تاریخ

تأثیر دعا(داستانک)

زنی نگران تصرفات و سفرهای همیشگی شوهرش و انحراف فرزندانش بود که به سن بلوغ نزدیک شده بودند.

روزی شوهرش به او گفت: همسرم! من که به مسافرت می روم با امر عجیبی روبرو می شوم؛ چیزی که مرا از ارتکاب حرام  از قبیل نگاه، سخن گفتن با زنان نامحرم و دیگر کارهای حرام باز می دارد.

روز دیگر، پسر بزرگش به نزدش آمد و گفت: مادرم! چه دعایی برایم می کنی؟ من که با دوستانم به سر راه مدرسه ی دختران می رویم، تپش قلبم بیشتر می شود و بر می گردم. دوستانم شماره تماس دخترها را به من می دهند و هر وقت که می خواهم با آنان تماس بگیرم احساس تنگی نفس می کنم و زود تماس را قطع می کنم و حتی هنگامی که در خانه در کنار کامپیوتر نشسته و می خواهم به انترنت سر بزنم، چیزی هست که مانعم می شود.

مادرش به او گفت: بعد از هر نماز این دعا را  برای شما می خوانم: «اللهُمَّ إنِّی أستَودِعُکَ دینی وَ أمانتی وذرّیَّتِی وَ زَوجِی وَقَلبِی وَقَلبَ ذُرّیَّتِی وَقَلبَ زَوجِی وَسَمعَهُم وَ اَبصارَهُم و فروجَهُم وَجَمیعَ جَوارِحِهِم»: پروردگارا! من دینم و امانتم و همسرم و قلبم و قلب فرزندانم و قلب شوهرم و گوش و چشم و شرمگاهشان و همه اعضایشان را به تو می سپارم که حافظ و نگهبان آنان باشی.

منبع: قناه جدد حیاتک و طور ذاتک

ترجمه: خالد ایوبی نیا

برچسب ها
نمایش بیشتر

خالد ایوبی نیا

استان آذربایجان غربی - ارومیه مترجم - نویسنده فعال دینی و حافظ قرآن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن