اندیشهدعوت اسلامیشبهات

حب وطن یا میهن دوستی

علاقه به آب و خاک و میهن

مثل تمام انسان‌های کره‌ی زمین حق خدادادی و طبیعی ماست که سرزمین و مکان زندگی پدر و اجدادمان را دوست داشته باشیم، مخصوصاً کردستان عزیزمان که همراه با ما مردمان و گردشگران و تاریخ نویسان زیادی گواهی داده‌اند که کردستان صاحب فرهنگ و آداب کم نظیری نسبت به خود می‌باشد.

خداوند در قرآن به جاهای پر خیر و برکتی در کردستان اشاره نموده که شایستگی آن را داشته تا بعد از طوفان نوح مهد دوم زندگی قرار بگیرد. برای همین کردستان تا به امروز از لحاظ پراکندگی جمعیت به عنوان سرزمینی دمکراسی قرار گرفته است.
خداوند در قرآن سوره مؤمنین آیات ۲۸و۲۹ می فرماید:
«فاذا استویت انت ومن معک على الفلک فقل الحمد لله الذی نجانا من القوم الظالمین * وقل رب انزلنی منزلا مبارکا وانت خیر المنزلین»
خداوند در این آیات خود از حضرت نوح علیه السلام می خواهد تا آرزوی مستقر شدن در مکان پر خیر و برکت و ماندگاری نماید، لذا این خواسته، یک اراده‌ی الهی بود و سرانجام نیز چنین شد. چرا که خداوند در قرآن سوره هود آیه ۴۴ مکان آن را تعیین و به کوه جودی نام می‌برد که می‌فرماید:
«وَ قیلَ یا أَرْضُ ابْلَعی‏ ماءَکِ وَ یا سَماءُ أَقْلِعی‏ وَ غیضَ الْماءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمینَ۴۴».و گفته شد اى زمین آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى کن و آب فرو کاست و فرمان گزارده شده و [کشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمکار

روشن است که جودی در کردستان قرار گرفته و اکثر مفسرین بر این نظریه اجماع کرده اند، منتها بعضی گفته‌اند این کوه در موصل و بعضی می گویند در دیاربکر قرار دارد. این اختلاف جزئی هم به خاطر آن است که کردستان بزرگ قبل از پیمان نامه (سایکس بیکو) یک کشور بوده و مرز مشخصی نداشته، مرز اداری شهرهایش هم بسته به موقعیت زمانی یکسان نبوده و گاهی اوقات دیاربکر و گاهی هم موصل مرزهایشان تغییراتی کرده است. به همین خاطر در هر دو حالت ثابت شده که کوه جودی در کنار جزیره قرار گرفته و تا به حال هم از کوه‌های کردستان محسوب شده است.

در تفسیر خازن جلد دوم صفحه ۳۲۸ می فرماید: (الجودی هو جبل بالجزیره قرب الموصل) جودی کوهی در جزیره ای نزدیک موصل است.
و در تفسیر نسفی آ مده: (هو جبل بالموصل) کوهی است در موصل.

در کتاب قصص الانبیاء (عبدالوهاب نجار) هم آمده: «جبل الجودی فی نواحی دیار بکر من بلاد الجزیره)»
کوه جودی در اطراف دیاربکر در منطقه ی جزیره قرار گرفته است.
علی رغم اینها کردستان دارای خیر و برکت فراوانی است، همانگونه که خداوند می فرماید:
قِیلَ یَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَکَاتٍ عَلَیْکَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۴۸﴾گفته شد اى نوح با درودى از ما و برکتهایى بر تو و بر گروههایى که با تواند فرود آى و گروههایى هستند که به زودى برخوردارشان مى ‏کنیم سپس از جانب ما عذابى دردناک به آنان مى ‏رسد
از مفاهیم آیات قرآنی روشن می شود این نعمت و برکت الهی که به کردستان بخشیده شده، همیشه ای می باشد، چون لفظ البرکه همان گونه که در (مفردات الفاظ قرآن) راغب اصفهانی آمده به معنی: «ثبوت الخیر الالهی فی الشئ». یعنی برکت عبارت است از: ثبوت خیر و برکت الهی در آن چیز.

باز هم راغب اصفهانی در تفسیر آیه «رب انزلنی منزلا مبارکا» می گوید: «ای حیث یوجد الخیر الالهی»
یعنی: خدایا مرا در جای مستقر گردان که نعمت همیشگی الهی به‌ آن مکان بخشیده شده باشد. به همین خاطر هر چیز و مکانی که خیر و برکت بی شماری داشته باشد، اسم مبارکی به آن بخشیده می‌شود.
برای همین گفته شده: «قیل لکل ما یشاهد منه زیاده محسوسه هو مبارک و فیه برکه»
هر چیزی که در آن مال فراوان محسوس شود، آن چیز مبارک و در آن برکت است.

علاوه‌ بر همه‌ی خصوصیات بی نظیری که به کردستان بخشیده شده، کردستان و سرزمین پدریمان پیش مردم همیشه دوست داشتنی است و انسان همیشه برای سرزمین خود، خوشی و سلامتی آرزو می کند و اگر وادار نشود، محال است سرزمین و مکان زندگی خود را ترک و رها سازد و هر گاه از دیار خود بیرون رانده شود، آرزو می کند بار دیگر به وطنش باز گردد.

لذا وقتی که سران قریش پیامبر و یارانش را از شهر مکه بیرون راندند، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در خروجی مکه رو به شهر ایستاد و فرمود:
«والله انک لخیر ارض الله واحب ارض الله الی الله ، و لو لا انی اخرجت منک لما خرجت» [رواه احمد و نسا ئی وترمذی] و گفته اند حدیث صحیح می باشد.
یعنی قسم به خدا تو بهترین سرزمین خدا هستی و از همه‌ی سرزمین ها پیش خدا دوست داشتنی تر هستی و اگر مرا اخراج نمی کردند، هرگز بیرون نمی رفتم.

پیامبر خیلی آرزوی بازگشت به مکه را می‌کردند و زمانی آرام گرفت که خداوند مژده‌ی برگشت به مکه را به ایشان داد که می فرماید:
«إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَادٍ» [القصص:۸۵]. در حقیقت همان کسى که این قرآن را بر تو فرض کرد یقینا تو را به سوى وعده‏ گاه بازمى‏ گرداند ..

که معنای (الی معاد) به معنای برگشت به مکه است.

در این جا بشارت داده می شود به کسانی که سرزمین و مکان زندگی خود را ترک کرده‌اند که روزی فرا خواهد رسید تا به سرزمین خود برگردند، چون خداوند نام زادگاه آنان را به معاد نام برده است. برای همین است که شیخ حسنین محمد مخلوف در کتاب (یفوه البیان لمعانی القرآن) می گوید: «وسمی بلد الرجل الذی کان فیه: معادا، لانه عاده‌ یتصرف فی البلادثم یعود الیه» چرا که انسان در شهر و روستا و مکان معینی چشم به دنیا می گشاید و هرجا باشد به سوی زادگاه خود برمی گردد، برای همین آن مکان به معاد نام برده شده‌ است. پس کسانی که مردم را از خاک و وطن خود دور می‌کنند، بدانند که گناه بزرگی را مرتکب شده اند که خداوند آن را حرام نموده است، آنجا که می‌فرماید: ثم انتم هۆلاء تقتلون انفسکم وتخرجون فریقا «ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقًا مِنْکُمْ مِنْ دِیَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ یَأْتُوکُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ» [بقره:۸۵][ولى] باز همین شما هستید که یکدیگر را مى ‏کشید و گروهى از خودتان را از دیارشان بیرون مى ‏رانید و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به یکدیگر کمک مى ‏کنید و اگر به اسارت پیش شما آیند به [دادن] فدیه آنان را آزاد مى ‏کنید با آنکه [نه تنها کشتن بلکه] بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است

ملت بی خاک و سرزمین، ملتی رو به مرگ و نابودی است، چون خروج از وطن به هر نیتی باشد به منزله مردن است.
خداوند می فرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیَاهُمْ» [بقره‌:۲۴۳]آیا از [حال] کسانى که از بیم مرگ از خانه ‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نیافتى پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپارید آنگاه آنان را زنده ساخت

برای همین است که اخراج مردم از سرزمین و مکان زندگی به منزله کشتن آنان است، لذا خداوند ما را آگاه می سازد که می فرماید: «وَلَوْ أَنَّا کَتَبْنَا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیَارِکُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِیلٌ مِنْهُمْ» [نساء:۶۶]و اگر بر آنان مقرر میکردیم که تن به کشتن دهید یا از خانه ‏هاى خود به در آیید جز اندکى از ایشان

هر چند این آیات در مورد بعضی از ملت‌ها نازل شده اند، اما شامل این عصر و دوران هم می‌شوند.

خداوند به شدت کسانی را که پیامبر و اصحاب او را از خانه و کاشانه‌ی خود بیرون راندند، تهدید می نماید و می فرماید: «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمِینَ وَلَنُسْکِنَنَّکُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِکَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِی وَخَافَ وَعِیدِ» [ ابراهیم:۱۳و۱۴]و کسانى که کافر شدند به پیامبرانشان گفتند شما را از سرزمین خودمان بیرون خواهیم کرد مگر اینکه به کیش ما بازگردید پس پروردگارشان به آنان وحى کرد که حتما ستمگران را هلاک خواهیم کرد  و قطعا شما را پس از ایشان در آن سرزمین سکونت‏ خواهیم داد این براى کسى است که از ایستادن [در محشر به هنگام حساب] در پیشگاه من بترسد و از تهدیدم بیم داشته باشد

باز هم در سوره محمد آیه ۱۳ میفرماید: «وَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَهٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّهً مِنْ قَرْیَتِکَ الَّتِی أَخْرَجَتْکَ أَهْلَکْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ ﴿۱۳﴾»و بسا شهرها که نیرومندتر از آن شهرى بود که تو را [از خود] بیرون راند که ما هلاکشان کردیم و براى آنها یار [و یاورى] نبود

لذا بر همه‌ی مردم لازم است تا مانع اخراج کنندگان مردم از سرزمین خودشان باشند و قبول نکنند تا جایگزین مردمان دیگری بشوند، خداوند به مظلومان اجازه داده تا انسان های ظالم را از سرزمین و مکان زندگی قبلی خود بیرون برانند، همانگونه که در سوره بقره آیه ی ۱۹۱ می فرماید: «واخرجوهم من حیث اخرجوکم»

جرم بزرگتر از اخراج مردم از سرزمین خودشان، تغییر شناسنامه ی آنان است، چون اراده‌ی خداوند است که هر کسی باید دارای ملت و زبان و رنگ و نژاد مخصوص خود باشد، خداوند می فرماید: «وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ ﴿۲۲﴾»  و از نشانه‏ هاى [قدرت] او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست قطعا در این [امر نیز] براى دانشوران نشانه‏ هایى است.

به دلیل خطرناک بودن هر دو مسله ی بیرون راندن و تغییر شناسنامه، هر کدام از اینها عنوان مسله ی مهمی بیان شده اند.

اخراج کنندگان در قرآن به عنوان جنگ علیه دین بیان شده اند، برای همین است که شرط صلح با دشمنان دو چیز است:
یکی: به خاطر دین با ما جنگ نکنند.
دوم: از سرزمین و مکان زندگی، ما را بیرون ننمایند.

خداوند در قرآن سوره ممتحنه آیه ی ۸ می فرماید: «لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» [ممتحنه‌:۸][اما] خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‏ اند باز نمى دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید زیرا خدا دادگران را دوست مى دارد..

بر همین اساس هم انتخاب زبان و رنگ هر ملتی در قرآن در کنار یکی دیگر از آیات خداوند بیان شده که خلقت آسمان و زمین می باشند. پس قضیه‌ی نابود کردن رنگ و نژاد، به مثابه ی از بین بردن آسمان و زمین است که این هم اوج نشانه ی مبارزه با اراده‌ی خداوند می باشد.

والسلام

نویسنده: عبدالرحمان صدیق
مترجم: علی ملازاده
منبع: سایت یه کگرتووی ئیسلامی کوردستان
ویراستار: سوزی میحراب

از طريق
علی ملازاده
منبع
sozimihrab
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن