تاریخ

روزی در خانه پیامبر(ص) بخش (۲)

 

چند قرن به عقب بر می گردیم و صفات قومی گذشته را ورق می زنیم و از آن می خوانیم و در خط خط آن تفکر می کنیم و به خانه پیامبر(ص) سری می زنیم، به منزلش می رویم و از نزدیک شاهد زندگیش می شویم و فرموده هایش را گوش جان می سپاریم و تنها یک روز در منزل پیامبر(ص) زندگی می کنیم و از پند و آموزه های آن حضرت استفاده می کنیم و به گفتار و رفتار آن عمل می کنیم.

مردم نسبت به گذشته بیشتر اطلاعات و آگاهی پیدا نموده اند و شروع به خواندن نموده اند به رفتن به غرب و شرق از طریق کتاب و مجلات و روزنامه، از طریق فیلم و اسناد تاریخی و… و برای همین برای ما شایسته تر است که سری به منزل پیامبر(ص) بزنیم و از نزدیک با زندگی آن حضرت و اطرافیانش آشنا شویم و آنچه را که از این سفر به آنجا می بینیم و یاد می گیریم از آنها پیروی کنیم و استفاده ببریم به خاطر فشار و تنگی چهارچوب آن تنها به چند ایستگاه از زندگی پیامبر بسنده می کنیم تا شاید با آن خود و خانواده امان را بپرورانیم و از آن عملاً پیروی کنیم.

برادران و خواهران دینی ام

ما که سال های گذشته ؛ بلکه قرن ها پیش را که دوباره باز می خوانیم و زنده می گردانیم ، برای این نیست که در آن چیزهایی که از یاد برده ایم جلوی روی خود قرار دهیم و یادآوری کنیم و از آن یادی کرده باشیم  و بس!

 ما باید تمام زوایا و نکات زندگی پیامبر(ص) را سرمشق زندگی خود قرار دهیم و در این راه عملاً قدم برداریم و تنها خداوند بلند مرتبه را پرستش کنیم و آن هم با انجام فرامین خداوند بزرگ و استفاده از سنت های عملی پیامبر(ص) و حب پیامبر عزیزمان و نهی از آنچه که ایشان نهی کرده اند.

 خداوند ما را به اطاعت از پیامبر خدا می خواند پس می فرماید: قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّـهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّـهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (آل عمران :۳۱)

بگو: اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.

و همچنین می فرماید: لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّـهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّـهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّـهَ کَثِیرًا ۰الاحزاب :۲۱)

سرمشق و الگوی زیبائی در (شیوه‌ی پندار و گفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شما است البته برای کسانی که دارای سه ویژگی باشند امید به خدا داشته و جویای قیامت باشند، و خدای را بسیار یاد کنند.

خداوند بزرگ مرتبه در چهل جای قرآن اطاعت از پیامبر را بحث می کند و خوشبختی و رهایی از آتش جهنم را اطاعت از پیامبر می داند. تِلْکَ حُدُودُ اللَّـهِ ۚ وَمَن یُطِعِ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ۚ وَذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿١٣﴾ وَمَن یَعْصِ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ(النساء: ۱۳و۱۴)

این (احکام راجع به یتیمان و وصیّت و سهام مواریث) حدود خدا (در میان حق و باطل) است و (آنها را محترم شمارید و از آنها درنگذرید و بدانید که) هرکس از خدا و پیغمبرش (در آنچه بدان دستور داده‌اند) اطاعت کند، خدا او را به باغهای (بهشت) وارد می‌کند که در آنها رودبارها روان است و (چنین کسانی) جاودانه در آن می‌مانند و این پیروزی بزرگی است. (۱۳) و آن کس که از خدا و پیغمبرش نافرمانی کند و از مرزهای (قوانین) خدا درگذرد، خداوند او را به آتش (عظیم دوزخ) وارد می‌گرداند که جاودانه در آن می‌ماند و (علاوه از آن) او را عذاب خوارکننده‌ای است.

پیامبر خدا(ص) عشق به خود را یکی از راه های چشیدن ایمان می داند و می فرماید: «ثلاث من کان فیه وجد حلاوه الایمان : أن یکون الله و رسوله أحب الیه مما سواهما …»(۲) هر کس که در وی این سه صفت نهفته باشد پس حلاوت ایمان را چشیده است نخست این که خدا و رسولش را از هر چه که در این دنیاست بیشتر دوست داشته باشد…

همچنین می فرماید: «فوالذی نفسی بیده لا یومن احدکم حتی اکون احب الیه من والده و ولده»(۳) یعنی: قسم به کسی که جانم در دست اوست، هیچ یک از شما ایمانتان کامل نمی شود تا اینکه من را از پدر و مادر و فرزندانش بیشتر دوست داشته باشد.

 سراسر زندگی پیامبر(ص) را که می نگریم همه اش پند و نصیحت و عمل می باشد و مانند آیینه ای پاک می درخشد برای همین راه رو راهش هستیم و دنباله رو برنامه های وی می باشیم.

سفر:

سفر ما، به سوی خانه پیامبر و دیدن لحظه های خاص و حساس از شیوه زندگانی و رفتار و اخلاق وی بسیار برای ما زیبا و دلربا می باشد.

و اگر ما دستاوردهای این سفر را در نظر بگیریم به نظر شما چه خواهد بود؟ هدف از این سفر پر از پند و نصیحت، شناخت راه و روش این رهبر بزرگوار می باشد و بعد از آن هم دنباله روی و اطاعت از وی می باشد، این سفر ما، سفری به دنیای کتاب و نقل از زبان اصحاب بلند مرتبه می باشد و گرنه جایز نیست این همه راهپیمایی برای زیارت قبر پیامبر و نه هیچ کس دیگری و اساسا  ترک خانه و کاشانه و رفتن به منظور عبادت جایز نیست جز به سه مسجدی که پیامبر(ص) از آنها یاد نموده است: «لا تشد الرحال الا الی ثلاثه مساجد: المسجد الحرام، و مسجد من  و مسجد الاقصی»(۴) یعنی جایز نیست غیر از این سه مسجد به جای دیگری به منظور عبادت و زیارت سرزد جز مسجدالحرام و مسجد خودم (النبی) و مسجدالاقصی»

برما واجب است که فرمان های پیامبر را اطاعت کنیم و به جز این سه مسجد به قصد زیارت به جای دیگری نرویم.

خداوند در قرآن می فرماید: وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖ إِنَّ اللَّـهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ  چیزهائی را که پیغمبر برای شما (از احکام الهی) آورده است اجراء کنید، و از چیزهائی که شما را از آن بازداشته است، دست بکشید. از خدا بترسید که خدا عقوبت سختی دارد(الحشر: آیه۷)

ما در این سفر به دنبال آثار پیامبر(ص) نمی گردیم، ابن اوضاح می فرماید: حضرت عمر بن الخطاب فرمان داد که درختی را که زیر آن بیعت الرضوان انجام گرفته بودببرند ؛ چون مردم به آنجا رفته و نماز می گزاردند ؛ آن را قطع نمود از ترس اینکه مبادا موجب فتنه و گمراهی در بین مردم شود(۵)

ابن تیمه درباره غار حرا می فرماید: پیامبر در زمان جوانی به آنجا می رفت و اولین بار هم در آنجا وحی بر وی نازل شد، ولی بعد از آن زمان پیامبر به آنجا نرفت و حتی به آنجا نزدیک هم نشد و اصحاب هم آنجا نرفتند و در تمام دوران ۱۳ سالی که در مکه بود یک بار به غار حرا نرفت و در دورانی هم که در مدینه بود و برای زیارت کعبه به مکه باز گشت به غار حرا سفر نکرد(۶)

به نزدیک مدینه رسیدیم، در آنجا به نزدیک کوه اُحُد می رسیم و از دور پیداست پیامبر(ص) درباره آن می فرماید: «هذا جبل یحبنا و نحبه» یعنی این کوه احد است که ما را دوست دارد و ما هم او را دوست داریم.

قبل از اینکه وارد منزل پیامبر(ص) شویم، دیوار و چهار طرف خانه را می بینیم!  تعجب نکنید که خانه ای کوچک با زیراندازی ساده را می بینیم، پیامبر(ص) خیلی کم به دنیا اهمیت می دادند و بلکه از آن گریزان بودند، هیچ وقت چشمش به سامان و ثروت دنیا نبودند بلکه می فرمود: «جعلت قره عینی فی الصلاه»(۸) یعنی: نماز نور چشم من است.

و درباره دنیا می فرمود: «مالی و للدنیا؟! ما مثلی و مثل الدنیا الا کراکب سار فی یوم صائف، فاشطل تحت شجره من نهار، ثم راح، و ترکها»(۹)یعنی: دنیا به من چه؟! مَثَل و رابطه من با دنیا مثل سواریست که در یک روز گرم در راه است، در راه زیر درختی چند ساعتی را استراحت می کند و بعد از آن دوباره راه می افتد و آنجا را ترک می کند.

ما به طرف منزل پیامبر(ص) حرکت می کنیم و قدم هایمان را سریع تر بر می داریم و در شهر مدینه به حجره های همسران پیامبر می رسیم ؛ حجره هایی که از شاخه های درخت خرما و گل درست شده اند و قسمت هایی از دیوارها با سنگ بنا شده اند و سقف آنها با شاخه های درختان خرما پوشیده شده اند.

حسن بصری می فرماید: در زمان خلافت عثمان پسر عفان(رضی) به حجره همسران پیامبر می رفتم، دیوارهایش آن قدر کوتاه بود که وقتی بلند می شدم سرم به سقف می رسید.(۱۰)

بله خانه های ساده و کاه گلی کوچک ولی با ایمان و خداپرستی عجین شده بودند .

منابع:

۱)مجموعه فتاوای ابن تیمیه۱/۴.              ۲)به نقل از بخاری و مسلم

۳)به نقل از مسلم                                ۴)به نقل از بخاری و مسلم

۵)سرگذشتهای از بخاری و مسلم              ۶)مجموعه الفتاوی۲۷/۲۵۱

۷)به نقل از بخاری و مسلم                     ۸)به نقل از شایی و شیخ البانی

۹)به نقل از ابن حیان و حاکم احمد و شیخ البانی/سلسله الاحادیث شماره۴۳۹

۱۰)الاطبقات الکبری لا بن سعد وللسریه بنویه لابن کثیر

نویسنده: عبدالملک بن محمد بن عبدالرحمن قاسم

ترجمه به کوردی: خدر نژاد کوردستانی

ترجمه به فارسی: سه وزه حیدری

      بخش نخست مقاله

نمایش بیشتر

سه وزه حیدری

@ مترجم وشاعر @ آذزبایجان غربی - مهاباد ☑ دانشجوی روان شناسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن