خانواده

غرب از دیدگاه یک اندیشمند دعوتگر

واکاوی تفاوت های رفتاری مسلمانان با غربی ها و برتری هایی که آنان دارند .

شیخ عایض قرنی اندیشمند نامدار سعودی، جهت معالجه زانوهایش در سال 2008 به فرانسه سفر می کند، در  آنجا مقاله ای تحت عنوان “ما عرب ها ملتی تنگ نظر و ایستاییم” می نویسد و آن را در روزنامه “الشرق الأوسط” چاپ می کند.

استاد قرنی دراین مقاله آزارهای درونیش را نسبت به مردم مسلمان عرب اینگونه به رشته تحریردر می آورد ، او می بیند مردمش چگونه از اسلام روی برتافته و ملت هایی دیگر- منظورش غربی هاست – که ربطی به اسلام ندارند چگونه آداب و تعالیم آن را پیاده می نمایند ؟!

ایشان می گویند البته نگران این هستم وقتی در باره مردم کشورهای غربی اینگونه قضاوت کرده و داوری می نمایم  ، به “غرب زدگی” متهم شوم لذا سوگند یاد می کند و می گوید به خدا قسم ، گرد و غبار نشسته بر نعل های رسول اکرم(ص) نزدمن ارزشمندتر است از تمام آمریکا و اروپا ، اما اعتراف به نقاط مثبت ملت ها روشی است قرآنی .
قرآن کریم می فرماید :”لَیسوا سواءً من أهل الکتاب أُمة قائمةٌ یتلون آیاتِ اللهِ أناء الّیلِ و هم یسجدون” (آل عمران – 113) اهل کتاب (یهودی و مسیحی) مساوی نیستند ، گروهی ایستاده نماز می خوانند و آیات الاهی را تلاوت می کنند در اثناء شب و سجده کنانند)).
سپس این عالم مسلمان به توصیف و بیان آنچه که در غرب مشاهده   نموده می پردازد و می گوید : من – مدتی را – در پاریس ماندم و به پزشک مراجعه می کردم، به کتابخانه ها سر می زدم ، مردم را می دیدم و به رفتار و آداب ایشان می نگریستم؛ فرهنگ و رفتار آنان و بلوغ نگرششان؛ ذوق شیرین ، برخورد و ومعاشرت سنجیده، و زیباترین‌آداب و رفتارهای متقابل را در آنان می دیدم ، همچنین قناعت، آرامش،نظم اجتماعی، وقت شناسی و فعالیت در جهت کار و زندگی را در آنجا مشاهده می نمودم.
سپس به بحث درباره مردم خاورمیانه مخصوصاً “ملت عرب” می پردازد و سخن ابن خلدون را در مورد آنان که هزارسال پیش آنان را ملتی ((وحشی و دل سنگ)) نامیده ، نقل می کند
البته استاد ، ضمن اینکه به عرب بودن خویش می بالد چون قرآن به عربی نازل گشته و پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز عرب زبان بوده ولی باز می نویسد ، ما عرب ها به همان اندازه که از قانون الهی دور افتاده ایم  به همان اندازه نیز به تحجرو سنگدلی مبتلا هستیم ، تا به امروز نیز اینگونه ایم مگر کسانی که مورد رحمت خدا قرار گرفته باشند

استاد قرنی دامنه بحث را به دانش آموختگان و اساتید و قشرهای مختلف دیگرجامعه می کشاند و می گوید : هر چند من نیز از این اصناف هستم؛ اما باید اعتراف کنم که خیلی متحجر و عقب مانده ایم، علاوه بر اینکه در درون بی هنر و بدون ابتکاریم،عده ای از عالمان ما طوری اند که اگراز آنان سوالی بکنی با چهره ای عبوس وظاهری ناراضی با تو مواجه خواهند شد ، سربازهایمان با سنگدلی مسئولیتشان را انجام می دهند، و برمردم فخر فروشی می کنند، مردان نسبت به زنانشان تندخو و مستبداند و در مقابل دیگران ناتوانند! …مردان متاهل ما شوهرانی هستند که در داخل منزل و برهمسران  مثل شیرهستند ولی در بیرون خانه بیشتر به روباه می مانند،زنان ما نیز مانند عقرب شوهرهایشان را نیش می زنند و در شوهرداری شبیه یک مار رفتار می نمایند ، در میان مسئولان ما کسانی هستند که تکبرشان از نمرود پسر کنعان کمتر نیست و اگراتفاقی برکسی سلام کند و یا مدتی با او بنشیند طوری وانمود می کند که در حق او بزرگواری نموده است ، پلیس های ما در رفتار با مردم از زننده ترین کلمات استفاده می کنند معلمان ما نیز در تعامل با دانش آموزانشان خشک و بی جان اند!
استاد قرنی  پس از اینکه از اقشار مختلف جامعه و رفتارشان و فاصله ای که مردم مسلمان ما با غربی ها دارند سخن می گوید می افزاید : ما نیاز به آموزشگاههایی داریم جهت تعلیم و تربیت و وارسته کردن اخلاق مردم ، نیاز به دانشگاهی داریم که کارمندان نرم خو و دل صاف و ساده را فارغ التحصیل و سپس استخدام کند، به مراکزی جهت آموزش سربازان نیازمندیم تا به جای طراحی فرم لباس و ظاهر آنان ، تعامل نیک با مردم را به آنان آموزش دهد به دانشکده ای نیازمندیم که همسران و شوهران ما را با “هنر و مهارت زندگی مشترک” آشنا نماید .

وی در چاره اندیشی این مشکلات می گوید : جامعه ما نیاز مبرم به پیاده کردن سریع و جدی فرامین الاهی دارد تا این ضعف ها و بحران ها که در کردار و رفتار و فرهنگ جمعی نمایان است از بین برود .
در میان کشورهای عربی به طور کلی مردم گریبانگیر مسائلی همچو اندوه و ماتم بی مورد، خود بزرگ بینی، استرس، عدم اعتماد به نفس هستند، از زندگی و اجتماع دل خوش نداریم و در اتومبیل هایمان همواره درگیری و دعوا در هنگام عصبانیت و بگومگو وجود دارد … !
این رأی و دیدگاه من به تنهایی نیست و سایر دوستان و روشنفکرانی که با من بودند این چنین ضعف ها و کاستی ها را در جوامع عربی مشاهده می نمودند و هر گاه از آنها می پرسیدم دلیل این ناهنجاری ها و تفاوت های ما و غربی ها چیست؟ می گفتند : فرهنگ غربی و مدنّیت اروپا کارکردی دقیق بر درون و اخلاق اجتماعی می گذارد.
ما در این سفر، هرگاه با اتومبیل به مکانی می رفتیم و در میان راه از یک تبعه ی فرانسوی راهنمایی مسیر را می خواستیم، وی از اتومبیل پیاده شده و نقشه ی مسیر را به ما نشان می داد و به درستی برایمان توضیح می داد.
هرگاه پیاده گذر می کردیم و باران می بارید، دیگران(اتباع فرانسه) که چتر داشتند آن را به ما می دادند تا خیس نشویم، به هنگام ورود به بیمارستان و یا هتل صف می بستند و منظم داخل می شدیم و گاه از حق خویش بخاطر ما مایه می گذاشتند.
من مصادیق زیادی از آیات الاهی را در این دیار و سرزمین می دیدم که عملی می شد در بین مردم از جمله احترام متقابل، ادبیات پسندیده و نیک، و سنجیده ترین اصول تعامل با مردم …
در حالیکه در دیار و سامان ما اگر کسی از کوره در می رود، قانون شکنی می کند، گفتار ناپسند به کار می برد و … راستی این ها کجاش با راه و روش قرآنی می خواند؟! آنجا که می فرماید : “و قل لِعبادی یقولوا الَّتی هِیَ أَحسَنُ” سوره إسراء ترجمه :به بندگانم بگو آنچه نیکوست در گفتار به کار گیرند.

“واذا خاطبُهم الجاهلون قالوا سلاماً” سوره فرقان ترجمه : هر گاه کوته فکری آنان – عبادالرحمن – را به بدی خطاب کند، آنان نیک جوابش می دهند و بر او سلام می کنند.

“فاصفَحِ الصفحَ الجمیل”سوره حجر ترجمه : به زیبایی و از ته دل از مردم در گذر

“و لا تُصعر خَدَّکَ للناسِ و لا تمشی في الأرضَ مَرحاً، إنَّ اللهَ لا یحبُ کلَّ مختالٍ فخورٍ، واقعهِ واقصد في مشیْک ، واغضُض من صوتَکَ إنَّ أنکر الأصواتِ لَصوتُ الحَمیر”سوره لقمان ترجمه : از مردم روی نگردان، با تکبّر بر زمین راه نرو، چون خداوند انسان خود بزرگ بین را دوست ندارد، در راه رفتن عجله نکن (آرم راه برو)، در هنگام صحبت کردن صدایت را بلند نکن بدرستی که منفورترین صداها صدای اُلاغ است .
رسول گرامی اسلام(ص) می فرماید :”الراحمون یرحمهم الرحمن”  أخرجه الترمذی ترجمه : آنان که سوز و عاطفه دارند خداوند بدانها رحم می کند.
“المسلم من سلم المسلمون من لسانِهِ و یدِهِ” أخرجه البخاری    ترجمه : مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او امین باشند.
“لا تباغضوا و لا تحاسدوا و لا تدابروا”  إخرجه البخاری ترجمه : همدیگر را کینه نداشته باشید، به یکدیگر حسادت نورزید، و بهم پشت نکنید.
مشکل اصلی ما این است که هر چند قانون الهی را داریم ولی در عمل کردن به آن عقب هستیم .

سپس نوشتار خویش را با سخنی از یک اندیشمند هندی به پایان می رساند که می گوید: “چراگاه سرسبز و خرم است ولی حیوان ناتوان از چَرا” تا نشان دهد که قوانین اسلام امروز بسان  سبزه زاری می ماند که مسلمانان به دلیل مریضی های متعددی که دارند نمی توانند از آن بهره مند شوند .

ترجمه از کردی : فاروق راک – مهاباد
سه‌رچاوه:  رۆژنامه‌ی [ الشرق الأوسط ] ی له‌نده‌نی ژماره‌ 10670 , 14 شوباتی 2008

نمایش بیشتر

فاروق راک

@نویسنده و مترجم و شاعر @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : آزاد

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا