اصول

تاریخچه و فلسفه قربانی

 

[کلمه قربانی به معنی نزدیکی و نزدیک شدن می باشد]

برای رسیدن به واقعیت این مورد ادبی به قرآن مراجعه کنیم خداوندبزرگ درقرآن اشاره به قربان می کندکلمه[القوربان]این کلمه هم مثل تمام کلمات دیگر برگرفته از اهمیت بالایی برخوردارمیباشدواین کلمه [قرب..قریب]یعنی بزرگ وبا ارزش میباشدومعنی آن نزدیک شدن به الله میباشد به وسیله قربانی کردن میخواهیم خودمان رابه الله نزدیک کنیم وبه خداوندسجده میبریم وستایش میکنیم خدای عزوجل .همانطورخداوندفرموده [کلا لا تطعه واسجدواقترب{علق؛۱۹}این سندی است که تمام کارهایمان را برای خداپرستی معلوم میکندبه راستی کلمه قربانی کردن یعنی نزدیک شدن به خداوند بزرگ میباشد.

《مبحث قربانی》

مبحث قربانی کردن برمیگردد به قرنها وسرچشمه این کلمه بزرگ از داستان زندگی حضرت آدم شروع میشودکه قرآن مجید به آن اشاره کرده است.[واتل علیهم نبأابنی آدم الحق إذقربانا نتقبل من أحدهما ولم یتقبل من الاخر قال لأقتلنک قال إنما یتقبل الله من المتقین{المائده۲۷]شما ای پیامبرگرامی بخوان بر سراصحابت وکسانی را که میدانی از هدایت شوندگان هستندداستان حضرت آدم ودوتاپسرش هابیل وقابیل که به امرالله هردو قربانی کردنداما فقط قربانی یکی از این دونفرقبول شدبه نام هابیل

 

[بایدبه وسیله این آیه پیام اصلی ودرس عبرت گرفته بشه(واتل)]

این موضوع رو بایداز داستان وافسانه هاجدا کنیم چون این آیه پیام واقعی است از زندگینامه حضرت آدم وپسرانش وپیغمبران اون زمان

هدف اصلی نزدیک شدن به خداوند میباشدنه قربانی کردن.قربانی کردن فقط یک راه است یک هدف است برای نزدیک شدن به الله قربانی کردن بدون هدف اصلی چیزبسیارمهمی نیست بلکه انجام این عمل بخاطر هدف نزدیک شدن است به خداواند واین اون هدف بزرگ میباشد(إذقربا قربانا)

حالا میخواهیم بدانیم چطورمعلوم شد که قربانی هابیل راخداوند قبول کرده است اما قربانی قابیل را نه

[درسوره احقاف]دراین مورداشاره شده به قبول واقع شدن قربانی

برای اینکه مردم بفهمند که قربانی آنها قبول شده یانه خداوند بزرگ فرموده [حتی یأیتنا بقربان تأکله النار..{آل عمران۱۸۳}

اگراز آسمان بیادپایین وآن راباخودببردبه این شیوه قبول میکنیم پس قربانی یک حکمت الهی است برای نزدیک شدن مردم به خداوندمی باشدکه به دوران قدیم نگاه کنند حکمت قربانی کردن که یک حکمت الهی بوده وهست درقدیم بعدازمدتها عوض کردندوبجای قربانی برای الله برای اشراف وبزرگان وپادشاهان قربانی میکردند

قربانی کردن آدمهای دوران قدیم برای خدا وشاهان وبزرگانشان)

میان مردم برمیگرددبه زمان خیلی دوریعنی زمان سومریهاوقبل ازاین زمان دیده شده که زیردستان (وزیران وپادشاهان)زهرخوردندتابابزرگان خودشان درآسمان زندگی دوباره شروع کنندیعنی اینقدربه انان وابسته بودند که جان خودشان رو فنا میکردندزمان حکومت پادشاه مصرکه درتاریخ(۱۹۹۱-۱۷۸۶-ق-ه)که بیشتراز۲۰۰نفرزندگیشان رابا ایشان فنا کردنددیده میشود هرچنددرآئین(یهود ونصاری)این راه ورسم حرام بوده اما این راه ورسم زشت تا زمان(ارمیا)زیادبوده روایت شناسان قدیم براین باور بودندکه قربانی کردن مردم درقدیم درزمان حضرت آدم فکرمیکردندبه خدا نزدیک میشونداما بیشتربه سمت بت پرستی کشیده شدندتا خداپرستی آنهابرای قربانی از حیوانات استفاده میکردند.برای همین میبینیم وقتی خداوند پیامبران روفرستاده دووظیفه مهم بر دوش آنهاگذاشته(یکم:اینکه وظیفه همیشگی آنان این بود تا مردم روبه سوی خدا پرستی دعوت کنند(أن عبدو الله واجتنبواالطاغوت)این وظیفه همه پیامبران است(دوم:وظیفه دیگرپیامبران این بودتا رفتارزشتی که میان مردم درآن زمان روی می دادبا زحمت وتلاش فراوان زشتیها رواصلاح میکردنددرزمان حضرت موسی(سلام الله علیه)سحروجادو کردن رواج داشت وخداوندعصا روبه عنوان معجزه به موسی داد(درزمان حضرت عیسی (سلام الله علیه هم زنده شدن مردگان معجزه حضرت عیسی بود

درزمان حضرت پدر حضرت ابراهیم روایت شده که درآن زمان دررود (بابل ونیل)سرجوانان روبرای قربانی کردن می بریدن دراینجاخداوند حضرا ابراهیم رابهسربریدن تنهافرزندش امرمیکندتابااین امربه این کارخاتمه دهد ونشان دهد کارشان اشتباه میباشد[.(فدیناه بذبح عظیم(۱۰۷)]درزمان حضرت ابراهیم (ص)جوانترین وزیباترین پسررامی انداختندروددجله برای پربرکت شدن وماندگارشدن آب رودبعنوان قربانی برای رود.به همان شیوه در رود (نیل)زمان مصرقدیم جوانترین دخترمنطقه رامی آوردندومی انداختندرود برای قربانی کردن تا رود پربرکت بشه

این رسم هرسال تکرارمی شددرزمان حضرت ابراهیم(سلام الله علیه)به ایشان فرمان دادتاپسرش راقربانی کندهدف اصلی خداوندازای امراین بودکه حضرت ابراهیم به رسم غلط سربریدن آدمهابرای قربانی کردن خاتمه دهدهمانطور که خداوندمیفرماید(وفدیناه بذبح عظیم[الصافات/۱۰۷)]پیام آیه این است که خداوندنبریدن سرآدمهاوپایان دادن به آن روبه پیامبرفرمان داده است

سوال:پس چراخداوندفرمان دادحضرت ابراهیم این کارروانجام دهد؟

جواب:برای اینکه بگوید خداوندامرکرده که قربانی کردن انسانها مشروعیت ندارد

پس قربانی کردن به معنی عیدزندگی دوباره میباشدعیدقربان برابراست باعیدزندگی دوباره است

عیدقربان دراصل به معنی جمع شدن دورهم میان هم است شاد وسرافرازیم ازاین فرمان الهی که به حضرت ابراهیم دادبرای پایان دادن به این رسم غلط سربریدن وقربانی کردن آدمها وگذاشتن میش برای قربانی کردن بجای آدمها

?در اینجا این سوال پیش می آید: چرا در زمان جد پیامبر(ص) این کار تکرار می شود؟ هدفش چه بوده است؟ پیامبر اکرم( ص) می فرمایند: ” انا ابن الذبیحین” یعنی پدرشان و حضرت اسماعیل( ع).

در اینجا یک مساله مهم وجود دارد و آن این که در طول زمان راه خداپرستی همیشه آلوده به شرک شده و اینها این امر را تکرار می کنند.

زمانی که عبدالمطلب احساس کرد در میان قوم عرب دارای جایگاه خاصی است، گفت: اگر خداوند ده فرزند پسر به من بدهد یکی از آنها را قربانی می کنم و با این باور به گذشته ای دور اشارت کرد.

در زمان جد پیامبر( ص) آب چشمه زمزم رفته رفته خشک گردید. عبدالمطلب در خواب دید که باید جای آب را پیدا کند و آن را حفر کند و یا این مه همین جای فعلی را بیشتر گود کند.

عبدالمطلب به گود کردن چشمه زمزم پرداخت افراد قریش می آمدند و به اذیت و آزار او می پرداختند.

عدی بن نوفل متوجه شد که عبدالمطلب پسر ندارد بنابراین او را مورد تمسخر و استهزاء قرار داد، عبدالمطلب عصبانی شد و نذر کرد اگر خداوند ده پسر به او عنایت کند و فرزندانش بزرگ شوند یکی از آنها را برای کعبه قربانی کند.

خداوند ده پسر به او بخشید، پسرانش بزرگ شدند بنابراین عبدالمطلب میان آنها قرعه انداخت تا بداند قرعه به نام کدام یک از آنها در می آید تا او را قربانی کند. قرعه به نام عبدالله پدر پیامبر( ص) افتاد.

عبدالمطلب عبدالله را از دیگر پسرانش بیشتر دوست می داشت نمی دانست چه کار کند؟ اگر نذرش را ادا نمی کرد در میان قوم برایش گران تمام می شد.

عبدالمطلب عبدالله را به سوی قربانگاه برد، سران و بزرگان قوم دور او جمع شدند و از او خواهش کردند که این کار را انجام ندهد و گفتند: اگر تو این کار را انجام دهی برای مردم تبدیل به یک رسم و سنت می شود، بنابراین جهت رفع این مشگل بزرگ دست به دامان فالگیران آن عصر شدند.

فالگیران گفتند: بیایید میان عبدالله و ده شتر قرعه بیندازیم، قرعه انداختند باز هم قرعه به نام عبدالله افتاد این بار تعداد شتران را تا صد شتر افزایش دادند. این بار قرعه به نام شتران افتاد و عبدالله از قربانی شدن نجات یافت.

مشخص شدن صد شتر به عنوان دیه یک انسان، یک سنت در میان عربها بوده است. برای بار دیگر قربانی کردن به اصل و اساس خود بازگشت.

بار دیگر در زمان خلیفه دوم( زمان فتوحات اسلامی) این قضیه در رودخانه نیل تکرار شد، خلیفه دوم جملاتی برای آنها نوشت و آن را در رودخانه نیل انداخت( از عمر بن خطاب به رودخانه نیل)، این دفعه هم مساله قربانی کردن به جایگاه خود بازگشت، اما مردم این زمان دست از این آیین برنداشته و اقدام به بریدن گوشت بدن زن( ختنه کردن) و انداختن آن به درون رودخانه نیل می کردند و این رسم غلط خود را حفظ می کردند به همین جهت می گویند: ختنه کردن کار مردم آفریقا بوده نه اسلام.

حضرت ابراهیم( ع) به این رسوم غلط پایان بخشید. مردم دریافتند آن همه سالیان که بچه هایمان را قربانی نیل و دجله و پادشاه و… می کردیم مرتکب گناه بسیار بزرگی شده ایم برویم و در آن روز از آنها طلب بخشش کنیم.

در اینجا سوال دیگری پیش می آید: زیارت قبور از چه زمان در میان مردم رواج پیدا کرد؟ آیا این عادت در این عصر رواج ندارد؟ چرا در عصر حضرت ابراهیم( ع) وجود داشت؟

در آن عصر تبدیل به یک جشن شد آنها احساس می کردند که خیلی گناهکارند زیرا سالیان سال مردم را قربانی کرده اند.

با اعلام آن روز، چرا به زیارت قبور رفته اند؟ جهت طلب آمرزش از قربانیان.

به راستی مردم بنا به همان باور، قبل از آن هم در جشن قربان جهت طلب حلالیت از مردگانشان به زیارت قبور می رفتند. این امر در عید رمضان هم مرسوم شد.

اساس و بنای زیارت قبور این بود اما باید بدانیم لازم نیست در عید رمضان و قربان به زیارت قبور برویم.

خداوند متعال در سوره مبارکه صافات این رویداد را برای ما بیان می کند. در میان ۱۱۴ سوره قرآن، سوره صافات از جهت ترتیب سی و هفتمین سوره قرآن و دارای ۱۸۲ آیه است. سوره انعام، ششمین سوره قرآن و دارای ۱۶۵ آیه است. میان این دو سوره، ۳۱ سوره واقع شده است. اراده خداوند بر آن است که ما قبل از رسیدن به بحث قربانی کردن، این موضوع را به طور کامل بفهمیم. شایان ذکر است که سوره انعام با نزول هفتاد هزار ملائکه، به صورت یکجا. به صورت یک رویداد عظیم نازل شد.

بحث قربانی و کار کردن برای خانواده چگونه است؟ بحث قربانی را می توان از دو جنبه مورد بررسی قرار داد نه مانند بحث کلاسیک قدیمی که چاقو را آوردند و دست او را بستند و او را به زمین زدند و… . زمان این نوع شیوه بیانی دیگر به سر آمده است:

۱_ جایگاه ایمان و محبت خدا در دل پدر و فرزند( مانند حضرت ابراهیم و فرزندش اسماعیل)

۲_ امروز عید است، خداوند اراده کرد تل به قربانی شدن انسان ها پایان دهد. خداوند به حضرت ابراهیم دستور داد تا فرزندش را قربانی کند اما هدف خداوند این نبود که حضرت ابراهیم( ع) فرزندش را قربانی کند بلکه هدف این بود تا به فرزندان نشان دهد که مطیع امر پدر باشند با این آیه شریفه: ” و فدیناه بذبح عظیم”.( سوره مبارکه صافات، آیه ۱۰۷)

خداوند متعال بدین شیوه با امر پسندیده سر بریدن حیوان مردم را از قربانی کردن نجات بخشید.

ای بچه های عزیز، امروز روز عید است، عید شماست.

اگر خداوند متعال توسط حضرت ابراهیم( ع) به این امر پایان نمی داد باید امروز پدرانتان شما را قربانی می کردند پس امروز که عید است، عید شماست عید زندگی است.

امروز مادران باید بیش از هرکس دیگری خوشحال باشند که جگر گوشه آنها قربانی نمی شود.

مهم تر از همه اینها، خطاب من به کسانی است که ذر جامعه بیش از همه با کودکان سر و کار دارند، بدانید امروز روز عید بچه هاست. اگر در تقویم قرار باشد روزی با نام روز زندگی ثبت شود آن روز، روز عید قربان است، زیرا در این روز خداوند به قربانی شدن انسان پایان داد.

بنابراین می توان آن را از دو نقطه نظر مورد بررسی قرار داد: قربانی در آن عصر و چیزهای مهم تر که در اینجا مجال بحث آن نیست.

?ارتباط میان قربانی کردن انسان و آبین اهل کتاب:

شایان ذکر است که دیدگاه اهل کتاب متفاوت است.

 مسلمانان بر این باورند که حضرت اسماعیل( ع) قربانی شده اما اهل کتاب معتقدند که فرد قربانی شده حضرت اسحاق است.

اعتقاد اهل کتاب در دو زمینه می باشد: نژاد پرستی و اعتقاد به برتر بودن.

این باور به قبل از نوشته شدن دوباره تورات در قرن ششم میلاد برمی گردد.

ادعاهای آنان از این قرار است: آنها می گویند: خداوند به حضرت ابراهیم( ع) فرمود: خداوند به تو تنها یک فرزندبخشیده است( یعنی به غیر از او دیگر هیچ فرزندی ندارد) او را به سرزمین” مریا” ببر و او را بر سر کوهی که به تو نشان می دهم برای خدا قربانی کن( آتش بزن).

قرآن کریم به صراحت این ادعای آنها را رد می کند چرا که اولین فرزند حضرت ابراهیم(ع)، حضرت اسماعیل( ع) بود تا سن ۱۶ سالگی فرزندش.

دوم: این که می گویند: تولد حضرت اسحاق یک تولد خاص بوده، زیرا پدرش خیلی پیر بوده و خداوند برای او نام انتخاب کرده و مادرش کنیز بوده است.

در جواب باید گفت: زمان تولد اسماعیل هم همچون اسحاق بعد از سن ۱۰۰ سالگی حضرت ابراهیم( ع) بوده است. قبل از تولد اسحاق، مژده تولد اسماعیل به ابراهیم داده شده، در آیه ۱۰۱ سوره مبارکه صافات از ویژگی برجسته اسماعیل( حلم او) سخن می گوید.

در آیه ۱۱۴ از همین سوره بعد از بیان فضایل قرآن، بحث از مژده فرزندی دیگر به ابراهیم است.

در آن عصر، تولد فرزند از مادر کنیز هیچ جای اشکال نبوده، بلکه از بسیاری از زنان والاتر بوده اند.

پس نتیجه این که این باور اهل کتاب چیزی جز اعتقاد به برتر بودن نژاد خود و نژاد پرستی نیست، هریک از اهل کتاب حضرت ابراهیم را از دودمان خو می داند.

?فلسفه عید و شادمانی در دین:

متاسفانه بسیاری از ما نمی دانیم چگونه اظهار شادی کنیم. می گوییم: از جهت دینی دو عید داریم: عید رمضان و عید قربان.

متاسفانه در هر دوعید با چشمانی گریان به خانه بازمی گردیم.

در زمان پیامبر( ص) همچین ناراحتی به سبب به پایان رسیدن رمضان و یا آمدن قربان نبوده است. عید قربان، عید بزرگی است، باید شادی کرد.

عید قربان، روزی است که در آن با اعلان ابراهیمی به قربانی شدن انسانها پایان داده شد.

برای ما بسیار مهم است چرا که عید قربان به ما زندگی می بخشد، یعنی پیام تمامی پیامبران، پیام زندگی است” لینذر من کان حیا”.

 پیام پیامبران برای زندگان است یعنی باید به زندگانی بیشتر اهمیت دهیم نه مرگ.

 آیین اسلام هر آنچه را که حرام کرده، چیزی بهتر از آن( حلال و فراوان) جایگزین کرده است.

?ارتباط حج با قربانی کردن:

قربانی کردن پیام آور پایان قربانی شدن انسانهاست، حج هم موسم صلح و آشتی میان انسانهاست. در این روز خون انسانها در ماه حرام و شهر حرام بر همدیگر حرام شد. برای رمز آشتی و صلح احرام می بندند تا به مردم بفهمانند که حج راه و رسم آشدی و صلح است. شیطان را رجم می کنند که نماد شر است.

دلیل این همه این قتل و کشتار در جهان این است که حاجیان از ته دل شیطان را رجم نکرده اند.

باید دانست که خداوند متعال یک زمان خاص به ما بخشیده است، دنیا مزرعه آخرت است بنابراین زندگانی بسیار ارزشمند است نباید آن را به هدر داد، باید به دین خدا خدمت کنیم، شعارمان” مرگ در راه خدا” باشد ، خود را در مسیر پیام” زندگی در راه خدا” خسته کنیم. زندگی در راه خدا بهتر است.

امیدوارم که به معنای عید و قربانی کردن پی برده باشیم:

عبدالله علی پور 

ترجمه از کوردی :کبری آرمند

نمایش بیشتر

سمیه آرمند

استان آذربایجان غربی - مهاباد مترجم فعال دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن