تاریخسیره نبوی

عشق و محبت پیامبر صلی الله علیه و سلم به کودکان

بیایید همه با هم حضور سبز رسول مهربانی و رحمت و نور چشمانمان پیشوا و الگوی بشریت(صلی الله علیه و سلم) را چندی مهمان باشیم و از محبت و مهربانی و عشق و نرمخویی ایشان بهره مند شویم.

«کان رسول الله(صلی الله علیه و سلم) یصلی فاذا سجد وثب الحسن و الحسین علی ظهره فاذا ارادوا ان یمنعوها اشار الهیم ان دعوهما! و ذالک فی المسجد فلما قضی الصلاه وضعها فی حجره و قال: من احبنی فلیحب هذین اخرجه ابو یعلی و اسناده حسن.»

یعنی: «پیامبر(صلی الله علیه و سلم) در مسجد نماز می خواند، وقتی که به سجده می رفت حسن و حسین بر پشتش می نشستند، اصحاب پیامبر خواستند آنها را از این کار منع کنند، اما پیامبر با یک اشاره می فرمود: بگذارید راحت باشند، وقتی نماز پیامبر تمام می شد، هر دوتا را کنار خود می نشاند و می فرمود: هرکس من را دوست دارد، باید این دوتا را هم دوست داشته باشد.»

ابو طلحه و ام سلمه پسری داشتند که کودکی بسیار خونگرم و خنده رو بود، پدر و مادرش او را خیلی دوست داشتند. به کارهای عجیب و حرفای قشنگش بیش از اندازه عادت کرده بودند. اسمش ابوعمر بود. ابوعمر پرنده ای داشت، اسمش را (نوغیر) گذاشته بود و همیشه با آن بازی می کرد. روزی پرنده او مرد و ابوعمر برایش بسیار غمگین شد و گریه کرد و ناراحت بود. پیامبر(صلی الله علیه و سلم) در این وقت وارد خانه آنها شد و از ابو عمر پرسید:

 چرا غمگینی؟ چی شده؟ گفت: پرنده ام مرده است! پیامبر(صلی الله علیه و سلم) فرمودند: ای ابو عمر؛ نوغیر را چکار کردی؟ کجاست؟ به این صورت پیامبر سعی در آرام کردن ابوعمر داشت، با او حرف می زد و او را آرام می کرد.

«جاء اعرابی الی الرسول(صلی الله علیه و سلم) فراه یقبل الحسن او الحسین فقال: اتقبلون الصبیان!فما نقبلهم فقال النبی(صلی الله علیه و سلم) او املک ان نزع الله مم قلبک الرحمه.» (رواه البخاری و مسلم)

یعنی: «مردی روستایی خدمت رسول خدا رسید؛ دید پیامبر حسن و حسین را می بوسد، مرد گفت: شما کودکان را می بوسید؟ ولی ما کودکان را نمی بوسیم، پیامبر فرمود: من چکار کنم که خداوند رحم و مهربانی را در دل شما کم کرده است!»

همچنین در فرموده های دیگر که از ابوهریره(خدا از او راضی باشد) روایت کرده اند که می فرماید: «کان الناس اذا راوا اول الثمر جاءوا به رسول الله(صلی الله علیه و سلم) فاذا اخذه قال: اللهم بارک لنا فی ثمرنا و بارک لنا فی مدینتنا، ثم یدعو اصغر ولید یراه فیعطیه ذلک الثمر.»

یعنی: «مردم وقتی می دیدند میوه شان ثمر دارد، بعضی از ثمرات آن را برای پیامبر می آوردند و ایشان میوه را می گرفت و روی آن دعا می خواند و می فرمودند: خدایا به میوه ها برکت عطا بفرما، بر شهر ما برکت فرو ریز و بعد کوچکترین بچه را صدا می زد و میوه را به او می داد.»

با مهربانی و محبت رفتار کردن با کودکان

می بینیم بسیاری از پدران بازی کردن با بچه هایشان را فراموش کرده اند و برعکس خیلی تند با کودکانشان رفتار می کنند!! آنها را می ترسانند و به آنان هشدار می دهند که شلوغی و بازی و سرگرمی نداشته باشند. نمی گذارند به صورت آزاد بازی کنند و کاری می کنند که زندگی بچه هایشان شور و شوق کودکی را نداشته باشد! این پدران فرزندانشان را به این شکل نادرست بزرگ می کنند و طوری آنها را تربیت می‌کنند که یک نوع عقده به نسبت پدرشان داشته باشند و همیشه سعی در فرار از خانه خواهند داشت.

 پیامبر(صلی الله علیه و سلم) در حیات مبارکشان نمونه های زیادی از چگونگی برخورد با بازی و سرگرمی با بچه ها را به ما نشان می دهند.

پس بر ما لازم است رفتار خود را با کودکانمان رفتاری پیامبر گونه قرار دهیم و همچنین با فرزندانمان تفریحات سالم داشته باشیم و زندگی آنها را مالامال از خوشبختی کنیم.

در روایتی که ابویعلا نقل کرده است؛ حسن و حسین در هنگام سجده روی سر و پشت پیامبر(ص) می رفتند.

می گویند: این کار پیامبر(ص) کجا و کار ما کجا که خیلی از بی خبران از دین وقتی صحبت می کنند، رفتارشان نسبت به بچه هایی که به مسجد می روند، تند و خشونت آمیز است!! مخصوصا اگر بچه ها اهل شوخی و مزاح باشند، داد و بیداد می کنند تا بچه را از آمدن به مسجد پشیمان کنند، این هم ضرر بزرگی به دین می رساند.

اصحاب بزرگوار(رضی الله عنهم) خرما و خوردنی را در مسجد می گذاشتند تا کودکان نوش جان کنند. به همین خاطر اگر من مسئول بودم، در هر مسجدی جای مخصوصی برای بچه ها اختصاص می دادم.

تیرندازی را یادشان می دادم که از ملزومات اسلام است. پیامبر بر یادگیری آن تأکید داشتند، چرا که باعث نیرومند شدن اندام بچه ها و عشق رفتن به مسجد می شود.

 لازم است مسجد در چند طبقه درست شود، برای اینکه انواع برنامه های اجتماعی و اسلامی و پرورشی برای بچه ها و بزرگترها در آن انجام شود.

بعضی از کج اندیشان با استدلال به این حدیث ضعیف، کودکان را از مسجد بیرون می رانند که می گوید: «جنبوا مساجدکم صبیانکم و مجانینکم» یعنی: «کودکانتان و دیوانه ها را از مسجد دور سازید.»

 ولی فرموده صحیح برعکس این است، پس بر همه ما لازم است همانند پیامبر(صلی الله علیه و سلم) در مقابل فرزندانمان محبت و مهربانی و نرمخویی داشته باشیم. تا براساس دوست داشتن اسلام آنها را بزرگ کنیم و به گل خوش بویی برای اطرافیان تبدیل شوند. ان شاءالله

نویسنده: علی هولیری
ترجمه: ژیان ابراهیم پور
منبع: اسلام کورد

برچسب ها

ژیان ابراهیم پور

استان آذربایجان - سردشت مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن