داستانزن

در آینده می خواهم همسر شوم (داستان)

خانم معلمی از دان ش­آموزان کلاسش  – که همه دختر بودند – خواست انشایی را با این عنوان که : «در آینده می­خواهم چه کاره شوم؟» بنویسند.

خانم معلم به یکی از دانش آموزانش  به نام «رغد» رو کرد و از او پرسید: رغد خانم! می­خواهی در آینده چه کاره شوی؟

رغد جواب داد: خانم معلم! می­خواهم در آینده پزشک شوم.

خانم معلم از نجوی پرسید: تو می ­خواهی چه کاره شوی؟ نجوی جواب داد: می ­خواهم: مهندس شوم.

خانم معلم این سؤال را از حنان هم پرسید و حنان جواب داد: خانم معلم! من می­خواهم همسر بشوم.

دانش آموزان همه مسخره کنان و از روی استهزاء، به او خندیدند.

خانم معلم با عصبانیت بر سر آنان فریاد زد . . . همه ساکت شدند . . . سکوت و جوی آرام کلاس را فرا گرفت . . . خانم معلم به دنبال سخن حنان گفت: دخترم! مقصودت این است که خدمتکار بشی؟؟!

حنان در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود جواب د اد: نه! نه! خانم معلم! مقصودم همسر است.

خانم معلم پرسید: حنان! مقصودت از همسر بودن چیست؟؟

حنان جواب داد: همسر . . . ، در خانه ­اش ملکه، بانو و سرور است، در جامعه ­اش شاهزاده است، معلم فرزندان و تربیت کننده ­ی کودکان کوچکش می ­باشد و گُل بابونه ­ای است در دل شوهرش!!!

خانم معلم! همسر، در چادرش مقدس است، همسر، مرجانی پوشیده در صدف است. . . همسر، تاج سر شوهرش است که شوهر به ا و مباهات می کند و او  جواهری است در منزل شوهرش . . . همسر، مایه ­ی انس و الفت در هنگام تنهایی شوهر است . . . همسر  حکیمه ­ای است در  هنگام پارازیت ها و سر و صدای زمان . . . همسر، با همه وجودش جهانی است . . . همه جهان در پی به دست آوردن دوستی او هستند!!

و همه محبت ها برای وفاداری با همسر فرو ریخته شده اند . . .

خانم معلم! همسری،  آرزوی هر دختر جوانی است که دوست دارد زندگی به معنی واقعی آن را داشته باشد!!

زن در خانه مانند گل در بستان، محفوظ و مصون است.

آری، برادرانم!

زن، خدمتکار نیست . . . بلکه گنجینه ­ی با ارزشی است که تو او را انتخاب کرده ­ای ، اما مشروط بر اینکه صالحه و نیکوکار باشد.

به این سخن پیامبر صَلَّی اللهُ عَلَهُ وَسَلَّمَ بیندیش که می­ فرماید: « ألا أخبرک بخیر ما یکتنز المرء؟ المرأه الصالحه؛ إذا نظر إلیها سرته، وإذا أمرها أطاعته، وإذا غاب عنها حفظته»

آیا شما را خبر ندهم از بهترین چیزی که انسان برای خود ذخیره می­کند؟  (آن) زن شایسته و نیکوکاری است که هر وقت شوهرش به او نگاه کند، او را شادمان و خوشحال کند،هر وقت شوهرش به او دستور دهد، از او اطاعت کند، و هر وقت شوهرش غایب باشد، (در مال و شرفش) او را حفظ کند (و به او خیانت نکند).

[رواه أبو داود والحاکم وقال : حدیث صحیح الإسناد ]

منبع: انترنت

ترجمه خالد ایوبی نیا

از طريق
خالد ایوبی نیا
منبع
sozimihrab
برچسب ها

خالد ایوبی نیا

استان آذربایجان غربی - ارومیه مترجم - نویسنده فعال دینی و حافظ قرآن

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن