قرآن

ذبح گاو توسط بنی اسرائیل در قرآن

داستان ذبح گاو توسط بنی اسرائیل در سوره‌ی بقره و درس‌ها و مطالبی که از آن می آموزیم:

خداوند در آیات ۶۷ الی ۷۱ سورە بقرە می فرمایند: «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ ﴿۶۷﴾ قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِکْرٌ عَوَانٌ بَیْنَ ذَلِکَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ ﴿۶۸﴾قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَ ﴿۶۹﴾ قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَیْنَا وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ ﴿۷۰﴾ قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ لَا ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَلَا تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَهٌ لَا شِیَهَ فِیهَا قَالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا کَادُوا یَفْعَلُونَ ﴿۷۱﴾»
یعنی: «به یاد آورید هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: خدا می فرماید: گاوی ذبح کنید، گفتند ما را به تمسخر گرفته ای؟ گفت: تمسخر کار جاهلان است و به خدا پناه می برم از اینکه در زمره‌ی جاهلان باشم، گفتند از صاحب اختیارت بخواه تا برایمان روشن کند که آن چگونه گاوی است، گفت: او می فرماید: گاوی است نە سالخوردە و نە جوان، بلکە میانسال است. اکنون آنچە فرمان یافتە اید اجرا کنید. گفتند: از صاحب اختیارت بخواه تا برای ما روشن کند که رنگش چگونه است؟ موسی گفت: خدا می فرماید گاوی است زردرنگ روشن که بینندگان را شاد می کند. گفتند: از صاحب اختیارت بخواه تا چگونگی گاو را برای ما روشن کند که هنوز گاو بر ما مشتبه است. موسی گفت: خدا می فرماید گاوی چنان رام نیست کە زمین را شخم بزند و یا کشتزار آب بدهد، تندرست و بدون خط و خال است. گفتند: حالا حق مطلب را ادا کردی، آنوقت گاو را کشتند و نزدیک بود، دستور خدا را انجا ندهند.»

دومین سوره و طولانی ترین سوره ی قرآن به نام بقره (گاو) نامگذاری شده است، هرچند نامگذاری سوره ها توقیفی است، اما مفسران فرموده اند علت نامگذاری این سوره به بقره داستان ذبح گاو در این سوره می باشد. بنابراین گرچه هر کدام از موضوعات سوره ی بقره جایگاه ویژه ای دارند، اما علت دستور پروردگار به بنی اسرائیل جهت ذبح بقره دارای اهمیت خاصی است که از چند جهت قابل گفتگو است که مختصراً به آن می پردازیم.

کلمه بقره به نظر بعضی از اهل لغت به گاو نر و ماده گفته می شود و (تاء) آن برای وحدت است. اما راغب اصفهانی و تفسیر المراغی (تاء) آن را برای تأنیث گرفته اند و گفته اند بقره به معنی گاو ماده و ثور گاو نر می باشد. برای هرکدام از این دو نظر شواهدی در قرآن داریم. خداوند در سوره انعام آیه ۱۴۶ می فرماید: «ومن البقر والغنم حرمنا علیهم شحومهما» یعنی: «از مطلق گاو و گوسفند پیه آنها را بر یهود حرام کردیم.»

کلمه گاو در اینجا برای نر و ماده استعمال شده است و جمع بقره که در سوره یوسف آیە ی ۴۳ بقرات آمدە: «انی اری سبع بقرات سمینا، شاە گفت کرارا، در خواب هفت گاو فربهی را می بینم» قول دوم را تأیید می کند.

عجل به معنای گوساله، علت این تسمیه آن است که گوساله با عجله بزرگ می شود و به صورت گاو در می آید، کلمه عجل جمعاً دە بار در قرآن بە کار رفتە، هشت بار در خصوص گوساله پرستی بنی اسرائیل و دو بار ابراهیم برای میهمانانش گوساله بریان آورد: «فما لبث ان جاء بعجل حنید» (هود:۶۹) و دیری نپایید کە گوسالەای بریان برای پذیرایی آورد.

اما درس و عبرت های آیات:

۱- جسارت و بی ادبی یهود در برابر دستور خدا و نسبت دادن تمسخر بە پیغمبرشان.
۲- سە بار گفتند: «ادع لنا ربک» درحالی که لازم بود بگویند: «ادع لنا ربنا» چون پروردگار مو سی، پروردگار یهود هم می‌باشد.
۳- با تکثیر سوال مطلب را بر خود دشوار کردند.
جمله “یامرکم” می رساند که ذبح بقره دوام داشته و حالا هم در میان یهود روزی به نام عید خون وجود دارد که در آن گاو سر می برند.

اما راز و حکمت ذبح بقره: انسان در طول تاریخ تعلق خاطر ویژه ای نسبت به گاو داشته است، چون با گاو برای مصرف خود و کشاورزی آب حمل می‌کرد
و با آن زمین را شخم می زد، خوراکی هایش را مانند شیر، ماست، پنیر، روغن و حتی سوخت زمستان را از فضلات گاو تأمین می کرد، بنابراین درآمد و زندگی انسان به گاو وابسته بود و چون این نیاز قرن ها طول کشیده است، انسان ها تعلق و وابستگی به گاو پیدا کرده اند، خصوصاً در مصر باستان این حالت بوده و حالا هم این وضعیت در هندوستان دوام دارد. بنی اسرائیل چون سالیان دراز محکوم مصریان بودند و معمولاً قوم زیردست بیشتر از قوم بالادست و حاکم متأثر می شوند، معتقدات و اوهام مصریان بر آنها چیره شده بود که یکی از مقدسات مصری‌ها گاو بود و این تقدیس بتدریج چنان در یهود سرایت کرد که بیشتر آنها عقیده ی یکتاپرستی پدران خود را فراموش کردند، خداوند در این رابطه می فرماید: «واشربوا فی قلوبهم الجل بکفرهم» (بقرە:۹۳) بر اثر کفرورزیشان، مهر گوساله در دلشان سرشته شد.

بنابراین اتخاذ گوساله پس از چند روز غیبت موسی، از جهت غفلت و پیش آمد ناگهانی یا اغفال نبوده، بلکه منشأ آن علاقه و کشش باطنی آنها به چنین پرستشی بود که حضرت موسی می خواست بنی اسرائیل را از آن پاک کند. خداوند در قرآن می فرماید: «واذ قال موسی لقومه یا قوم انکم ظلمتم انفسکم باتخا ذکم العجل فتوبوا الی برئکم فاقتلوا انفسکم ذلکم خیر لکم عند بارئکم فتاب علیکم انه هواالتواب الرحیم» (بقره:۵۴) یعنی: «زمانی که موسی به قوم خود گفت ای قوم من، شما با گرفتن گوساله به خدایی، بر خویش ستم کردید، اکنون به سوی پروردگار خود باز آیید و هوای نفس خود را بکشید که این کار نزد آفریدگارتان ستودە تر است.»

وقتی که مردم نسبت به چیزی وابسته می شوند، نقش رهبران الهی این است که آن وابستگی باطل را از دل مردم بیرون رانده‌ و آنها را از قید و بندهای پوچ آزاد نمایند. در ایران دو هزار و پانصد سال پیش، گاوهای ایرانی شاهنشاهی می‌کردند و مردم می پنداشتند شاه، سایه‌ی خدا بر مردم است، چون استبداد وقتی که در جامعه ای نهادینه شد و مردم را وابسته به‌خود کرد، مردم به آن خو می گیرند و دچار بت پرستی می شوند، آن بت چوب باشد یا گاو یا شاه فرقی باهم ندارند. بنابراین موسی که به مردم گفت گاوی را بکشید، مانند قربانی کردن ابراهیم می‌باشد که حاضر بود عزیزش را قربانی کند و این آیات به ما می فهماند که تعلقات دنیایی همچون شغل، لقب، ماشین، مسکن، آل و عیال و… نباید ما را اسیر خود گرداند و چنان به آنها وابستگی پیدا کنیم که به جای اسباب قرار دادن، غلام آنها شویم و در خدمت آنها درآییم.

تفسیر المراغی علت ذبح بقره را ناشی از گوساله پرستی بنی اسرائیل دانسته و می گوید: بە ذبح بقره مأمور شدند، چون از جنس گوساله ای بود که پرستش کرده بودند و این از آن جهت بود که تعظیم گوساله از بین برود. طنطاوی در تفسیرش گفته است: چون پرستش گاو در قلوب آنان اثر گذاشته بود، لذا به ذبح آن مأمور شدند. سخن این دو مفسر چنان می رساند که این واقعه بعد از جنجال سامری بوده است.

نویسنده: عمر قادرپور؛ سیمینە ی بوکان

از طريق
عمر قادر پور
منبع
sozimihrab
برچسب ها

عمر قادرپور

آذربایجان غربی - سیمینه - بوکان نویسنده و مترجم دعوتگر دینی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود

همچنین ببینید

بستن
بستن