اصول

مواظب باشیم به پیامبر(ص) آزاری نرسد!

زنهار از آزار رسانی به سرور بشر(ص)

اظهار محبت و دوستی نسبت به پیامبر ( ص ) ازاصول دین است؛ از این رو کسی که پیامبر ( ص ) برایش از فرزند و پدرش و همه ی مردم عزیزتر و محبوب تر نباشد، هیچ ایمانی ندارد.

– از أنس (رض) روایت شده که گفت: پیامبر (ص) فرمود: « هیچ یک از شما ایمانش کامل نمی گردد مگر این که من نزد او از پدر و فرزندش و همه ی مردم، محبوتر باشم ». ( حدیث از امام بخاری ) .

-خدای متعال دراین باره می فرماید: { قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْوَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ } (التوبه:۲۴) « بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیله ی شما و اموالی که فراچنگش آورده اید و بازرگانی و تجارتی که از بی بازاری و بی رونقی آن می ترسید و منازلی که مورد علاقه ی شماست، این ها در نظرتان از خدا و پیامبرش و جهاد در راه او محبوترباشد، درانتظار باشید که خداوند کار خود را می کند( و عذاب خویش را فرو می فرستد ) خداوند کسان نافرمانبردار را ( به راه سعادت ) هدایت نمی نماید».
-قاضی عیاض در شرح این آیه می گوید: « تنها این آیه برای تشویق و هشدار و دلیل و حجت بر وجوب محبت پیامبر(ص) و اهمیت زیاد آن و شایستگی و استحقاق پیامبر (ص) برای چنین محبتی کافی است؛ زیرا خداوند کسانی را که مال و خانواده و فرزندشان را از خدا و رسولش بیشتر دوست دارند توبیخ و سرزنش کرده و آنان را اینگونه تهدید می کند: { فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ }« در انتظار باشید که خداوند کار خود را می کند». سپس در پایان آیه، آنان را فاسق و نافرمانبردار می نامد و به آنها اعلام می دارد که گمراهند و خدا آنان را هدایت نمی کند»
بدین سبب است که این امت جایگاه و منزلت پیامبر و محبوبش( ص ) را گرامی و بزرگ داشته و حرمتش را در زمان حیات و بعد از مرگ ایشان، مراعات کرده است و همه  ی امت بر این رای اجماع دارند که بی احترامی یا دشنام به او کفری آشکار و جنایتی بزرگ است.
-اسحاق بن راهویه دراین مورد گفته است:« مسلمانان بر این اجماع دارند که هر کس خدا یا رسولش (ص) را دشنام دهد یا چیزی را از آنچه خدای عزّ و جلّ نازل فرموده قبول نداشته باشد یا پیامبری از پیامبران خدای عزّ و جلّ را بکشد، با هر یک از این کارها کافر می شود؛هر چند به تمام آیات دیگر خدا ایمان و اقرار داشته باشد»
-شیخ الإسلام ابن تیمیه می گوید : « دشنام دادن و ناسزاگویی به خدا و پیامبرش کفری آشکار و نهانی است، خواه، دشنام دهنده معتقد به این باشد که چنین عملی حرام است یا جایز یا این که بدون توجه به عقیده اش آن را بر زبان بیاورد.این مذهب فقها و سایراهل سنت است که می گویند ایمان، شامل گفتار و عمل می شود»
-امام شنقیطی در « اضواء البیان »گفته است :بی احترامی به پیامبر ( ص ) به منظور نادیده گرفتن یا کاستن از مقامش از جانب هر شخصی و تحقیر یا مسخره نمودنش، موجب خروج از اسلام و کفربه خدا است.

-خدای متعال در مورد کسانی که پیامبر (ص) را در غزوه  ی بدر مسخره کردند، فرمود: { وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ. لا تَعْتَذِرُوا قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ .. }( التوبه ۶۵ :۶۶ ) « اگر از آنان ( در باره ی سخنان ناروا و کردارهای ناهنجارشان ) بازخواست کنی، می گویند: ( مراد ما طعن و مسخره نبوده و بلکه با همدیگر) بازی و شوخی می کردیم. بگو: آیا به خدا و آیات او و پیامبرش می توان بازی و شوخی کرد؟!( بگو: با چنین معذرت های بیهوده) عذرخواهی نکنید. شما بعد از ایمان آوردن، کافر شده اید»
پس از آن، خدای عزّ و جلّ به شدت از هرگونه آزاررسانی نسبت به سرور پیامبران و فرستاده شدگان؛ محمد (ص) هشدارمی دهد و مؤمنان را چنین خطاب قرارمی دهد: { وَمَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ }(الأحزاب: بخشی از آیه ی۵۳) « شما حق ندارید پیامبر خدا را آزار دهید ».

-همچنین خطاب به منافقان چنین می فرماید: { وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَهٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ }(التوبه:۶۱) . « در میان منافقان کسانی هستند که پیامبر را می آزارند و می گویند: او سراپا گوش است ( و راست و دروغ را می شنود و همه چیز را باورمی کند) بگو: ( او در نهایت لطف و محبت به سخنان خوب و بد شما گوش فرامی دهد ولی به سخن خوب عمل می کند و سخن بد را نادیده می گیرد و بدان عمل نمی کند و این سراپا گوش بودن او به نفع شما است. او به خدا ایمان دارد ( وهمه ی فرموده های او را تصدیق می کند ) و به مؤمنان ایمان دارد ( و هرچه بگویند باور می کند؛ چون معتقد به اخلاص ایشان است ) و او برای کسانی از شما که ایمان آورده اند رحمت است ( زیرا ایشان را به راستای خداشناسی آورده است و راه بهشت را بدانان نموده است) کسانی که فرستاده ی خدا را می آزارند، عذاب دردناکی دارند»
-خداوند، آزاررسانی به پیامبرش(ص) را آزار رساندن به خود می داند و می فرماید:« : { إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِیناً } (الأحزاب:۵۷)« کسانی که خدا و پیامبرش را ( با کفر و الحاد و سخنان ناروا ) آزار می رسانند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت نفرین می کند( و از رحمت خود بی نصیب می گرداند ) و عذاب خوارکننده ای برای ایشان تهیه می بیند». گذشته از این، خدا مؤمنان را صرفاً از بلند نمودن صدا بر صدای پیامبر ( ص ) بازداشته است؛ زیرا بالا بردن صدا نشانه ی سبک شمردن و تحقیر می باشد و خداوند آن را عاملی برای خنثی نمودن عمل صالح قرارمی دهد؛هر چند صاحبش آن را احساس نکند، بدین سبب خدای متعال فرموده: { یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ } (الحجرات:۲)« ای کسانی که ایمان آورده اید، صدای خود را از صدای پیامبر( ص ) بلندترمکنید و همچنان که با یکدیگر سخن می گویید، با او به آواز بلند سخن مگویید تا دانسته، اعمالتان بی اجر و ضایع نشود».اگر برای بلند نمودن صدا چنین باشد پس برای دشنام آشکار یا کاستن منزلت وی یا تحقیرش باید چگونه باشد؟!
قاضی عیاض در این باره چنین می گوید : « حقوق و وظایفی که واجب است نسبت به پیامبر (ص) رعایت کنیم با توجه به قرآن و سنت و اجماع امت و احسان و احترام و بزرگداشت ایشان گذشت. بر این اساس خداوند متعال آزار رسانی به او را در کتاب خویش تحریم نموده است و امت برقتل کسانی ازمسلمین که از منزلتش می کاهند و به او دشنام می دهند،اجماع دارند، خدای متعال در این باره می¬فرماید: { إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِیناً } (الأحزاب:۵۷)،[ کسانی که خدا و پیامبرش را ( با کفر و الحاد و سخنان ناروا ) آزار می رسانند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت نفرین می کند( و از رحمت خود بی نصیب می گرداند ) و عذاب خوار کننده ای برای ایشان تهیه می بیند]. و همچنین می فرماید: { وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ }(التوبه: بخشی از آیه ی۶۱) [ کسانی که فرستاده ی خدا را می آزارند، عذاب دردناکی دارند]».
-در دوران بعثت رسول خدا ( ص ) حوادث و موقعیت های زیادی وجود دارد که خداوند در آن تاکید می کند که انتقام پیامبر خویش را از کسانی که او را می آزارند ضمانت خواهد کرد و خداوند در برابر کسانی که پیامبر را مسخره می کنند کافی است. شاید دنبال نمودن این موضوع به طول انجامد؛ بنا براین در این جا به بیان چند حادثه اکتفا می کنیم که خداوند در آن حمایت خود را از فرستاده ی خود ( ص ) در برابر کسانی که او را اذیت کرده یا مسخره می کنند، اعلام می دارد:
-از انس رض روایت شده که گفت: « مردی مسیحی مسلمان شد و سوره بقره و آل عمران را خواند سپس کاتب پیامبر شد و بعد از آن دوباره مسیحی شد و می گفت: پیامبر غیر از آنچه برایش نوشته ام چیزدیگری نمی داند، خداوند به خاطر این اهانت او را به هلاکت رساند، سپس او را به خاک سپردند،صبح روز بعد، زمین او را بیرون انداخت. مسیحیان گفتند: محمد و یارانش این کار را کرده اند؛ زمانی که از دست آنان فرار نمود، قبردوست ما را نبش کردند و او را دور انداختند، سپس برایش قبری به عمق بیشتر حفر کردند؛ اما دوباره صبح روز بعد زمین او را به بیرون انداخت، مسیحیان دوباره همان سخن پیش را تکرار نمودند؛ از این رو هر اندازه توانستند زمین را کندند و در عمق بسیار زیادی او را دفن کردند اما دوباره زمین او را به طرف بیرون پرت کرد، این بار آنها دانستند که این کار مردم نیست، پس جسدش را دور انداختند». ( امام بخاری آن را روایت کرده است )
-ابن تیمیه در شرح این روایت می گوید: « این امری خارق العاده است که نشان می دهد این کیفر سخنی بوده که گفته است و او دروغگو بوده؛ زیرا عموم مردگان به چنین مجازاتی گرفتار نمی شوند و این جرم بزرگتر از جرم ارتداد است؛ چرا که عموم مرتدان به چنین مجازتی نمی رسند»
-داستان واکنش کسری و قیصر در برابر پیامبر (ص) شایسته ی تامل است. هردو از پذیرش اسلام سرباز زدند؛ اما قیصر روم به نامه ی پیامبر (ص) و پیک رسول خدا احترام نهاد، در نتیجه خدا فرمانروایش را پایدار ساخت و اما کسری؛ پادشاه ایران نامه ی رسول خدا (ص) را پاره کرد و او را مسخره نمود؛ بنا بر این چیزی نگذشت که خدا او را نابود ساخت و کاملاً فرمانروایی و سرزمینش را از هم پاشید و برای حاکمان ایرانی قدرتی باقی نماند.
-لازم به ذکر است که حمایت و کفایت خدا از پیامبرش (ص) در برابر کسانی که او را مسخره کرده اند یا آزار داده اند تنها محدود به هلاکت و نابودی این شخص سرکش و متجاوز با حادثه ی ناگوار یا نزول عذاب نیست؛ بلکه اشکال این کفایت و پشتیبانی متنوع و گوناکون بوده است، خدای متعال می فرماید: { وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ }(المدثر: بخش از آیه ی۳۱) « لشکرهای پروردگارت را جز او کسی نمی داند و این جز اندرزی برای مردم نیست»
بی ادبی در حق پیامبر (ص) همچنان ادامه خواهد یافت و هرگز به پایان نخواهد رسید تا وقتی که کسانی وجود داشته باشند که از اسلام و پیامبر بزرگوار (ص) متنفر و کینه به دل باشند. هر گاه مسلمانان خودباختگی و سستی از خود نشان دهند یا برای یاری پیامبرشان در برابر کسانی که او را اذیت و مسخره می کنند ضعیف باشند، در چنین شرایطی خدای عزّ و جلّ از آنان انتقام خواهد گرفت و خدا برای پیامبر کافی است. ابن تیمیه در این باره می گوید:
« خداوند، برای پیامبرش (ص) از کسانی که به او طعنه می زنند و به او دشنام می دهند انتقام می گیرد و در برابر دروغ دروغگویان از دینش حمایت می کند، آنگاه که مردم نتوانند بر آنان حد جاری کنند.

از جمله این مصادیق و نمونه های حمایت ها، داستان هایی است که در باره ی عده ای از مسلمانان دادگر و اهل فقاهت وعلم بیان کرده ایم؛ درمورد چیزهایی که چندین بار در محاصره ی قلعه ها و شهرهای سواحل شام تجربه کرده اند. زمانی که مسلمانان در عصر ما «بنی اصفر» را محاصره کردند، گفتند: ما قلعه ها یا شهر را حدود یک ماه یا بیشتر محاصره کردیم اما سقوط نکرد طوری که نزدیک بود ناامید شویم؛ تا اینکه مردم شهر به پیامبر(ص) دشنام دادند و از ایشان بدگویی کردند و این موجب فتح فوری و آسان شهر گردید و پیروزی ما بیش از یک روز یا دو روز به تاخیر نیفتاد، سپس به زور آنجا فتح گردید و آنان در این جنگ حماسه ی بزرگی را از خود نشان دادند. لشکر مسلمانان در این باره گفتند: وقتی ما از کفار شنیدیم که از رسول خدا(ص) بدگویی می کنند دل ها پر ازکینه نسبت به سخنان آنان گردید و ما در مورد فتح و پیروزی نزدیک به همدیگر مژده می دادیم»
در حوادث و رویدادهای تاریخی از زمان بعثت پیامبر (ص)، صحنه ها و موقعیت ها و پند و اندرزهایی وجود دارد که تاکید دارد بر این که خدای عزّ و جلّ از پیامبرش دفاع می کند و خداوند برای محبوب خویش در برابر افرادی که او را آزار می رسانند کافی است و این سنت خدا دائماً و برای همیشه تا برپایی روز قیامت، ماندگار است. این سنت، مصداق و شاهدی برای فرموده ی خدای متعال است که می فرماید: { إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئینَ } (الحجر:۹۵) « ما تو را از ( کید و مکر و اذیت و آزار) استهزا کنندگان مصون و محفوظ می داریم»
اسلام ویب

ترجمه: حمید محمودپور- مهاباد

نمایش بیشتر

حمید محمود پور

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : دبیر آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن