخصیت وی داستانها و حکایات عجیب و غریبی اختراع کرده‌اند
«نسیم بستوی» یکی از اتباع بریلوی می‌نویسد که؛ عالم الغیب سینه مبارک ایشان (احمد رضابریلوی) را گنجینه معارف، و ذهن، دماغ، قلب و روح وی را مملوء و لبریز از یقین پاک، و فکر، شعور و احساس پاکیزه کرده بود. ولی چون رابطه هر انسان باید بر اساس عالم اسباب استوار باشد بدین لحاظ اعلی حضرت (احمد رضا خان) نیز مجبورا دست به عالم اسباب زدند
احمد رضا بریلوی در باره خود می‌نویسد: «درد سر و بخار (تب) امراض مبارکی است که انبیاء کرام به آن مبتلاء می‌گردند». سپس می‌نویسد: «الحمد لله که مرا نیز اکثر درد سر و تب می‌باشد»
عبد الحکیم قادری یکی از اتباع دیگر بریلوی می‌نویسد: «زبان و قلم اعلی حضرت از هر نوع لغزش مبراء بود، با وجود اینکه هر عالمی را لغزشی می‌باشد مگر اعلی حضرت (احمد رضا خان) حتی یک نقطه را نیز اشتباه نکردند»
یکی از مریدان بریلوی می‌نویسد که؛ «زیارت اعلی حضرت شوق زیارت صحابه را کم کرد»
گمراهی های احمد رضا خان
به عنوان مثال شعری از احمد رضا بریلوی است که در توصیف عائشه رضی الله عنها سروده است ودر آن ام المومنین را طوری برهنه ودور از ادب توصیف کرده است که عضو و اندام وی را چنانچه در غزل‌های عشقی شاعران توصیف می‌کنند یاد آور شده است. وخوانندگان در صورت تحقیق می‌توانند آن اشعار را در حدائق بخشش ۳/۲۳ نوشتهء بریلوی مشاهده کنند.
احمد رضا خان همچون بعضی فرقه ها در اهل بیت پیامبر غلو کرده است
از آنجمله احمد رضا در کتاب خود «الأمن والعلی لناعتی المصطفی» ـ امن و بهشتهای برین برای مداحان رسول است
 ـو می‌نویسد: «إن علیاً قسیم النار». علی (رضی الله عنه) تقسیم‌کننده آتش جهنم است. ودر کتاب دیگر خود می نویسد: «إن فاطمه سمیت بفاطمه لأن الله فطمها وذریتها من النار»
 فاطمه برای این فاطمه نامیده شده است که خداوند۰ وی واولاد وی را از آتش نجات داده است.
احمد رضا خان دریکی از کتاب خود ذکر کرده و مدعی شده است که اگر کسی این دعا را بخواند همه مشکلات وی حل میشود!! دعا چنین است:
 علی مظهر العجائب را بخوان. در سختیها او را یار و یاورت خواهی یافت. همه مشکلات و نگرانیها با ولایت تو ای علی، ای علی بر طرف خواهد شد.
احمد رضا بریلوی، پان را به کثرت استعمال می‌کرد، حتی روزه‌ی خود را با پان افطار می‌کرد، حقه (چلم ـ قلیان) نیز از عادات جناب اعلی حضرت بود حتی که از وی روایت شده است که می‌گفت: در وقت حقه کشیدن بسم الله نمی‌گویم تا شیاطین نیز مرا همراهی کنند
احمد رضا بریلوی در وقت اشغال شبه قاره توسط انگلیس‌ها مانع از جهاد و مبارزه با آنها شده می‌نویسد: «جهاد بر ما مسلمانان هند فرض نیست، وهر آنکه دعوت به فرضیت جهاد کند مخالف مسلمانان بوده و به آنان ضرر می‌رساند»، وی برابری قدرت و توان مقابله با دشمن را شرط اساسی جهاد می‌داند و چون که مسلمانان هند با انگلیس در قدرت و توان جنگی برابر نیستند جهاد نیز بر آنان فرض نیست
احمد رضا بریلوی در سال ۱۹۲۱ در حالی وفات نمود که به اساس اعتراف بعضی از مریدان او عدهء زیادی از مسلمانان بر بطلان عقاید وی پی برده و از آن متنفر شده بودند، اما عده‌یی بودند که بر عقیده وی استوار مانده و بعد از وفات وی نیز کرامات وی را مشاهده می‌کردند
یکی از اتباع وی می‌نویسد که در فتاوای رضویه هزاران مسائل طوری است که گوشهای علماء به آن آشنا هم نبود.
 یکی از آنان مدعی شده است که احمد رضا ابو حنیفه عصر خود بود. مرید دیگری می‌نویسد که:  در احمد رضا بریلوی ذهن ابو حنیفه، عقل ابو بکر رازی و حافظه قاضی خان جمع شده بود
احمد رضا بریلوی را اتباعش گاهی به چهار یار رسول الله تشبیه کرده و گاهی وی را معجزه رسول الله و گاهی هم دلیل و حجت خداوند بر روی زمین می‌دانستند
یکی از آنان از این همه پا فراتر گذاشته می‌نویسد که وقتی اعلی حضرت به حج رفتند در مسجد خیف برای وی بشارت مغفرت داده شد.
افراد مشهوربعداز احمد رضا خان:
دیدار علی بریلوی: سال ۱۲۷۰هـ در نواب پور ولایت الور بدنیا آمد، و در اکتوبر ۱۹۳۵م وفات نمود، از جملهء تألیفاتش: ( تفسیر میزان الادیان) و( علامات الوهابیه ) است.
نعیم الدین مراد آبادی (۱۳۰۰-۱۳۶۷هـ) = ( ۱۸۸۳-۱۹۴۸م)، وی مدرسه ای داشت به نام ( الجامعه النعیمیه) لقبش صدر الافاضل است، از جملهء کتابهایش: (الکلمه العلیا) و ( فی عقیده علم الغیب ) است.
-أمجد علی پسر جمال الدین پسر خدا بخش: در کهوسی تولد شد، و از مدرسه الحنفیه جونبور ۱۳۲۰هـ فارغ گردید، سال ( ۱۳۶۸هـ) مطابق به ( ۱۹۴۸م) در گذشت، وی کتابی دارد بنام ( بهار شریعت).
حشمت علی خان : در لکهنو به دنیا آمد، از دروس خویش سال ۱۳۴۰هـ فارغ گردید، و خودرا« سگ احمد رضاخان» مینامید و به این نام افتخار میکرد ، همچنان ملقب به ( غیظ المنافقین) بود ، و کتابی دارد بنام ( تجانب اهل السنه)، سال ( ۱۳۸۰هـ) درگذشت.
-أحمد یار خان )۱۹۰۶-۱۹۷۱م)، خیلی متعصب بود، از جملهء مؤلفاتش: ( جاء الحق و زهق الباطل) و ( سلطنت مصطفى) است.
عقاید بنیادی فرقه بریلویت:
-اعضای این طایفه معتقداند که پیامبر قدرتی دارد که توسط آن بر کاینات حکم فرمایى می کند.
-امجد علی می گوید: پیامبر نائب مطلق خداوند است، همه عالم تحت تصرفات وی می باشد، هرچه بخواهد می کند، هرچیز به هرکس بخواهد می دهد، و هرچه بخواهد می گیرد، سردار انسانهاست، کسی که وی را مالک خود نمی داند از حلاوت سنت محروم است.
-برای محمد و أولیاء بعد از وی قدرت تصرف و تغییرات در کاینات موجود است، أحمد رضاخان میگوید: « یاغوث( یعنی یا عبد القادر جیلانی) قدرت«کُن» برای محمد از جانب پروردگارش حاصل است، ».
در جای دیگری می‌نویسد «جبرئیل علیه السلام حاجت روا است، پس در قبول کردن رسول الله بعنوان حاجت روا، مشکل گشا و دافع بلاء چه کسی را توان اعتراض است؟ او حاجت روای جبرئیل علیه السلام نیز است»
بریلویان بر شیخ عبد القادر جیلانی رحمه الله تهمت می‌زنند که گویا وی فرموده است: «اگر کسی در غم و رنج از من مدد بخواهد، رنج و غم او زایل می‌شود، اگر کسی در وقت مشکل نام مرا گرفته بر من نداء دهد، آن مشکل رفع می‌گردد، و اگر کسی در وقت مشکل مرا بسوی پروردگار وسیله گرداند حاجت وی بر آورده می‌شود»
یکی از اتباع بریلویت بعد از اینکه حکایات دروغین و منسوب به شیخ عبدالقادر جیلانی رحمه الله را مسلسل‌وار بیان می‌کند صفات الهی را به وی منسوب کرده می‌نویسد که در تقدیر یک شخص مرگ نوشته بود، اما عبد القادر جیلانی تقدیر وی را بدل کرده و مرگش را به تأخیر انداخت در کتاب «الحکایات الرضویه» صفحه ۱۰۲ میاید که اولیاء کرام مرده را زنده می‌کنند، کور و نابینای مادر زاد را شفاء می‌دهند، و قادرند تمام زمین را با یک قدم طی کنند.
بریلوی در تشویق استعانت از مرده‌ها در کتاب خود الأمن والعلى صفحه ۲۴ مینویسد: که اگر در کارهای خود متحیر شدی از مزارات استعانت بجو.
در کتاب مواعظ نعیمیه ص ۴۱آمده که آدم علیه السلام نام رسول الله را در عرش نوشت تا ثابت سازد که مالک این عرش رسول الله است
یکی از بریلویان می‌نویسد؛ انبیاء کرام بعد از چهل روز در قبر نماز خواندن را آغاز می‌کنند. دیگری بر آن اضافه کرده می‌گوید؛ آنان در قبرها راه می‌روند، نماز می‌خوانند و سخن می‌گویند و در معاملات مخلوق تصرف می‌کنند
بریلویان به این نظر اند که سایه رسول الله بر زمین نمی‌افتید وایشان نور محض بودند، وقتی ایشان در آفتاب و یا شب مهتابی راه می‌رفتند سایهء ایشان به نظر نمی آمد
-نظریهء شان در بارهء پیامبر خیلی غلو و افراط آمیز است، حتى به مرتبه ای نزدیک به مرتبه خدایى- العیاذ بالله- وی را رسانیده اند، احمد رضاخان در حدائق بخشش ۲/۱۰۴ میگوید: «یا محمد نمی توانم بگویم که تو الله هستی، و نمی توانم میان تو وخدا فرق بگذارم، امرت را به خدا می سپارم، وی به حقیقت تو داناتر است.
-همچنان در توصیف نمودن پیامبر به اوصافی که از حقیقت به دور است مبالغه نموده اند، وی را عالم الغیب میدانند، احمد رضاخان در کتاب خالص الاعتقاد ص۳۳ میگوید: « خدا برای صاحب قرآن محمد(ص) همه آنچه در لوح محفوظ است داده بود».
-می پندارند که پیامبر و اولیاء آنچه را خداوند علمش را به خود تخصیص داده است می دانند،
نزد شان عقیده ای وجود دارد بنام ( عقیده الشهود) یعنی به عقیدهء آنان پیامبر در هر زمان و مکان حاضر است و بر افعال و کردار مخلوق ناظر میباشد، بریلویان بر عکس عقیده اهل سنت، بر حاضر و ناظر بودن رسول الله درهر زمان و هر مکان معتقد اند، چنانچه گذشت به همین سبب است که آنان رسول الله را «حضور» می‌نامند. یکی از آنان می‌نویسد که هیچ مقام و هیچ وقتی از حضور رسول الله خالی نمی‌باشد
-احمد یارخان در کتاب خود( مواعظ نعیمیه) ص ۱۴ میگوید: رسول نوری از نور خداوند است، و دیگر همه مخلوقات از نور وی اند، احمد رضاخان در اشعار خود میگوید: (وقتیکه نور الهی حلول کرده در صورت بشر نباشد این گل و آب چه ارزش دارد).
-پیروان خویش را به استغاثه و فریادرسی خواستن ازانبیاء و اولیاء تشویق می کنند، و کسی که این کار شان را انکار کند وی را متهم به الحاد و بی دینی می کنند، امجد علی در کتاب خود ( بهار شریعت) ۱/۱۲۲ میگوید: « کسانی که از استمداد و مدد خواستن از انبیاء و اولیاء و قبرهای شان منکر اند ، آنان ملحد اند».
قبرها را تعمیر و آباد می کنند، پخته کاری می نمایند، رنگ می کنند، بالای آنها چراغ ها و شمع هارا روشن می کنند، به قبرها نذر به گردن می گیرند، به آنها تبرک می جویند، مجالس و جشن ها بر سر آنها برگذار می نمایند، بالای قبرها گل ها، چادرها و پرده های هر قسم می گذارند، و اتباع خود را بخاطر تبرک جستن به طواف در اطراف قبر دعوت می کنند.
-و ازجملهء عقاید پوچ وبی محتوای شان آنست که درکتاب«ملفوظات» احمد رضاخان ۳/۲۷۶ آمده « زنان انبیاء علیهم السلام نزد برده میشوند و آنان شب را بازنان خویش سپری می نمایند».
-قائل به اسقاط اند، و آن صدقه ای است که از جانب میت، به همان مقدار که نماز، روزه، وغیره را ترک کرده باشد داده می شود، مقدار صدقه: در مقابل هر نماز یا روزه یک روز که میت آنرا ترک کرده باشد به اندازهء صدقهء فطر است، گاهی در این کار دست به حیله می زنند، اول مقداری را که یکساله کفارهء نمازو روزه اش شود توزیع می نمایند، بعد دو باره آن را به طور بخشش پس می گیرند و باردیگر به توزیعش می پردازند، و این عمل را به اندازهء سالهایى که آن شخص این فریضه را ترک کرده باشد تکرار می کنند.
بزرگترین عیدهای شان همان مولود شریف است که در آن اموال فراوان را مصرف می نمایند، و این روز روز مقدس و مبارکی در نزدشان میباشد، در آنروز شعر خوانی ها میکنند که در خلال آن ضمن قصه های دروغ و خرافی پیامبر را ستایش و توصیف مینمایند، و در آنروز کتاب ( سرورالقلوب فی ذکر المولد المحبوب) را میخوانند ، این کتاب را احمد رضاخان تألیف نموده و آن را از خرافات و افسانه ها پر کرده است.
-عرس ها: مراد از عرس زیارت قبور به طور دست جمعی، و اجتماع بر سر آنان می باشد، مثل عرس شیخ شاه وارث، در شهر (دیوه)، عرس خواجه معین الدین چشتی، که در آن ملیونها انسان جمع می شوند، و مردان با زنان خلط و یکجا می باشند، و در نتیجه آن مفاسدی رخ میدهد که عاقبت خوب ندارد.
 آنان مسلمانان غیر بریلوی را به اندکی سبب تکفیر می کنند، بزرگان بریلوی در تکفیر علماء و بزرگان دین دست باز داشته اند، آنان همیشه علماء مخالف خود را با کلمات ملحد، زندیق، مرتد و غیره یاد می‌کردند.
به اصطلاح آنان، وهابی‌ها و غیر مقلدین که مخالفین اصلی آنان بودند هیچگاه از حملات لفظی و تکفیری آنان در امان نبودند.
آنان علمای اکابر همچو شیخ الاسلام ابن تیمیه، امام ابن قیم و امام شوکانی -رحمهم الله- را نیز بد مذهب، ملحد و صاحب فهم ناقص می‌دانستندو هیچ گروه اسلامی، و شخصیت اسلامی را از وصف کفر به دور نگذاشته اند، و در بسیاری جاهای کتاب های شان بعد از تکفیر شخص این جمله می اید: « کسی که وی را کافر نداند خودش کافر است» تکفیر ایشان دیوبندی ها، ندوی ها، رهبران تعلیم و اصلاح، و آزاد کنندگان هند از چنگ استعمار را نیز شامل می باشد همچنان تکفیر شان شامل شیخ اسماعیل دهلوی است، وی از جمله علمائی بود که در مقابل بدعت ها و خرافات مبارزه میکردند، محمد اقبال لاهوری، ضیاء الحق رئیس جمهور پاکستان و تعدادی از وزیرانش را نیز تکفیر می کردند
-در روی زمین در ظاهر وباطن آن دشمنی برای آنان بدتر وشدیدتر از شیخ محمد بن عبد الوهاب یافت نمی شود وی را به کفر وبدترین تهمت ها متهم مینمایند،. دشمنی بریلویان با وهابی‌ها آنقدر شدت اختیار کرده است که بریلویان فتوای ساقط شدن فریضهء حج را صادر کرده اند زیرا کعبه در قلمرو حکومت وهابی‌ها می‌باشد، و آنجا برای مسلمانان مکان محفوظی بشمار نمی‌رود و تا آنکه خاندان آل سعود بر حکم مسلط باشند فرضیت حج نیز ساقط می‌باشد.
آنان همیشه در شکستن صفوف مسلمانان، ناتوان ساختن قوت شان وداخل کردن شان در اختلافات بی فایده می کوشند، که از آن جمله است بدعت بوسه کردن هردو انگشت ابهام در وقت اذان ومالیدن آن به چشم وشمردن آن از امور اساسی، به نظر آنان این عمل را فقط کسی ترک می کند که دشمن پیامبر باشد، می پندارند: کسیکه این کاررا کند هرگز چشم درد نمی شود، کتاب شان (منیر العیین فی تقبیل الإبهامین) را مطالعه کنید.
بر قبرها گنبد و بارگاه می سازند(جاء الحق ۲۸۲)
ـ بر قبرها فانوس روشن می کنند . ( فتاوی رضویه ۴/۱۴۴)ـ برای اموات دهم,بیستم,چهلم,و سال می گیرند . ( انوار الساطعه )
بریلویان به این اعتقاد دارند که نه تنها مدینه منوره و مزارات اولیاء بلکه بوسیدن تصاویر آنان نیز ضروری می‌باشد. بریلوی می‌نویسد: «علماء دین حکم می‌کنند که تصویر نعل مطهر و روضه رسول اکرم کشیده شده و آن بوسه شود و به چشم مالیده شوده و یا اینکه بر سر گذاشته شود
علاوه بر آنچه گذشت، عقاید بریلویان مملوء از مشکلات و بدعات دیگری نیز است که همه آنرا نمی‌توان در این بحث فشرده ذکر نمود.
چند مورد از نشانه‌های بارز بریلویان اشاره می‌کنم:
بریلویان قبل از اذان به آواز بلند درود و صلات به الفاظ خاص خویش بر رسول الله می‌فرستند و سپس اذان را آغاز می‌کنند. آنان همین درود و سلام را بعد از ادای نماز فرض نیز دسته‌جمعی به آواز بلند می‌خوانند. مساجد بریلویان عموماً رنگ سبز داشته، حتی که دروازه‌ها، کلکین‌ها ـ پنجره‌ها ـ، کلاهای موجود در مسجد و هر آنچه ممکن باشد را سبز رنگ می‌کنند. کلمه «الصلاه و السلام علیک یا رسول الله» از دروازه مسجد شروع و در منبر خاتمه میابد. مساجد آنان غالبا با گلها و برگ های مصنوعی و کاغذهای رنگارنگ مزین می‌باشد. تصویرهای نعل مبارک، مسجد نبوی و حتی بعضی از زیارت‌ها جزء لاینفک مساجد آنان می باشد. جماعت دوم بطور قطعی در مساجد بریلویان حرام می‌باشد و حتی مخالفت کننده با لت و کوب ـ چوب و چماق ـ مواجه می‌شود.
ریشه های فکری و اعتقادی:
-این فرقه از حیث اصل در زمرهء اهل سنت، و ملتزم به مذهب احناف اند، لیکن عقاید خویش را به عقاید دیگری خلط و مزج نموده اند که آن عقاید مأخوذ از نصرانیت است، شخصیت پیامبر را بالا میبرند تاباخرافاتی که به شخصیت عیسى نسبت داده شده برابر شود.
-چون ایشان در قارهء هند زندگی می نمایند ، و در قارهء هند دیانت های مختلف وجود دارد، بنابرین عقایدی از هندوها و بودایىها نقل کرده و به عقاید اسلامی آنان خلط گردیده است.
-به پیامبر و اولیا صفاتی را نسبت می دهند که مشابه به صفاتی است که بت پرستان آن را به بتهایشان نسبت می دهند.
انتشار و جاهای نفوذ:
-این فرقه از بریلی ولایت اوتراپردیش برخاست تا در همه قارهء هند (هند و پاکستان ) منتشر گردد.
-در بریطانیا نیز وجود دارند، و آنجا فرقه شان بنام ( جمعیت أهل السنه) و( جمعیت تبلیغ الإسلام) یاد می شود، وکارشان در آنجا فقط تخریب کارهای دیگران، و ایجاد وحشت و پراگندگی میان شان می باشد، به سبب کار آنان بود که حادثه خونین سال۱۹۸۰م میان مسلمانان واقع شد
آنچه روشن است اینست که اختلاف فرقه بریلوی با اهل سنت و جماعت اختلاف فرعی نیست,بلکه اختلاف اصولی است,بهمین علت این گروه از اهل سنت و جماعت خارج هستند.
تحقیق وجمع آوری: اسماعیل امینی (شوی) امام و خطیب روستای کانی زرد سردشت

اسماعیل امینی

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - سردشت @ شغل : امام جماعت و خطیب

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن