اصول

سنگسار و رجم  ؛ بدعتی شوم(۳)

سنگسار و رجم  ؛ بدعتی شوم(۳)

نویسنده: حمید مهدوی

 

آرای مختلف در باره«ایذاء»

… گروهی آن را «سرزنش» می دانند،ابن جوزی می نویسد: «قوله تعالى «فَآذُوهُما» فیه قولان: أحدهما: أنه الأذى بالکلام، و التّعییر، رواه أبو صالح عن ابن عباس، و به قال قتاده، و السّدّیّ، و الضّحّاک، و مقاتل.»[زاد المسیر، ج۱،ص۳۸۳]

… و جماعتی آن را هم به «سرزنش» و هم «زدن» تعبیر می کنند«و الثانی: أنه التّعییر، و الضّرب بالنّعال، رواه ابن أبی طلحه، عن ابن عباس.» [ زاد المسیر فی علم التفسیر، ج‏۱،ص۳۸۳]

آرای مختلف در باره«نسخ» آیات:

… گروهی که نسخ قرآن با سنت را می پذیرند ، بنا بر جمله ای که به عنوان حدیث مشهور است، معتقداند که زن و مرد ازدواج کرده هم تازیانه می خورند و هم رجم می شوند و زن و مرد بکر، تازیانه زده می شوند و یک سال تبعید می گردند«حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا یَحْیَى عَنْ سَعِیدِ بْنِ أَبِى عَرُوبَهَ عَنْ قَتَادَهَ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ حِطَّانَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الرَّقَاشِىِّ عَنْ عُبَادَهَ بْنِ الصَّامِتِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ – صلى الله علیه وسلم- « خُذُوا عَنِّى خُذُوا عَنِّى قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً الثَّیِّبُ بِالثَّیِّبِ جَلْدُ مِائَهٍ وَرَمْىٌ بِالْحِجَارَهِ وَالْبِکْرُ بِالْبِکْرِ جَلْدُ مِائَهٍ وَنَفْىُ سَنَهٍ ».[سنن ابی داود وابن ماجه و ترمذی/صحیح مسلم]

… گروهی دیگر که نسخ قرآن با حدیث را نمی پذیرند ، آیه مورد بحث را منسوخ به آیه ای ادعایی می دانند که تلاوتش منسوخ و حکمش باقی است«قال قوم: یحتمل أن یکون النّسخ وقع بقرآن، ثم رفع رسمه، و بقی حکمه.»[زادالمسیر،ج۱،ص۳۸۳]( گروهی معتقد هستند که : نسخ به آیه ای از قرآن واقع شده است ، سپس خود آیه ناسخ از میان رفته اما حکمش باقی است.)

… گروهی که آیه ۱۵را مربوط به زنان و آیه ۱۶ را خاص و مربوط به «بکرین» (ازدواج ناکردگان) می دانند ، براین باورند که آیه نخست با آیه یا حدیث «رجم» و آیه پسین با آیه دوم سوره نور نسخ شده است و چنین سخن مبهمی را بیان می کنند: و قال قوم: نسخ بقوله تعالى الزَّانِیَهُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَهَ جَلْدَهٍ قالوا: و کان قوله تعالى وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها للبکرین، فنسخ حکمها بالجلد، و نسخ حکم الثّیّب من النساء بالرّجم.» [ زاد المسیر فی علم التفسیر، ج‏۱، ص: ۳۸۳] (گروهی گفته اند: آیه یاد شده با آیه « الزَّانِیَهُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَهَ جَلْدَهٍ» نسخ شده است و این کلام خداوند« الَّذانِ یَأْتِیانِها» مربوط به دختران و پسران است که حکم آن با حکم تازیانه نسخ شد و حکم زن ازدواج کرده با «رجم» نسخ شده است.)

نقد:«نسخ» از حیث لغوی یعنی:«از بین بردن» ،«تغییر دادن ذات یک چیز»، «انتقال شیء.»(۱۶)و در اصطلاح به رفع حکم قرآنی گفته می شود که به چند روش صورت می پذیرد.

روش رایج و معقول و مقبول ، آن است که حکم آیه ای به وسیله آیه دیگر نسخ می شود اما لفظ هردو آیه در قرآن می ماند، مانند حکم دادن صدقه در قبال جلسه خصوصی گذاشتن با پیامبر(ص)در سوره مجادله« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَهً »[مجادله/۱۲]( اى اهل ایمان هر گاه بخواهید با رسول سخن سرى گوئید پیش از آن باید صدقه دهید که این صدقه براى شما بهتر و پاکیزه‏تر است و اگر به خاطر تنگدستی چیزى نیابید در این صورت خدا آمرزنده و مهربانست) که با آیه بعدی همین سوره نسخ می شود«أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ» [مجادله/۱۳]( آیا از اینکه پیش از راز گفتن با رسول صدقه دهید از فقر ترسیدید؟ پس حال که اداء صدقه نکردید باز هم خدا شما را آمرزید اینک نماز بپا دارید و زکات بدهید و خدا و رسولش را فرمان برید و بدانید که خدا به هر چه کنید آگاه است.) قریب به اتفاق مفسرین معتقداند:« على معنى أن حکمَ الآیه الأولى منسوخٌ بحکم الآیه الثانیهِ معَ أنَّ تلاوهَ کلتیهما باقیهٌ .»[انوارالتنزیل واسرارالتأویل، بیضاوی، ذیل آیات مزبور/ الزرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج۲،ص۲۱۴]( حکم آیه نخست با حکم آیه دوم منسوخ شده، اما تلاوت هردو باقیست.)

اما – چنانکه گذشت- بسیاری از عالمان دینی به روش ها و صورت های شگفت انگیزی از نسخ نیز قائل اند که زمینه ساز پذیرش آیه رجم یا حدیث رجم می باشد ! از جمله:

… نسخ آیه به گونه ای که هم ناسخ و هم منسوخ از میان رفته باشد! در پیوند با این مورد در بسیاری از متون حدیثی و فقهی به آیه ای اشاره شده است که ده بار شیر خوردن را موجب حرمت می دانست ولی با آیه ای که پنج بار شیر خوردن را موجب حرمت می داند ، نسخ شد« حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَهَ الْقَعْنَبِىُّ عَنْ مَالِکٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِى بَکْرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ عَمْرَهَ بِنْتِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَائِشَهَ أَنَّهَا قَالَتْ کَانَ فِیمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ مِنَ الْقُرْآنِ عَشْرُ رَضَعَاتٍ یُحَرِّمْنَ ثُمَّ نُسِخْنَ بِخَمْسٍ مَعْلُومَاتٍ یُحَرِّمْنَ فَتُوُفِّىَ النَّبِىُّ -صلى الله علیه وسلم- وَهُنَّ مِمَّا یُقْرَأُ مِنَ الْقُرْآنِ.»[سنن ابی داود،ح۲۰۶۴، جصاص،احکام القرآن، ج۳،ص۶۷] (… از عائشه-رض- نقل کرده است که فرمود: خداوند متعال آیه را که ده بار شیردادن را موجب حرمت می دانست با آیه ای دیگر که پنج بار شیردادن را موجب حرمت می دانست ، نسخ کرد؛ پس از آن که پیامبر-ص- رحلت نمود ، هنوز آنها به عنوان آیات قرآن تلاوت می شد.)

سیوطی نیز شبیه عبارت یادشده را نقل کرده است:« نسخُ تلاوتِه وحکمِه معاً قالت عائشهُ کان فیما أنزلَ عشرَ رضعات معلومات فنسخنَ بخمس معلومات فتوفی رسولُ الله وهنَّ مما یقرأ من القرآن.» {رواه الشیخان}»[جلال الدین سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲،ص۵۸]

… نسخ آیه به گونه ای که هم لفظ آن از میان رفته و هم از خاطر مؤمنین محو شده باشد : « عن أنس بن مالک أنه قال کنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله علیه و سلم سوره تعدلها سوره التوبه ما أحفظ منها إلا آیه واحده وهی ((لو أن لأبن آدم وادیین من ذهب لابتغى لهما ثالثا ولو أن له ثالثا لابتغى إلیهما رابعا فلا یملأ جوف ابن آدم إلا التراب ویتوب الله على من تاب.)) وکذلک روى ابن مسعود قال أقرأنی النبی صلى الله علیه و سلم آیه فحفظها وأثبتها فی مصحفی فلما کان اللیل رجعت إلى حفظی فلم أجدها وغدوت على مصحفی فإذا التوراه بیضاء فأخبرت رسول الله صلى الله علیه و سلم فقال لی یا ابن مسعود تلک رفعت البارحه وذکروا أن سوره الأحزاب کانت مثل سوره البقره فرفع أکثرها»[مرعی بن یوسف الکرمی،الناسخ و المنسوخ، ج۱،ص۲۲ / ابن حزم، الناسخ و المنسوخ، ج۱،ص۹ /هبۀ الله المقری، الناسخ و المنسوخ، ج۱،ص۲۱]( از انس بن مالک روایت شده است که گفت: ما در زمان پیامبر خدا-ص- سوره ای را که معادل سوره توبه بود قرائت می کردیم . اکنون جز یک آیه از آن را به خاطر ندارم و آن عبارت است از« اگر انسان به اندازه دو صحرا طلا داشته باشد هرآینه در طلب صحرای سوم است و اگر سومی را هم به دست آورد در صدد به دست آوردن صحرای چهارم است. جز خاک چیزی شکم بنی آدم را پر نمی کند و خداوند توبه هرکه را که توبه کند می پذیرد.» و همچنین ابن مسعود روایت کرده است که پیامبر آیه ای را بر من خواند و آن را حفظ کردم در مصحفم ثبت نمودم، ولی وقتی شب هنگام به حافظه ام رجوع کردم چیزی از آن را به یاد نیاوردم، بامداد سراغ مصحفم رفتم ، آن را سفید یافتم! ماجرا را به پیامبر-ص- خبر دادم ، فرمود: ای پسر مسعود ! آن دیشب نسخ شد!» و همچنین گفته اند که سوره احزاب بسان سوره بقره طولانی بوه است که اکثر آیات آن نسخ شده است!)

به راستی کدام انسان بخردی می پذیرد که از این سوره ادعایی تنها یک آیه و آن هم در ذهن انس بن مالک باقی مانده باشد!! داستانی شبیه به افسانه پریان که مطلبی روی کاغذ می نویسند وسپس اثری از آن نمی بینند! چنین ادعایی جدا از بازیچه قراردادن قرآن و بردن آن به ورطه اوهام و افسانه ها، فتح بابی است برای تحریف و تخریب این کتاب آسمانی و دچار کردن آن به سرنوشت انجیل که «اناجیل» شد!

* توضیحی در باره«انساء» درآیه«ما نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»[بقره/۱۰۶]( هر آیه را که نسخ کنیم یا به فراموشى سپاریم آیه‏اى بهتر از آن یا مانند آن بیاوریم. مگر نمى‏دانى که خدا بر هر چیز تواناست؟)

نظربه تفاوت ریشه واژه(نسی:فراموش کردن ، نسأ: به تأخیر انداختن)، دو معنی برای«انساء» در نظر گرفته شده است؛

معنی نخست :«مطلبی را از یاد کسی بردن» ، مبتنی بر این معنی باید دانست که انساء شامل پیامبر اکرم(ص) نمی شود زیرا هم به صورت مطلق و عام ذکر شده است و هم این که در قرآن مسأله فراموش کردن آیات به پیغمبراکرم(ص) کاملاً منتفی است « سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسى‏، إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ»[اعلی/۷-۶](به زودى به تو قدرت خواندن می دهیم، به طورى که دیگر آن را فراموش نخواهى کرد، مگر آن که خدا بخواهد.)

بعید نیست کسانی با فهم معکوس معنی آن را دست مایه چنین ادعایی قرار دهند که: وقتی برای پیامبر(ص) امکان فراموش کردن آیات وجود داشته، پس ممتنع نیست اگر مؤمنان نیز برخی از آیات یا سوَر را فراموش کرده باشند! در پاسخ باید گفت : این استثنا در آیه اخیرالذکر مانند استثنای موجود درآیه۱۰۸سوره هود است:«خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ، إِلَّا ما شاءَ رَبُّکَ، عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ»(اما نیکبختان تا آسمانها و زمین برپاست، به عنوان بخششى قطع نشدنى، جاودانه در بهشت به سر مى‏برند، مگر اینکه پروردگارت [جز آن را] بخواهد.)

در این آیه سه بار جاودانگى بهشتیان با کلمه «خالدین» ، با جمله: «ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» و با جمله «عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ» تکرار شده است ، بنابراین استثنای به کار رفته نه به منظور نفی جاودانگی بهشتیان که برای نشان دادن قدرت آفریدگار است که هرگز و در هیچ موقعیتی دست بسته و ناگزیر به انجام هیچ کاری نیست! از این رو در آیات یاد شده از سوره اعلی نیز استثنا برای نشان دادن قدرت مطلق خداوندی است نه بازپس گرفتن نعمت «فراموش نکردن آیات» از پیامبرش!

معنی دوم: «به تأخیرانداختن» ، براین اساس معنی آیه چنین خواهد بود:« هر حکمى را نسخ کنیم، و یا نسخ آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را مى‏آوریم. آیا نمى‏دانستى که خداوند بر هر چیز توانا است؟!) برپایه این معنی ، نیازی به توضیح نیست!

… نسخ لفظ آیه و باقی ماندن حکم آن : برای این مورد غالباً به آیه ادعایی رجم در سوره احزاب استشهاد می شود،و عجیب این که برای «جاانداختن» مطلب، مدعی می شوند که بسیاری از دیگر آیات قرآن نیز به همین شیوه نسخ شده است! سیوطی می گوید:« وقال[ابو عبید] حدثنا إسماعیل بن جعفر عن المبارک بن فضاله عن عاصم بن أبی النجود عن زر بن حبیش قال قال لی أبی بن کعب کأی تعد سوره الأحزاب قلت اثنتین وسبعین آیه أو ثلاثه وسبعین آیه قال إن کانت لتعدل سوره البقره وإن کنا لنقرأ فیها آیه الرجم قلت وما آیه الرجم قال: إذا زنى الشیخ والشیخه فارجموهما البته نکالا من الله والله عزیز حکیم»[سیوطی ،الاتقان فی علوم القرآن،ج۲،ص۶۶](…زر بن حبیش گفت که ابی بن کعب به من گفت: سوره احزاب چند آیه است؟ گفتم: هفتاد و دو یا هفتاد و سه آیه است . گفت: آن برابر سوره بقره بود و ما در آن آیه رجم را تلاوت می کردیم. گفتم : آیه رجم چیست؟گفت: هرگاه مرد و زن کهنسالی زنا کنند، باید به عنوان عقوبتی از طرف خداوند رجم شوند، و خداوند توانا و داناست.)

*«زربن حبیش» که خود متصل به عهد صحابه بوده، طبعاً– به ادعای قائلین به رجم – مواردی از رجم را دیده ، پس چگونه است که ازحکم قرآنی آن آگاه نبوده است؟!! و هرگز نه پرسیده و نه کسی در آن هنگام به او توضیحی داده است؟!! تا پس از سال ها ابی بن کعب بخواهد دانش قرآنی او را بیازماید و از این رهگذر از آیات و احکام قرآن کریمش آگاه کند؟!!

بدیهی است که پذیرش سه گونه نسخ اخیر- به ویژه موارد دوم و سوم- برای اصحاب عقول چندان ساده نیست لذا طرفداران این نظریه در پاسخ به علت و حکمت چنین امرعجیبی آن را معیار تعیین میزان فرمانبرداری و مجاهده در پذیرش احکام دینی می دانند!! در الاتقان آمده است:« وأجاب صاحب الفنون(قاضی نکری) بأن ذلک لیظهر به مقدار طاعه هذه الأمه فی المسارعه إلى بذل النفوس بطریق الظن من غیر استفصال لطلب طریق مقطوع به فیسرعون بأیسر شیء کما سارع الخلیل إلى ذبح ولده بمنام والمنام أدنى طریق الوحی وأمثله هذا الضرب کثیره»[سیوطی ،الاتقان فی علوم القرآن،ج۲،ص۶۶](صاحب کتاب الفنون ، قاضی نکری، در پاسخ به سؤال از علت چنین نسخی گفته است: این وسیله ای است که با آن میزان اطاعت این امت در پذیرش امور ظنی سنجیده می شود، بدون این که مطلب به تفصیل و تحقیق برایشان بیان شود ،به گونه ای که بدون تعقل و تفکر با کمترین دلیل ظنی در فرمانبرداری می شتابند چنان که ابراهیم خلیل در بریدن سر فرزندش با دین خواب که پایین ترین درجه وحی بود تردید نکرد؛ و مثال های زیاد دیگری نیز در این زمینه وجود دارد.)

البته احتمال صحت رخداد چنین نسخی در حد «ظن» هم نیست زیرا «ظن» تردید در ترجیح میان دو قضیه است که هردو در وهله نخست صحیح به نظر می رسند، اما نهایتاً یکی بر دیگری ترجیح داده می شود! واضح است که دو نوع نسخ اخیر منطقاً صحیح نیستند که حتی اعتبار امر «ظنی» را پیدا کنند!

به راستی قیاس خواب ابراهیم(ع)، کسی که مستقیماً متصل به منبع وحی است و اطمینان او از صحت خوابی -که به گفته مفسرین چندین بار هم تکرار می شود- ،با عموم مسلمانانی که استواری ایمان خود را باید با قبول آیات ادعایی این و آن محک زنند، درست است ؟!

آیا چنین توجیهی راندن افکار مسلمانان به ورطه ابهام و اوهام که همواره دست مایه نیرنگ بازان و دشمنان دین و عقلانیت می باشد ، نیست؟! آیا فتح بابی برای اثبات ادعای ناقص بودن قرآن نیست؟! ادعایی که فرجام نامبارک آن مشاهده چنین عباراتی است« قال أبو عبید حدثنا إسماعیل بن إبراهیم عن أیوب عن نافع عن ابن عمر قال لا یقولن أحدکم قد أخذت القرآن کله وما یدریه ما کله قد ذهب منه قرآن کثیر ولکن لیقل قد أخذت منه ما ظهر»[سیوطی ،الاتقان فی علوم القرآن،ج۲،ص۶۶](… کسی از شما نگوید که تمامی قرآن را در اختیار دارد و آن را درک کرده است ، زیرا آیات بسیاری از آن حذف شده است ؛ بلکه باید بگوید آنچه را که از قرآن ظاهر است و مانده ، در اختیار دارم.)

وقال حدثنا ابن أبی مریم عن ابن لهیعه عن أبی الأسود عن عروه بن الزبیر عن عائشه قالت کانت سوره الأحزاب تقرأ فی زمن النبی مائتی آیه فلما کتب عثمان المصاحف لم یقدر منها إلا على ما هو الآن» [سیوطی ،الاتقان فی علوم القرآن،ج۲،ص۶۶] (… عائشه-رض- گفت: سوره احزاب که در زمان پیامبر-ص- تلاوت می شد، دویست آیه بود و هنگامی که عثمان-رض- مصاحف را جمع آوری کرد به بیشتر از آنچه که اکنون وجود دارد ، دست نیافت.)

و آیا همین عالمان دینی !! نبوده اند که بدون اندیشیدن و تفقه در متون و با تقلید صِرف از همدیگر، دست مایه قائلین به تحریف قرآن را فراهم کرده اند؟! بدون تردید بن مایه و پیرنگ «آیات شیطانی» سلمان رشدی را نه او و نه دین ستیزان که دینداران ناآگاه ساخته اند! کسانی که با ساخت و نقل انبوهی از روایات، قرآن را ناقص و قابل تحریف معرفی کرده ، حتی کنش شیطان را در فرایند وحی امکان پذیر دانسته اند! نقل افسانه «غرانیق» به وسیله بسیاری از عالمان! شاهد دیگری بر این مدّعاست. مطابق این افسانه هنگامی که آیات۱۹و۲۰ سوره نجم« أَ فَرَأَیْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى * وَ مَناهَ الثَّالِثَهَ الْأُخْرى‏»(اى مشرکان آیا دو بت بزرگ لات و عزاى خود را دیده‏اید که چه بى‏اثر است؟و سومین بت دیگر منات را دانستید که بى‏نفع و ضرر است؟) بر پیامبر اکرم نازل می شد، شیطان در این میان دو جمله« تلک غرانیق العلی ، و انّ شفاعتهن لترتجی» را به پیامبر القا وبر زبان وی جاری کرد، حضرت(ص) مابقی سوره را قرائت فرمود و سجده برد، قریشیان نیز همراه او سجده کردند! پیغمبر(ص) وقتی به خود آمد و از ماوقع ماجرا آگاه شد، بسیار ناراحت گردید لذا خداوند آیه ۵۲ سوره حج را به جهت آرامش او نازل نمود! این ماجرا درمنابع بسیاری از جمله :« اعراب القرآن و بیانه، محی الدین درویش ،ج۶،ص۴۵۱»،«تفسیربحر العلوم، نصر بن احمد سمرقندی،ج۲،ص۳۲۳»،«تفسیر ابن کثیر، ج۵،ص۴۴۳»،«تفسیر بیضاوی،ج۱،ص۳۳ »و«تفسیرابن ابی حاتم،ذیل آیه ۷۳ اسراء» این چنین نقل شده است:« أما شیخ الإسلام ابن حجر العسقلانی شارح البخاری فقد نبه فی فتح الباری على البخاری على ثبوت أصلها وقال سامحه الله: «أخرج ابن أبی حاتم والطبری وابن المنذر من طرق عن شعبه عن أبی بشر عن سعید بن جبیر قال: قرأ رسول الله صلى الله علیه وسلم بمکه والنجم فلما بلغ: «أَفَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى، وَمَناهَ الثَّالِثَهَ الْأُخْرى» ألقى الشیطان على لسانه: «تلک الغرانیق العلى وان شفاعتهن لترتجى» فقال المشرکون: ما ذکر آلهتنا بخیر قبل الیوم فلما ختم السوره سجدۀ وسجدوا فکبر ذلک على النبی فنزل تسلیه له «وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِیٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ»( أی فی قراءته بین کلماته.)[حج/۵۲](اما شیخ الاسلا م ابن حجر عسقلانی ، شارح بخاری، اصل داستان را پذیرفته و گفته است: … پیامبر-ص- سوره «نجم» را در مکه قرائت کرد ، هنگامی که به آیات «أَ فَرَأَیْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى * وَ مَناهَ الثَّالِثَهَ الْأُخْرى» رسید، شیطان به زبان او این جمله ها را جاری ساخت«آن بتها جوانان زیبا و سفید پیکروالایی هستند که شفاعتشان مورد امید است.» مشرکان گفتند: او خدایان ما را پیش از این به نیکی یاد نمی کرد. وقتی سوره با سجده پیامبر به اتمام رسید ، آنان نیز سجده کردند و به این واسطه پیامبر را بزرگ داشتند. بلافاصله برای آرامش پیامبر این آیه نازل شد: اى پیغمبر پیش از تو نیز ما هیچ فرستاده و پیغمبرى نفرستاده‏ایم مگر آنکه شیطان در آیاتى که براى هدایت خلق تلاوت مینمودند القاء شبهه می کرد.[یعنی کلماتی را به آیات وحی شده می افزود])

*بدون تردید القای شبهه از طریق اذناب و اعوان شیطان صورت می گیرد، کسانی که در برابر طرح جامع انبیا برای ساختن جامعه دینی کارشکنی می کنند و مردم را در دریافت حق دچار شبهه می کنند ، نه دخل و تصرف شیطان در مفاد وحی ! جایی که حتی اجازه استراق سمع به جآنّ(جنیان) داده نشده است««وَ لَقَدْ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّیاطِینِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعِیرِ» [ملک/۵]( همانا ما آسمان دنیا را با چراغ‏هایى آراستیم و آنها را تیرهایى براى راندن شیطان‏ها قرار دادیم، و براى آنان [در آخرت‏] آتشى افروخته آماده کرده‏ایم.)، چطور ممکن است مفاد و محتوای قرآن کریم درحوزه تصرف شیطان قرار گیرد؟!

ادامه دارد

نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن