اصحابتاریخ

طلحه بهشت را بر خود واجب کرد!

طلحه

نویسندە: ادهـم شرقاوی

غزوە اُحُد برای قُریش صرفاً رویارویی دوم نبود، بلکە پیکاری برای انتقام بود؛ زیرا لشکر تنومند اسلام، بزرگانِ آنان را بر سرِ چاەهای بدر در خاک غلتاندە بود و دلاور و بزرگ مردانشان را زمین خوردە بر خاک صحرا جاگذاشته بود؛ لذا، بزرگ و کوچکشان برای انتقام آمدە بودند.

اما در اردوگاە مسلمانان آمادگیِ کامل برای نبرد و پیکار فراهم بود، پیامبر صلی الله علیه و سلم نه یک، بلکه دو زره پوشیده بود، تا فرهنگ استفاده از اسباب را به ما بیاموزد؛ حمزە رئیس ستاد فرماندهی در جای خود قرار گرفتە بود و پشت سرِ آن نیز، برترین مردان روی زمین قرارداشتند؛ تیراندازان بر بالای کوە قرار گرفتند و با دستور قاطعانەی پیامبر کە: ” بەهیچ وجە جای خویش را ترک نکنید، اگر دیدید کە پیروز می شویم ما را همراهی نکنید و اگر دیدید کە شکست می خوریم بە یاریِ ما نیایید!”

جنگ شروع شد… چیزی نماندە بود کە قریش، بە همان بلایی گرفتار آید که در “بدر” بدان مواجه گشته بود؛ در همین حال، تیراندازان بر خلاف دستور پیامبر صلی الله علیه و سلم کوه را ترک کردند و خالد بن ولید فرصت را غنیمت شمرد و با اسب سوارانش از پشت کوه لشکر اسلام را دور زد و پیروزیِ مسلمانان را به شکست تبدیل کرد.

مسلمانان به سمت کوه عقب نشینی کردند تا تعقیب کردنشان از جانب قریش دشوار شود! سرِ مبارک پیامبر صلی الله علیه و سلم  و دندان پیشینش شکسته بود، در حالی که خون از صورت مبارکش پاک می کردند  فرمود: ” چگونه ممکن است روی رستگاری را ببینند مردمانی که سر و صورت پیامبرشان را مجروح کرده اند!؟

در آن اثنا که پیامبر صلی الله علیه و سلم می خواستند بر ارتفاعات اُحُد بالا روند به صخرەای برخوردند، برجستند تا بر فراز آن صخره برآیند؛ به علت شدت جراحات و دو زرەای کە بر روی هم پوشیدە بودند، نتوانستند؛ طلحه بن عبیدالله زیر پای آن حضرت نشست و آن را روی خود بلند کرد و بالا برد تا هم سطح آن صخره قرار داد، آن گاه که پیامبر به بالای صخره رسید، گفتند: “ٲو٘جَبَ طلحه”یعنی: طلحه بهشت را برای خودش واجب کرد!

طلحه بهشت را برای خودش واجب کرد، زیرا خویش را نردبانی برای بالا رفتن پیامبر صلی الله علیه و سلم کرد؛ اما مسیر و درِ واجب کردن بهشت بعد از طلحه که بسته نشد، همچنان برای ما ممکن است که به طلحه برسیـم.

درست است که پیامبر صلی الله علیه و سلم با جسم و جسد در بین ما نیست تا بتوانیم پشت و گردن خود را پله کنیم تا از آن بالا رود، اما دین و شرع و سنت او که بین ماست و هر کس این دین را بر شانەی خود حمل کند و برای ترقیِ آن بکوشد، بهشت را بر خود واجب کرده و به یاری خدا به طلحه خواهد رسید!

ای مجاهدی که نفس خویش را جهت اعتلاء لا ٳلە ٳلا اللە بر کف دست نهادەای، به درستـی که بهشت را بر خود واجب کردەای!
ای دعوتگری کە به بیان حق و راستی می پردازی و در راە رضایت خدا از هیچ سرزنش کنندەای نمی هراسی و مردم را بە راە خداوند دعوت می کنی؛ به درستی بهشت را بر خود واجب کردەای!

ای دخترایی کە امر پیامبر را امتثال کردە اید و با رعایت حجاب و عفت و پاکدامنی، شیوەی ناب اسلام را زندە کردەاید، به درستی که بهشت را بر خود واجب کردەاید!

ای جوانی کە در برابر هجمەی رسانەی سخیف، معاذالله سر می دهی و برای شرکت در حلقات ذکر و حفظ قرآن رقابت می کنی و مدام در راه مسجدی؛ به درستی که بهشت را بر خود واجب کردەای!

ای پدری کە فرزندان خود را در سن هفت سالگی به نماز تشویق می کنی و در همان اوان کودکی بر روزە گرفتن تمرین می دهی، بدان که بهشت را بر خود واجب کردەای!

ای معلم و مدرّسی کە سجایای اخلاقیِ ابوبکر و عمر را در بین دانش آموزانت تبیین می کنی، بدان که بهشت را بر خود واجب کردەای!

ای پزشک و طبیب انسان مدار و ای نجّار صادق و ای کارمند و کارگزار امین و ای فرزند نیکوکار و ای همسایه خوب و ای برادر مهربان و ای همسر بامحبّت و ای عروس اخلاق مدار! همگیِ شما، به امید خدا بهشت را بر خود واجب کردەاید!

هرگاە از سختی های دنیا بە ستوە آمدید و هرگاه خواست شما را از دین و اخلاقتان بفریبد، بەیاد آوردید، بهشت برای طلحه واجب شد چون خود را پلّکانی برای ترقیِ دین کرد! و پیامبر را در ذهن خود متصوّر کنید که می فرماید: فلانی، بهشت را بر خود واجب کرد و اسم و نام تو را بر زبان می آورد…!

ترجمە: کریـم تاران

از طريق
کریم تاران
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

کریم تاران

استان آذربایجان غربی - میاندواب نویسنده و مترجم فعال دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن