اندیشهدعوت اسلامی

حیات سرفرازانه میان دو سجده خالصانه (۲-۱)

انسان از دیدگاه الهیون و خداشناسان به حکم آیه ( مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَهً أُخْرَى / ما شما را از زمین آفریده‌ایم  و بدان باز می‌گردانیم  و بار دیگر شما را از آن بیرون می‌آوریم – برای حساب و کتاب و جزا و سزا آفریده شده است . / طه ۵۵‏

یعنی انسان به حکم آیه ی فوق از خاک آفریده ای است، از خاک متحول یافته و دارای (قلب) ی است غیر مادی؛ از این رو هر انسانی دارای دو بعد است: یکی مادی و دیگری غیر مادی و هر دو بعد او دارای جویایی و پویایی و پیمودن راه رشد و تکامل خود می باشند ، رشد و تکامل بعد مادی با آن همه امکاناتی که برایش فراهم گردیده، همواره با دو مشکل مواجه بوده است.

 ۱- اینکه غرایز انسان بدون کنترل و دارای مرز و محدوده ای نبوده است و دیگر اینکه در قوانین ماده ، برای غالب شدن جز قدرت بیشتر هیچ ملاکی وجود ندارد و در نتیجه تجاوز انسان ها از حد و اندازه و ایجاد حالت طغیان هر انسانی چه در باره ی خود و چه در باره ی دیگران، امری چاره ناپذیر و بر اثر فساد و فحشا و ستم ها زندگی ممکن بوده به زندان مخوف و پر از رنج و عذاب مبدل شود.

 ۲- رشد و تکامل بعد غیر مادی انسان ها نیز با مشکل بسیار بزرگ تری مواجه گشته است و آنکه انسان ها در رابطه با رشد و تکامل بعد غیر مادی خویش جز یک احساس فطری (‌احساس کمال جویی از راه پرستش) چیزی دیگری ندارد.

انسان، تشنه ی پرستش است ؛ اما نمی داند چه چیزی را یا چه کسی را و با چه حالتی بپرستد؟ او تشنه ی کُرنش است اما نمی داند از چه راهی همین التهاب تشنگی را دفع کند ؟ از زندگی موقت و محدود بی زار است و تشنه ی یک زندگی جاودان و دارای آرزوهای بی نهایت است، اما نمی داند که چگونه به آن زندگی جاودانه و آرزوها دسترسی پیدا کند؟ ناچار حس پرستش خود را با پرستش سنگ ، چوب، جانوران زیبا یا زورمند، یا ماه و خورشید و بت ها اشباع می کند و تشنگی زندگی جاودانه را با فرار از مرگ و افزودن هرچه بیشر اموال و اولاد سیراب می کند .

 یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ‏ / ‏آخر گمان می‌برد که دارائیش به او جاودانگی می‌بخشد!  ( پس چرا چنین بُت مشکل گشائی را نپرستد و شخصیّت همگان را در پای آن قربانی نکند ؟ / ۳ همزه ).

مانند بچه هایی که تازه به دنیا می آیند و دارای حس گرسنگی و تشنگی هستند و از تشخیص غذاهای سالم و غیر سالم عاجزند،‌ از این رو برای اشباع حس گرسنگی و تشنگی هر کهنه جامه ای و حتی هر چوب و سنگ ریزه ای را در دهان خود می نهند و می جویند و حالت رقت بار آنها هر دلی را تکان می دهد و مقتضای هر نوع ترحم و راهنمایی آنان به غذاهای سالم و غیر سالم است.

انسان ها نیز چون در آغاز همین دوره از زندگی به صورت خانواده های متفرق و بعد به صورت عشیره و قبیله های چادرنشین زندگی می کردند، به علت خویشاوندی با همدیگرو عدم نضج بُعد غیر مادی و حس پرستش جاودانه جویی مشکلات مذکور به آنان چندان خطرناک نبوده و بلکه چهره های خود را همین اندازه نشان می دادند که بعد از گذشت دوران چادر نشینی و اسکان جوامع انسانی در شهرها و روستاها و به وجودآمدن ملت ها و امت ها زمینه ساز یک تحول بسیار عظیمی در دوره ی اول زندگی انسان ها گردیدند و آن این که آفریدگار رحمان و رحیم پیامبرانی را از جانب خود در میان آن ملت ها مبعوث نموده تا از یک طرف حس پرستش و جاودانه جویی آنان را هدایت نمایند و از طرف دیگر تعیین مرز و حدود غریزه ها و حقوق انسان ها و ایمان به سزاها و جزاها، از تجاوزها و طغیان ها و فساد و ستم گری ها جلوگیری شود .

/ َلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَهُ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ ‏

‏ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم ( و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است ) که خدا را بپرستید و از طاغوت ( شیطان ، بتان ، ستمگران ، و غیره ) دوری کنید . ( پیغمبران دعوت به توحید کردند و مردمان را به راه حق فرا خواندند./ نحل ۳۶ . )  خداوند گروهی از مردمان را ( که بر اثر کردار نیک ، شایسته مرحمت خدا شدند ، به راه راست ) هدایت داد  و گروهی از ایشان ( بر اثر کردار ناشایست ) گمراهی بر آنان واجب گردید ( و سرگشتگی به دامانشان چسبید ) پس ( اگر در این باره در شکّ و تردیدید ، بروید ) در زمین گردش کنید و ( آثار گذشتگان را بر صفحه روزگار ) بنگرید و ببینید که سرانجام کار کسانی ( که آیات خدا را ) تکذیب کرده‌اند به کجا کشیده است ( و بر سر اقوامی چون عاد و ثمود و لوط چه آمده است ) .

خداوند پیامبرانش را همراه معجزه ها و براهین حقانیت رسالت آن ها و همراه کتاب و میزان و معیار تشخیص حق و باطل و عدالت و ستم­ها فرستاده است که آیه ۲۵ حدید بیانگر آن است:

 َلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَهُ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ

‏ ‏ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم ( و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است ) که خدا را بپرستید و از طاغوت ( شیطان ، بتان ، ستمگران ، و غیره ) دوری کنید .(پیغمبران دعوت به توحید کردند و مردمان را به راه حق فرا خواندند ) . خداوند گروهی از مردمان را ( که بر اثر کردار نیک ، شایسته مرحمت خدا شدند ، به راه راست ) هدایت داد ، و گروهی از ایشان ( بر اثر کردار ناشایست ) گمراهی بر آنان واجب گردید ( و سرگشتگی به دامانشان چسبید ) پس ( اگر در این باره در شکّ و تردیدید ، بروید ) در زمین گردش کنید و ( آثار گذشتگان را بر صفحه روزگار ) بنگرید و ببینید که سرانجام کار کسانی ( که آیات خدا را ) تکذیب کرده‌اند به کجا کشیده است ( و بر سر اقوامی چون عاد و ثمود و لوط چه آمده است ) .

شروع و امتداد حیات سرافرازانه انسان ها میان دو سجده: سجده اول در زمان تولد که حاکی دو پیام بسیار ارزنده برای انسان هاست :  ۱- یادآور هدف خلقت انسان ( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ ) و من پریها و انسان ها را جز برای پرستش خود نیافریده‌ام . / ذاریات ۵۶

‏۲-هماهنگ کردن انسان با قافله ی هستی در اطاعت خدا و سجده بردن برای خالق کل هستی، که ای انسان ضعیف به این مخلوقات در فرمانبرداری و خضوع برای پروردگار ملحق و همرنگ شو و تا روز رستاخیز سرافراز شو.

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ وَکَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَمَن یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ  / ۱۸ حج ‏

‏آیا ندیده‌ای و ندانسته‌ای که تمام کسانی که در آسمان ها بوده و همه کسانی که در زمین هستند  و خورشید و ماه و ستاره‌ها و کوه ها و درختان و جانوران و بسیاری از مردمان ، برای خدا سجده می‌برند ( و به تسبیح و تقدیس او مشغول و سرگرمند ؟ ) و بسیاری از مردمان هم ( غافل بوده و برای خدا سجده نمی‌برند و ) عذاب ایشان حتمی است ( و مستحقّ عقابند  و این ها در نزد پروردگارشان بی‌ارزش می‌باشند ) و خدا هرکه را بی‌ارزش کند ، هیچ کسی نمی‌تواند او را گرامی دارد ( و مشمول عنایت و سعادت آسمانی کند . چرا که تنها این ) خدا است که هر چیزی را که بخواهد انجام می‌دهد .‏

سجده در بدو تولد نوزاد چنانچه در علم کلام بیان گردیده  ودر میان  مسائل مربوط به جنین شناسی این مطلب معروف است که خالق واحد و مدبر توسط فرشتگان آن را بدین طریق انجام می دهد؛‌ که جنین در آغاز تکوین و تا لحظه ی تولد همواره سر جنین به طرف بالا و پاهایش به طرف پایین است و در ساعت های تولد پس از ترکیدن غده­ای که ترشح کننده ی ماده ی لزجی است و راه را برای خروج جنین آماده می کند، ناگاه جنین چرخ می خورد و خود را سرنگون می کند و از حالتی که خروجش با آن حالت به هیج وجه امکان نداشت به حالتی در می آید که سرش پایین و پاهایش جفت و بازوهایش چسبیده به پهلو ( با حالت شیرجه زدن) آماده ی خروج است و نخستین لحظه ای که خارج می گردد سر سجده و تعظیمش برای آفریدگاری بر زمین می گذاردکه آن همه عنایت را نسبت به ایجاد و خروج او مبذول فرموده است و بدیهی است چنین تحولی مرموز و حیرت انگیز و به موقع و ضروری کار مأموری است بس آگاه و مدیر و مدبر، یعنی (الله- و فرشتگانش- ملائکه.

  پس مسئله ی اساسی و مد نظر آیه این است که انسان باید بنده بودن خود را فراموش نکند و برای اینکه انسان بندگی را فراموش نکند باید بداند از چه چیزی و چگونه آفریده شده است.

اساسی ترین صفت بنده برای بندگی کردن تواضع است و اساسی ترین ویژگی خدا برای خدایی کردن تکبر است. پس اگر جای صفت تواضع با صفت تکبر عوض شود آنگاه انسان میخواهد خدایی کند و دیگر بنده نیست.

نمونه : امیرالمومنین حضرت عمر(رض) نیمه ی شب ها از خواب بیدار می شد و با خود میگفت: أوّلکَ نُطفَه قَذرَه وَ آخِرُکَ جیفَه نَتنه ) ترجمه: عمر خودت را گم نکنی که امیرالمومنین هستی! آغاز زندگی ات نطفه ای بوگند بودی، و آخر زندگی ات مرداری متعفن می شوی .

شاعر می گوید:

هرکسی که دور ماند از اصل خویش                                       باز جوید روزگار وصل خویش

و به همین انگیزه است که اولین سوره ی قرآن در آن سجده بوده و در ابتدای بعثت پیامبر نازل شد که می فرماید:

کَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ‏

‏هرگزا هرگز ! از او اطاعت مکن و ( به نماز خواندن خود ادامه بده و در برابر آفریدگار خویش ) سجده ببر و ( بدین وسیله به پروردگارت ) نزدیک شو .‏/  19 علق

در حالی که آخرین سوره ای که در آن سجده ذکر شده سوره ی حج بوده و در پایان بعثت نازل شده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ‏

‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید !  ( برای آفریدگار خویش ) رکوع ( و کرنش برید ، ) و سجده کنید ( و به خاک افتید ، ) و پروردگار خود را پرستش نمائید و کارهای نیک انجام دهید ، تا این که رستگار شوید ./‏ ۷۷ حج

تفاوت میان این دو سجده انتقال بزرگی را برای انسان ها نشان میدهد؛ اولین سجده ای که در سوره ی علق ذکر شده فقط رسول الله(ص) را خطاب قرار داده است تا آخرین سجده ای که در سوره ی حج آمده است تمام انسان ها و امت پیامبر را مورد خطاب قرار  داده است. پس انتقال منحصر به فرد در مدت محدود، از پیامبر(ص) در غار حرا به امت عبادتگذار و مجاهد منتقل یافت لذا درمیابیم برای اینکه سر افراز جهان کنونی و آخرت گردیم بایستی از قافله ی هستی جا نمانیم و مسیر بندگی را طی نماییم و به سرقافله ی دعوتگران هستی یعنی انبیا علیهم الصلاه و السلام که در طول تاریخ در امتداد خلقت بشریت ادامه داشته و دعوت همگی آنان به آیه روبرو بوده: یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ إِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ ‏ ‏(: ای قوم من ! برای شما جز خدا معبودی نیست . پس تنها خدا را بپرستید . من ( از شما و دلسوزتان می‌باشم . قیامت و حساب و کتابی در میان است و اگر نافرمانی کنید ) می‌ترسم دچار عذاب آن روزِ بزرگ شوید ( و به دوزخ روید )/ ۵۹ اعراف

   یعنی دعوت انسان ها را نمودن به توحید و یکتا پرستی و قیام به اوامر الله و نهی عنه و خضوع در مقابل قدرت الهی و مطیع بودن در برابر جبروتش و فرمانبرداری از تمام قوانین و پرهیز از مخالفت با فرمان او و فداکاری و بذل و کوشش در خشنودی او و…  همه و همه عبادت است و معبود کسی است در این گونه اعمال او را مورد پرستش و نیایش و اطاعت قرار دهد. حالا برای اینکه بهتر راه یافته باشیم به پیشاهنگان این کاروان ( انبیا) در گذشته نظری بیفکنیم؛ چندبار پیامبر خدا نوح(علیه الصلاه و السلام) شبانه و به طور مخفیانه با یارانش جلسه ترتیب داده باشد تا اینکه راه بهتری برای دعوت مردم پیدا کند؟! چقدر لذت بخش است؟ که انسان در حالتی قرار بگیرد که هرچند از نظر کیفی مانند آن حالت نیست، اما شباهتی با آن دارد! چه سعادتی بالاتر از این که انسان وقتی در جلسه ای حضور می یابد آن حالت در نظرش مجسم شود  و در قلبش احساس آرامش کند، چرا که او به انجام کاری مشغول است اگرچه ممکن اسا بسیار کوچک و از نظر کیفیت بسیار پایین باشد اما کار نوح، هود، صالح‌، ابراهیم، لوط، شعیب، موسی، عیسی (علیهم الصوات و البرکات) آنان چه جلساتی باید ترتیب داده باشند تا اینکه راهی برای جذب مردم به سوی برنامه ی خداوند پیدا کنند و در نهایت، تا اینکه امر ابتلایی و شریعت الهی در عرصه ی اجتماعی صورت واقعی به خود گیرد؟ و از روشن ترین و بارزترین وقتی است که انسان گاه گاهی جلسات خانه ی ارقم بن ارقم را به یاد می آورد؛ آن مدرسه ای بی نظیری در تاریخ بشریت که هدایت الهی در آن عرضه میشد، تزکیه و تعلیم صورت میگرفت.

یک نظرسنجی آموزنده در مورد گذشتگان و آیندگان تا امروز قرن ۲۱ در مورد جلسات فوق الذکر که چگونه  سجیده میشد؟

طبق موازین جاهلی آن دوران ( قضاوت در مورد آنان اینگونه صورت میگرفت) عده ای که راهشان را گم کرده اند، ابتر و ناتوانمند و آینده ی روشن و درخشانی ندارند و به جای آنکه به آینده ی خویش بیاندیشند، سرگرم مسائلی هستند که سودی به حالشان ندارد. آیا آن هنگام تصور میشد که آثار آن جلسات و جمع شدن های خانه ی ارقم بن ارقم تا ۱۴۰۰ بعد ادامه یابد؟ که ما تاکنون برآن آگاهی داریم و خداوند میداند که این آثار تا کی ادامه میابد. آری وقتی که مومنان واقعی به آن لحظات مینگرند جای آنست که از یک سو خود را مقصر قلمداد کنند و از سوی دیگر احساس آرامش و اطمینان نمایند، چرا که کار و فعالیت هایشان حداقل شبیه کار کسانی است که در ساحت وجود انسانی، ارزش و احترامی به آنهاست و دیگران همچون سنگ هستند و همراه سنگ های واقعی مواد سوختنی جهنم می باشد.

وإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ / ۲۴ بقره   ‏

‏و اگر نتوانستید که چنین کنید – و هرگز نخواهید توانست‌ – پس ( لازم است که با انجام کارهای نیکو و دوری از بدیها ) خود را از آتشی که ( بخشی از ) افروزینه آن انسان و سنگ ( اصنام ) است ، به دور دارید . آتشی که برای ( شکنجه ) کافران آماده گشته است .‏

چه سعادتی است که انسان با قافله ای همرا باشد که قافله سالاران آن نوح، ابراهیم، موسی،‌ عیس و محمد ( علیهم الصلاه و السلام) هستند . إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ  / انبیا ۹۲

‏این ( پیغمبران بزرگی که بدانان اشاره شد ، همگی ) ملّت یگانه‌ای بوده ( و آئین واحد و برنامه یکتائی دارند ) و من پروردگار همه شما هستم ، پس تنها مرا پرستش کنید ( چرا که ملّت واحد ، با برنامه واحد ، باید روبه خدای واحد کند ) .‏

در حقیقت این نعمت آنقدر بزرگ است که انسان نه تنها نباید لحظه ای از لحظات عمرش، تصور سستی و درنگ به خاطر دچار شدن به مشکلات به دل خود راه دهد، بلکه اگر سراپای وجودش در راه انجام چنیین مسولیتی در رنج و سختی و شکنجه باشد، باید هر لحظه خواستار فزونی آن باشد. وقتی که انسان مومن آن جمع کثیری را مینگرد که از راه منحرف شده اند و سرگرم انجام اموری هستند که امام الهُدی سید رحمه الله در مقدمه ی تفسیر (فی ظللال القرآن) می فرماید:

عِشتُ فی ظلال القُرآن انظر من عُلّو إلی الجاهلیّه التی تموجُ‌ فی الارض و إلی إهتمامات اهلها الصغیره الهذیله… و اهتمامات الأطفال و محاولات الأطفال و لثغه الأطفال و أعجب … مابال هذا الناس؟

در ایام زندگی ام در زیر سایه های قرآن و بر بلندای ایمان، مردم جاهلیت زده را می نگریستم که با خاک سرگرم خانه سازی هستند وقتی انسان می نگرد که این همه هیاهوی زندگی دنیا در حقیقت همان بازی کودکانه است، این خانه ی ساخته شود، خوراک و پوشاک تهیه گردد و در نهایت لاشه ای پرورش یابد تا بهتر بگندد و در قبر خوراک بیشتری برای کرم ها مهیا گردد. واز‌آن طرف خود را می بیند که در قافله ی نور در پی نوح ، ابراهیم، موسی،‌ عیسی و محمد ( علیهم الصلاه و السلام) روان است. جای آنست که هرآن توفیق حضور بیشتر در این قافله بخواهد، هر چند در این مسیر تمام وجودش دچار رنج و زحمت شود.

و پیام همه ی پیامبران (علیهم السلام) ازآدم تا خاتم دعوت به یکتاپرستی است و همه میگفتند تنها خالقی که فاطر السماوات و الارض است، که زمین و زمان را آفریده است و تنها او (خداست) که همه ی هستی ها را به دیار نیستی میفرستد و تنها او ( خدا) است که می ماند و انسان ها را از زیر توده های خاک سیاه بر میخیزاند و برای دریافت پاداش و سزا و ظهور نتایج طبیعی عملها بار دیگر آن ها را به زندگی برمیگرداند. وپیامبران (علیهم الصلاه و السلام) برا دستیابی به این سرافرازی که با سجده ی بدو تولد شروع شد و انگیزه ی حیات طیبه در هر دو سرا (دنیا و آخرت) بشود باید خط بی نهایت امتداد حیات که برای تکامل جامعه ی بشریت ترسیم و کشیده اند و سرنوشت انسان ها را در سه مقطع زمانی بسیار مهم جلوه داده اند، دنبال نمایند:

۱-زمانی که خدا او را از خاک آفریده ( منها خلقناکم)  2- زمانی که او را به خاک برمیگرداند ( و فیها نعیدکم)  3- زمانی که او را از خاک بیرون می آورد ( و منها نخرجکم تاره اخری / ۵۵ طه )

و بنابراین این خط غیر متناهی یعنی زیستن در این دنیای کنونی و زنده شدن در جهان آخرت که خالق هستی توسط پیامبرانش آنرا کشیده ( که صراط مستقیم است) باید تداوم داشته باشد تا روز رستاخیز که خداوند میفرماید( یوم جمیع لدینا محضرون).

و چنانچه شاعر گفته است:

یک خطی است از اول تا به آخر                    بر او خلق جهان گشته مسافر

در این ره  انبیا چون ساربان اند                     دلیل و راهنمای کاروان اند

و از ایشان سیدِ ما گشته سالار                      هم او اول و هم او آخر در این کار

بدو ختم آمده پایان این راه                          بر او نازل شده أدعُ إلی الله

شده او پیش و دل ها جمله در پی                 گرفته دست جان ها دامن وی

پس از این در میابیم که در بدو تولد انسان به حالت سجده پا به عرصه ی وجود نهاد. یادش نرود که در تزریق بعد روحی یعنی پرستش، به غیر خدا رو نکند و معبودی دیگری را به غیر از پروردگار متعال اطاعت نکند، همچون پرستش ماه، خورشید،ستاره، سنگ،‌چوب و… و یا در چرخش روزگار انسانی قد علم کند و میان توده ی جامعه درآید و ادعای الوهیت و خدایی کند، مثلا انسان هایی هستند که حب قدرت و مقام و خودخواهی او را وا می دارد که خود را معبود دیگر انسانها کند و آن را مجبور به بندگی و فرمانبری سازد و سایر افراد را ابراز تحقق هوسش قرار دهد، چون انسان هیچ چیزی را لذت بخش­تر و شیرین­تر از معبود ساختن خود نمی داند، به خصوص آنهایی که به درهم و دینار و ثروت های بی رویه رسیده اند و یا اینکه به نبوغ (نابغه) و زیرکی دست یافته اند؛ درچنین حالت هایی است که نفسش او را وسوسه میکند و او را از حد فطرتش بیرون میکشد و از اریکه ی الوهیت بالا می روند و دلشان میخواهد که تمام ضعیفان و مستمندان را به بندِ بندگی خویش بکشانند،

یوسف عزیزپور

برچسب ها

یوسف عزیزپور

@ استان آذربایجان غربی- پیرانشهر @@ نویسنده و مترجم @ فعال اجتماعی و دینی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن