گفتگو

جماعت اسلامی پاکستان (بخش دوم و پایانی)

جماعت اسلامی، کشمیر و نهضت ضد قادیانی

در نخستین دهه ی تاریخ پاکستان ، جماعت اسلامی در دو مساله ی کشمیر و همچنین نهضت ضد قادیانی درگیر شد. در نخستین بحران کشمیر که تنها اندکی پس از تجزیه ی شبه قاره پدیدار شد، جماعت و امام مودودی متهم به سنگ اندازی در مسیر «جهاد» در کشمیر و آزادسازی آن از حاکمیت هندوستان شدند! این اتهام از آنجا برمی خاست که مودودی معتقد به محترم شمردن پیمان های دولتی و نیز اخذ اجازه ی دولت برای جهاد بود.

 این در حالی بود که در مذاکره های پیش از اعلام استقلال دو کشور هند و پاکستان ، بر سر نواحی زیر قلمروی دو کشور نیز توافق شده بود.

 مودودی بر این باور بود که این توافق ها باید محترم شمرده شوند و دولت و مردم پاکستان هم می بایست بدان ها پای بند باشند.

از همان آغاز تاسیس پاکستان درباره ی مسلمان یا غیرمسلمان شمردن قادیانی ها بحث هایی درگرفت ؛ اما هنگامی که در کابینه ی نخست وزیر خواجه نظام الدین، یکی از پیروان قادیانیه به نام «میرزا ظفرالله خان» به وزارت خارجه گماشته شد، این چالش دامنه ی گسترده تری پیدا کرد. در سال های ۱۹۵۲م/ ۱۳۳۱هجری شمسی و آغازین سال های ۱۳۵۳م/ ۱۳۳۲ اعتراض ها برای برکناری ظفرالله خان به راه افتاد و سرانجام به شورشی گسترده به ویژه در پنجاب تبدیل گردید ؛ در این میان جماعت اسلامی و مودودی به رغم آن که خواهان برخورد قانونی و نه خشونت آمیز با قادیانی ها بودند، اما سرانجام به دنبال بالا گرفتن اعتراض ها و افزایش فشار از سوی علما و برپا کنندگان این جنبش، وارد این میدان شدند ؛ در ادامه ی این روند، ابوالاعلی مودودی با نگارش کتاب «قادیانی مساله»، به عنوان رهبر فکری این جریان شناخته شد.

این جنبش سرانجام با اقدام سرسختانه ی حکومت که «غلام احمد» فرماندار کل پاکستان و «اسکندر میرزا» وزیر دفاع وقت و رییس جمهور آینده، آن را سامان داده بودند، فرونشانده شد و البته مودودی نیز دستگیر شد و به زندان افتاد.

-جماعت اسلامی مجاهدین کشمیر را در راه جهاد علیه هند کمک می نمود و برای شان مرکز های طبی و کمپ ها تشکیل می داد.

-در نومبر ۱۹۷۱م پاکستان به دوبخش تقیسم گردید: پاکستان غربی که نام خودرا حفظ نمود، پاکستان شرقی که بنام بنگلادش موسوم گردید، این انقسام استاد مودودی را خیلی ناراحت ساخت.

-در اوائل نومبر ۱۹۷۲م مودودی نظر به درخواست خودش و بخاطر کسالتی که داشت ازمقام خود به عنوان امیر جماعت استعفا نموده و به بحث، تحقیق و نوشتن اشتغال یافت وبه تکمیل کتاب خود ( تفهیم القرآن) پرداخت، بعد از وی « میان طفیل محمد» به عنوان امیر جماعت تعیین گردید.

-در ۲۷فبرایر ۱۹۷۹م جائزه ی خدمت اسلام از طرف ملک فیصل به مودودی اعطاء گردید، ولی وی مبلغ اهدایی را برای تأسیس (مجمع المعارف الإسلامیه ) در لاهور صرف نمود.

-در سال ۱۹۷۹میلادی بعد از یک عملیات جراحی که در نیورک بر وی صورت گرفت امام مودودی جان به جان آفرین تسلیم نمود و به ملکوت اعلی پیوست ؛ جنازه اش با سوگواری جهان اسلامی به لاهور نقل داده شد.

مودودی پس از خود دعوت ، دعوتگران و کتابخانه ای که مملو از تألیفاتش بود از خود به میراث گذاشت، البته کتب و تألیفاتش به چندین زبان زنده جهان ترجمه گردیده و تاکنون بارها و بارها به چاپ رسیده است.

اشخاص برجسته در جماعت اسلامی

۱-در پاکستان.:

– میان طفیل محمد: متولد ( ۱۹۱۴م) یکی از اعضاء مؤسس، در زندگی مودودی به عنوان معاون جماعت ایفاء وظیفه می نمود، بعدا در سال ۱۹۷۲م به جای مودودی به عنوان امیر جماعت تعیین گردید ودرسال ۱۹۷۷م انتخابش بار دیگر تجدید گردیده و تا سال ۱۹۸۱م در این منصب خود باقی ماند، وی با مودودی در زندان ماند و در بسیاری از مجالس در داخل پاکستان و خارج از آن شرکت ورزیده است، چندین گواهینامه دانشگاهی درعلم فیزیک، ریاضی و قانون بدست آورده بود.

-قاضی حسین احمد : وی نیز به عنوان معاون جماعت ایفاء وظیفه می نمود، بعد از میان طفیل محمد ۱۹۸۷م به عنوان امیر جماعت انتخاب گردید.

-خورشید احمد : نائب امیرو وزیر سابق در مجلس وزرا ۱۹۷۸م، و عضو مجلس صوبائی پاکستان.

-محمد اسلم سلیمی : منشی عمومی جماعت.

-خلیل احمد حامدی: مدیر دارالعروبه و مدیر معهد عالمی مودودی برای تدریسات اسلامی.

-خرم جاه مراد: مدیر مؤسسه اسلامی در انگلیس ( لیستر)، امیر جماعت اسلامی در پایتخت پاکستان شرقی قبل از تقسیم و فعلا نائب منشی عمومی.

-امین احسن اصلاحی: از علماء بزرگ که همراه با مودودی محبوس گردید، ولی وی جماعت را بخاطر اینکه در سیاست و انتخابات داخل شد، ترک نمود.

کتب استاد امین اکنون هم ضمن برنامه درسی جماعت، تدریس می شوند .

-پروفیسور عبد الغفور احمد: وی امیر جماعت اسلامی در کراچی، عضو پارلمان مرکزی و وزیر معادن و صنایع در دور وزارت ۱۹۷۸م بود.

-محمود اعظم الفاروقی: عضو پارلمان و وزیر فرهنگ و معارف ۱۹۷۸م.

-سید اسعد گیلانی: امیر صوبه ی پنجاب  و عضو پارلمان مرکزی که از جانب جماعت انتخاب گردیده است، بیشتر از (۸۰)کتاب در زمینه های مختلف زندگی اسلامی از وی به نشر رسیده است.

-چودری رحمه الهی: وی وزیر آب و برق، در دور وزارت ۱۹۷۸م بود.

۲-در هند:

أبولیث الإصلاحی الندوی: اولین امیر جماعت در هند، بعدا اماره را ترک نمود.

-شیخ محمد یوسف: وی بعد از دوره ی اول أبولیث، به عنوان امیر جماعت ایفاء وظیفه نمود.

-سید حامد حسین: وی از جمله ی خطیبان و داعیان مشهور بود و بعد از حج سال ۱۴۰۵هـ در جده وفات نمود.

-افضل حسین : وی منشی عمومی جماعت و کارشناس در امور تربیت می باشد، تقریبا سی کتاب در این مورد نوشته است.

-سید احمد عروج القادری: نائب امیر جماعت و رئیس تحریر مجله «زندگی» که ارگان رسمی جماعت اسلامی درهند می باشد، است.

۳- در بنگلادش

-ابو کلام محمد یوسف : اولین امیر جماعت در بنگلادش بعد از جدائی از پاکستان سال ۱۹۷۲م.

-عباس علی خان: امیر جماعت.

-غلام اعظم : حکومت بخاطر بیم دادن وی و تنگ ساختن عرصه بر حرکت داعیانه وی شناسنامه اش را مصادره نموده است، بنابرآن وی بدون شناسنامه زندگی می نماید، وی امیر جماعت در پاکستان شرقی قبل از جدائی بود.

۴- در جاهای دیگر:

-امراء و شخصیات بارز دیگری هم هستند در سریلانکا ، کشمیر، و سیلان.

افکار و معتقدات

-عقیدهء جماعت همان عقیده مسلمانان اهل سنت و جماعت است و فکر شان به طور اجمال از این عقیده بیرون نیست که آن عبارت است از دعوت به سوی یکتا پرستی، تمسک به کتاب خداوند – عز وجل – و سنت پیامبر خدا – صلى الله علیه وسلم – و کوشش جدی در راه تطبیق شریعت اسلامی در زندگی بشر.

-عقیدهء دائمی مودودی این بود که : اسلام یک نظام فلسفی صرف نیست بلکه یک نظام کامل برای زندگی است و تا وقتی که نمونه و مثال آن را عملا در پیش روی خود نبینیم، از طریق سخن هیچ خدمتی به اسلام نمی توانیم بکنیم.

-برنامه های اصلاحی مودودی از چهار نقطه تشکیل می شود:

۱-تزکیه و پاک کردن افکار.

۲-اصلاح خود فرد.

۳-اصلاح جامعه.

۴-اصلاح سیستم حکمرانی

-مودودی جهاد و کوشش خودرا درمقابل چهار چیز متمرکز نموده بود

۱- مقابله با ایده های احزاب نژاد پرست و ناسیونالیستی که در داخل هند وجود داشت ؛ البته این دعوتی بود که حزب کانگرس هند آن را ایجاد نموده بود، حزبی که بسوی اتحاد قومی میان مسلمانان و هندوها دعوت می کرد ؛ مودودی در این باره دو کتاب نوشته که یکی بنام (المسلمون والصراع الحالی) دوم بنام (مسأله القومیه) است.

۲- مقابله با سلطه وتسلط تمدن غربی.

۳- مقابله با فرمانروایانی که دارای افکار ضد اسلامی بودند.

۴- مقابله با تنگ نظری های دینی. 

ریشه های فکری و اعتقادی:

-أبو الأعلى مودودی در قدم اول دعوت خود را از کتاب خداوند – عز وجل – و سنت رسولش – صلى الله علیه وسلم – اخذ نموده است.

-دعوت وی چنین بود که بر پاک کردن عقیده ازشوائب شرک، ضروری بودن بازگشت به سوی دو سرچشمهء زلال ( قرآن و حدیث)، رجوع به سوی دلیل در هر امری و از بین بردن بدعات وارده در دین، شدیدا و دائما اصرارمی ورزید.

-مودودی از فیلسوف اسلام محمد اقبال لاهوری، که فکر جدائی پاکستان مسلمان از هندوستان بت پرست، را به میان آورد، نیز متأثر بود و اقبال را خیلی دوست داشت، ایشان فقط سه بار باهم ملاقات کرده اند و درهر سه جلسه از نقاط مشترکشان بحث به میان آورده اند.

بین اخوان المسلمین و جماعت اسلامی تأثیر و تأثرهای متقابلی وجود داشت و کتب هریکی از این دو جماعت در منهج دیگر تدریس می شد. حسن البنا کتاب «الجهاد فی الاسلام» را که مودودی تألیف نموده بود مطابق با افکار جهادی خود یافته و تعجب و خوشی خود را از آن اظهار نمود.

انتشار و جاهای نفوذ:

-مرکز جماعت در پاکستان می باشد.

-مرکز جماعت اسلامی در پاکستان همانا المنصوره شهر لاهور است.

-افراد جماعت نمایندگی های متعددی در بنگلدیش، هند، سریلانکا، کشمیر، و غیره دارند، که این تعدد تنها بخاطر کارهای اداری است و در غیر آن همهء آنها دارای فکر و جهت واحدی هستند ویک منطقه با منطقه دیگر هیچ نوع اختلافی ندارند.

-جماعت اسلامی در پاکستان نفوذ قوی و تأیید گسترده مردم را با خود دارد که حتى در مجالس مختلف حکومتی جای خود را بازنموده است.

 جمع آوری: اسماعیل امینی(شوی) امام وخطیب روستای کانی زرد سردشت

نمایش بیشتر

اسماعیل امینی

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - سردشت @ شغل : امام جماعت و خطیب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن