زنشبهات

تفسیر آیه” وَاضْرِبُوهُنَّ”

سٶال و شبهه:

 

آیا تنبیه بدنی زن جایز است؟ 

 آیه زیر مورد جدال بسیاری از صاحب نظران قرار گرفته است که ان شاالله در یادداشت زیر به به رای ارجح مفسران در این زمینه خواهیم پرداخت ان شاالله برای تشنگان حقیقت مفید باشد.

 الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا ﴿۳۴﴾مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ [زندگی] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمی، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری] بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه [مردان] از اموالشان هزینه زندگی زنان را [به عنوان حقّی واجب] می پردازند؛ پس زنان شایسته و درست کار [با رعایت قوانین حق] فرمانبردار [و مطیع شوهر] ند [و] در برابر حقوقی که خدا [به نفع آنان برعهده شوهرانشان] نهاده است، در غیاب شوهر [حقوق و اسرار و اموال او را] حفظ می کنند. و زنانی که از سرکشی و نافرمانی آنان بیم دارید [در مرحله اول] پندشان دهید، و [در مرحله بعد] در خوابگاه ها از آنان دوری کنید، و [اگر اثر نبخشید] آنان را [به گونه ای که احساس آزار به دنبال نداشته باشد] تنبیه کنید؛ پس اگر از شما اطاعت کردند برای آزار دادن آنان هیچ راهی مجویید؛ یقیناً خدا بلند مرتبه و بزرگ است.

وصلّی الله وسلّم و بارک علی قائِدنا محمّد وآله وصحبه اجمعین.

امّا بعد :

قبل از اینکه وارد اصل موضوع شوم این نکته ی اساسی و کلیدی برای فهم دقیق و بدوراز تٲویل و تحریف را به خود و همه ی کسانی که خود را پیرو واقعی پیامبر صلی الله علیه و سلم و تابع احکام قرآنی می دانند ، یادآورمی شوم :

برای آگاهی از هر زبان و کلامی ضرورت دارد به کتاب های لغت و اصول و قواعد آن زبان مراجعه کرد ؛ درغیر این صورت ضرب المثل ” تیر به تاریکی زدن” مصداق موضوع خواهد بود.

برهمین اساس در راستای فهم دقیق این موضوع و برای ارائه پاسخ به شبهه فوق ، کتاب های معتبر لغت ، فقه ، قواعد مربوطه ی زبان عربی دراین مورد خاص (ماده ی ضرب) و همچنین تفاسیر معتبر که به تفاسیر “ٲم” و مشهور را ملاک این تحقیق مختصر قرارخواهیم داد.

فراموش نکنیم که زبان عرب ابتدا از محسوس مادی آغاز و بعدها سیر تطور خود را در مسیر تکامل طی نموده و درمعنویات مورد استعمال قرار گرفته اند.

ماده [ ض ر ب ] و مشتقات آن بیشتراز پنجاه بار در قرآن آمده و طبق گفته محققین این ماده برای شانزده معنی بکار رفته که همه ی آن موارد در چهار معنی کلی خلاصه می شود که با قرینه ، معنای مورد نظر تشخیص داده می شود .

 این ماده (ضرب) همواره بر بیان نوعی زدن و یاایجاد تٲثیر دلالت می کند..

معانی (ض ر ب)

۱- معنای نخستین ضرب عبارت است از قرار دادن چیزی بر چیزی است.

ماده ” ضرب ” از جمله کلماتی است که دوحرف نخست آنها (ض،ر) می باشد که همواره بر نوعی زدن و ایجاد تٲثیر دلالت دارد..

به عبارتی دیگر معنای اصلی  آن ، عبارت است از زدن با دست یا با آلت مخصوص زدن مانند عصا ، چوب ،نیزه و…

قال الله تعالی : فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ [ الٲنفال ۱۲ ] پس گردن‌ها را بزنید و همه انگشتان را قطع کنید

ومی فرماید:

فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ [ محمد ۴ ] پس چون با کسانى که کفر ورزیده‏ اند برخورد کنید گردنها[یشان] را بزنید

 ۲-  رفتن و سیر و سفر در زمین :

[وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاهِ] النساء  ۱۰۱  چون در زمین سفر کردید اگر بیم داشتید که آنان که کفر ورزیده‏ اند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید

[یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کَانُوا غُزًّى لَوْ کَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا]آل عمران ۱۵۶ ى کسانى که ایمان آورده‏ اید همچون کسانى نباشید که کفر ورزیدند و به برادرانشان هنگامى که به سفر رفته [و در سفر مردند] و یا جهادگر شدند [و کشته شدند] گفتند اگر نزد ما [مانده] بودند نمى‏ مردند و کشته نمى ‏شدند

[لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ] البقره ۲۷۳ (این صدقات‏) براى آن (دسته از) نیازمندانى است که در راه خدا فرومانده‏ اند، و نمى‏ توانند (براى تأمین هزینه زندگى‏) در زمین سفر کنند..

درمعنی دوم نیز معنای محوری آن منظور گردیده چون وقتی کسی برروی زمین راه می رود با پایش بر روی زمین ضربه می زند ..

در مثال ” ضرب الفحل الناقه ” تشبیه به ضربه پتک وامثال آن شده است..

 ۳-معنی سوم : دچار شدن

[رِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ أَیْنَ مَا ثُقِفُوا] آل عمران ۱۱۲ هر کجا یافته شوند به خوارى دچار شده‏ اند

که از “ضربت الخیمه ” گرفته شده در برپایی و زدن خیمه و چادر ضرباتی با پتک برمیخ ها وارد می شود برای همین صیغه ضرب بکار رفته است..

[ وضربت علیهم المسکنه ] یعنی همچون خیمه آن را پوشش داد و در خود گرفت .

 ۴- معنی چهارم : آوردن ضرب المثل

[وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَیْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنَابٍ] الکهف ۳۲ و براى آنان آن دو مرد را مثل بزن که به یکى از آنها دو باغ انگور دادیم .

[ ضرب لکم مثلا من ٲنفسکم ]

[وٲضرب لهم مثل الحیاه الدنیا ]

درتمام موارد فوق و مثال های دیگر که جهت عدم اطاله ی کلام از ذکرشان صرف نظر نموده ایم ، ماده “ضرب” از قواعد و قوانین خاصی پیروی می کند و بدون اعمال این اصول نمی توان جایی را که برای زدن حقیقی مدنظراست به ضرب المثل یا سیر و سفر در زمین ویا بالعکس تفسیر نمود..

جهت تفهیم بیشتر برخی از قواعدی که لازم است در بکارگیری معانی ماده ضرب مورد توجه قرار گرفته شوند؛ بصورت اختصار یادآور می شوم که

 ماده ی” ضرب ” اگر به معنی رفتن و گردش در زمین بیاید حتما بعد از آن حرف ” فی ” می آید که اهل علم(نحوییون) گفته اند به معنی ” علی ” می باشد:

ضربتم فی الارض ای علی الارض

فاضرب لهم طریقا فی البحر ای علی البحر

برای مثال در این آیه ماده ی ضرب هم معنی محوری اش که زدن است  و هم معنی عبور کردن را می رساند..

 البته اگربه معنی ” مثل زدن ” بیاید حتما کلمه ” مثل ” ذکر می شود و یا بدان اشاره خواهد شد:

[ولمّا ضرب ابن مریم مثلا]

[ ولقد ضربنا للناس ]

[ماضربوه لک الا جدلا].

 واگر بمعنی پوشش دادن و دربرگرفتن بیاید بعد از آن حرف ” علی ” می آید :

“ضربت علیهم المسکنه “

“ضربت علیهم الذله “

 واگربه معنی زدن حقیقی بیاید بدون فاصله مستقیما به مفعول وصل می شود.

 برخی از محققین گفته اند در هر جا ماده ی ضرب بکار رفته باشد اگر این سه رکن (ضارب ، مضروب و آلت ضرب) ذکر شده یا در ضمن آن موجودباشد معنای” زدن “مراد خواهد بود:

“یضربون وجوههم ” محمد۲۷

“اضربوه “

“اضربوهن “

فاضربوافوق الٲعناق

در این صورت بعد از ضرب حرف “باء ” حرف جر می آید که آلت ضرب را مشخص و مجرورمی کند مانند :

“فاضرب بعصاک الحجر”

تعجب اینجاست و بلکه جای نگرانی است که برخی از روشن فکران مسلمان و بعبارتی روان تر غرب زدگان طرفدار به اصطلاح “اسلام مدرن” از سر دلسوزی و یا نا آکاهی همسو با جریانات سکولار بدون داشتن دانش کافی درزمینه ی ادبیات عرب و علوم تفسیر و فقه ، با پشت پا زدن به این همه اصول روشن و تخطئه کردن قریب به اتفاق مفسرین سلف وخلف آشکارا”واضربوهن”را که به معنای زدن حقیقی است تحریف نموده و می گویند : دراین آیه ماده ی “ضرب” به معنای ترک کردن و بیرون رفتن از خانه می باشد ، درحالی که تاکنون هیچ عبارتی در هیچ منبع معتبری ماده ی “ضرب “را به “خروج” معنا نکرده و این ادعا در هیچ قاموسی نیامده است!

از طرف دیگر گویی این بزرگواران از این موضوع که خداوند اجازه داد پیامبر بزرگواری چون حضرت ایوب علی السلام همسر پاک و دلسوزش را با دسته ای از چوب های باریک و نازک بزند تا سوگندش واقع نشود غافلند ، یا شاید درمورد این نص هم قائل به معنای غریب دیگری هستند، چون اگر این امر جایز نبود قطعا الله متعال راه حل دیگری پیش رویش قرار می داد…!!!!

 واما سٶالم از کسانی که به فرهنگ غرب و.. معجب هستند ، با وجود ممنوعیت زدن زنان ؛ آیا آمار کتک کاری و مورد آزار قرارگرفتن زنان در کشورهای غربی کاهش یافته یا در حال رشد می باشد؟؟!!

 سخن آخر اینکه هرکس در آیه ی مورد بحث رٲی دیگری دارد دلیلش را از قرآن ، سنت و لغت و قواعد زبان عربی حتی اگر یک جمله ی معتبر از کتب ادیبان مشهور تاریخ عربی و اسلامی هم بیاورد مورد قبول خواهد بود، هرچند بعید می دانم از اهل فن کسی را بتوان یافت که “ضَرَبَهُ” را به غیر “او را زد” معنی کرده باشد!!!

 ضمنا درطول تاریخ اسلامی ستارگان درخشان آسمان علم وتقوا و مفسران نامی امت قریب به اتفاق (قرطبی، فخررازی، بیضاوی، آلوسی، ابن کثیر ، طبری ، سیوطی، صابونی، مراغی ، علامه عبدالکریم مدرس ، محمد خال ، سبحانی و…. رحمهم الله) آن را به زدن تفسیر نموده اند.

 برای مثال از سلف شخصیت کم نظیری چون امام شافعی رحمه الله که فوق تخصص ادبیات ، زبان ، شعر ، لغت عرب ، حافظ کل قرآن و محدثی محققِ متقی بوده، کلمه ی “ضرب” را در آیه ی مذکور به زدن معنی کرده است .

و به همان شیوه ادیب و مفسر بزرگی چون سید قطب نیز آن را به “زدن” معنا نموده است.

درپایان ، مطلبم را چنین جمع بندی می نمایم:

بصورت اختصار و در حد و قامت یک طلبه یادداشتم  را پیرامون ماده ی”ضرب” و تغییر معانی آن برحسب نوع بکارکیری ( به صورت ثلاثی مجرد متعدی بنفسه ، لازمِ همراه با بای حرف جرّ ، متعدی همراه با کلمه ی ” بین” ، درباب افعال و …) با استناد به معتبرترین کتاب های لغت ، تفاسیر ٲم و قواعد متقن ادبیات عرب خدمت حق جویان و آزاد اندیشان ارائه نمودم .

 شاید گفته شود پس چرا پیامبر صلی الله علیه و سلم هرگز همسرانش را نزده است؟؟ در پاسخ می گویم : عدم انجام این امر دلیل بر این نیست که تفسیر آیه، چیزی سوای زدن باشد؛ بلکه نکته اساسی اینجاست که در آیه ی مذکور صیغه ی امر برای وجوب و سنت نیست ، بلکه تنها در شرایط و محدوده ی خاصی (زدن نرم ، بسیار کم و به منظور تربیت ) بعد از بی ٲثر بودن دو مرحله نخستین (وعظ و هجر) زدن زن از طرف شوهرش بنا به صلاحدید جهت تغییر رویه ای که زن اتخاذ نموده اجازه داده شده است .

 می توان گفت هدف و فلسفه ی این مجوز تنها برای بیدار و هوشیار نمودن زن و جلوگیری از فروپاشی کانون خانواده به خاطر لجاجت و سرپیچی زن از شوهر می باشد ؛ درغیر این صورت به هر بهانه و انگیزه ی دیگری از جمله انتقام و … زدن زن (مَن٘ ٲهانهُنّ فهو لئِیم )سوء استفاده از نصوص دین و عدم فهم دقیق حکمت و فلسفه ی حکم مربوطه محسوب بوده و بدون شک مخالف اصول تربیتی ، اخلاقی و انسانی واهانت به ساحت زن تلقی می گردد..

 امیدوارم که توانسته باشم عطش علمی اهل تحقیق را تا حدود ناچیزی کاهش داده باشم..

والسلام علی من اتبع الهدی

عبدالواحد رحمت الله(بابۆڵی نەڵۆسی)

 مآخذ ومراجع :

الٲم امام شافعی 

تحفه و فتاوای ابن حجر هیتمی 

المجموع امام نووی 

الفقه الاسلامیه وادلته 

تفسیر قرطبی

تفسیر طبری

تفسیر فی ظلال القرآن 

تفسیر المراغی 

مفردات راغب اصفهانی 

مقاییس اللغه 

کتاب العین و …).

تهیه و تحقیق : عبدالواحد بابولی

از طريق
عبدالواحد رحمت الله
منبع
سوزی میحراب
برچسب ها

عبدالواحد بابولی

نویسنده و شاعر و مترجم آذربایجان غربی - مهاباد خطیب و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود

همچنین ببینید

بستن
بستن