مناسبت ها

تجلیل از «نوروز» در آینه ی شریعت!

 نوروز درآیینه ی شریعت

 

درباره ی نوروز نظریات فراوان ومختلفی از جانب دانشمندان واندیشمندان سلف وخلف درلابه لای کتاب های فقه وفتاوا وتاریخ به ثبت رسیده است.

قبل از کند وکاو در مورد آرای مخالفان وموافقان لازم می دانم تاریخچه ای مختصر در رابطه با چگونگی پیدایش جشن باستانی نوروز را در اختیار علاقه مندان این موضوع قرار دهم تا بهتر بتوان درمورد آن نظر داد.

درمورد زمان و چگونگی پیدایش نوروز تاریخ شناسان چندین دیدگاه را نقل نموده اند که اثبات یا انکار هرکدام از آنها کار بسیار مشکلی است و بدون شک نیازمند بررسی تواریخ زیادی می باشد.

باتوجه به آنچه برخی از کتاب های تاریخی آورده اند، نوروز درمیان اقوام زیادی پیشینه ی ملی وسیاسی داشته وآداب ورسوم آن اقوام در هر مملکتی متفاوت با دیگری بوده است.

پیداست که نوروزازبدو پیدایش تا به امروز سیر تکاملی رسوماتی را طی کرده است؛ حتی برخی ازآداب آن به دوران سیدنا ابراهیم علیه السلام ، یعنی حدود ده هزار سال قبل برمی گردد ؛ البته با این تفاوت که آن زمان  مناسبات مربوط به نوروز بیشتر از طرف فرمان روایان و حاکمان مستبد آن زمان برگزار شده است.

اگر بادیدی پژوهش گرانه به مسئله ی نوروز بنگریم می بینیم که برخی خرافات وافسانه های مردمان واقوام دیگری چون مسیحی ها به باورهایی برای قوم فارس مبدل گشته است، دراین میان می توان به یک نمونه ی بسیار روشن اشاره نمود:مسیحیان در شب کریسمس به بچه هایشان می گفتند، بخوابید بابا نوئل برایتان هدیه می آورد؛ ملت فارس نیز شب نوروز به فرزندانشان می گفتند، بخوابید روح سیاوش هدیه هایتان را باخود خواهد آورد. طبق آنچه در ((اوستا)) آمده است،نخستین بار درمیان قوم فارس دردوران فرمانروایی جمشید حدود ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد به صورت رسمی جشن نوروز برپا گردیده است، وهمچنین  برخی از مورخین گفته اند که داریوش از پادشاهان هخامنشی (۴۸۷-۴۲۷ م) دراولین روز بهار جشن می گرفت و به همین مناسبت از پرستش گاه های آن زمان از جمله پرستش گاه معروف ((بعل مردوخ)) دیدن می کرد.

پادشاهان ساسانی در نوروز  عادت داشتند در ایوان قصر حکومت می نشستند و از آمدن مردم با هدایایی که به دربار می آوردند، استقبال می کردند.

امام طبری می فرماید:نوروز در تاریخ به روز داد پروری جمشید معروف بوده است، گفته اند که جمشید دراین روز به حقوق مظلومان ومستضعفان رسیدگی کرده است.

بعد از آمدن اسلام برخی تغییرات درآن بوجود آمد، برای نمونه قبل اسلام هفت شین (شمع، شراب، شیرینی، شهد، شمشال، شربت وشقایق)را بر سر سفره ی نوروز می گذاشتند، اما با آمدن اسلام به هفت سین (سیر، سنجد، سمنو، سکه،سبزه ، سماق و سرکه) تغییر یافت.

مجموع این سین ها از آمدن بهار و رفتن سرما وزمستان ، حکایت دارد.

اما  سؤالی که در این میان پیش می آید عبارت است اینکه آتش روشن نمودن با ایام نوروزی چه مناسبتی دارد؟ دراین مورد گفته اند؛ بعد از پیروزی انقلاب ملت کرد با رهبریت کاوه  در مقابل ضحاک ماردوش ستمکار،به علت نبود وسایل ارتباطی امروزی (موبایل، ماهواره و…) جهت اطلاع رسانی به شهرها و روستاهای حومه، از روشن نمودن آتش بر بلندی ها و قله ی کو ه های مرتفع استفاده کرده اند.

بنا براین آتش صرفاً برای اعلام پیروزی مظلوم بر ظالم بوده و اکنون نیز تنها یک مسئله ی سیاسی وملی تلقی می شود .

دراین رابطه استاد عبدالکریم حمادی الدیان در پاسخ سؤال شخصی درباره ی اعیادی همچون (نوروز ،میلادی. ..) که مناسباتی غیر دینی محسوب می شوند ولی داخل دردایره ی عبادات نیستند، که آیا چه حکمی دارند؟ ایشان پاسخ دادند: به شرطی که جزو مناسبات دینی تعیین شده از جانب شریعت به شمار نیایند و همچنین بدور باشد از هرگونه فساد وبی بند وباری واشرافی گری و…. اشکالی ندارد.

همچنان که گفتیم: نوروز پیشینه ای تاریخی بسیار قدیمی دارد، تاجایی که گفته اند زمانی که خداوند حضرت آدم وحوا را برای عمارت زمین بعد از دوره ی آموزشی به زمین فرستاد ، نخستین روز بهار وروز جمعه بوده است.

حتی درکتاب تاریخ تمدن آمده است که کشتی نوح نبی علیه السلام بعد از آن طوفان ویرانگر درنخستین روز بهار برکوه آرارات کردستان ترکیه (واستوت علی الجودی) فرود آمد؛ البته عقل نیز چنین حکم می کند که فصل بهار بوده است چون لازم بود بعد از آن خستگی وتحمل سختی ها برسر سفره ی آماده ی نعمت های پروردگار فرود بیایند واین امر تنها در بهار که زمین آماده ی بهره برداری می باشد میسر خواهد بود.

دربرخی کتب تاریخی نقل است که نخستین حکومت رسمی و دارای قوانین بر روی زمین توسط ((کیومرث)) از نوادگان حضرت نوح نبی علیه السلام در نوروز به نام ((حکومت پیشدادی)) پایه گذاری گردید.

اگربخواهیم از اصل مراسم نوروزی که توسط چه قومی برای نخستین بار انجام شده،  سر در بیاوریم ، بدون شک امکان اثبات آن ناممکن است ؛ چون در ایران ، افغانستان، قزاقستان و کردستان و برخی ملل دیگر مراسم نوروز انجام می شده و می شود و هرکدام از این ملت ها با ارائه ی دلایل تاریخی ولی اکثراً مبهم، خود را صاحب و پایه گذار مراسمات نوروزی معرفی می نماید.

خلاصه نوروز برای تمامی ملت ها مذکور حتی قبل از اسلام نماد پیروزی ورمز آزادی خواهی بوده است و هرگز به عنوان یک مراسم دینی قلمداد نشده است.

اکنون چه بخواهیم و چه نخواهیم ، نوروز به عنوان یک جشن ملی وسیاسی درکنار اعیاد دینی قرارگرفته است بنابراین شایسته است به جای افراط و یا تفریط درمورد آن ،که برخی به کلی آن را حرام و برخی دیگر جواز آن را صادر نموده اند ، بهتر آنست به اصلاح وهمسان سازی آن با نصوص شریعت به عنوان یک عرف ملی بپردازیم، وبه عبارتی دیگر وقتی مقوله ی حذف نوروز جزو ناممکن ها ست، پیشنهاد می کنم به جای داد و بیداد بیهوده راه انداختن و خدشه دار نمودن دین با بی حکمتی ، سعی کنیم مردم  که همه پدران و مادران و برادران و خواهران وهمسایگان و… ماهستند را، با فرهنگ دین واخلاق آشنا نماییم ؛برای مثال آن همه هزینه های هنگفت که بیهوده برای خریدن ترقه و….به هدر داده می شود را، جمع آوری نموده و در اختیار ایتام و خانواده های بی سرپرست و… قرار دهیم.

وهمچنین به جای محکومیت و حکم صادر نمودن، بهتر است احکام چگونه استفاده نمودن از طبیعت ورعایت حقوق همنوعان خود و حیوانات و طبیعت زیبای خدا دادی بهار را به خانواده ومردمان اطراف مان بیاموزیم.

البته نباید فراموش کنیم که آنچه امروزه مردم ما در روزهای نوروز وچهارشبه سوری و سیزده بدر انجام می دهند هرگز مورد تأیید دین پاک اسلام نیست، بلکه برمتخصصان علوم دینی و داعیان دلسوز لازم می آید، دردها را شناسایی و به درمان به موقع آنها مبادرت بورزند.

در پایان می گویم : اغلب دلایل مخالفان وموافقان بزرگداشت نوروز را مطالعه نموده ام، اما در واقع نصوص صریح وصحیحی را نیافتم که مستقیماً وبدون نیاز به تأویل به مسئله ی نوروز بپردازد.

آنچه را می توان به عنوان یک قاعده ی کلی پیش چشم همگان قرار داد، اینست که، هرآنچه مخالف نصوص شریعت و اخلاق و حیاء شرافت و مروت و… باشد، اگر چه هزاران سال قدمت داشته باشد مردود و اجتناب از آن واجب است.

واز آن طرف اگر هر مراسم و… با نصوص شریعت تصادم پیدا نکند به شرط آنکه به عنوان عرف وعادت تلقی شود نه دین، اشکالی به آن وارد نخواهد بود.

وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.

تحقیقی از:عبدالواحد رحمت الله

مآخذ:

۱ – تاریخ طبری ۲ – تاریخ سیاسی اسلام  نوشته ی حسن ابراهیم حسن ۳-   تاریخ تمدن ۴ – احفاد صلاح الدین ایوبی نوشته ی دکتر کنتر وشنر ۵ – ارشاد الساری وفتح الباری وعمده القاری سه شرح مشهور بر صحیح بخاری درشرح حدیث ((إن لکل قوم عیدا وهذا عیدنا)) ۶ -اقتضاء الصراط المستقیم نوشته ی امام ابن تیمیه. …

 

  خروشی به هار

 

به هاره خرو خول ودارو ده وه ن سه وز پوشه

غونچه ده م به بزه وهیروچاوبه کل وروو خوشه

 

وا دایاره به هاربه شنه باو نه سیم مزگینی پییه

بومه ل ودارو چیمه ن ودیمه ن هه ندی بوتوشه

 

به گرمه بالی هه وره کان، گشتی گیانله به ر

زاق وزوقیانه،  سه ماده گیرن ، دلیان له جوشه

 

پروشه ی باران،کولکه زیرینه، ئاونگ وشه ونه م

کردیانه شادی راپه رین ئه وه ی ساغ ونه خوشه

 

سروه ی به هاری ئازادی هینابو کیو وده شتان (بابولی)ده ی توش بو ئازادی گه ل تی بکوشه. 

هونه ر:بابولی نه لوسی

 له به هاری سالی ۱۳۷۸ ئه وچه ند به یته م هونیونه ته وه. …

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن