فتاویفقه

حکم فقهی ترک جمعه و جماعت بخاطر کرونا بخش پایانی – دکترابوالمحمدی

آیا شرایط پیش آمده در کشور و شیوع بیماری ویروسی کووید ۱۹ معروف به کرونا ویروس، احوال و اوضاع بالفعل را به ضرورت مستلزم اباحه اسقاط جمعه و جماعت رسانده است؟

سوال : با توجه به بیانات سابق الذکر و شرایط پیش آمده در کشور و شیوع بیماری کرونا ویروس، که از نظر علمی تهدید مهلک و بزرگی است، باعث ایجاد عسر و حرج و وحشت و رعب و ترس میان مردم گشته است، که در صورت تایید و اثبات نظر پزشکان و کارشناسان وزارت بهداشت و درمان وهشدار آنان به مردم جهت پرهیز و عدم ورود به محافل و اماکن عمومی و عدم مشارکت در نماز جمعه و جماعت و معرفی کردن نقطه و یا نقاط پر خطر کشور، آیا این خطرات، تهدیدات، خوف، عسر، هم، غم و دستور پزشکان به پرهیز از ورود به محافل عمومی یک رخصت شرعی و بلوای عمومی مُسقِط نماز جمعه و جماعت محسوب می گردد یا خیر؟

پاسخ : قطعا اسلام در قانون آسمانی خود مبانی و ثوابت زیادی دارد؛ از جمله اصل «رفع حرج» «دفع ضرر» و محافظت از نفس و نیز اسلام در احکام و مقررات خود به مصلحت مردمان در زندگی این سرای و آن سرای پایبند است و در صورت پیش آمدن ضرورت ها، احکام را بر حسب نیاز و ضرورت و دفع ضرر و مفسده تغییر و تخفیف و تسهیل می دهد

ضرورت، عبارت است از آنکه بر انسان حالتی از خطر یا مشقت زیاد عارض شود، به گونه ای که ترس پیش آمدن زیان، آزار و آسیب به جان، اعضا ، آبرو، عقل مال و تابع آنها باشد؛ در چنین صورتی و به منظور دور کردن زیانی که گمان قوی بر آن وجود دارد، ارتکاب حرام یا ترک واجب و یا به تاخیر افکندن آن از هنگام خود، البته در چهار چوب قیود و ضوابط شرع برای شخص ، مباح یا بر او لازم می شود.

سوزی میحراب :آیا ضوابط ضرورت در وضعیت پیش آمده بوسیله شیوع کرونا ویروس، وجود دارد؟

پاسخ : ضرورت ناگزیر باید معیارها و شروطی داشته باشد، تا مبنا قرار دادن این شروط و ضوابط و عدول از قواعد عمومی حرمت و وجوب به واسطه ی آنها صحیح باشد؛ بدین سان روشن می شود چنین نیست که هر کس مدعی وجود ضرورت شود این ادعا را از وی بپذیرند یا کاری که می خواهد به استناد چنین ضرورتی انجام دهد برایش مباج شود.

این ضوابط و معیارها که در واقع معنای ضرورت را به مفهوم دقیق آن مشخص می سازد عبارت است از: 

۱-این که ضرورت، بالفعل وجود داشته باشد، نه اینکه تنها انتظار آن باشد؛ به دیگر سخن می بایست در واقع ترس از مرگ یا تلف شدن مال به گمان برتر به اقتضای تجربه وجود داشته باشد یا شخص بر یکی از ضرورت های پنج گانه یعنی ضرورت های دین، جان، عقل، آبرو و دارایی که همه ادیان و آیین های آسمانی آنها را پاس داشته اند خطری واقعی احساس کنند. 

۲-این که بر خطر مخالفت با اوامر یا نواهی شرعی تعیین یابد، یا به دیگر سخن برای دور کردن زیان هیچ راه مباح دیگری وجود نداشته و تنها راه، همان مخالفت باشد.

۳-اینکه در فرض وجود حرام در کنار حلال و مباح، یعنی در حالت های عادی عذری وجود داشته باشد که دست یازیدن به حرام را تجویز کند؛ به عبارتی کوتاه تر ضرورت می یابد « ناگذیر کننده » باشد؛ به گونه ای که بیم مرگ یا نقص عضو در میان باشد.

۴-این که مضطر با مبانی اساسی شریعت یعنی با اصولی چون حفظ حقوق دیگران، تحقق عدالات و ادای امانت، دفع ضرر و پاسداری از اصل دین داری و اصول عقاید اسلامی مخالفت نکند.

۵-این که شخص در استفاده از آنچه به استناد ضرورت برایش مباح می شود، از دیدگاه بیشتر فقها تنها به حداقل یا آن مقدار که برای دفع ضرر لازم است بسنده کند.

۶-این که اگر ضرورت درمان در میان است داروی حرام را پزشکی عادل که به دین و دانش او اعتماد است تجویز کند و جز آن حرامی که تجویز می شود، هیچ داروی دیگر یا درمان جایگزین وجود نداشته باشد تا آن شرط پیشین، یعنی اینکه حرام تعیین داشته باشد، تحقق یابد

* وهبه الزحیلی، نظریه الضروره الشریعه، ۶۲-۶۷

از آنجا که این بیماری، «کرونا ویروس» به عنوان یک تهدید مُهلِک قطعی و خطر همگانی جان انسان ها مطرح است  و باعث خوف آنها شده و موجب هزینه های مالی ی فراوان فردی، جمعی و حکومتی می شود، که در این شرایط اقشار فقیر و مسکین که در کشور ما اکثریت جامعه را تشکیل می دهند، می توان آن را به عنوان بلوای عمومیی دانست که تمام شرایط وقیود لازم سابق الذکر را برای رعایت ضرورت را دارا است. که بالتبع جزو یکی از مصادیق و موارد رخص شرعی مستلزم اباحه ترک جمعه و جماعت می باشد. که نتیجتا اجرای و تطبیق تمام احکام مترتب بر ضرورت و رخصت های شرعی مذکور در فقه، قواعدفقه و اصول الفقه را بر  این بیماری هم جایز است.

عذرهای عام و خاص اباحه ترک نماز جمعه و جماعت نزد متقدمین

گر چه مطالب گذشته گویای این مسئله بوده و صحت اباحه ترک جمعه و جماعت را در این شرایط حاد و بحرانی همگانی را اثبات می کند، ولی جهت بیشتر روشن شدن آن، نمونه هایی از عذرهای شبیه و نظایر این بیماری در کتب فقهی قدما، بیان می گردد. 

 ابتدا أعذار و  اسباب ترخیص اسقاط کننده جمعه و جماعات بر همگان و یا بر افراد معذور و مبتلا ، بیان می شود.

فقها در « کتاب صلاه الجماعه» یا در « باب صلاه الجمعه»  و یا در هر دو آنها، مبحثی را تحت عنوان « اعذار الجمعه و الجماعه» را بیان نموده اند، که عده ای از آنان به طور صریح، تعداد آنها را تا سی مورد ذکر کرده اند. *ابن سمیط، التقریرات السدیده فی المسائل المفیده من کتب الشافعیه، ۳۰۳-۳۰۴. * الخطیب الشربینی، * مغنی المحتاج، ۲/۶۴۶ * النبراوی، حاشیه النبراوی، ۲/۵۷۸ . که فقهای شافعیه آنها را به عذر عام و خاص تقسیم کرده اند.

* زکریا الانصاری، *اسنی المطالب شرح روض الطالب- ۲/۱۷، * الخطیب الشربینی، * مغنی المحتاج، ۲/۶۴۶ و * النبراوی، حاشیه النبراوی، ۲/۵۷۸ .

بیشتر فقهای شافعیه اعذار عام و خاص را غیر مرتب و مختلط بیان کرده اند؛ اما عده ای از آنان مانند ابن المقری صاحب «روض الطالب» آنها را به صورت جداگانه و مرتب، از اشد به اخف و از عام به خاص، بیان نموده اند که ایشان موارد عام را در موارد ذیل بیان نموده است:

۱-باراندگی باران شدید. ۲-  بارش برفی که لباس را خیس کند.۳-  باد تند در شب. ۴- سرمای زیاد یا گرمای زیاد. ۵- وجود گِل و لای فراوان. ۶-  باد سخت و گرم و حرارتی در شب یا در روز. ۷-  شدت گرما در روز. ۸- شدت سرما در شب یا روز. ۹-  زلزله. ۱۰- تاریکی و ظلمت شدید در شب.

* زکریا الانصاری، اسنی مطالب شرح روض المطالب، ۲/۱۷-۱۸. 

علما گفته اند: عذر عام و خاص نسبت به اشخاص قابل تصور است نه زمان ها. سابقا اشاره شد که هدف از عذر عام، عذری است که مختص فردی نباشد بلکه گرفتاری که پیش آمده عمومی و فراگیر باشد، به گونه ای که رهایی از آن و دوری گزیدن از آن دشوار باشد،  مانند باران و عذرهای بالا.

 عذر خاص، عذری است فردی و بر خلاف عام می باشد؛ یعنی عبارت است از آن چه انسان عموما امکان رهایی یا جدایی از آن را دارد؛ مانند گرسنگی فردی. ** ترمسی، حاشیه الترمسی، ۳/۶۶۸.-

 وهبه الزحیلی-  نظریه الضروره الشریعه، ۲۱۰- می گوید: در باره تأثیر این نوع حرج در اسقاط احکام عمومی، میان فقیهان اختلاف نظر هست :

۱- ابن المقری: نوزده مورد را برای عذر خاص  بیان کرده و قاضی زکریا انصاری هم در شرح آن موارد دیگری را به آن اضافه نموده. مانند: ۱-  خوف «خوف جانی، آبرو، مالی، خانوادگی». ۲- اشتغال به تجهیز میت. ۳-  بیماری سخت. ۴- در شرف مرگ بودن یکی از بستگان یا دوستان.۵-  لزوم همراهی با بدهکاری که توان باز پرداخت بدهی را ندارد.۶-   نداشتن جامعه ی مناسب. ۷-  خواب آلودگی. ۸- گرسنگی. ۹- تشنگی. ۱۰- مبتلا به بیماری جزام. ۱۱- مبتلا به بیماری ابرص. ۱۲- خوردن سیر ۱۳- خوردن پیاز و هر نوع غذایی که بوی اذیت کننده دارد. ۱۴-  و سر انجام سفر کردن همرهان به مقصدی مباح، هر چند این سفر، کوتاه و برای تفریح باشد، چرا که در همین مورد نیز تنهایی، نوعی دشواری را در بر دارد. و….. ….. *زکریا الانصاری، اسنی مطالب شرح روض المطالب، ۲/۱۷-۱۸و ترمسی، حاشیه الترمسی، ۳/۶۶۸.

 قیاس «کرونا ویروس» بر عذرهای عام اباحه ترک جمعه و جماعت  

اگر به دقت به عذرهای مذکور در کتب فقهی متقدمین« عام و خص»  تأمل شود، مشخص می گردد که تعداد اندکی از آنها منصوص و بقیه به صورت اجتهاد وقیاس بر آنها اظهار و بیان شده اند.

به عنوان مثال ابن حجر هیتمی در «شرح خود بر مقدمه با فضل»  در «فصل فی اعذار الجمعه و الجماعه» می گوید: (و شده «الوحل» بفتح الحاء لیلا  او نهارا کالمطر)، یعنی حکم گل ولای شدید چه در شب و یا در روز به عنوان عذر اباحه ساقط کننده جمعه و جماعت، مانند حکم باران است.

ترمسی در حاشیه خود بر شرح ابن حجر می نویسد: ( قوله: (کالمطر ) أی قیاسا علیه، بل أشق منه، فهو تعلیل لکون الوحل عذرا.) یعنی قول ابن حجر که می گوید: (گل لای) مانند باران است، یعنی بر باران قیاس می شود، بلکه گل و لای از باران مشقت تر است.* ترمسی، حاشیه الترمسی،۳/۶۸۶.

ترمسی اشاره می کند به اینکه این قیاس قیاس الاولی است، یعنی مقیس که گل و لای است بخاط قوت علت در آن، آن اولی تر است به حکم رخصت.

لذا به باور نگارنده قیاس «کرونا ویروس» بر «باران» جزو قیاس الاولی است؛ باران در حدیث های متعددی آمده است، از جمله: در حدیث: ( خرجنا مع النبی –صلی الله علیه و سلنم- فمطرنا ، فقال لیصل من شاء فی رحله)- مسلم، ،صحیح مسلم، ۶۹۸. –  هر کس دلش می خواهد در منزل خویش نماز بخواند.  

و حدیث: ( از ابن عاس روایت است که او در یک روز بارانی به مؤذن گفت: بعد از ( أشهد ان محمدا رسول الله) به جای ( حی علی الصلاه ) بگو: ( صلو فی بیوتکم) در منازلتان نماز بخوانید. مردم این عمل وی را انکار کردند که او در پاسخ به مردم گفت: مگر از این عمل تعجب می کنید؟ بی گمان کسی به این عمل دستور داده است. مقصودش پیامبر- صلی الله علیه و سلم- بود و فرمود: نماز جمعه  واجب مؤکد است و من دوست نداشتم که شما را بیرون بیاورم و در میان گل و لای قدم بر دارید. * بخاری، صحیح البخاری، ۹۰۱  * و مسلم، صحیح مسلم، ۶۹۹.-  آمده است.

حقیقتا مشقتی که از «کرونا ویروس» به وجود می آید به مراتب از مشقت نشأت گرفته از باران بالاتر و سخت تر است. ابن عباس- رضی الله عنهما- می گوید: «و من دوست نداشتم که شما را بیرون بیاورم و درمیان گل و لای قدم بردارید.» . 

پس با قیاس «کرونا ویروس» بر «باران» این بیماری جزو یکی از عذرهای عام و باعث اباحه ترک کلی جمعه و جماعت، تا اعلام اتمام خطرات آن می باشد.

الحق جمله ابن عباس که می گوید: «به جای حی علی الصلاه» بگو: «صلوا فی بیوتکم» کاملا سندی محکم است برای تعطیل کلی جمعه و جماعت.

 آیا قیاس در رخص شرعی جاری است؟

جمهور فقها و اصولیان (مالکیه، شافعیه و حنابله) بر این باورند که قیاس در رخص هم جاری است.

 تاج السبکی می گوید: { القیاس یجری فی الحدود و الکفارات و الرخص و التقدیرات عند الشافعی و أکثر أهل العلم، خلافا للحنفیه}. نزد شافعی و اکثر علما قیاس در حدود، کفارات، رخص شرعی و تقدیر و تعیین مقدارها جریان دارد، بر خلاف علمای حنفیه که قیاس را در امور مذکور صحیح نمی دانند. 

* سبکی، رفع الحاجب، ۴/۴۰۲ * داغستانی، المدخل إلی اصول الامام الشافعی، ۲/۴۶۳- ۴۶۴.  

از آنجا که جمهور فقها و اصولیان، قیاس در رخص را جایز می دانند و این بیماری هم جزو رخص محسوب می شود، قیاس این بیماری  بر باران و سایر اعذار و رخص عمومی، قیاسی صحیح و تازه جزو قیاس الاولی می باشد . * داغستانی، المدخل إلی اصول امام شافعی -, ۲/۴۶۳- ۴۶۴-.

نتایج بدست آمده از این مقدمات :

باتوجه به بیانات پیش گفته نتایج ذیل پیشنهاد می گردد: 

۱- با استناد به آیات و احادیث مربوط به رخص عمومی، عدم حضور مسلمانان و ترک برگذاری جمعه و جماعات و محافل عمومی به خاطر جلوگیری از انتشار و ابتلا به ویروس کرونا، مباح است و حکم تکلیفی بر آنان از وجوب به اباحه تغییر می یابد..

زیرا خداوند می فرماید:{ وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ ۛ }   – بقره ۱۹۵- و خود را با دست خود به هلاکت می فکنید. { ۚ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ } – نساء ۲۹- و خود را مکشید. {  وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ۚ } –حج ۷۸- در دین بر شما سختی قرار نداده است.

 احادیث زیادی نیز در این باره آمده است که به دلیل اشتهار آنها و عدم اطاله کلام، ذکر نمی شوند.

۲-زنان، کودکان و مریضان در این شرایط نباید در محافل عمومی «جمعه, جماعات, تعزیه و شادی » شرکت کنند، چون جمعه و جماعت در شرایط عادی هم بر آنان واجب نیست چه رسد به حالت ضرورت و بحرانی.

ابن شهاب از پیامبر – صلی الله علیه وسلم- نقل می کند: 

{الجمعه حق واجب علی کل مسلم فی جماعه الا اربعه: عبد مملوک، أو إمراه، أو صبی، أو مریض} – ابوداود، سنن ابی داود، ۱۰۶۷.- 

۳-چون این بیماری موجب ترس و خوف و وحشت گردیده و مانع از خشوع در نماز و باعث عسر و حرج شده است، عموم مردم می توانند از رفتن به تمام محافل تکلیفی پرهیز کنند، زیرا ابن عباس – رضی الله عنه  از پیامبر – صلی الله علیه وسلم – نقل می کند. « قال رسول الله من سمع المنادی فلم یمنعه من إتباعه عذر» قالوا: و ما العذر؟ قال: خوف أو مرض « لم تقبل منه الصلاه التی صلی». – ابوداو، سنن ابی داود، ۵۵۱ . –

یعنی پیامبر- صلی الله علیه و سلم – فرمود: هر کس ندای مؤذن را بشنود عذری او را از اتباع و پیروی از آن منع نکند،  نمازی را که می خواند از او پزیرفته نمی شود.- گفتند عذر چیست؟ فرمود : خوف و مریضی است – 

بعضی مانند شعیب الارنؤوط در تحقیق این حدیث با این سند که در سنن ابی داوود آمده آن را ضعیف می داند، گرچه می گوید: اسناد دیگر حدیث در کتب دیگر این حکم را ندارد. – * شعیب الارنؤوط و قره بللی، در تحقیق سنن ابی داود، ۱/۴۱۳، حدیث:۵۵۱،

 ولی ابن رسلان شارح سنن ابی داوود آن را صحیح الاسناد می داند. * ابن رسلان، شرح سنن ابی داوود، ۳/۵۴۸.- ، و محققین شرح ابن رسلان یعنی« خالد الرباط و خالد ابراهیم السید و سید محمود المر و وائل امام عبد الفتاح»  در تحقیق این حدیث نوشته اند که آلبانی آن را در «صحیح ابی داوود» صحیح می داند.*ابن رسلان، شرح سنن ابی داود به تحقیق محققین فوق، ۳/۵۳۲، حدیث: ۵۵۱.- ، عصام الضباطی در تحقیق عون المعبود شرع سنن ابی داود، می گوید: این حذیث: « حدیث صحیح لغیره، فی اسناده: ابو جناب ضعیف و مدلس، و قد عنعنه، و للحدیث شواهد. – العظیم آبادی، عون المعبود فی شرح سنن ابی داود، با تحقیق عصام الضباطی، ۱/۵۲۶، حدیث: ۵۴۷،-. یعنی این حدیث حدیث صحیح لغیره است، چون در اسناد آن جناب وجود دارد و او ضعیف و مدلس است، و حدیث به صورت حدیث معنعن روایت کرده است. منتهی این چون دارای احادیث و شواهدی دیگر است آن از ضعیف به حدیث صحیح لغیره ارتقا می دهند.

شارحین حدیث «خوف» را در این حدیث، مطلق دانسته اند و آن را به خوف جان، مال، آبرو و خانواده تعمیم داده اند. * الموسوعه الفقیه الکویتیه، ۲۷/۱۸۸- * و ابن المقری، اخلاص الناوی فی ارشاد الغاوی الی مسالک الحاوی، ۱/۲۱۴،-.

 ولی ابن رسلان بر این باور است که این خوف،  خوفی است که فقط شامل خوف خاص می باشد منتهی آنرا به سه قسم خوف نفسی، مالی و اهلی تقسیم می¬کند- ابن رسلان، شرح سنن ابی داود، ۳/۵۴۹-. در نهایت این دو رأی یکی هستند.

۴-از آنجا که فقهای شافعیه قائل به اسقاط تکلیف بخاطر عذر عمومی می باشند، این بیماری هم به علت شدت سرعت سرایت آن یک عذر همگانی است. همان طور که فقهای شافعیه باران را با استناد به حدیث پیامبر – صلی الله علیه و سلم – عذر عام ساقط کننده جمعه می دانند و برف، سرما و گرمای شدید و … را نیز بر آن قیاس کرده اند. لذا با توجه به وجود عله ی جامعه که مشقت بوده نیز در این بیماری هم وجود دارد، قیاس آن هم بر باران جایز و صحیح است.

۵- اگر افرادی به این بیماری مبتلا شدند جمعه و جماعات بر آنان ساقط شده و حضور آنان در محافل مذکور ممنوع می باشد..

چون علما در مورد «مجذوم و ابرص» گفته اند: {قال العلماء انهما – المجذوم و الابرص- یُمنَعان من المسجد و صلاه الجمعه و اختلاطهما بالناس.}  – ترمسی، حاشیه الترمسی، ۳/۶۹۲- و ابن حجر الهیتمی، الفتاوی الکبری الفقهیه، ۱/۳۰۰ و ۳۳۸.-  و ابن حجر بر این باور است که منع مجذوم واجب است و علت آن را خوف از ضرر به دیگران می¬داند. آیا مبتلا به «کرونا ویروس» حکم مجذوم و ابرص را ندارد؟ در حالی که جدیداً ثابت شده تنها مجذوم مسری است نه ابرص. 

۶-علما در تبیین موارد زیر مجموعه و مصادیق «عموم بلوی» مطلبی را تحت عنوان «صعوبه الانفکاک و التحرز عن مشقه الحادثه» بیان کرده اند. و منظور از آن این است که حادثه پیش آمده که تکالیفی به آن مرتبط هستند امری باشد، که دفع و تحرز از آن صعب و غیر ممکن باشد. 

از عبارت فوق چنین استنباط می شود که در حقیقت چون ممکن است بسیاری از مردم به این ویروس مبتلا باشند و علایمی در آنان وجود ندارد، تشخیص فرد مبتلا محال است؛ لذا بخاطر محال بودن تحرز از این بیماری بدون عدم حضور در محافل جمعه و جماعات و … پرهیز از آن ممکن نیست، لذا این وضع مستلزم عدم مشارکت مردم در محافل عمومی و اسقاط تکالیف دسته جمعی بر آنان است.

۷-پیشنهاد می شود با استناد به عموم بلوی و اعذار عام فقهی، – در صورت اعلام بحران- در هر شهری هیچ گونه محافل شرعی و تکلیفی برگذار نگردد و با توجه به اعذار فردی مانند خوف، هم و غم و … افراد مختار هستند و حکم تکلیفی وجوب جمعه و جماعات از وجوب به اباحه تبدیل و تقلیل می یابد. که در صورت عدم مشارکت همانطور که فقها گفته اند بر آنان رفع تکلیف شده و گناه ترک جمعه و جماعت بر آنان ساقط می شود. * بغوی، شرح السنه، ۳/۳۴۸. و ابن رسلان، شرح سنن ابی داوود، ۳/۵۴۸.

۸-در صحیح آمده است که عمر بن خطاب (رضی الله عنه) به شام سفر کرد، وقتی که به ناحیه سرغ رسید، ابو عبیده بن جراح و یارانش به او رسیدند و به او خبر دادند که «وبا» در شام شیوع پیدا کرده است، بر سر این مسئله اختلاف نظر پیدا کردند، حضرت عمر به ابن عباس گفتند: مهاجرین اولین را برایم فرا بخوان، ابن عباس گفت: آن ها را فرا خواندم، سپس حضرت عمر با آنها به مشورت پرداخت و گفت که «وبا» در شام شایع شده است، آنها دارای نظرهای مختلف بودند، عده ای گفتند: تو برای کاری آمده ای، به نظر ما نباید از آن منصرف شوی، گروه دیگری گفتند: تو مردم و یاران رسول خدا را همراه داری، به نظر ما نباید آنها را وارد این «وبا» کنی، عمر گفت: اینک از پیش من بروید. سپس به ابن عباس گفت: انصار را فرا بخوان. ابن عباس می گوید: آن ها را فرا خواندم، با آنها مشورت کرد، آنها هم همان نظر را داشتند و همان اختلاف. گفت: از پیشم بروید. آن گاه گفت: از پیران و سالخوردگان قریش که در فتح مکه حضور داشته اند اگر کسی هست، بگو بیاید. آن ها را فرا خواندم، این گروه بدون هیچ اختلافی گفتند: نظر ما این است که مردم را برگردانی و آن ها را وارد این شهر «وبا زده» نکنی. آن گاه عمر در میان مردم ندا داد: (إنی مصبح علی ظهر، فاصبحوا علیه): من صبح از این جا می روم، شما هم چنین کنید. ابو عبیده ی بن جراح گفت: ای امیر المومنین آیا از تقدیر خدا فرار می کنی؟ او گفت: ای ابو عبیده؛ کاش کسی غیر از تو این حرف را می زد، آری از تقدیر خداوند به تقدیر دیگر او فرار می کنیم، آیا تو اگر گله ی شتری داشتی و وارد دره ای با دو کرانه می شدی که یکی سرسبز و خرم و دیگری خشک و بی علف بود، آیا اگر تو شتران را در کرانه ی سرسبز می چراندی یا در کرانه ی خشک و بی علف، به تقدیر خدا نبود؟ {ابن عباس} گفت: در این حال عبدالرحمن بن عوف آمد- او تا این لحظه به خاطر کارهایی که داشت غایب بود- گفت: من در این خصوص اطلاع دارم و از رسول خدا –صلی الله علیه و سلم – شنیدم که می فرمود؛ « إذا کان بأرض و انتم بها فلا تخرجوا فراراً منه، و إذا سمعتم به بأرض فلا تقدموا علیه». – صحیح است: به روایت بخاری، صحیح البخاری،حدیث: ۵۷۲۹، و مسلم، صحیح مسلم، ۲۲۱۹،- اگر { طاعون و وبا} در سرزمینی شایع بود و شما در آنجا بودید، به قصد فرار از آن بیرون نیایید و اگر شنیدید که در سرزمینی شایع است، به آنجا نروید.

شارحین حدیث در شرح این حدیث فواید بسیاری را استنباط کردەاند و به خاطر عدم اطالەی کلام از بیان آنها پرهیز می شود.

ولی نکته جالبی که از این جدیث بطور صریح استنباط می شود این است که کسانی مبتلا هستند به دلیل ناقل بودن ویروس و عدم انتقال به دیگران نباید به مکان دیگری بروند (به اصطلاح امروزی باید قرنطینه شوند) و کسانی که در مکان شیوع آن بیماری نیستند به آن مکان ، ممنوع الورود می باشند. 

امام ابن القیم می گوید: پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در ممنوع کردن رفتن به جایی که طاعون در آن شیوع پیدا کرده و همچنین نهی از بیرون رفتن از آنجا پس از وقوع طاعون به پرهیز از آن به طور کامل نظر داشته است؛ چرا که رفتن به چنین جایی و خود را در معرض خطر قرار دادن و حضور در حوزه ی قدرت آن، اقدام انسان علیه امنیت و سلامتی خود است و این مخالف شرع و عقل است وانگهی خودداری از ورود به چنین جاهایی در راستای پرهیز و مصونیت است که خداوند بشر را از آن آگاه کرده است، یعنی پرهیز از جاها و هواهای آلوده و زیان بار. – *ابن القیم، الطب النبوی، ۳۳-.

استنباط ابن القیم از حدیث فوق، با آیات -:{  وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ …}   – بقره ۱۹۵- و خود را با دست خود به هلاکت می فکنید… {  ۚ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ۚ} – نساء ۲۹- و خود را مکشید.- تقویت می شود.  

در حقیقت این روایت و مفاد آن – بخصوص استنباط ابن القیم از آن- محکم ترین دلیلی است برای نهایت رعایت و پرهیز در شرایط بحرانی هر نوع خطراتی که منجر به مرگ انسان شود و به فرموده ایشان عدم پرهیز یک نوع اقدام انسان علیه امنیت و سلامتی خود است که آن چیزی است که همگان نسبت به عواقب (کرونا ویروس) فریاد می زنند.

 ابن القیم در تبیین مفاد این حدیث، می گوید: در مجموع نهی از رفتن به سرزمین و جایی که وبا و طاعون هست به منزله بر حذر داشتن و پرهیز از قرار دادن خود در معرض هلاکت است و نهی از فرار از چنین جایی عین سفارش به توکل و تسلیم و واگذاری امر به خداوند است، بنابر این اولی؛ من باب ادب و تعلیم و دومی؛ ناظر به واگذاری و تسلیم است.

* ابن القیم، الطب النبوی، -۳۳-۳۵.

 دکتر محمد رسول ابوالمحمدی ــ سقز

 09/11/1398

برچسب ها
نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

‫۲ نظر

  1. اقای مراد رسول شریفی اینجا شخص سالم معلوم نمیشه تا ۱۴ روز معلوم نمیشه ک کرونا داره یا نداره بهترین راه قرنطینه هست علمای گذشته حکمت این قرنطینه را این گونه ذکر کرده‌اند:

    خارج نشدن از شهر تا بیماری به جای دیگر سرایت نکند و باعث ابتلای دیگران نشود. در این صورت فرد گناهکار است زیرا به دیگران آسیب رسانده است و رسول خدا می‌فرماید: زیان رساندن و زیان دیدن جایز نیست. [مسند احمد: ۲۸۶۲] انسان نباید باعث آزار دیگران شود نه در دین و نه در بدن و نه در عقل و مال و نه در هیچ چیز دیگر. خواه آزار مادی باشد یا معنوی. علمای گذشته تأکید کرده‌اند که حرام است انسان سبب سرایت بیماری به دیگران شود. 
    •جلوگیری از وارد شدن به منطقه‌ای که وبا در آن شیوع یافته است برای این که هلاک کردن خود یا سبب هلاک شدن دیگران حرام است و محافظت از بدن و سلامتی و عقل از مهم‌ترین مقاصد شریعت است. 
    قَـالَ رسـول اللە: «إذَا سمِعْتُمْ الطَّاعُونَ بِأَرْضٍ، فَلاَ تَدْخُلُوهَا، وَإذَا وقَعَ بِأَرْضٍ، وَأَنْتُمْ فِیهَا، فَلاَ تَخْرُجُوا
    مِنْهَا» این تخرجو یعنی خارج نشو همون قرنطینه میشه

  2. به نظر حقیر این شایعاتى که براى ویروس کرونا درست کرده اند بالاخص درمنطقه اشنویه موجب ترک جمعه نمیشود،چراچون عذرباید موجود باشد یاظن غالب آنرا تایید نماید،درصورت نبودن یقین و یاظن غالب ترک جمعه جائز نمیباشد، درفقه که بیان اعذار میشود،به این معنی است که بایدآنها موجودباشند،چنانکه پیامبر(ص) که می فرماید(فر من المجذوم کماتفرّ من الاسد) این فرموده دلالت میکند که شخص جذامی بایدموجود باشدتافرارانجام گردد، حال اگر مفهوم مخالف آنرادرنظربگیریم یعنی ازشخص غیرجذامی فرارنکن،پس به فرض مثال اگر بگوییم این عذرهاموجودهستند،خوب آنوقت ترک جمعه براشخاص معذوراست نه آنکه افرادی که صحیح و سالمند و بدون عذرند، پس ترک جمعه حتی برشهریکه وباوطاعون هم وارد شده است جائزنیست، چرا چون کسانیکه مبتلا گشته اند باید درمنزل یاقرنطینه بمانندچنانکه پیامبر(ص)میفرماید (لایوردنّ ممرض علی مصح) پس برقراری نماز جمعه‌ برکسانیکه صحیح وسالمندواجب است،(مرادرسول شریفی،اشنویه،دهگرجی)
    این پیام تصحیح پیام قبلی است،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن