تاریخ

عقل قاصر و حکمت ناشناخته (داستان)

عقل انسان قاصر از حکمت پروردگار است (داستان)

دیوانه ای وارد مجلس امام مسجد شد. این در حالی بود که امام مسجد چندین مهمان داشت. امام مسجد یک عدد سینی پر از خرما آورد و از دیوانه خواست که خرما را در بین حضار مجلس تقسیم کند، دیوانه به امام مسجد گفت: آیا مانند انسان ها تقسیم کنم یا
مانند خداوند تقسیم کنم؟!!

امام مسجد به دیوانه گفت: مانند انسان ها تقسیم کن.

مرد دیوانه سینی خرما را برداشت و به هر کدام از حاضرین مجلس سه عدد خرما داد و بقیه  خرماها را جلوی امام مسجد گذاشت.

امام مسجد به مرد دیوانه گفت: این دفعه خرماها را مانند پروردگار تقسیم کن!!

آن مرد دیوانه خرماها را جمع کرد؛ نفر اول از حاضرین را یک دانه خرما و نفر دوم را چند دانه و نفر سوم را هیچی نداد و نفر چهارم را مشتی پر از خرما داد!!

حاضران در مجلس همه شروع به خنده کردند…

اما در واقع آن مرد دیوانه می خواست به حاضران در مجلس بگوید که در هر کار خداوند حکمتی نهفته است و خداوند نعمات خود را در دنیا بە صورتی متفاوت میان انسان ها تقسیم می کند.

اگر خداوند مال دنیا را به همه انسانها می بخشید مال دنیا هیچ قیمتی نداشت. اگر به همه سلامتی ببخشد، دیگر سلامتی ارزشی ندارد. اگر به همه آدمها علم ببخشد دیگر علم ارزشی ندارد. راز زندگی در این است که آدم ها همدیگر را تکمیل کنند و در هر کاری حکمتی است، شاید نتوانیم با عقل کوتاه خود آن را بفهمیم.

هر وقت پروردگار به کسی مالی می بخشد، حکمتی در آن نهفته است و اگر آن مال را ندهد، باز هم حکمتی وجود دارد و نباید وقتی که پروردگار مالی را از ما می گیرد، گله مند باشیم، آنچانکه بر تقسیم خرما گله مند بودیم.

اگر بە زندگی دنیوی بنگریم، می بینیم که زندگی انسان ها مساوی نیست. برای همین شاید بگوییم اجحافی وجود دارد، اما چیز مهمتر و بالاتری از مساوات وجود دارد و آن عدالت است. خداوند عادل است، برای همین همه چیز را بر اساس عدالت قرار داده، نه بر اساس مساوات؛ زیرا در مساوات بعضی اوقات ظلم وجود دارد. کسی که به او مال بخشیده شده است، شاید چیز دیگری از او سلب شده باشد و ما ندانیم. این را بدانیم اگر پردەهای غیب برداشته شود، ما برای خودمان آن چیز را انتخاب خواهیم که پروردگار برایمان رقم زده است.

روزی خواهد آمد که حقایق کشف خواهد شد و آن روز، روز آخرت است که عدالت واقعی تحقق خواهد یافت.

مال دنیا معیاری برای محبت خداوند نسبت به آن شخص نیست، خداوند جاه و مال را به کسانی می بخشد که شاید آنها را دوست نداشتە باشد، اما هدایت را تنها به کسانی بخشیده که آنها را دوست دارد. اگر دادن مال دلیل محبت خداوند است، چرا نمرود مشارق و مغارب زمین را پادشاهی می کرد و این در حالی است که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و سلم) چندین مدت در خانه ایشان آتشی روشن نمی شد تا طعامی را از غذای گرم صرف کنند!!

چیزهایی را که خیلی محتاج آن هستی ولی نمی توانی آنها را کسب کنی، یقین داشتە باشید کە خداوند آن را برایتان مقدر فرموده و در وقت مناسب به شما خواهد داد. «والله یعلم و انتم لا تعلمون»

ترجمه: عبدالله احمدی(شنۆ)
ویراستار: حسن زاده‌

برچسب ها
نمایش بیشتر

عبدالله احمدی

نویسنده و مترجم و فعال دینی ✅ ساکن : آذربایجان غربی - مهاباد - روستای حمزاباد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن