اندیشه

عدالت،یک واژه یا عمل ؟؟

عدالت : در لغت به معنای استقامت و در شریعت عبارت است از استقامت بر طریق حق.برگرفته شده از واژه ی عدل.
عدل : مقابل ظلم،به معنای برقراری مساوات و برابری و داوری به حق.جزو صفات ثبوتیه،فعلیه و ذاتیه ی خداوند است.

همه ی ما با واژه های عدالت و عدل آشنایی داریم،اما در نحوه ی کاربرد آن چه در جامعه ی خانواده و چه در جامعه ی اسلامی دچار مشکل هستیم.برقراری عدالت هدیه ای بس ستودنی از جانب خداست اما،ما امروزه عمل به آن و برقراری آن را به باد فراموشی سپرده ایم. عدل الهی چون صفت حق تعالی است در عین واقعی بودن و کامل بودن، یکی از اصول آفرینش نیز می‌باشد.نه تنها آفرینش جهان هستی بر اساس عدل است بلکه طبق فرمایش قرآن،قوانین موجود در آن نیز باید بر مبنا و اساس عدل پای گذاری شوند.
‏فرمان پروردگار تو صادقانه و دادگرانه انجام می‌پذیرد.هیچ کسی نمی‌تواند فرمانهای او را دگرگون کند ( و جلو دستورات او را بگیرد ) خدا شنوا ( ی سخن آنان ) و دانا ( ی کردار ایشان ) است . (سوره ی انعام آیه ی ۱۱۵)
قرآن کتاب عدل و دادگری است و اگر سیری در آن کنیم،می بینیم که عدل آن،شامل همه ی جوانب و موضوعات می باشد.یکی از این نمونه ها این است که با وجود مراتب و امتیازاتی که مکتب اسلام به سایر ادیان و مذاهب دارد اما کتاب های ما قبل خود را نه تنها نادیده نگرفته و آن ها را مردود نمی شمارد بلکه می فرماید :
( همان کسی که ) کتاب ( قرآن ) را بر تو نازل کرده است که مشتمل بر حق است ( و متضمّن اصول رسالتهای آسمانی پیشین ، و ) تصدیقکننده کتابهایی است که قبل از آن ( برای پیغمبران فرستاده شدهاند و ) بودهاند . و خداوند پیش از آن ، تورات را ( برای موسی ) و انجیل را ( برای عیسی ) نازل کرده است . (سوره ی آل عمران آیه ی ۳ )
عدل صفت انسانی و اجتماعی است و ریشه در نهاد و فطرت آدمی دارد. یعنی نهاد آدمی در اساس خلقت او گرایش به عدالت و عدالت خواهی دارد و از ظلم و تبعیض بیزار است .
‏پروردگاری که تو را آفریده است و سپس سر و سامانت داده است و بعد معتدل و متناسبت کرده است ( سوره ی انفطار آیه ی ۷ )
قرآن نیز در همین راستا انسان را به چیزی که مغایرت با نهاد و فطرت او دارد فرا نمی خواند و او را به عدلی که با نهادش درآمیخته فرا می خواند :
‏خداوند به دادگری و نیکوکاری،دستور می‌دهد ( سوره ی نحل آیه ی ۹۰ )
استقرار عدالت در جوامع و در اشخاص یکی از مهمترین اهداف انبیای الهی بوده است
‏ما پیغمبران خود را همراه با دلائل متقن و معجزات روشن ( به میان مردم ) روانه کرده‌ایم ، و با آنان کتابهای ( آسمانی و قوانین ) و موازین ( شناسایی حق و عدالت ) نازل نموده‌ایم تا مردمان ( برابر آن در میان خود ) دادگرانه رفتار کنند ( سوره ی حدید آیه ی ۲۵ )
اسلام مکتب عدل و اعتدال است. راه مستقیم است و امت اسلام که امت میانه و وسط است و نظام آن نظام عادلانه است.
‏و بیگمان شما را ملّت میانهروی کردهایم ( نه در دین افراط و غلوی میورزید ، و نه در آن تفریط و تعطیلی می شناسید ) ( سوره ی بقره آیه ی ۱۴۳ )
اسلام اهمیت خاصی به عدالت داده و آن را در تار و پود جامعه و در مسائل حقوقی،اجتماعی،خانوادگی و اقتصادی شرط اساسی دانسته است. نمونه ی بارز برقراری آن در جامعه ی اسلامی را می توان در زمان خلافت خلیفه ی دوم،فاروق اعظم،عُمَر بن خطاب (رض ) مشاهده نمود. کسی که در بین مسلمانان و غیر مسلمانان آن دوران،الگوی عدالت بود و عدل و داد او زبان زد خاص و عام. عُمَری که بعد از فتح فلسطین دادگری را در حق غیرمسلمانان به حد کمال رسانید و آنان را نیز مانند مسلمانان در حکومت و کشور داری به شرط رعایت انصاف و عدل،سهیم گردانید و
حقوقی برابر و مساوی مسلمانان در همه ی جهات برای آنان قرار داد. نه تنها اجازه ی تخریب اماکن مذهبی آنان را نداد بلکه آنان را نیز مانند مسلمانان در قالب یک ملت و یک رعیت،می نگریست . مردم به علت اینکه عبدالله پسر عمر بود بیشتر به شترانش رسیدگی می کردند ( البته ذکر این مورد به معنای آن نیست که عبدالله بن عمر از نام و اصالتش سوء استفاده کرده باشد. این کار دور از چشم عبدالله انجام گرفته بود ) و در نتیجه شتران عبدالله چاق تر و فربه تر از شتر سایرین بود،در اینجا نیز عدل و داد عمر بار دیگر به میدان آمد تا قد علم کرده و مهری باشد بر جریده ی عدل در طول تاریخ، تا جایی که به پسرش ،عبدالله فرمان داد تا شتران را فروخته و تنها پولی که بابت خرید آنها پرداخت کرده بود را بردارد و مابقی پول را به حساب بیت المال واریز کند.
خه لافه ت بوو به ته شریفی عوومه ر نه و عه بایه ک بوو عه داله ت هاته به ر ئه و
ای عمر سرخی رنگ لاله ها از خون توست تیغ شمشیر عدالت تا ابد مدیون توست
شام تاریک بشر را نور باران کرده ای عالم زرد و خزان را نو بهاران کرده ای
ریشه کن شد پایه های مشرکین از نام تو شد مضاعف قدرت اسلام و دین از نام تو
شد نهال دین احمد از جهادت بارور عالمی را پر ز عدل و داد کردی ای عمر
کاش می بودی در این عصر پر از ظلم و جفا می نمودی چهره ظلم و بغاوت را سیاه
کاش می شد بار دیگر مردی از نسل عمر پیش روی زورگویان باز می شد جلوه گر
کاش چون فاروق اعظم از افقهای امید رادمردی دادگستر بار دیگر می رسید
از عمر باید که راه زندگی آموختن از چراغش شعله ای در بزم خود افروختن
باید از دریای عدلش جرعه ای را برگرفت تیرگی ها را زدود و زندگی از سر گرفت
سیرت زیبای فاروقی سراسر عدل و جود باید از دیوان او،سرفصلی از وحدت گشود
از دیگر نمونه های بارز عدالت گستری و عدل محوری،می توان به عمر بن عبدالعزیز اشاره کرد که در آغاز خلافت با چنین کلماتی حکومتش را آغاز کرد :«ای مردم! من به وسیله مقام خلافت مورد امتحان الهی قرار گرفته‌ام. اما در این مورد نه از من نظرخواهی شده و نه از شما مشاوره گرفته شده است. لذا من شما را بر بیعت با خودم مجبور نمی‌کنم و شما هرکس را می‌خواهید خلیفه تعیین کنید»
گفته اند که در زمان خلافت این حاکم عادل شخصی خواست مبلغی را به عنوان زکات به مسلمانان بپردازد،آن را نزد خلیفه برد و گفت این زکات را به مستحق ترین فرد بدهید، مشاوران خلیفه بعد از جستجو و تفحص،هیچ نیازمندی را پیدا نکردند که زکات را به او بدهند،چون عدل عمر بن عبدالعزیز مانند عدل نیاکیان پاکش بود ( عمر بن خطاب ) و لذا با دادگری،هیچ نیازمندی در سرزمین تحت خلافت او پیدا نشد به همین علت است که عمر فاروق را عمر اول و عمر بن عبدالعزیز را عمر ثانی میگویند.چون هم از نظر اخلاق و منش دادگرانه و هم از نظر زهد و تواضع شبیه به فاروق اعظم بود .
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
اما امروزه عدل و داد عُمَری درمیان ما فقط نامی از او مانده،نامی که به آن مباهات می کنیم اما نمیدانیم که عمل به آن هم موجب فخر و مباهات دنیا است و هم موجب رستگاری آخرت. روزانه چندین بی عدالتی در مقابل چشمان ما قد علم کرده و خود نمایی می کند اما دریغ از اندکی انصاف و عدل. همانطور که ذکر شد عدل دارای جوانب انسانی و اجتماعی است اما باید بدانیم که عدل تنها در صورتی در جامعه پای گیر خواهد شد که تک تک افراد جامعه،عدل و دادگری را در خود بروز دهند و در مقابل ظلم و بیداد قد علم کنند.امروزه جوامع ما نیازمند عدالت بی غل و غش عُمَرهایی است که حتی غیر مسلمانان از آنان به عنوان الگوی عدالت نام برده و حتی در برخی از جوامع از عدالت گستری آنان بهره میبرند در حالیکه ما در میان غیر مسلمانان به دنبال الگو هستیم که این عمل،خود نشانگر بی عدالتی ماست .
رضا شیلان آباد
۹۴٫۱۱٫۷

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن