حدیثداستان

داستان شخصی که صد نفر را به قتل رساند!

قاتل صد نفر

امام مسلم رحمه الله در صحیح خود نقل کرده که پیامبر اکرم ( ص ) فرمود : در زمان گذشته شخصی بود که نود و نه نفر را به قتل رساند ، آنگاه پرسید : داناترین فرد کره زمین چه کسی است ؟ گفتند : فلان راهب ، نزد راهب آمد و گفت : من تاکنون نود و نه نفر را به قتل رسانده ام ، آیا میتوانم توبه کنم ؟ گفت : خیر ، پس راهب را نیز به قتل رساند و یکصدمین قتل خود را با کشتن وی تکمیل کرد !

سپس سؤال کرد : داناترین فرد کره زمین کیست ؟ گفتند : فلان عالم ، نزد وی رفته و گفت : تاکنون صد نفر را به قتل رسانده ام ، آیا می توانم توبه کنم ؟ عالم گفت : آری ، کسی نمی تواند مانع توبه ی تو گردد ، ولی به فلان سرزمین کوچ کن زیرا آنجا سرزمین خوبان است ، میان آنها برو و با آنان خدا پرستی کن و هرگز به سرزمین قبلیت برنگرد که مملکت نا صالحان است !

بسوی آن دیار به راه افتاد ولی در میانه ی راه مرگش فرا رسید ، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب بر سر قبض روح وی به اختلاف پرداختند ، فرشتگان رحمت گفتند : او توبه کرده و با کوچ کردن به دیار صالحان بسوی الله شتافته است و فرشتگان عذاب نیز گفتند : او هیچگاه کار خیری انجام نداده است ، فرشته ای در صورت آدمی نزد آنان آمد و پس وی را حکم قرار دادند ، گفت : مسیری که آنشخص پیموده را با باقیمانده آن مسیر مقایسه کنید به هر کدام از سرزمینها نزدیکتر بود به آن مملکت تعلق دارد ، پس از مقایسه پی بردند به دیار صالحان نزدیکتر است ، پس فرشتگان رحمت وی را قبض روح نمودند !

درس اول :

بهنگام بروز مشکلات به عالمان مراجعه کن نه به عابدان ، زیرا پرستش عابد برای خودش سودمند است اما حلال مشکلات مردم نخواهد بود ، ولی اگر عالمی در عبادت تقصیری هم داشته باشد زیان آن به خودش برمیگردد اما بوسیله علم و دانشی که دارد میتواند مشکلات مردم را برطرف نماید !

اگر یکی از ما کسالتی داشته باشد به پزشک مراجعه میکند و هرگاه ماشینش مشکلی پیدا کرد بدنبال مکانیکی ماهر میگردد و زمانی هم که بخواهد یک میز غذا خوری تهیه کند سراغ نجاری کار کشته را میگیرد !

دین که از همه ی گزینه های قبلی ارزشمندتر است باید آنرا از اهل خودش بگیریم ، همه ی کسانی که به مسجد رفت و آمد دارند عالم و فقیه نمی باشند ، عبادت کردن پسندیده است ولی عبادت چیزی است و علم و دانش چیزی دیگر ، حتی در میان یاران پیامبر ( ص ) نیز همه ی آنها اهل فتوی نبوده اند با وجود اینکه تفاوتها و وجوه تمایزی با همدیگر داشته اند !

برای مثال : ابی بن کعب ( رض ) از بقیه ی اصحاب به کتاب خدا آگاهتر بود ، معاذ بن جبل ( رض ) در مورد حلال و حرام از یاران دیگر داناتر بود ، زمانیکه ابوبکر ( رض ) و بعد از او نیز عثمان ( رض ) قرآن را جمع نمودند مسئولیت آنرا به ابی بن کعب ( رض ) واگذار کردند نه به خالد بن ولید ( رض ) ، ولی آنگاه که ابوبکر ( رض ) خواست با مرتدین به جنگ بپردازد خالد بن ولید ( رض ) را بعنوان فرمانده بر لشکریان اسلام تعین نمود ، زیرا هر کسی تخصصی دارد و هر دانشی هم اهل خود را میطلبد ، هنگامیکه زبرقان بن عدی ( رض ) شکایتش را نزد عمر بن خطاب ( رض ) آورد که حطیئه اشعاری توهین آمیز در وصف من سروده و خطاب به من گفته است :

دع المکارم لا ترحل لبغیتها / و اقعد فانک انت الطاعم الکاسی
خصال شرافتمندانه را ترک کن و در طلب آن نگرد / بنشین که برایت غذا و پوشاک تهیه خواهد شد

عمر ( رض ) گفت : توهینی در آن مشاهده نمیکنم ، زبرقان گفت : آیا از شرافت و کرامت اینقدر برای من کافیست که به من غذا و پوشاک داده شود ؟ عمر ( رض ) خواست اطمینان حاصل کند و برای این امر هم بدنبال ابی بن کعب ( رض ) که آگاهترین مردم به کتاب خدا بود نفرستاد ، سراغ ابن عباس ( رض ) را هم نگرفت هر چند که ترجمان قرآن هم بود ، معاذ بن جبل ( رض ) را نیز که داناترین مردم نسبت به حلال و حرام بود در جریان نگذاشت ، قضیه را به ابو هریره ( رض ) هم که بیشترین احادیث را از زبان پیامبر ( ص ) نقل نموده ارجاع نداد ، بلکه در این خصوص به حسان بن ثابت ( رض ) مراجعه نمود ، زیرا که قضیه شعر است و سخن در مورد شعر هم تنها از شاعران برمی آید ، حسان گفت : فقط به او توهین نکرده بلکه مثل اینست که روی سرش ادرار پاشیده باشد ، منظورش این بود که نهایت استهزاء را نسبت به او انجام داده است ، آنگاه عمر ( رض ) حطیئه را حبس نمود !

درس دوم :

کسیکه بگوید : الله اعلم ، حقیقت را بیان داشته است ، هرگاه حکم مسئله ای را ندانستی از گفتن کلمه ی الله اعلم احساس خجالتی و تنگنا نداشته باش و گناه مردم را بر دوش خود نکش ، امام شعبی ( رح ) آن محدث و عالم و فقیه و قاضی در مورد مسئله ای از وی سؤال شد ، گفت : الله اعلم ، به او گفته شد : احساس شرمندگی نمیکنی از اینکه میگویی الله اعلم در حالیکه تو فقیه کل عراق هستی؟!

گفت : خیر ، زیرا فرشتگان نیز احساس خجالتی نکردند آنگاه که گفتند : [ سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا ] : منزهی تو ، ما نمی‌دانیم جز آنچه تو خود به ما تعلیم فرمودی

امام مالک بن انس رحمه الله که پیشوای مدینه بود و مردم میگفتند : با حضور امام مالک در مدینه از کسی فتوا گرفته نمی شود ، روزی فردی عراقی برخی سؤال نزد وی آورد ، بعضی از آنها را جواب داد و درباره پاره ای از آنها نیز سکوت اختیار کرد ، آنشخص به وی گفت : ای مالک ؛ پس من چه جوابی به اهل عراق بدهم ؟ گفت : بدانان بگو : که مالک در خصوص آن قضایا آگاهی نداشت !

درس سوم :

هیچگاه گمان نکن که گناهت از رحمت خداوند بزرگتر است ، زیرا که شیطان از تو میخواهد اینگونه فکر کنی !

کاری می کند که گناهت در نظر تو بزرگ و رحمت خدا کوچک جلوه کند ، ولی یقین داشته باش که رحمت خداوند از گناهانت وسیعتر می باشد !

این شخص نود و نه نفر را به قتل رسانده و سپس تصمیم گرفته که توبه کند ، بار دیگر دچار لغزش شده و یکصدمین قتل خود را نیز انجام می دهد ، باز چون خداوند میداند که خیری در وجود آنشخص هست اسباب توبه را برای او مهیا می سازد و چون با خدای خود صداقت داشت خدا نیز وی را تصدیق نمود ، توشه و وسایل خود را برداشته و از سرزمین بدان به سرزمین خوبان هجرت کرد و در نیمه ی راه اجل وی فرا رسید که در روایتی از بخاری آمده که پس از مقایسه مسیر از جانب فرشتگان معلوم شد که درست در وسط راه مرگ به سراغش آمده اما خداوند به زمین دستور فرموده مسیرت را کوتاهتر کن آنگاه به سرزمین نیکان نزدیکتر گردید !

این توبه کار در واقع یک جنایتکار بیش نبود که با هر بهانه ای قتلی مرتکب میشد ، شخصی را تنها بخاطر اینکه فتوایش به کام او نبود به قتل رساند و نیک میدانیم که پس از شرک گناهی بزرگتر از قتل نیست باز خداوند توبه ی او را پذیرفت !

ارتباطهای نامشروعت ، پذیرفتن رشوه ات و نوشیدن شرابت هیچکدام از رحمت خدا بزرگتر و فراوانتر نیستند !

به یاران رسول خدا ( ص ) که در عصر نزول وحی زیسته اند بنگر که قبل از بعثت چگونه بوده اند ، عمر ( رض ) براه می افتد تا پیامبر ( ص ) را به قتل برساند ، عکرمه ( رض ) رسول خدا ( ص ) در روز فتح مکه اعلام می کند که او مهدور الدم می باشد ، خالد بن ولید ( رض ) پیروزی مسلمین را در جنگ احد به شکستی سنگین مبدل می سازد !

سپس به رحمت وسیع خدا بیندیش ، عمر ( رض ) عدالت را در دنیا بر قرار نمود و عکرمه ( رض ) در نبرد یرموک به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد و خالد ( رض ) شمشیر برنده ی خدا شده که ابوبکر ( رض ) بواسطه ی وی توانست لشکریان روم و فارس را ادب کند ، مردم مانند معادن طلا و نقره هستند ، آنان که در جاهلیت بهترین مردم بودند ، در اسلام نیز بهترین مردم هستند ، البته به شرطی که شناخت و دانش دینی داشته باشند .

در زمان کنونی نیز می بینیم و می شنویم که اشخاصی هستند قبل از توبه از سرسختترین دشمنان اسلام بشمار می آمدند ولی پس از توبه به یکی وفادارترین و خدمتگزارترین افراد جامعه نسبت به اسلام و مسلمین تبدیل گشته اند ، پس اگر به انجام دادن گناهی مشهور و معروف شده ای بدان که همچنان فرصت داری با نام نیک و صفات نیکو اشتهار پیدا کنی !

درس چهارم :

مانع رسیدن مردم به خدا نگرد !

مردم به کسی نیاز دارند که آنها را به خدا برساند ، برای گناهکاران قبل از عذاب از رحمت خداوند سخن بگو و قبل از انتقام در مورد عدالت و عفو خداوندی برایشان تعریف کن ، وسعت بهشت بسیار زیاد است همه را دربر میگیرد ، پس نگران جای خودت در بهشت نباش !

با مهربانی و شفقت با گناهکاران رفتار کن ، پیامبر اکرم ( ص ) راهبی را می بیند که شبهنگام مشغول عبادت است در حالیکه بر دینی باطل قرار دارد ، به گریه می افتد … از ایشان سؤال شد : علت گریه ات چیست ای رسول خد ؟ فرمود : [ عامله ناصبه تصلی نارا حامیه ] دائما خواهند کوشید و رنج خواهند کشید ، به آتش بس سوزان و گدازان دوزخ در خواهند آمد و خواهند سوخت !

ایشان را خوش نیامده که شخصی هرچند بر دینی دیگر بوده وارد دوزخ شود ، آیا از دوزخی بودن مسلمانی خوشحال خواهد شد ؟
باری دیگر بر مردی یهودی که در حال احتضار بوده وارد شده و او را دعوت کرده و مسلمان میشود ، فرموده است : حمد و سپاس خداوندی راست که وی را از دوزخ نجات داد !

محبوبترین بندگان نزد خدا کسانی هستند که عشق و علاقه ی به وی را در قلب مردم جای میدهند !

آیا برای مردم کافی نیست که گناهان ، آنان را احاطه کرده و شیاطین بر ایشان مسلط گشته است ، تا اینکه ما نیز کوله بار آنها را سنگینتر نسازیم ؟

پیامبر اکرم ( ص ) تمام شب را به قیام اللیل مشغول گشته و مدام این آیه ی شریفه را تکرار فرموده : [ ان تعذبهم فانهم عبادک و ان تغفر لهم فانک انت العزیز الحکیم ] اگر آنان را مجازات کنی بندگان تو هستند و اگر از آنها گذشت کنی ( که خود دانی و توانی ) چرا که تو چیره و توانا و دانایی !

خداوند به ایشان وحی میکند : که ما تو را در مورد امتت راضی و خوشنود خواهیم کرد ، ما نیز باید مدام این رحمت را مد نظر خویش قرار دهیم و نسبت به گناه نفرت داشته باشیم نه شخص گناهکار !
در حدیث آمده است : یکی از پیامبران از جانب قومش مورد ضرب و شتم قرار گرفت تا اینکه از وی خون جاری گشت ، خون را از صورت خود پاک کرده و میگفت : [ اللهم اغفر لقومی فانهم لا یعلمون ] پروردگارا قوم مرا ببخشای زیرا که آنان نادانند

درس پنجم :

مرگ ناگهان فرا می رسد !

همانطور که دانستیم آنشخص در میانه ی راه فوت کرد و هرگز گمان نمیکرد در حال راه رفتن مرگش فرا رسد ، ولی چه شیرین است چنین مرگی و چه زیباست آن راه که ایشان در حال طی کردن مسیر بسوی خدا فوت نمود !

زندگیت را سفری بسوی خدا قرار بده ، آنگاه نگران نباش که چه زمانی مرگ به سراغت می آید !

به دور و برت نگاه کن چه مزرعه هایی کشت شدند و قبل از برداشت آنها صاحبانشان از دنیا رفتند ؟ چه خانه هایی ساخته شدند و بانیان آنها حتی یک روز هم داخلشان سکنی نگزیدند و دنیا را ترک گفتند ؟ چند دانشجو قبل از فارغ التحصیل شدن فوت نمودند ؟ در تشییع جنازه ی چند تا کودک و نوجوان شرکت کرده و آنان را به خاک سپردیم ؟ چند دختر زیباتر از ماه به جای اینکه به خانه بخت برده شوند به گورستان برده شدند ؟ پس نگو فردا توبه میکنم ، چون شاید فردایی بر تو نیاید ، کسانیکه از دنیا رفتند مانند ما گمان میکردند : که هرگز دچار مرگ نخواهند شد !

درس شیشم :

پذیرفتن اعمال بندگان به نیات آنان بستگی دارد ، گاهی انسان قصد دارد کاری انجام دهد ولی موفق به انجام دادن آن نمیشود باز ماجور خواهد شد !

در زمان حضرت موسی ( ع ) بنی اسرائیل دچار قحطی شدند ، یکی از فقرا به کوهها نگاه کرد و گفت : خدایا خودت میدانی اگر به اندازه ی این کوهها طلا داشتم آنرا در میان بندگانت تقسیم می نمودم ، خدا به موسی ( ع ) وحی کرد : به فلان بنده ام اطلاع بده که صدقه اش را پذیرفتم !

ولی در صورتیکه در نیت انسان خللی وجود داشته باشد موجب هدر رفتن عمل وی و عدم پذیرش آن از جانب خدا خواهد شد ، عبدالله بن سلول معمولا پشت سر رسول خدا ( ص ) نماز می خواند در حالیکه در پایینترین مکان دوزخ جای می گیرد !

نیتت را اصلاح کن تا اعمالت نیز اصلاح گردند ، هرگز مانند کسانی عمل نکن که بیهوده کاری می کنند و غیر از خستگی نتیجه ای از اعمال خود برداشت نخواهند کرد !

نویسنده : ادهم شرقاوی
مترجم : امید سلیمانی ــ بانه

از طريق
امید سلیمانی
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

امید سلیمانی

# استان کردستان- بانه @@ فعال دینی و اجتماعی @@ نویسنده و مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن