اصولعبادات

سفری به دیار معشوق

حج

سفری بسوی خانه ی خدا

یکی از سنت های خداوند عزوجل این است که ضامن موفقیت و سربلندی مسلمانان و داعیان راه خدا است. همت بلند و عشق و محبت است که در زبان و ادبیات شعرای فارسی زبان اکسیر یا کیمیا نامیده می شود، زیرا همت بلند و عشق و محبت انسان را هول می‌دهد تا فعالانه کار کند و به ثمرش دست یابد. آری آثار عشق، نیرو و قدرت است، محبت نیرو آفرین است، سست و سنگین راچلاک و زرنگ می کند، کودن را تیزهوش می‌نماید. همت و عشق و محبت از بخیل، بخشنده و از بی حوصله و ناشکیبا، متحمل و صبور می سازد، قوای خفته را بیدار و نیروی بسته و مهار شده را آزاد می کند و نفس را تکمیل و استعدادهای باطنی را ظاهر می‌سازد.

چە‌خوش گفته شاعر:

از محبت تلخ ها شیرین شود
از محبت مس ها زرین شود

گر در سرت هوای وصال است حافظا
باید که خاک درگه اهل هنر شوی

انسانی که قبلاً هرچه تصمیم می گرفت عبادات را به خوبی انجام دهد، باز سستی و تنبلی راهش را تنگ می‌کرد، اما وقتی که محبت و ارادت در قلبش جا می گرفت، عزمش راسخ و همتش بلند و نیرومند می شد.

در تاریخ اسلام از علاقه شدید و مجنون آسای مسلمین نسبت به مکه و کعبه نمونه های بی سابقه و برجسته ای داشته ایم و می بینیم. نمونه دلباختگان بیقراری همچون (بلال حبشی و ابوذر و ثوبان و ابوهریره و خباب) و صدها و هزاران عاشق دیگر. چنین شگفتی‌ها و بی‌قراری ها و ازخودگذشتگی هایی را می‌بینیم.

اگر تاریخ را ورق بزنیم، از این دلباختگان، نمونه‌های بسیاری را مشاهده می‌کنیم و تا این عصر ما که به عصر اینترنت و فضا و عصر تمدن مشهور است، بزرگانی داریم که همچون (بلال و ثوبان) محبت و عشق و ارادت به کعبه، انقلابی در روح و روانشان به وجود آورده است.

محمد علی بهاءالدین که ۶۲ سال سن دارد، در روستای (ادروس مارتان) نزدیک پایتخت گروزنی چیچان زندگی می‌کرد، این مرد از روستای خود با سواری دوچرخه اش که غیر از این دوچرخە، وسیلەی دیگری نداشت، برای زیارت کعبه راه را در پیش گرفته و یازده هزار کیلومتر را از راه آذربایجان، جورجیا، ایران، ارمینیا و ترکیه بە طرف عربستان پیمود. محمد بسیار علاقمند و بی تاب ‌بود، تا اینکه به مرز کشور اردن رسید. اما چون برای رفتن به سعودیه گذرنامه لازم داشت، منتظر ماند که شاید حکومت اردن همکاریش کند و به‌ آرزوی دیرینه خویش برسد. محمد مادرش را که فوت کرده بود، درخواب دید، مادرش در خواب بە محمد گفتە بود، اگر کە با دوچرخه هم باشد، باید به حج خانەی خدا بروی؟! محمد برای برآورده کردن آرزوی خود و مادرش به راه افتاد، اما در مرز اردن گیر کرد. محمد که صاحب اراده ای قوی و همتی بلند بود، توانست از این مانع هم خود را درباز کرده‌ و به دیدار کعبه و مکه و مدینه و به محضر رسول اکرم(ص) مشرف گردد.

محمد با زحمت و تلاش و تحمل مشقت‌های زیاد توانست با دوچرخه سواری به دیدار یار برود، در این راه زحمت های زیادی را تحمل کرد، او می گوید: گاهی وقتها تا ۳ روز به جز آب هیچ خوردنی نداشته ام. اما رحم خداوند شامل حالم شده و خوراکی برایم تهیه نموده، آن هم به گونه ای که مغز گردو از دهان پرندگان افتاده‌ و من خورده ام. در کوهستان‌های ترکیه دو گرگ به من حمله کردند، اما با رحم و اراده خدا بر آنها هم مسلط شدم.

می گوید حتی هنگامی کە می خوابیدم، با نیت حج می خوابیدم تا اگر در آن لحظە مردم، بر نیت خویش بمیرم. محمد همانگونە کە خودش می گوید؛ استاد دانشگاه شریعت است و بازنشستە است و قرآن را با زبان عربی می خواند و در سفر خانەی خدا ‌و این سفر پرمشقت، قرآنی همراه داشت کە از آن قوت می گرفت. شگفت انگیز این است که محمد توانستە با این سن و سال و تحمل این همە مشقت، به حج خانەی خداوند برود و آرزوی درونی خود و مادرش را برآوردە نماید.

همچو شبنم دیده گریان شدم
               تا امین آتش پنهان شدم
شمع را سوز عیان آموختم
               خود نهان ‌از چشم‌ عالم سوختم
شعله ها آخر زهر مویم دمید
                از رگ اندیشه ام آتش چکید

نویسندە: ئەندازیار عوسمان
ترجمە از کردی: عمر امین پور
ویراستار: سوزی میحراب

برچسب ها
نمایش بیشتر

عمر امین پور

@@نویسنده و مترجم ** آذربایجان غربی- سردشت ** فعال مدنی و دعوتگردینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن