اصولفقه

بیدار نمودن روزه داران با بلندگو برای سَحَری

سَحَری

بیدار نمودن روزه داران برای سحری

خدمت شما بزرگواران سوالی داشتم، آیا بیدارکردن مردم برای سحری با بلندگوهای مساجد به شیوه های متداول امروزی براساس کدامین مجوز شرعی صورت می پذیرد؟ و آیا تغییر این حالت اشکالی دارد؟

بسم الله والصلاۃ و السلام علی رسول الله وآله وصحبه و من والاه..

امابعد:

برای دستیابی به پاسخی قانع کننده و همخوان با پیام های رحمت، لازم است بصورت اختصار گذری بر تاریخ طلایی صدر اسلام داشته باشیم تا موضوع بهتر مفهوم باشد.

در پاسخ به این پرسش که مشروعیت (تسحیر یا ٳیقاظ النّاس = بیدارکردن مردم برای خوردن سحری درماە مبارک رمضان) در زمان رسول الله(ص) و اصحاب بزرگوارش به چە صورتی بوده؟ می گوییم: در زمان حیات مبارک رسول اللە(ص) بیدارشدن برای تهجد، ٳیتار و سحور بە نسبت افراد فرق می کرد. چنانچه در کتب سیره آمده است، بعضی از اصحاب و یا آن حضرت “من تلقا ٕانفسهم” با استفاده از نیروی زنگ بیدار باش ایمان بدون نیاز به عوامل خارجی بیدار می شدند، برخی نیز طبق عادتی که به خود داده بودند بیدار می شدند. اما آنچه مشهور بوده و در کتب تاریخ و سیره به اتفاق  ذکر کرده اند، اینست که در عهد طلایی نبوت دو ٲذان برای شب بیداری (اعم از نماز تهجد و سحری خوردن و…) و اعلام وقت نماز صبح وجود داشت: اولی در اواخر شب و دومی در اول وقت نماز صبح.

دانشمندان و اهل علم و شارحین حدیث  فائده ٲذان اول را چنین بیان کرده اند: بیدار شدن مردم برای نماز و سحری، عن ابن مسعود(رض) قال: قال رسول الله(ص): لایمنعن احدامنکم ٲذان بلال من سحوره، فٳنه یٶذن بلیل، لیرجع قائمکم ویوقظ نائمکم. (متفق علیه)

ملاعلی قارئ در شرح حدیث فوق می فرماید: «تا برای صبح آماده شود، در راستای انجام اعمالی مانند نماز تهجد، انجام وتر، خوردن سحری برای کسی که قصد گرفتن روزه را دارد، اغتسال و یا وضو گرفتن».
 همچنین درصحیحین از ام المٶمنین عایشه(رض) روایت شده: وقتی بلال(رض) اذان می گفت: پیامبر(ص) می فرمود: بخورید و بیاشامید تا زمانی که ابن ام مکتوم(رض) اذان می گوید.

 اما پس از سپری شدن خیرالقرون و دور شدن مردم از فهم صحیح برخی مفاهیم و اصطلاحات دینی، از جمله اعلام زمان و شیوه ی اطلاع رسانی “تسحیر‌” براساس عرف و عادات مردمان، زمان و مکان و سلایق افراد فرق کرد. از جمله: با زدن بە در و دروازه ها، آواز خوانی و سر دادن سرود و فریاد در کوچه و بازارها و متٲسفانه بعدها با بکارگیری آلاتی چون دف‌، طبل و… در برخی مناطق به اوج انحراف خود رسید!

اما آیا بیدارکردن مردم برای سحری طبق رسوم متداول امروزی در اکثر مناطق اهل سنت کرد، وظیفه ی افراد خاصی چون امامان جماعت و یا خادمین مساجد و… و مٲموربه است یا حقیقت امر چیز دیگریست؟

آنچه بدیهی و از مسلمات آداب مربوطه می باشد، اینست که هر شخص وظیفه دارد خود و خانواده ی خویش را برای سحری و نماز صبح بیدار کند. پس وظیفه ای خاص در اسلام بعنوان (فرض الکفایه و فرض العین) جهت بیدارکردن مردم برای سحری با آواز و مناجات و غیره برای هیچ نهاد و شخصی تعریف نشده است. وقتی که پیامبر(ص) به خاطر مادر یک بچه که در نماز جماعت مسجد حضور دارد، نماز را کوتاه و به صورت خفیف می خواند، مگر  پیامبر(ص) سفارش نمی کند حتی در نماز حال مریض و سالمندان را در نظر بگیریم؟! وقتیکه پیامبر (ص) زیباترین سفارش ها را به همسایه داری می کند و چه بسیار آزاردهندگان مردم و همسایگان را نکوهش می کند!! چرا ما به آن اسوه ی کامل و مبارک تاسی نکنیم؟! آیا متولیان مساجد اعم از امام، مٶذن و خادم اولی تر نیستند به تبعیت از پیامبر رحمت و مهربانی؟!

برای تفهیم بهتر مطلب تنها کافیست یک لحظه تصور کنیم، در همسایگی مسجد مادری طفل کوچک بیمارش را با هزار مشقت و لای لایی خوابانیده، شخص سالمندی عاجز و درمانده و معذور با استفاده از قرص خواب و اعصاب با هزار زحمت تازه چشم به خواب فرو بسته!! برهم زدن آرامش این نوع افراد براساس کدام مجوز شرعی صورت می گیرد؟؟ آیا اگر ما با چنین وضعیتی روبرو شویم چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا با وجود اینهمه امکانات به روز (ساعت زنگدار، گوشی و…) و با وجود امکانات و شرایط موجود باز هم زمان نسخ این قراردهای عرفی اجتماعی پیشینیان و جایگزینی مناسب تر از آن فرا نرسیده؟ آیا طبق مقتضیات زمانی و مکانی با در نظر گرفتن مقاصد شریعت پاک محمدی(ص) زمان تغییر اساسی اینگونه قراردادها فرا نرسیده؟؟ و اما خلاصه طبق آیات و احادیث وارده در این رابطه (وبالاسحار هم یستغفرون) در واقع می توان گفت: باید نیروی قلبی “ترس و امید” بیدارگر انسان مسلمان باشد، نه مناجات و نه چیز دیگری.

امید است اندیشمندان و شوراهای فقهی شهرستان ها با بررسی دقیق همه ی جوانب مسئله مورد نقاش، راهکاری متناسب با وضعیت کنونی زندگی مسلمانان اتخاذ و اعلام نظر فرمایند.

والسلام
عبدالواحد رحمت الله

برچسب ها

عبدالواحد رحمت الله

نویسنده و شاعر و مترجم آذربایجان غربی - مهاباد خطیب و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن