اصول

حکم فقهی رفتن به تالارهای عروسی( بخش دوم و پایانی)

بخشهایی از مقاله :

@ متأسفانه مراسم عروسی به دلیل تعطیلی ادارات ومدارس غالباً در روزهای جمعه برگزار می گردد و نماز جمعه ی اکثر دعوت شدگان فوت می شود

@ صاحب نظران با وجود اینکه اجابه دعوت را واجب یا حد اقل سنت می دانند، ولی رفتن به تالارها را به علت وجود منکرات، جایز نمی دانند و همه هم رأی هستند بر اینکه در این گونه مراسمات نباید شرکت کرد، مگر در صورتی که بتوان از وقوع منکرات جلوگیری نمود.

@ شرایط اجابه دعوت :

– فقط ثروتمندان دعوت نشده باشند، وگرنه اجابت آن واجب نیست

– دعوت کننده و دعوت شده هردو مسلمان باشند

– نباید دعوت کننده آدمی ستمگر یاشرور و یا اینکه مالش حرام باشد

– نباید در مجلس یا محل برگزاری مراسم امر منکری مانند مشروبخواری، اختلاط میان زنان و مردان و… وجود داشته باشد

* البته در صورتی که باحضور او منکر از بین برود واجب است با پذیرفتن دعوت، حضور پیدا کرده و منکر را برطرف سازد

@ حضور پیدا کردن در مجالس عروسی امروزی یا هر مراسم دیگری که دربرگیرنده ی منکرات فوق الذکر یا برخی از آنها باشد از نگاه صاحب نظران مسلمان از جمله فقهای مذاهب جایز نمی باشد ونباید در چنین مجالسی شرکت نمود، مگر در صورتی که بتوان همه یا برخی از منکرات را برطرف نمود.

@ یکی از انگیزه های دعوت از افراد زیاد، آوردن کادو است از طرف دعوت شدگان، امری که توجیه شرعی ندارد، زیرا دستور شرع بر آن است که صاحب مراسم در شکرانه ی نعمت عروسی، تعدادی از همسایگان وخویشاوندان را سیر کند نه اینکه غذارا چند برابر گران تر به آنان بفروشد

@ نود درصد این کادوها از روی ناچاری اهدا می شوند ونباید درحرام بودن بیشتر آنها شک داشت

@بر دعوت شدگان هم لازم است که از رفتن به چنین جاهایی خودداری کنند

@ وظیفه مالک تالار این است که تالار را فقط  در مقابل پول در اختیار مشتریان قرار ندهد ؛ بلکه باید  از قرار دادن تالار در اختیار کسانی که اهل فساد و منکرات هستند ویا نمی توانند از وقوع منکرات ومفاسد جلوگیری کنند، خودداری ورزد.

 

 ۸-  تنها دعوت از ثروتمندان  و اهمال فقرا

دعوت مردم به مراسم عروسی و به تعبیر کتاب های فقهی(ولیمه ی عُرس)یک امر دینی است و برای هر کس سنت است که در حد توان خویش، مردم را به مراسم دعوت نماید؛ مشروط به اینکه در میان ثروتمند و فقیر فرق نگذارد.

 در حدیث نبوی آمده است« شر الطعام طعام الولیمه یدعی الیها الأغنیاء و یترک الفقراء و من لم یجب الدعوه فقد عصی الله ورسوله»(رویت مسلم و بخاری) ترجمه: بدترین طعام طعامِ دعوتی است که ثروتمندان در آن دعوت می شوند، اما فقرا فراموش می گردند، در حالی که هرکس دعوت را اجابت نکند از فرمان خدا ورسولش(ص) سرپیچی نموده است.

در روایتی دیگر آمده است:«بدترین طعام طعام دعوتی است که کسی که آن را اجابت می کند(به آن نیاز دارد) از آن منع می شود و کسی که آن را اجابت نمی کند(به آن نیاز ندارد) به آن دعوت می شود»

۹-فوت نماز

یکی دیگر از منکراتی که بیشتر مدعوین تالار های عروسی مرتکب آن می شوند بی توجهی به نماز یا ترک آن است، چون:

اولا: متأسفانه مراسم عروسی به دلیل تعطیلی ادارات ومدارس غالباً در روزهای جمعه برگزار می گردد و نماز جمعه ی اکثر دعوت شدگان فوت می شود و نه مهماندار و نه دعوت شدگان در فکر نماز جمعه که واجب است نمی باشند.

دوم: چنانچه مراسم در روزهای دیگر هفته واقع شود، نماز ظهر و عصر و چه بسا نماز مغرب هم از دست می روند و اگر مراسم شبانه اجرا شود، نماز مغرب و عشا به خاطر بر پایی مراسم و خستگی و نماز صبح هم به سبب ماندن در خواب فوت می شوند.

البته علت فوت شدن نمازها در سبب های فوق خلاصه نمی شود؛ بلکه اسباب دیگری هم  دارد که در فوت شدن نمازها دخیل و مؤثر می باشند؛ مانند نبود نمازخانه و امکانات لازم برای نماز خواندن در برخی از تالارها و نیز می توان به جو حاکم بر محل برگزاری مراسم نیز اشاره کرد، زیرا از یک طرف متأسفانه بعضی از کسانی که در این گونه مراسمات شرکت می جویند اهل نماز وتقوی نیستند و از طرفی دیگر آواز و موسیقی حرام، سروصدای حاکم بر جمعیت و همچنین اختلاط مردان و زنان آرایش کرده، روح معنویت و خدا ترسی را در افراد اهل نماز مضمحل ساخته وجنبه ی فجور و بی تقوایی افراد را افزایش می دهد، به گونه ای که ممکن است ترک نماز بسیار آسان باشد و هیچ سؤالی را بر نیانگیزد ولی برعکس خواندن نماز جای سؤال باشد!!

۱۰- مصرف مشروبات الکلی

متأسفانه در برخی از مراسمهای برگزار شده در تالار ها و حتی در غیر آنجا، تعدادی از افراد از خدا بی خبر که اهل برنامه و معتاد به مصرف مشروب هستند و یا در اثنای مراسم نیروی شیطانیشان تحریک شده و فضارا مناسب می بینند، به مصرف مشروب روی می آورند و با ار تکاب این جرم مرتکب جرایم دیگری هم می شوند که برای نمونه می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

الف) گرم کردن بازار مشروب فروشان

ب) بدآموزی و معتاد کردن دیگران

ج) رخداد های ناگواری چون طمع در ناموس مردم و احیانا پیش آمدن جنگ و نزاع و حتی قتل و خونریزی در اثر آن

د) تصادف و وقوع خسارتهای مالی و تلفات جانی به علت مستی و بدمستی

آنچه ذکر گردید گوشه ای از منکراتی است که در اکثر مراسمات عروسی امروزی به وقوع می پیوندد و کمتر مراسمی هست که همه یا چندین منکر از منکرات فوق را در خود جای ندهد. بنا براین شرکت در چنین مجالس و مراسمی نه تنها از نظر شرع اسلام جایز نمی باشد بلکه باید به مثابه ی یک منکر با آن به مبارزه نیز برخاست.

زیرا همچنان که گفته شد شیوه ی برگزاری آنها و برخی از وقایعی که در آنها به وقوع می پیوندد، هم از نگاه مذاهب فقهی و هم ازدید افراد مستقل و آگاه از حلال و حرام در اسلام، در حوزه ی حرام ومنکرات قرار می گیرند و این صاحب نظران با وجود اینکه اجابه دعوت را واجب یا حد اقل سنت می دانند، ولی رفتن به تالارها را به علت وجود منکرات، جایز نمی دانند و همه هم رأی هستند بر اینکه در این گونه مراسمات نباید شرکت کرد، مگر در صورتی که بتوان از وقوع منکرات جلوگیری نمود.

ضیافت و مهمانی در شرع اسلام:

ضیافت و مهمانی در شرع اسلام، به مناسبت های مختلفی تجویز گردیده و در هر مناسبتی با کلمه ی خاصی از آن تعبیر شده است مانند:

  1. دعوت در مراسم عقد کنان به «إملاک» یا «شِنْدِخِیّ» از آن تعبیر شده است
  2. به مناسبت عروسی«ولیمه»گفته می شود.

علمای شافعی مذهب گفته اند ولیمه را برای هر دعوتی می توان به کار برد ولی اگر بدون قید اطلاق شود بر دعوت عروسی حمل می گردد.

  1. به مناسبت زایمان«خُرس» یا «خُرص» آمده است
  2. به شکرانه ی تولد فرزند«عقیقه» می گویند
  3. به مناسبت ختنه«إعذار» گفته اند
  4. به مناسبت برگشتن از سفر اصطلاح «نقیعه» به کار برده می شود
  5. به مناسبت خریدن یا ساختن خانه ضیافت را«وکیره» گفته اند
  6. به مناسبت عزاداری«ضیمه» مصطلح است
  7. به مناسبت حفظ قرآن و ختم هرکتاب دیگری« حِذاق یا حِذاقه » گفته اند
  8. برای طعام وسفره ی هر دعوتی«مأدُبه» یا «مأدَبه» استعمال شده است. بویژه اگر به هدف کسب مدح و ثنای دعوت شدگان باشد. (حواشی الشروانی،ج۷،ص۴۲۴)

 

حکم دعوت و پذیرفتن آن

در احادیث نبی اکرم(ص) آمده است:

    « إِذَا دُعِىَ أَحَدُکُمْ إِلَى الْوَلِیمَهِ فَلْیَأْتِهَا » ترجمه: هرگاه یکی از شما به مهمانی دعوت شد باید برود(صحیح مسلم، شماره۳۵۸۲)

    « إِذَا دُعِىَ أَحَدُکُمْ إِلَى الْوَلِیمَهِ فَلْیُجِبْ ». ترجمه: هرگاه یکی از شما به مهمانی عروسی دعوت شد باید دعوت را اجابت کند(صحیح مسلم، شماره۳۵۸۳) خالد بن حارث، یکی از راویان حدیث گفته است عبید الله بن عمر(راوی قبل ازاو) حدیث را بر دعوت عروسی حمل می کرد. چون حدیث در شماره ی(۳۵۸۴) با عبارت« إِذَا دُعِىَ أَحَدُکُمْ إِلَى وَلِیمَهِ عُرْسٍ فَلْیُجِبْ » نیز آمده است.

«أَجِیبُوا الدَّعْوَهَ إِذَا دُعِیتُمْ » ترجمه: هرگاه دعوت شدید آن را بپذیرید.

«إذا دعا أحدکم أخوه فلیجب عرسا کان أو نحوه» ترجمه: هرگاه برادر دینیتان یکی از شمارا دعوت کرد باید دعوتش را اجابت کند؛ عروسی باشد یا غیر آن.(المسند المستخرج على صحیح الإمام مسلم،ج۴،ص۹۹)

 

حکم دعوت واجابت آن از نگاه مذاهب:

 

الف) مذهب شافعی

اصل دعوت به مناسبت مراسم عقد دعروسی را برخی از علمای پیرو مذهب امام شافعی واجب دانسته اند و بعضی هم معتقدند که واجب نیست بلکه سنت می باشد.

حکم اجابت دعوت هم از نظر فقیهان این مذهب یکی نیست، زیرا در حالی که گروهی ازعلما آن را مستحب تلقی کرده اند، خود امام شافعی(رح) معتقد است که اجابت دعوت واجب است.دلایل مورداستناد امام عبارتند از :

  • نافع از ابن عمر روایت کرده که رسول خدا(ص) فرمود: « مَنْ دُعِیَ إِلَى وَلِیمَهٍ فَلَمْ یُجِبْ ، فَلَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَرَسُولَهُ ، وَمَنْ جَاءَهَا بِغَیْرِ دَعْوَهٍ دَخَلَ سَارِقًا وَخَرَجَ مُغِیرًا» ترجمه: هرکس به ضیافتی دعوت شود و آن را اجابت نکند، از خدا و رسولش نافرمانی کرده است و هرکس بدون دعوت برود مانند دزد داخل شده و مانند غارتگر بیرون می رود.
  • « أَجِیبُوا الدَّاعِیَ فَإِنَّهُ مَلْهُوفٌ » ترجمه: به دعوتِ دعوت کننده پاسخ مثبت بدهید چرا که او گرفتار و نیازمند کمک است.
  • از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: « لَوْ أُهْدِیَ إِلَیَّ ذِرَاعٌ لَقَبِلْتُ ، وَلَوْ دُعِیتُ إِلَى کُرَاعٍ لَأَجَبْتُ» ترجمه: اگر دست حیوانی را به من هدیه کنند می پذیرم و اگر به مهمانی پاچه ای دعوت شوم آن را اجابت کنم.
  • ابو هریره(رض) روایت کرده که پیامبر(ص) فرمود: « شَرُّ الطَّعَامِ الْوَلَائِمُ یُدْعَى إِلَیْهِ الْأَغْنِیَاءُ وَیُحْرَمُهُ الْفُقَرَاءُ وَالْمَسَاکِینُ وَمَنْ لَمْ یُجِبِ الدَّعْوَهَ ، فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَرَسُولَهُ » ترجمه:بدترین طعام طعامِ دعوتی است که ثروتمندان در آن دعوت می شوند، اما فقرا و نیازمندان از آن محروم میگردند در حالی که هرکس دعوت را اجابت نکند از فرمان خدا ورسولش(ص) سرپیچی نموده است.
  • یکی دیگر از دلایل امام شافعی این است اجابت دعوت موجب أُنس و همگرایی شده و رد آن زیان و واگرایی در پی دارد.(الحاوى الکبیر، الماوردى،ج۹،ص۵۵۵باب الولیمه والنثر)

 

ب) مذهب حنفی

در این مذهب دعوت مردم به صرف غذا در مجلس عقد یا جشن عروسی سنت است (النتف فی الفتاوى،ج۱،ص۲۴۲) واما در مورد حکم قبول کردن دعوت، اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی گفته اند واجب است و نباید آن را ترک کرد، در مقابل، عامه ی علمای این مذهب معتقدند که اجابت دعوت سنت است نه واجب. مؤلف «رد المحتار» از منابع فقه حنفی سپس به توضیح پرداخته و نوشته است: چنانچه دعوت به مناسبت عروسی باشد بهتر آن است پذیرفته شود ودر غیر این صورت دعوت شده، مختار است که برود یا نرود ولی در هر حال قبول کردن دعوت بهتر است، چراکه موجب خوشحالی دعوت کننده می شود.(رد المحتار کتاب حظر و اباحه)

 

شرایط پذیرفتن دعوت

علمای شافعی مذهب برای واجب شدن قبول دعوت، بر شخص دعوت شده شرایطی قرار داده اند که به چند مورد از آنها اشاره می شود:

  1. فقط ثروتمندان دعوت نشده باشند، وگرنه اجابت آن واجب نیست.
  2. دعوت کننده و دعوت شده هردو مسلمان باشند، در غیر این صورت رفتن واجب نیست.
  3. دعوت در روز اول باشد؛ واگر کسی بیشتر از یک روز مردم را دعوت کرد، رفتن در روز دوم سنت و در روز سوم مکروه خواهد بود.
  4. دعوت به خاطر مودت ونزدیکی باشد، پس اگر کسی به خاطر ترس از او یا طمع در مقام ومنزلتش دعوت شود، بر وی واجب نیست دعوت را بپذیرد.
  5. نباید دعوت کننده آدمی ستمگر یاشرور و یا اینکه مالش حرام باشد که در هر یک از این صورتها واجب نیست دعوتش اجابت شود.
  6. نباید در مجلس یا محل برگزاری مراسم امر منکری مانند مشروبخواری، اختلاط میان زنان و مردان و… وجود داشته باشد.

زیرا رسول خدا(ص) فرموده است« من کان یؤمن بالله والیوم الآخر فلا یقعدن على مائده یُدار علیها الخمر » ترجمه: هرکس به خدا و روز آخرت ایمان دارد نباید برسفره ای بنشیند که مشروب بر آن قرار داده می شود (اخراج و تصحیح از حاکم المستدرک : الأدب ، باب : لا تجلسوا على مائده یُدار علیها الخمر : ۴/۲۸۸)

البته در صورتی که باحضور او منکر از بین برود واجب است با پذیرفتن دعوت، حضور پیدا کرده و منکر را برطرف سازد. (الفقه المنهجی،ج۴،ص۷۰)

در کفایه الأخیار  از منابع فقهی مذهب امام شافعی آمده است«… اگر در محل برگزاری مراسم امر منکری وجود داشت و با رفتن او برطرف نمیشد نباید حضور پیدا کند، چون حضور پیداکردن به منزله ی راضی شدن به منکر و تأیید آن است. .. و بنا بر رأی صحیح، اگر بدون اطلاع از وجود منکر حضور پیدا کرد (ویا بعد از حضور او منکری به وقوع پیوست (حاشیه البجیرمی على الخطیب) باید تا برطرف شدن، به انکار آن بپردازد،(ولو اینکه کار منکر در حضور اوعملی نشود مثلا در اتاقی دیگر انجام داده شود( حاشیه البجیرمی على الخطیب) پس اگر از منکر دست برنداشتند باید آنجارا ترک کند. ( کفایه الأخیارفی حل غایه الإختصار،ص۳۷۵)

 شرایط وجوب پذیرفتن دعوت نزد علمای حنفی هم تقریبا همان شرایط مذهب امام شافعی است با این تفاوت که گفته اند لزوم ترک مجلس در صورت اطلاع نداشتن از وجود منکر و یا به وقوع پیوستن آن بعد از حضور دعوت شده، در صورتی است که دعوت شده از کسانی باشد که مردم به عنوان الگو و مورد اقتدا به او نگاه کنند و یا عمل منکر در حضور او انجام داده شود، پس اگر شخص دعوت شده حالت الگو نداشته باشد، یعنی مردم عمل او را مستمسک قرار ندهند، ضمنا عمل منکر در حضور او انجام داده نشود، ترک محل بعد از حضور پیدا کردن لازم نیست و باید صبرکرده و به انکار قلبی اکتفانماید.( مجمع الأنهر فی شرح ملتقى الأبحر)

با توجه به مباحث گذشته معلوم گردید که حضور پیدا کردن در مجالس عروسی امروزی یا هر مراسم دیگری که دربرگیرنده ی منکرات فوق الذکر یا برخی از آنها باشد از نگاه صاحب نظران مسلمان از جمله فقهای مذاهب جایز نمی باشد ونباید در چنین مجالسی شرکت نمود، مگر در صورتی که بتوان همه یا برخی از منکرات را برطرف نمود.

 

راه چاره:

گفتیم که آیین ها و مراسمات امروزی در اکثر مناطق با منکراتی همراه است که با وجود چنین منکراتی حضور پیدا کردن در این مراسم ها نه تنها جایز نمی باشد بلکه باید به عنوان یک مسلمان موضع منفی هم گرفت و حد اقل دردل با منکرات آنها به مبارزه پرداخت.

 

 اکنون راه چاره کدام است؟

آیا راه این است که بگذاریم این فرهنگ وارداتی به روند رو به افزایش خود دامه دهد، ماهم غیر مسؤولانه از کنارش بگذریم و حتی در اجرا و افزایش آن شرکت فعال داشته باشیم تا هرروز بیش از پیش بر این معضل خانمان سوز بیافزاییم ومشکلات دنیایی آن را به جان بخریم و برای فردای قیامت هم در آتش تاوان آن بسوزیم؟ یا اینکه وظیفه ای دیگر درپیش است؟

به نظر ما هرکدام از ما از صاحب مراسم گرفته تا دعوت شده و مالک تالار مسؤولیت دیگری بر عهده داریم. در صورتی که هرکدام از ما در جای خود این مسؤولیت را انجام دهد، اگر مراسم هایمان را  به اصالت و نزاهت خود هم بر نگردانیم، لا اقل از وقوع بسیاری از منکرات جلوگیری خواهیم کرد. واینک این وظایف و مسؤولیت ها:

 

وظیفه ی صاحب مراسم

اصل دعوت به مناسبت ازدواج که هنگام عقد یا جشن عروسی انجام داده می شود بنا بر رای اکثریت سنت است نه واجب. حتی اگر واجب هم باشد لازم نیست ازدور و نزدیک و خویش و بیگانه دعوت کنیم و کسی را از قلم نیندازیم. بلکه دعوت باید در حد طاقت و توان مالی باشد واصل سنت با پذیرایی بدون گوشت هم به جا آورده می شود (حاشیه العدوی على شرح کفایه الطالب الربانی،ج۸،ص۱۹۰)

به نظر این جانبان یکی از انگیزه های دعوت از افراد زیاد، آوردن کادو است از طرف دعوت شدگان، امری که توجیه شرعی ندارد، زیرا دستور شرع بر آن است که صاحب مراسم در شکرانه ی نعمت عروسی، تعدادی از همسایگان وخویشاوندان را سیر کند نه اینکه غذارا چند برابر گران تر به آنان بفروشد، بدون اینکه میل و رضایتی در کار باشد. چون کادو یا هدیه باید بدون  انتظار هیچ عوضی یا قرار گرفتن در رودروایستی، و فقط از روی محبت ویا دلسوزی برای طرف فرستاده شود. درحالیکه می دانیم بیش از نود درصد این کادوها از روی ناچاری اهدا می شوند ونباید درحرام بودن بیشتر آنها شک داشت. بنا براین اگر پای کادو در میان نباشد، از این همه مردم دعوت به عمل نمی آید و در نتیجه از وقوع بسیار ی از این مفاسد جلوگیری می شود. نامشروع و حرام بودن این کادوهارا می توان برای مثال این طریق معلوم ساخت که بسیاری از ما کسانی را می شناسیم که سالیانه شاید چندین میلون تومان پول نقد را در راه دعوت های این چنینی هزینه کنند در حالی که اگر برای امر خیری پنجاه هزار تومان از آنان درخواست شود با جواب رد روبرو خواهی شد.

 

وظیفه ی دعوت شدگان

بر دعوت شدگان هم لازم است که از رفتن به چنین جاهایی خودداری کنند و نگذارند زنان و خواهرانشان به بازار و سینمای دیگران تبدیل شوند یا کودکانشان آسیب اخلاقی و روانی ببینند وبدین وسیله از هدر رفتن وقت وپولشان هم جلوگیری به عمل آورند.

آنچه ما می گوییم شاید برای بعضی جای تعجب و یا غیر ممکن قلمداد شود ولی نه جای تعجب دارد ونه غیر ممکن است، چون خطاب ما با کسانی است که مؤمن و متعهد می باشند- نه با کسانی که گناه، اخلاق، قیامت و…سرشان نمی شود- وانسان باایمان باید در راه محافظت از ایمان و اخلاق، زن وبچه، وقت و مال خودش،مقاومت کرده و آشکارا اعلام کند که با این اهداف و به خاطر  تقوای خدا و ترس از فردای قیامت به چنین جاهایی نمی رود وبه قول قرآن در راه به جا آوردن فرمان خدا از سرزنش سرزنش کنندگان نهراسد. تا آنگاه ببینیم طرفداران فساد بدون دستیار و همکار چه فساد و گناهی را می توانند مرتکب شوند؟!

 

وظیفه ی مالک تالار

مالک تالار هم اگر مسلمان واقعی باشد و تالار را تله ی شکار قرار نداده باشد، حلال و حرام را بشناسد و پول حرام را به خورد زن وبچه اش ندهد، باید تالار را فقط به شرط پول در اختیار مشتری قرار ندهد بلکه باید به وظیفه ی مسلمان بودن، از قرار دادن تالار در اختیار کسانی که اهل فساد و منکرات هستند ویا نمی توانند از وقوع منکرات ومفاسد جلوگیری کنند، خودداری ورزد. اگر صاحب محترم تالار بگوید پس آنگاه مشتری نخواهم داشت- که این جواب بسیاری از  صاحبان شغلهای حرام می باشد- در پاسخ می گوییم طبق فرموده ی خداوند در قرآن کریم هر کس راه تقوی را در پیش گیرد خداوند از محلی که اصلا فکرش را نمی کند اورا روزی خواهد داد واگر شغلی فقط به درآمد حرام می انجامد باید آن را ترک کرد و روزی خدا را در جایی دیگر جستجو نمود. خلاصه اینکه اگر همه در راه خدا دست به دست هم دهیم می توانیم بسیاری از مشکلات را برطرف کرده و یا رو به کاهش ببریم.

ادامه دارد

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید مصطفی محمودیان

بخش اول این مقاله

نمایش بیشتر

مصطفی محمودیان

@نویسنده و مترجم و شاعر و پژوهشگر @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : دعوتگر دینی و خطیب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن