تاریخشخصیت ها

علامە مُلا عبدالکریم شهریکندی

علامه شهریکندی

علامه مُلا عبدالکریم شهریکندی(مصطفی پور آذر)

نویسنده: دکتر احمد احمدیان _مهاباد_هفتم فروردین ۱۳۹۶

ترجمە از کردی: شیوا نازی

دوم فروردین ۱۳۹۶ مصادف است با ۳۵مین سالروز وداع خونین راە و روش “کُرد پروری و اسلام گرایی” و شهید راه وطن دوستی، آیین پروری، اندیشه سروری، خدا دوستی، راستی، پاکی و روشندلی، علامه ملا عبدالکریم شهریکندی.
ماموستا شهریکندی در شب سه شنبه، هفتم تیر ماه ۱۳۰۵ در روستای “سیوه دین”سیف الدین در اطراف شهر بوکان در خانوادەای مومن و متدین و وطن دوست دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوار ایشان “مُلا قادر” اهل روستای شهریکند از توابع بوکان و مادر ایشان بانو “رابعه” اهل روستای گردیگلان سقز بوده است.
وی مقدمات علوم دینی را در حجره نزد پدرش می آموزد، بعد از وفات پدر بزرگوارش، در حجرەهای مُکریان و در محضر اساتید برجسته آن زمان چون “ماموستا علی ولزی” در حمامیان بوکان و “ماموستا علی ربانی” در بغدەکندی سقز و ” علامه ملا حسین مجدی” در کلاس درس مسجد بازار مهاباد، که همگی از مشاهیر و علمای بنام عصر خود بوده‌اند؛ کسب علم و معرفت نموده‌است.

ماموستا شهریکندی دروس دینی را با علاقەای عمیق و ریزبینانه و خرده گیرانه فرا گرفت به همین دلیل بسیار زود باهوش وذکاوتش در فراگیری کتب دینی و دروس استادان بزرگوارش، نظر و علاقه استادانش را جلب می کند و همچنین فهم و آگاهی زیاد ایشان از احادیث و کتابچەها و دیگر کتاب های مطرح مکتب خانه های دینی و بیان نظرها و ایده های کاربردی وانتقاد های درخور و به جای ایشان در مورد دروسی که آموخته بود مایەی شگفتی طلاب و استادان حجره مُکریان و حتی استادان خارج از حجره مُکریان هم شده بود.

این نبوغ و هوش زیاد، نام و آوازه ایشان را به تمام حجرەهای دینی رسانده بود، تا جایی که طلبەهای حجرەهای آن زمان مکریان و دیگر فقیهان خارج از حجره مکریان یکی از آرزوهایشان این شده بود؛ که شرایط و فرصتی برایشان ایجاد شود تا بتوانند فقیه عبدالکریم نابغه را از نزدیک ببینند و ملاقات کنند.
مشهور است که علامه ملا حسین مجدی در وصف ایشان گفته است: بعد از گذشت پنجاه سال از تدریس و آموزش به بیشتر از ۲۰۰طلبه، از ملا عبدالکریم باهوش تر، فقیەتر و ریزبین تر ندیدم، او را از همه طلبەهایم بیشتر دوست دارم و برای آینده ملت کُرد از همه بیشتر به او چشم امید دارم.

ماموستا شهریکندی در سال ۱۳۳۱ اجازه افتا و تدریس را از طرف عالم دانا و مشهور کورد “علامه ملا حسین مجدی” دریافت می کند. بعد از اخذ اجازه افتا و تدریس ایشان در روستای “خلیفه لو” از توابع شهرستان نقده و سپس به عنوان امام جمعه اهل سنت شهر نقده به فعالیت پرداخته اند.
در همین دوران یعنی دهه چهل شمسی، محمدرضاشاه برای بازدید به منطقه و همچنین شهر نقده سفر می کند
اما ماموستا شهریکندی همانند دیگر روحانیان به پیشواز شاه نمی رود، وقتی سربازان ساواک خود نزد ماموستا می روند و ایشان را به زور وادار به رفتن نزد شاه می کنند، ایشان با اعتقاد راسخ وایمان راستینش به باری تعالی در برابر شاه می ایستد و این دیدار را فرصتی برای بیان ظلم و تبعیض ناروای حکومت نسبت به مردم قرار می دهد و نارضایتی خویش را ابراز می کند.

بعد از بازگشت شاه به تهران، ساواک مدتی ماموستا را زندانی کرده و شکنجه می دهد، زیر همین فشارها مجبور به ترک آن منطقه می شود. سپس در سال ۱۳۴۱ با توجه به علاقه وافری که مردم مهاباد از خود نشان می دهند و درخواست های متعددی که از طرف شهروندان مهابادی برای ماموستا ارسال می شود، به این شهر نقل مکان می نماید و به عنوان امام جماعت مسجد مولوی مهاباد و مدرس  مدرسه علوم دینی این شهر منصوب شده و به تبلیغ و تعلیم شریعت اسلام مشغول می شود.
ماموستا شهریکندی از سال ۱۳۴۱ تا قریب به ۱۰ سال در “مدرسه علوم دینی مسجد سور” مهاباد همراه با استاد عزیز و گرانقدرش، علامه مجدی و چندین ماموستای دانا و خوش نام دیگر، کتاب ها و دروسی چون فلسفه، حکمت، کلام، تفسیر و تاریخ اسلام را تدریس کردند و فقیهانی دانا و فرهیخته را تربیت کردند، که بعدها بیشترشان از مدرسان خوش نام منطقه شدند و همچنین تعداد کثیری از آنها استاد دانشگاه، نویسنده، ادیب، قاضی و سیاستمدار وطن دوست و وفادار به مردم شدند.

پس از پلمپ شدن این مدرسه بزرگ علوم دینی از طرف حکومت وقت در سال ۱۳۵۱ ماموستا شهریکندی به جمع فرهنگیان پیوست و به عنوان معلم دورەی دبیرستان مشغول به خدمت شد.
از آنجایی که معلم با جان و روح دانش آموز سر و کار دارد، ماموستا شهریکندی به عنوان یک شخص متدین ‌به خوبی وظیفەاش را انجام می داد وهمین عملکرد مثبت ایشان محبوبیت، موفقیت و قابل اعتماد بودن وی را نزد دانش آموزان دوچندان کرده بود و نوجوانان تشنەی آگاهی به بحث های علمی، دینی، فکری، معرفت، کردشناسی و فرهنگی این مربیِ آگاه گوش می دادند.

ماموستا شهریکندی مثل یک دایرهالمعارف راه نشان دهنده، راهنمایی کننده، روشنایی بخش و الگویی روشنفکر و پیشوایی عالم و خورشیدی تابنده و زندگی بخش برای تمام طلبه‌ها، روحانیون، دانش آموزان، معلمان، استادان دانشگاه، فعالان اجتماعی و فرهنگی به اسوەای کاریزماتیک تبدیل شده بود و بسیاری از استادان دانشگاه رساله و تز دکترا را با راهنمایی های بی چشم داشتِ ماموستا شهریکندی نوشتند!

ماموستا شهریکندی شخصیتی بسیار برجسته و جامع “مجمع الفضایل” و “بحرالعلوم” و “ذوالفنون” بود؛ ایشان گذشته از علوم گوناگون دینی و اسلامیِ مطرح مثل: فقه، اصول فقه، منطق، آداب، تفسیر، حدیث، بلاغت، زبان عربی، صرف و نحو، هیئت و نجوم و همچنین در تاریخ اسلام، تاریخ ایران، تاریخ کُرد و کُردستان، تاریخ ادیان، جامعه شناسی، فلسفەی غرب، زبان و ادبیات کُردی و فارسی تسلط خیره کنندەای داشتند.
به همین دلیل و همچنین به دلیل ارتباط داشتن با دانشگاه الازهر مصر و دیگر دانشگاه ها جایزه ویژه این دانشگاەها را دریافت کرده بود.

ماموستا شهریکندی مثل یک اصلاح طلب دینی، مخالف با رادیکالیسم و خشونت بود. همچنین مثل یک اندیشمند و اسلام شناس، شارعی نوگرا، روشنفکری مخالف با خرافات دینی، مخالف با ظلم وستم به مردم به نام دین بود، همچنین مثل یک شخص فعال و مدرس آگاه به تاریخ و فرهنگ کُرد و کردستان و مدافع حقوق ملی برای تمام شهروندان و اقشار گوناگون مُکریان و خارج از مکریان و به خصوص برای طبقه اجتماعی نخبه مکریان وحتی خارج از مکریان قابل احترام و مایه افتخار و امید آینده بود.

به خاطر همین ویژگی های شخصیتی نمونه و منحصر به فرد ایشان بود که تمام اقشار آن زمان مُکریان برای سوال و جواب گرفتن در مورد مشکلات و سختی های خودشان و باز کردن گرەهای کور ذهن و فکرشان، ایدئولوژیکی و فقهی و حتی مشکلات روانشناسی و فرهنگیِ خویش را مثل یک مرجع قابل اعتماد نزد این حکیم دانا و پر از علم و اندیشه و حکمت کُرد می بردند تا از دریای بی پایان علم و شعور و حکمت و تنوع آگاهی این ذات خدا بهره داده، خود را سیراب گردانند و به اندازه توانایی هایشان از آن بگیرند.

در واقع ماموستا شهریکندی سرمایەی اجتماعی ارزشمند و بی نظیر برای آیندە ملت کُرد بود که متاسفانه به سبب نمک نشناسی، ناسپاسی، نادانی و خیانتکاری به دستور رادیکالیسم افراطی و خشونت طلب در سنی که تازه زمان برداشت از این باغ و گلستان وسیع و پر از بهره و پر از گل و میوه رسیده بود؛ بی رحمانه دشمنان ملت و دین، دوم فروردین ماه سال ۱۳۶۱ او را ترور کردند.

افسوس که امروزه جای خالی و فقدان این حکیم بزرگ، خدا شناس و کُرد شناس نمونه ملتمان از هر زمانی دیگر بیشتر احساس می شود.
یاد آوری بزرگی و شکوه این شخصیت برجسته همیشه در یادها زنده، باعث این می شود که نیازمندی و احتیاج ملت ستم دیدەمان به این اسوه و رهبر و پیشوا در این شرایط حساس تاریخی حال حاظر، بیشتر و بیشتر ما را به خودمان بیاورد.

تا شاید با تفکر، اندیشه و مطالعەی خرده گیرانەای دوباره به داستان تاریخ پیشینیانمان، اراده دهنده و کمک کنندەمان باشد برای سنجیدن تناقض بین: ملت و ملیت، دوست و دشمن، موافق و مخالف….

در پایان، همچون دوست و رفیق و همفکر آخرین لحظات زندگی ماموستا شهریکندی یعنی علامه احمدیان که در میان اشک ها، فریادها، نالەها و فغان جمعیت ۲۰هزار نفری و در میان حضور زیاد تمام اقشار شهر و روستاهای مهاباد که به تشیع جنازه ماموستا آمده بودند  که این چنین گفت: ماهم اینچنین می گوییم، تا شاید از این پس دیگر داستان و تعریف و وصف شاعر و ادیب راستگوی ملتمان (ماموستا عبدالله پەشێو) در مورد ملتمان صدق نکند که می فرماید:

“مناڵەکان”
نهال های نورسته(کودکان)

ئەی یاخییە ژین تاڵەکان
ای دور افتادەهای زندگی حزین

سبەی ئیوە کە گەورە بوون
فردا روز کە بزرگ شدین

لە لاوکا
در آواز

لە حەیرانا
در حیران (یکی از گونەهای آواز اصیل کوردی)

لە مزگەوت و دیوە خانا
در مسجد و در سرا

لە چیرووکا
در حکایت

لە هۆنراوەی شاعیرێکی ترسە نۆکا
در بیت های شعر یک شاعر ترسو

ڕەنگە زۆرتان بەرگوێ کەوێ
شاید زیاد در گوشتان زمزمه شود

باسی ئێمە و ئازایەتی
دربارەی ما و شجـاعـت

باسی ئێمە و کوردایەتی
دربارەی ما و کُـردپـروری

بەلام نەکەن بڕوا بکەن
هان! نکـند باور کنیـد
ورودت به خانه جدید را تبریک می گوییم که بعد از چهل سال تلاش و خستگی زیاد؛ تنها خانه و مُلک تو همین چند متر خاک بوده است!!!!

ای منبع نور و روشنایی، ای اسوەی ایمان و دل پاکی، ای پیشوای دینداری و کارخیر، ای ماموستا شهریکندی، ای اندیشمند نمونه کُرد؛ می روی، خدا به همراهت، بهشت جایگاهت باشد، خوشی ها و نعمت ها و رضایت خدا در جایگاهی بلند نسیبت شود و همانگونه که شما به فریاد همه می رسیدید خدا هم به فریاد شما برسد…. .”

پایان

از طريق
شیوا نازی
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن