خانواده

فطری بودن قربانی و راز انحرافات آن در ادیان ابتدایی

فطری بودن قربانی و راز انحرافات آن در ادیان ابتدایی


 

چکیده

آیین قربانی از کهن‌ترین آیین‌های بیشتر ادیان است. انسان‌ها در تمام ادوار کوشیده‌اند تا با تقدیم هدیه و قربانی به خدا یا خدایان، خشنودی آنها را جلب کرده، از خشم و غضب آنها جلوگیری کنند. منشأ قربانی در ادیان، امر الهی است؛ امّا این آیین در ادوار مختلف تاریخ، به علل گوناگون دستخوش تغییر و تحوّل‌های زیادی شده است. با این حال، این آیین در ادیان مختلف،‌ دارای شباهت‌هایی است که از آن جمله، یاد خدا و تقرّب به او در انجام قربانی‌ها است؛ چنانکه در مواردی نیز با یکدیگر اختلاف دارند؛ مانند جایگاه قربانی در شریعت و آداب آن. برای تبیین بهتر، شایسته است منشأ قربانی را در طول تاریخ ردیابی کنیم و ببینیم در ادیان گذشته، قربانی به چه نحو بوده است؟ آیا دست تحریف، گریبانگیر این آیین مقدّس نیز شده است؟

این نوشتار به دنبال پیدایش و پیشینه قربانی، اهداف و انگیزه‌های تقدیم قربانی و انحرافات پدید آمده در آن است.

کلیدواژه‌ها: قربانی، ادیان ابتدایی، منشأ قربانی، قربانی انسانی، انحرافات قربانی.

تعریف قربانی

برای قربانی تعریف‌های گوناگونی ارائه شده است. معادل انگلیسی قربانی “Sacrifice” است که از sacrificium گرفته شده و آن ترکیبی است از دو کلمه «sacer» به معنای مقدّس و کلمه «facere» به معنای ساختن

لفظ «قربان» که در عربی از «قرب» به معنای نزدیکی گرفته شده است، می‌رساند که در همه قربانی‌ها، نزدیکی جستن به خدا یا خدایان و یا قوای فوق طبیعی مدّنظر بوده است؛ درحالی که کلمه «sacrifice» که تقریباً‍ معادل قربانی است، می‌رساند که شیء قربانی‌شده برای خدایان، به وسیله قربانی کردن، جنبه تقدّس و خدایی به خود گرفته است

برای قربانی گاهی واژه «پیشکش نیز استفاده می‌شود. پیشکش گاهی مترادف قربانی و گاهی اعم از قربانی است و به معنای هدیه‌دادن به کار می‌رود.

دایره‌المعارف دین، اصطلاح قربانی را عملی مذهبی می‌داند که در آن، چیزهایی از مایملک شخص خارج شده و به خدا یا یک نیروی فوق‌طبیعی اختصاص داده و تقدیم می‌شود

برخی دیگر، قربانی را به آیینی تعریف کرده‌اند که طیّ آن، چیزی فدا شده یا از بین می‌رود و هدف از آن، برقراری رابطه‌ای است بین یک نیروی ماوراء‌الطبیعی و کسانی [انسان‌ها] که به این نیرو نیازمندند. این رابطه می‌تواند برای کسب یک نیروی معنوی باشد که تصور می‌شود در ‌طی یک وعده غذایی مشترک به دست می‌آید و یا جهت رفع نقص‌ها و سستی‌های بشر

آیین قربانی در اغلب ادیان وجود داشته و نوعی پرستش به شمار می‌رود. پرستش، حالتی است که در آن انسان از درون خود به حقیقتی که او را آفریده، توجّه می‌کند و خودش را نیازمند او می‌بیند. وقتی حالت پرستش در انسان پدیدار می‌شود، خواه‌ناخواه انسان در برابر آن عظمت سر به کرنش می‌گذارد و او را حمد و ستایش می‌کند. انسان در این حالت گوش به فرمان معبود است تا تمام اوامر و نواهی او را رعایت کند.

بنابراین آیین قربانی را می‌توان نوعی سرسپردگی نسبت به معبود حقیقی دانست.

منشأ قربانی

در مورد منشأ، نقش و هدف قربانی در ادیان، نظریه‌های متفاوتی ارائه شده است و این اختلاف آراء به اختلاف مبانی آنها در منشأ دین باز می‌گردد. اینکه یک دین‌پژوه منشأ و پیدایی دین را چه می‌داند در کارکردها و اهداف آموزه‌های دینی نقش بسزایی دارد. پس برای بررسی منشأ قربانی، باید به دیدگاه‌های گوناگون درباره منشأ دین بپردازیم.

اغلب دیدگاه‌های گوناگون درباره منشأ دین و ماهیت و قلمرو آن از قرن نوزدهم به بعد ارائه شده است. دین‌پژوهان این دوره، بیشتر به تبیین فلسفه اجتماعی دین می‌پردازند تا به جنبه‌های کلامی آن

دین نزد آنها پدیده‌ای آسمانی و مقدّس نیست؛ بلکه پدیده‌ای بشری و تاریخی است. آنها دین را از حیث منشأ، خاستگاه، تحوّل، تنوّع، تأثیر و تأثّرات آن در بافت اجتماع، تعامل دین با نهادهای دیگر اجتماع و… بررسی می‌کنند. این برخلاف دین‌پژوهان سنّتی است که دین نزدشان، نظام اعتقادی، عملی و اخلاقی بهم‌پیوسته‏ای است که از‌ جانب خدا بر پیامبران وحی شده تا مردم را بر اساس آن، ارشاد کنند.از‌ این‌رو، نگاه آنها به دین، درون‌دینی و از نوع معرفت‌شناسی است.

دیدگاه‌هایی که دین‌پژوهان جدید درباره منشأ دین ارائه کرده‌اند، به دو دسته کلّی تقسیم می‌شود: دیدگاه‌های الحادی یا تکامل‌گرایانه و دیدگاه‌های خداگرایانه. در اینجا می‌کوشیم با توجه به برخی از این دیدگاه‌ها، به منشأ قربانی بپردازیم.

تبیین منشأ قربانی بنا به نظریه فطرت در منشأ دین

نظریه فطرت، یکی از نظریات خداگرایانه در منشأ دین است. نظریات خداگرایانه، این ویژگی را دارند که در ‌مقام تبیین دین، وجود خدا را به عنوان اصل مسلّم پذیرفته‌اند. نظریات خداگرایانه مختلفی در باب منشأ دین ارائه شده است؛ مانند ترس از نومن، کهن‌الگو، امر مقدّس، علّیت، فطرت و….؛ امّا ما در اینجا برای طولانی نشدن بحث، فقط نظریه فطرت را بررسی می‌کنیم.

بنا به نظریه فطرت، خدای متعال در سرشت انسانی، خداجویی، خداخواهی و خداپرستی را به صورت یک شعور باطنی و گرایش قرار داده است. بنا به این نظریه، انسان همواره به دین نیازمند است؛ هرچند در اوج بلوغ عقلی و علمی قرار گرفته باشد؛ زیرا خدا، امر فطری بشر است و تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد.این فطرت در پرتو دین و شریعت شکوفا می‌شود و چون فطرت همیشه هست، شریعت و دین هم هست و با گذشت زمان، از اهمیت شریعت کاسته نمی‌شود.

قربانی بنا به این نظریه، یکی از مناسک ادیان از طرف شارع مقدس (خداوند) و مطابق فطرت است و گذر زمان از ضرورت و اهمیت آن نمی‌کاهد. قربانی، عملی است که انسان با انجام دادن آن، تقرّب الهی را می‌جوید و ایمان خود را تقویت می‌کند و از آنجا که دیدگاه‌های دیگر در مورد منشأ دین نادرست است، نظریات آنها درباره منشأ قربانی نیز نادرست است.

استاد مطهّری در ردّ دیدگاه‌های منشأ دین می‌نویسد: «کسانی‌که ترس، جهل، امتیازات طبقاتی یا محرومیت‌های اجتماعی و… را منشأ مفاهیم دینی و توجه بشر به خدا دانسته‌اند، قبلاً چنین فرض کرده‌اند که عامل منطقی و عقلانی یا تمایل فطری و ذاتی در کار نبوده است؛ والّا با وجود عامل منطقی یا فطری، جای این‌گونه فرضیه‌ها نیست.

استاد مطهّری در مورد منشأ دین بیان می‌دارد که اگر به دین به عنوان آنچه از ناحیه پیغمبران بر مردم عرضه مى‏شود، نگاه ‏کنیم، منشأ آن «وحى» است؛ ولی باید توجه داشت که اقتضای آموزه‌های پیامبران، در سرشت و ذات انسان‌هاست و پیامبران آمده‌اند تا استعدادهای درونی انسان را بارور کنند؛ از این‌رو، فطری بودن دین، به معنای مطابق بودن آن با نظام خلقت است.

پیشینه قربانی

اوّلین قربانی گزارش‌شده در یهودیت، مسیحیت و اسلام، قربانی فرزندان آدم است. در گزارش قرآن کریم و کتاب مقدّس، ذکری از دستور خداوند برای قربانی نیست؛ تنها آمده است که هابیل و قابیل برای تقرّب به خداوند هدایایی را از گیاهان و حیوانات به درگاه خداوند آوردند. خداوند تنها قربانی هابیل را قبول کرد. علّت قبولی قربانی هابیل، تقوا و صفای باطن او بود. پس پیشینه قربانی به زمان حضرت آدم برمی‌گردد و قربانی، همان‌طور که از اسمش پیداست، جهت تقرّب به خداوند بوده است. قربانی‌ها شکل ساده و معقولی داشته‌اند؛ امّا پس از انحرافات پیش‌آمده در دین، این آیین نیز دستخوش انحرافات زیادی شد. قرآن کریم سرچشمه اختلاف و انحراف پدیدآمده در دین را حسادت، سرکشی و طغیان عالمان ادیان می‌داند.

انحرافات در قربانی تا آنجا پیش رفت که برخی، دست به قربانی انسان‌ها زدند. خداوند متعال از طریق پیامبران این انحرافات را گوشزد کرده و از آنها نهی نموده است. کتاب مقدّس، بنی‌اسرائیل را از اختلاط با فرهنگ‌های بیگانه برحذر داشته و آنها را به خاطر قربانی انسانی نکوهش کرده است. قرآن کریم نیز با بیان قربانی حقیقی از بروز برخی انحرافات گذشتگان در قربانی جلوگیری کرده است. قرآن کریم بیان می‌دارد که برای خدا قربانی کنید (کوثر: ۲) و تنها از گوشت حیواناتی که با نام خدا ذبح می‌شوند، بخورید (انعام: ۱۱۸). همچنین خوردن گوشت قربانی‌هایی که بر روی سنگ‌های مورد پرستش ذبح شده‌اند، حرام است (مائده: ۳). بت‌پرستان، گوشت قربانی را نمی‌خوردند و معتقد بودند چون قربانی برای خداست، کسی حق خوردن آن را ندارد؛ از این‌رو، خون آن را بر دیوار کعبه می‌مالیدند و گوشت‌های قربانی را روی سنگ‌ها نهاده و در معرض خوراک درندگان می‌گذاشتند؛ امّا اسلام برای زدودن تحریفات و خرافات جاهلی، امر به خوردن گوشت قربانی می‌کند(حج: ۳۶) و می‌فرماید: «خون و گوشت قربانی‌ها به خدا نمی‌رسد و تنها تقوای شما است که به خدا می‌رسد»(حج: ۳۷).

بیشترین انحرافات در قربانی، در{ادیان ابتدای} به چشم می‌خورد. مطالعه قربانی در ادیان ابتدایی به ما کمک می‌کند تا به پیشینه قربانی، اهداف و انگیزه‌های انسان‌ها برای قربانی و منشأ برخی قربانی‌های کنونی دست‌ یابیم.

قربانی در ادیان ابتدایی

قربانی در ادیان ابتدایی، بر حسب موضوع، به خونی، غیر‌خونی و الوهی تقسیم می‌شود.

قربانی خونی

اساس قربانی خونی، تصدیق خون به عنوان نیروی مقدّس زندگی در انسان و حیوان است. با قربانی، حیات مقدّسِ در قربانی به خدا برمی‌گردد و در ‌نتیجه خدا، انسان و طبیعت زندگی می‌کنند. قربانی خونی، شامل قربانی انسانی و حیوانی می‌شود.

ویل دورانت معتقد است که رسم قربانی انسانی، نتیجه عادت مردم به آدم‌خواری بوده است؛ زیرا آنها می‌پنداشتند خدایان نیز، گوشت انسان‌ها را دوست دارند و این رسم ـ حتّی پس از برافتادن آدم‌خواری ـ ادامه پیدا کرده است.

گزارش‌ها حاکی است رسم قربانی انسانی در بیشتر ملّت‌های جهان وجود داشته است؛ مادران کارتاژی با افتخار، کودکان خود را تقدیم «مولوخ» می‌کردند و آنها را زنده می‌سوزاندند.مردم سوریه فرزندان خود را برای خدای خورشید قربانی می‌کردند. در سومر سالیانه هزاران دوشیزه پیشکش معابد می‌شدند تا به وسیله کاهنان به خدایان تقدیم شوند. در قبرس برای شادی آپولون انسان را از صخره فرومی‌افکندند. آریایی‌ها مردان و زنانی را که به هفتاد سالگی می‌رسیدند، قربانی می‌کردند و گوشت آنها را میان خویشاوندان تقسیم کرده، آن را می‌خوردند؛ ولی دربیک‌ها از خوردن گوشت زنان خودداری می‌کردند. شاید بر این باور بودند که با خاک‌سپاری زنان، مادر زمین (آناهیتا) ‌را که حکم مادر جنس مؤنث را داشته است، از خود خشنود می‌سازند؛ در حالی‌که با خوردن گوشت مردان قربانی‌شده، نیروی جنگندگی و دلاوری وی را به خود انتقال می‌دهند. هنگامی‌که امپراطور اینکاها ‌(در امریکای جنوبی) درمی‌گذشت و درواقع به قلمرو پدرش خورشید بازمی‌گشت، خدمتکاران و زنانِ او را به احترام وی قربانی می‌کردند. گاهی این عزاداری‌ها، به بهای جان بیش از هزار نفر تمام می‌شد.«سکاها» نیز همراه شاه متوفی، یکی از زنان غیر ‌عقدی او و دیگر خدمه او را با اسب و جواهرات وی دفن می‌کردند.

با تکامل اخلاق بشری، عمده قربانی‌های انسانی، جای خود را به قربانی‌های دیگر دادند. برخی قبایل، به جای خود انسان، عضوی از او را قربانی و پیشکش خدایان می‌کردند؛ مانند اهدای انگشت، خون و مو، اخته کردن، ختنه کردن، و گاه اهدای بکارت خود در یک فحشای مقدّس!.

هنگامی که پادشاه سکاها در‌می‌گذشت، مردمان آنجا قسمتی از گوش خود را می‌بریدند و موهای خویش را می‌تراشیدند و شکاف‌هایی در بازوان خود ایجاد می‌کردند و پیشانی و بینی را می‌دریدند و زوبین‌هایی در دست چپ خود فرو می‌کردند؛ به طوری که از سوی دیگر بیرون آید تا بدین وسیله خون ریخته‌شده را نثار خدای خود سازند و برای پادشاه آمرزش طلب کنند. در استرالیا نثار انگشت به خدایان مرسوم بود. دوشیزگان پرستنده فینیقی، خود را به نخستین کسی که در معبد از آنان درخواست هم‌خوابگی می‌کرد، تسلیم می‌کردند تا خون بکارت آنان، سنگ‌فرش قربانگاه را رنگین سازد و از این راه خدای یادشده را از خود راضی سازند.در سوریه پس از پایان جشنی، برخی برای اینکه وفاداری همیشگی خود را به الاهه صاحب جشن ثابت کنند، خود را اخته می‌کردند.همچنین در مواردی، به جای جان کودک، پوست ختنه‌گاه او را تقدیم خدایان می‌کردند یا کاهنانان مبلغی پول را در بهای همین پوست از طرف خدایان می‌پذیرفتند.

هنگامی‌که اخلاق بشری، تکامل بیشتری پیدا کرد، قربانی‌های حیوانی و نمادین، جایگزین قربانی انسانی شد. در یکی از الواح سومر آمده است: «برّه، جانشین و فدیه آدمی است.» مصری‌های باستان که هنگام مرگ یکی از فراعنه، تعداد بی‌شماری از رؤسا، زنان، فرزندان، بردگان، کنیزان و کسانی از اصناف گوناگون را کشته، در گور او می‌نهادند تا در جهان دیگر، به ارباب والامقام خود خدمت کنند، کم‌کم از این کشتار ناهنجار دست برداشتند و به جای کشتن مردمان، پیکره‌ها و مجسمه‌هایی ساخته، به جای زندگان در گور فراعنه می‌نهادند؛ به این گمان که این پیکره‌ها به وسیله خدایان، جانی خواهند گرفت و به خدمت ارباب خواهند ایستاد. سرخ‌پوستان امریکای شمالی نیز، آیین‌های قربانی را تعدیل کرده، به آیین‌های نمادین تبدیل ساختند. هنرمندان برای این کار، از چوب، سری کاملاً شبیه سر آدمی می‌تراشیدند؛ به گونه‌ای که در آن، شباهت با اصل، کاملاً رعایت شود. در این قربانی نمادین، فردی را به عنوان قربانی به نمایش درمی‌آوردند و طیّ مراسمی، سر دروغین وی را از تن جدا می‌ساختند.

البته برخی، زمان، شکل، کیفیت و نوع قربانی را متأثّر از شرایط اقتصادی می‌دانند و علّت جایگزینی قربانی‌ها را نیز، مشکلات اقتصادی عنوان می‌کنند.

قربانی غیر‌خونی

قربانی غیر‌خونی در ادیان ابتدایی، شامل خوراکی‌ها (میوه‌ها، سبزی‌ها، دانه‌های گیاهی، مایعات به ویژه آب و شراب)، اشیا و حتی حیوانات موقوفه می‌شد. فرویدمعتقد است: «قربانی نباتی که از اهدای میوه‌های نوبر سرچشمه گرفته است، در‌حقیقت مظهر مالیاتی بوده که به صاحب خاک و سرزمین پرداخت می‌شده است.» آشوریان بر‌سر مقابر پدران و اجداد خود، جرعه‌ریزی می‌کردند. میان هندوها نیز این عمل به قصد تطهیر و تهذیب جاری بوده است. عرب‌ها اغلب مانند اقوام سامی، خون قربانی‌های خود را برای این عمل به کار می‌بردند یا مانند فینیقیان، شیر را به این منظور استعمال می‌کردند. بعدها به جای خون، از شراب که آن را خون انگور می‌نامیدند، استفاده می‌کردند.

قربانی الوهی

در دوره‌هایی، از قربانی خدایان گزارش شده است؛ یعنی خود‌ خدایان موضوع قربانی بوده‌اند. عمده این گزارش‌ها از هند است. نمونه آن در متون براهمنه دیده می‌شود: «خدایان توسط قربانی به بهشت نایل می‌شوند.» نمونه دیگر، خدای ایرانیان اوّلیه «زوروان» است که برای مدت هزار‌سال قربانی کرد تا صاحب پسری شود که دنیا را خلق کند. برخی بر این باورند که قربانی به وسیله انسان، تقلیدی از قربانی اوّلیه است که در ایجاد نظم کیهانی نقش داشته است.

تفاوت قربانی الوهی با دیگر ‌قربانی‌ها در این است که در قربانی‌های دیگر، پیشکش چیزی از الوهیت را در خود داشت، امّا در قربانی الوهی، پیشکش با خدا همسان می‌شود.

انگیزه‌های قربانی در ادیان ابتدایی

در ادیان ابتدایی، قربانی با انگیزه‌هایی گوناگون انجام می‌گرفت. برخی از این انگیزه‌ها، عبارت بودند از: ستایش و سپاسگزاری از خدایان، التماس و درخواست از خدایان، جلب رضایت و فرو‌نشاندن خشم خدایان، کفّاره گناهان، رستگاری در دنیای دیگر، هم‌سفره شدن با خدایان، پیشگویی و پیش‌بینی حوادث آینده و تبرّک مجالس. البته گاهی چند انگیزه یا همه آنها، در یک قربانی جمع می‌شد.

در رم، در زمان کنسولی کامیل (قرن ۴ ق.م) پس از رفع اختلاف میان مجلس سنا و مردم، جشنی آراستند و در تمام پرستش‌گاه‌ها، قربانی‌هایی به منظور ستایش خدایان انجام دادند. سلت‌هت نیز، برای شکرگزاری و حق‌شناسی از خدایان باروری، قربانی انسانی انجام می‌دادند. قربانیان، عبارت بودند از زنان جوان، کودکان خردسال، اسیران جنگی، دزدان، راه‌زنان و آدم‌کشان که آنان را دستگیر و به کاهنان تسلیم می‌کردند تا در روز معینی قربانی کنند. گروهی بر این باور بودند که اگر شخصی در این دنیا قربانی شود، یا خودکشی کند، در زندگی بعدی، فردی خوش‌بخت، آزاد و شریف متولّد خواهد شد. از‌این‌رو برای این افراد، رفتن به قربانگاه، گذر از خانه سختی و ورود به خانه سعادت بود. الگون‌کوئین‌ها، یکی از قبایل سیاه‌پوست امریکایی نیز، خود را می‌کشتند تا در زندگی بعدی، فردی خوش‌بخت و آزاد باشند. یونانیان معتقد بودند با قربانی کردن، خدایان را به مهمانی فرا‌‌می‌خوانند و از حضور آنان لذّت می‌برند و به برکت نیروی آنها، به نیروی خود می‌افزایند. به همین دلیل شراب را نخست روی قربانی و سپس در پیاله‌های خود می‌ریختند و وانمود می‌کردند که خدایان با آنان شراب نوشیده‌اند. فینیقیان به منظور بر سر مهر آوردن مولوخ و فرونشاندن خشم او، نخستین فرزندان خویش را در دل سوزان این خدای کودک‌خوار می‌افکندند. اهالی صربستان هنگام احداث بنا‌های بزرگ و معابد، زنی را قربانی کرده، در پی ساختمان دفن می‌کردند تا خدایان ِ به خشم آمده، اقدام به تخریب بنا نکنند. مردمان استرالیا در برابر هر گناهی که مرتکب می‌شدند، بندی از انگشتان خویش را نثار خدایان می‌کردند و یا زخم‌هایی را به خود وارد می‌ساختند. در رم، اگر زنی پیش از انقضای عدّه درصدد ازدواج برمی‌آمد، برای بخشایش گناه، بایستی گاوی را قربانی کند.در سواحل شمالی کشور پرو، هر خانواده‌ای برای برآورده شدن حاجات خود، نذر می‌کرد که یکی از دختران خردسال خود را وقف معبد نماید یا در راه خدای ماه قربانی کند. دخترانی که تقدیم معبد می‌شدند، مقدّس بودند. از این جهت همگان موظّف بودند به آنها احترام بگذارند و هیچ کس جز شاه و کاهنان، حق بهره‌مندی جنسی از آنها را نداشت. بعضی اقوام نیز، برای برداشت محصول بهتر، مردی را می‌کشتند و خونش را هنگام بذر‌افشانی بر زمین می‌پاشیدند. هنگامی‌که محصول می‌رسید و موسم درو می‌شد، آن را تعبیری از تجدیدحیات مرد قربانی‌شده می‌دانستند. روس‌ها ـ همانند یونانیان و مصریان باستان ـ هنگامی که به کارهای بزرگ می‌پرداختند، برای اینکه حوادث آینده را پیشگویی و پیش‌بینی کنند، از روی احشاء و امعاء قربانی تفأل می‌زدند. در آتن برای تبرّک مجالس عمومی، خوکی را قربانی می‌کردند.

آداب قربانی در ادیان ابتدایی

آیین قربانی در ادیان ابتدایی، آدابی ویژه داشت. توجه به این آداب، در فهم جایگاه و منزلت قربانی در این ادیان کمک می‌کند. در این بخش به برخی از این آداب، از جمله: زمان قربانی، مکان قربانی، قربانی‌کننده، قربانی‌شونده، کیفیت قربانی و… اشاره می‌کنیم.

بعضی قربانی‌ها متصدّی ویژه داشت و می‌بایست به وسیله شخص خاصی انجام می‌گرفت؛ وگرنه ممکن بود سر مویی اشتباه شود و در‌نتیجه، خدایان گوشت قربانی را بخورند، امّا نیاز قربانی‌کننده را برآورده نسازند.

برخی قربانی‌ها، مکان خاصی داشتند؛ مثلاً می‌بایست حتماً در قربانگاه و معبد انجام می‌شد؛ ولی برخی دیگر از قربانی‌ها، مکان خاصی نداشتند و امکان بجا‌آوردن آن در خانه و هر‌جای دیگری وجود داشت.

در چگونگی انتخاب قربانیان، میان اقوام و ملل مختلف تفاوت‌هایی دیده می‌شود. در سوریه، عدّه‌ای نذر قربانی می‌شدند و یا داوطلبانه خود را تسلیم قربانگاه می‌کردند. در بعضی اقوام (مثل اینکاها و مایاها در امریکای جنوبی)، می‌کوشیدند تا قربانیان از افراد جوان، سالم و زیبا انتخاب شوند. برخی، غرق‌شدگان و اسیران جنگی را تقدیم خدایان می‌کردند و برخی، محکومان به اعدام را قربانی می‌کردند.برخی دیگر، فرزندان مردم تهی‌دست را خریداری و قربانی می‌کردند. برخی نیز با به راه انداختن جنگ، در اسیر ‌گرفتن برای قربانی می‌کوشیدند.

حیوان قربانی نباید عیبی می‌داشت؛ حیوان قربانی می‌بایست سالم باشد؛ زیرا حیوان معیوب، شایسته خدایان نبود. کاهنِ قربانی‌کننده، تمام بدن قربانی ـ حتّی زبان حیوان ـ را برای مطمئن شدن از سلامتی آن، بررسی می‌کرد. در برخی قبایل، اگر کسی حیوان معیوبی را قربانی می‌کرد، محکوم به مرگ بود.

یونانیان هنگام پیمان‌ بستن، از سر حیواناتی که قرار بود قربانی شوند، موهایی جدا می‌کردند و آن را میان سرکردگان پخش می‌کردند و خدایان را بر این پیمان گواه می‌گرفتند. در رم، هنگام سوگندهای بزرگ، مردی را قربانی می‌کردند و تمام کسانی که متعهد می‌شدند، دست خود را در خون او آغشته می‌کردند و جرعه‌ای از خونش را می‌آشامیدند. در برخی قبایل، هنگام آغاز زمستان که فصل غیبت خورشید بود، برای خدای خورشید مراسمی بر پا می‌کردند. کاهن اعظم، واسطه بین خدا و مردم بود و در ازای قربانی، برای مردم فراوانی محصول را درخواست می‌کرد. کاهن، سینه انسان قربانی را با دشنه‌ای بیرون می‌آورد و آن را تقدیم خدای خورشید می‌کرد. خدای خورشید نیز، الهاماتی به کاهن می‌کرد. انسان قربانی‌شده، طی مراسمی به عنوان نماینده و نظرکرده خورشیدخدا، بین مردم توزیع می‌شد. آنها گاهی قربانیان را درون چاهی می‌انداختند و پس از آن، اشیایی گرانبها از طلا، فیروزه و دیگر ‌جواهرات را به درون چاه می‌انداختند.

در برخی مراسم، قربانی‌ها و افراد شرکت‌کننده، آرایش‌های خاصی داشتند. مراسم به همراه رقص، پای‌کوبی و باده‌گساری بود و بر این عقیده بودند که بدین وسیله جلبِ نظر خدایان کرده، نیرویی از نیروهای خدایان را جلب می‌کنند. بدن قربانی هنوز جان داشت که موی سر و یک چشم او را کنده، به خدا پیشکش می‌کردند و منتظر پذیرفتن قربانی از سوی خداوندگار می‌ماندند. نشانه پذیرفته شدن قربانی، اوّلین پرنده‌ای بود که در آسمان مشاهده می‌شد. در‌ این صورت همه با رضایت خاطر، نوید پیروزی را دریافت می‌کردند؛ زیرا پرنده فوق را پیک خدایان می‌پنداشتند. در برخی قبایل نیز، پیش از قربانی روزه می‌گرفتند و بعد از آن، قربانی را به عنوان بلاگردان خود به خدایان تقدیم می‌کردند.

قربانی با کیفیت‌های گوناگون تقدیم می‌شد؛ گاهی با ریختن خون و نثار ‌کردن بود؛ گاهی قربانی را می‌سوزاندند و گاهی آن را دفن می‌کردند. سوزاندن قربانی در میان یهودیان قدیم و یونانیان معمول بوده است. شاید غرض از سوزاندن قربانی، آن بوده که بوی سوختگی و دود آن به مشام خدایان برسد. دفن قربانی برای جلبِ نظر و تقرّب به خدایان زیر‌زمینی بوده است. در بعضی ادیان و اقوام، چگونگی کشتن قربانی، اوّلین اولویت را داشته است. گاهی حیوانات را نمی‌کشتند؛ بلکه آنها را وقف خدایان می‌کردند و سپس در مکانی مقدّس، زنده رهایشان می‌کردند؛ البته به این‌ موقوفات، بیشتر عنوان پیشکشی داده می‌شود تا قربانی.

آزتک‌ها در مکزیک، قربانی را به چلیپایی میخ‌کوب می‌کردند تا به‌تدریج جان بسپارد. سپس گوشتش را قطعه‌قطعه کرده، میان مردم تقسیم می‌کردند. آنها قربانیان را به شدیدترین صورت شکنجه می‌کردند؛ به طوری‌که تمام بدن آنان شکست می‌شد و دیدگانشان از حدقه بیرون افتاد. تمام اینها بدین منظور بود که شهامت، بردباری و آمادگی‌شان را محک بزنند که آیا لایق این شأن عظیم و ارتقای مرتبت والا هستند یا نه. در میان پاره‌ای قبایل و جوامع، پس از کشتن قربانی، نوشته‌ای با امضای کاهن معبد به دست قربانی داده می‌شد که گواهی‌نامه ورود به بهشت بود.

در برخی ادیان، پس از قربانی ِحیوان یا انسان، نوعی پوزش‌خواهی از قربانی به عمل می‌آمد؛ مصری‌ها پس از مراسم قربانی، به گریه و زاری می‌پرداختند. برخی علاوه بر گریه، زخم‌هایی نیز به‌ خود می‌زدند. علت سوگواری، ترس از مجازاتی بود که تهدیدشان می‌کرد و می‌خواستند از مسئولیت قتلی که مرتکب شده‌اند، فرار کنند؛ به همین دلیل در پاره‌ای از نقاط، قربانی‌کننده به محض قربانی‌کردن، پا به ‌فرار می‌گذاشت. در آتن، پس از قربانی، گناه قربانی‌کردن را به گردن چاقو می‌انداختند و آن را به دریا پرتاب می‌کردند.

در بعضی ادیان ابتدایی، رسم بر این بود که قربانی را پس از تقدیم و پیشکشی می‌خوردند. ویل‌دورانت در مورد علّت این عمل می‌نویسد: «مردمان ابتدایی بر این باور بودند که فضایل هر موجودی با خوردن آن به انسان منتقل می‌شود؛ در‌نتیجه به ‌این فکر افتادند که خدایان خود را نیز بخورند. بسیاری از اوقات، شخصی را انتخاب کرده، او را خوب می‌پروراندند. آنها به او عنوان خدایی می‌دادند تا بعد او را بکشند و خونش را بیاشامند و از گوشتش تناول کنند. هنگامی‌که غذای انسان‌ها، حالت تأمین‌شده‌تری به خود گرفت، مهربانی بیشتری به دل آنها راه یافت و به جای قربانی‌کردن خدا، به ‌این قناعت ورزیدند که چیز مأکولی را به عنوان رمز و مثال او بسازند و آن‌ را بخورند. در مکزیک قدیم، مجسمه‌ای از خدا با حبوبات می‌ساختند و کودکانی را کشته، خونشان را بر آن می‌پاشیدند و آن را به جای خدا می‌خوردند. در هنگام انجام تشریفات، کاهن اوراد سحری را می‌خواند تا مجسمه خدایی را که بناست خورده شود، به خدای واقعی تبدیل شود.

امّا فروید معتقد است که اعضای کلان با خوردن توتم به تزکیه نفس می‌پرداختند و اتّحاد بین خود و هم قبیله‌ای‌ها از یک‌طرف، و همه افراد قبیله با خدا را از طرف دیگر، مستحکم می‌کردند؛ زیرا آنها فکر می‌کردند که از این غذا، خون درست می‌شود و این خون، طیّ هم‌غذایی به تن همه شرکت‌کنندگان در تناول غذا جریان می‌یابد و آنها را متّحد می‌کند.

بقایای قربانی‌های ابتدایی در دوران معاصر

با بررسی و مطالعه قربانی در ادیان گوناگون می‌توان ریشه برخی عقاید و قربانی‌های کنونی را پیدا کرد. متأسفانه به رغم تلاش حکیمان و پیشوایان دینی برای براندازی چنین عقایدی، باز این عقاید در گوشه و کنار جهان به حیات خود ادامه داده‌اند. در هند از قربانیِ انسانی گزارش شده است. در افریقا، قربانیِ انسانی تا روزگار امروز دوام آورده است. قبیله‌ای در تایلند بر این عقیده‌اند که باید دختری زیبا و باکره که بیشتر از چهارده سال نداشته باشد را در یکی از روزهای سال برای خدایشان قربانی کنند. هدف آنها از این قربانی، امنیت، حفظ حیات خود و دیگران، شفای بیماری‌ها و… است. شاردن فرانسوی در سفرنامه خود به رواج بخشی از عقاید اقوام ابتدایی در میان مردمان کلشید (ایالتی هم‌جوار گرجستان) اشاره می‌کند: «هنگام بیماری، مردم کشیشان را بر بالین خود می‌خوانند و از او سبب بیماری خویش را می‌پرسند. کشیش هم چند بار کتابش را ورق می‌زند و پس از چند لحظه تأمّل، می‌گوید فلان تصویر (مقدّس) نسبت به تو خشمگین و متغیّر شده است. برای فرونشاندن خشم و رضایت خاطر او باید گوساله یا گاوی را قربانی کنی. همچنین به او یک فنجان نقره یا یک قطعه پارچه ابریشمی تقدیم کنی؛ وگرنه دیری نمی‌گذرد که می‌میری. بیمار نیز به قید قسم قول می‌دهد که همه این کارها را انجام دهد.

او همچنین می‌نویسد: «برای تطیر و تفأل، هنگام قربانی گاو، تمام حرکات و سکنات حیوان را مورد توجه و دقت خاصی قرار می‌دهند؛ مثلاً اگر هنگام قربانی،‌ گاو سرکشی نموده، شاخ بزند و تسلیم نشود،‌ می‌گویند که در آن سال جنگ و خون‌ریزی خواهد شد. اگر تپاله بیاندازد، پیش‌بینی می‌کنند که نعمت و فراوانی سراسر کشور را فرا‌خواهد گرفت و در صورتی‌که ادرار کند، محصول شراب خیلی زیاد خواهد شد…؛ امّا با وجود اینکه همیشه این پیشگویی‌ها غلط از آب در‌می‌آید، باز مردم ساده‌لوح این ترهات را همچون وحی مُنزل، حقیقت می‌پندارند.

برخی معتقدند رسم آب‌پاشیدن پشت سر مسافر نیز که گاهی گُل یا گیاهی به آن اضافه می‌کنند، از بقایای رسم قربانی و پیشکشی آب به خدای زمین است.

جای دوری نرویم؛ بعضی از مردم ما نیز اعتقادات خاصی دارند. برخی معتقدند اگر در یک سال دو نفر از یک خانواده از دنیا بروند، باید در قبرستان مرغ یا خروسی کشته، بین قبر آن دو خاک کرد تا قبرستان قربانی دیگری از این خانواده نگیرد. برخی بر این باورند که هنگام آهن‌ریزی ساختمان باید خونی پای آهن ریخته شود؛ و گرنه این ساختمان قربانی خواهد گرفت. برخی نیز معتقدند هنگام خرید ماشین، باید تخم مرغ یا خون حیوان قربانی‌شده را بر چرخ و بدنه ماشین تازه خریداری شده مالید، تا ماشین خونی نگیرد.

نتیجه‌گیری

  1. ۱. آیین قربانی، یکی از جلوه‌های پرستش به شمار می‌آید که در اغلب ادیان گذشته و حال مشاهده می‌شود.
  2. ۲. آیین قربانی، برخواسته از حس فطری پرستش است. انسان‌ها با تقدیم هدیه و قربانی کوشیده‌اند تا خشنودی خدا (یا خدایان) را جلب کرده و از خشم و غضب آنها جلوگیری کنند.
  3. ۳. آیین قربانی، در برخی ادوار و ادیان دستخوش انحرافاتی شد، تا آنجا که برخی فرزندان دلبند خود را به عنوان بهترین هدیه قربانی خدایان خود کرده‌اند.

۴.پیامبران تلاش زیادی در زدودن انحرافات از آیین قربانی کرده‌اند؛ امّا باز رگه‌هایی از این انحرافات در دنیای معاصر قابل مشاهده است.

احمد آقایی میبدی کارشناس ارشد ادیان ابراهیمی، دانشگاه ادیان و مذاهب 

  1. ۱. Henninger, Joseph, “sacrifice”, in: The Encyclopedia of religion, p. 554.
  2. ۲. غلامحسین مصاحب،دائره‌المعارف فارسی، ص ۲۵۳۳.
  3. ۳. Offering
  4. ۴. Henninger, Ibdi, p. 554.
  5. ۵. James: 1
  6. ۶. عبادت در عهد عتیق نیز، معنایی مشابه همین دارد (ر.ک: دائرهالمعارف الکتابیه، ص ۱۶۵).
  7. ۷. ر.ک: ترنس استیس والتر،دین و نگرش نوین، ترجمه احمدرضا جلیلی.
  8. ۸. محمدجواد باهنر،معارف اسلامی، ص ۷۰.

۳۸ ر.ک: روم: ۳۰

  1. ۳۹. ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکی، «جاودانگی شریعت و ملاک‌های آن»،فقه و حقوق، ش ۳.
  2. ۴۰. این بود خلاصه‌ای از چند نظریه در باب قربانی، امّا نظرات دیگری نیز در مورد قربانی وجود دارد که بررسی آنها خارج از هدف این نوشتار است. از نظرات دیگر در مورد قربانی می‌توان «یادآوری حوادث خلقت آغازین» را نام برد. طبق اسطوره‌ای، ابتدا خدایان (به صورت انسان یا حیوان و یا گیاه) در روی زمین زندگی می‌کردند که برجسته‌ترین آنها خدایانِ دما (Dema-deities) بودند؛ ولی سرانجام دما خدا را کشت و با این حادثه، جهان کنونی پدید آمد. دما به شکل انسان‌ها، فناپذیر و تکثیرشونده درآمد. از این پس خدا یا در قلمرو مردگان وجود دارد یا خودش را در خانه مردگان منتقل می‌کند. از بدن خدا، گیاهان پدید آمدند؛ از این‌رو، خوردن گیاهان، خوردن خداست. خدای اعلی اغلب شکل حیوان دارد؛ از این‌رو، قربانی، یادآور کشته‌شدن خداست.

Jensen, A.E., “From Myth and Cult among Primitive Peoples”, in: Understanding Religious Sacrifice, p. 182-183.

  1. ۴۱. سیدمحمدحسین طباطبائی،اصول فلسفه و روش رئالیسم، ص ۳.
  2. ۴۲. ر.ک: مرتضی مطهری،مجموعه آثار، ص ۶۰۱-۶۰۲.

۴۳ ر.ک: سفر پیدایش: ۴: ۳-۷؛ مائده: ۲۷.

۴۴ مکارم، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۳۴۸.

۴۵ ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ج ۲، ص ۱۸۲-۱۸۳.

۴۶ ر.ک: لاویان۲۰: ۱-۳؛ لاویان۱۸: ۲۱؛ لاویان ۲۰: ۵-۲؛ تثنیه ۱۲: ۳۱؛ مزامیر۳۹:۱۰۶-۳۸؛ اشعیا۵۷: ۷-۳؛ ارمیا۷: ۳۱

۴۷ . برخی محققان رشته تاریخ ادیان، ادیان را به «ابتدایی» و «پیشرفته» تقسیم کرده‌اند. ادیان ابتدایی متعلّق به انسان‌ها و اقوام ابتدایی است و مهم‌ترین ویژگی آنها، داشتن نظام الهیاتی ساده است. در این ادیان، بیشتر، مظاهر طبیعت پرستیده می‌شود و انسان‌ها در پی تسخیر نیروهای طبیعی برای تأمین زندگی دنیایی و دفع بلاهای طبیعی هستند؛ امّا ادیان پیشرفته، برخلاف آنهاست؛ آنها دارای نظام الهیاتی پیچیده‌ای هستند و بیشتر به موجود یا موجودات فراتر از طبیعت توجه دارند. انگیزه اصلی آنها، نجات و رستگاری در زندگی دیگر است. ادیان پیشرفته که در جهان پیروان زیادی دارند، «ادیان زنده» خوانده می‌شوند که عبارتند از: یهودیت، مسیحیت، هندوئیسم، بودیسم، جین، سیک، زرتشت، لائوتسه، کنفوسیوس وشینتو؛ امّا آن ‌دسته از ادیانی که در گذشته پیروانی داشته‌اند و امّا امروزه پیروی ندارند، «ادیان قدیم» یا «خاموش» نامیده می‌شوند (عبدالرحیم سلیمانی، ادیان ابتدایی و خاموش، ص ۱۶).

  1. ۴۸. Faherty, Robert L., “sacrifice”, in: The New Encyclopedia Britanica, p. 793.
  2. ۴۹. Ibid.

۵۰ ویلیام جیمز دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۸۱.

  1. ۵۱. کارتاژ: شهر قدیمی در ساحل شمالی افریقا، کنار خلیج تونس.
  2. ۵۲. مولوخ یا مولک: یکی از خدایان ملل سامی بود که مردم فرزندان خود را زنده‌زنده در برابر ضریح او ـ به عنوان قربانی ـ می‌سوزاندند (ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۱، ص ۸۱).
  3. ۵۳. حسن پیرنیا،ایران باستان، ص ۱۴۵۵.
  4. ۵۴. ویلیام جیمز دورانت، همان، ص ۱، ص ۳۴۸.
  5. ۵۵. علی‌اصغر مصطفوی،اسطوره قربانی، ص ۱۰۱.
  6. ۵۶. آپولون پروردگار شعر، هنر‌های زیبا، کمان‌داری، پزشکی، خدای آفتاب و حامی غیب‌گویان (هومر، ایلیاد، ص ۴۴ پاورقی).

۵۷ ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۲، ص ۲۱۵.

  1. ۵۸. علی‌اصغر مصطفوی، همان، ص ۷۳.
  2. ۵۹. مارسل نیدرکانگ،بیست کشورامریکای لاتین، ترجمه محمد قاضی، ص ۳۸۴.
  3. ۶۰. سکاها بیابانگردانی در کنار دریای سیاه بودند. آنها از قبایل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بودند (ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۱، ص ۳۳۶).
  4. ۶۱. عباس قدیانی،تاریخ ادیان و مذاهب در ایران، ص ۶۸.
  5. ۶۲. Henninger, Ibid, p. 546.

۶۳ علی‌اصغر مصطفوی، همان، ص ۱۷۴.

  1. ۶۴. همان، ص ۱۷۳

۶۵ ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۱، ص ۳۴۵.

  1. ۶۶. همان، ص ۳۴۷.
  2. ۶۷. همان، ص ۳۴۸.
  3. ۶۸. Pictorial representations
  4. ۶۹. Henninger, Ibid, p. 546.
  5. ۷۰. ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۱، ص ۱۵۵.
  6. ۷۱. علی‌اصغر مصطفوی، همان، ص ۱۴۶.
  7. ۷۲. همان، ص ۱۷۴.
  8. ۷۳. Faherty, Ibid, p. 788.
  9. ۷۴. زیگموند فروید،توتم و تابو، ترجمه ایرج پورباقر، ص ۲۲۰.
  10. ۷۵. غلامحسین صدیقی، «جرعه فشانی بر خاک»،یادگار، ش ۸، ص ۴۹.
  11. ۷۶. Faherty, Ibid, p. 793.
  12. ۷۷. Ibid.
  13. ۷۸. Henninger, Ibid, p. 545.
  14. ۷۹. Faherty, Ibid, p. 794.
  15. ۸۰. Henninger, Ibid, p. 549
  16. ۸۱. علی‌اصغر مصطفوی، همان، ص ۴۰.
  17. ۸۲. سلتها نخستین‌بار در هزاره دوم پیش از میلاد در قسمت جنوب غربی آلمان و شمال فرانسه پیدا، و به سرعت در سراسر اروپا پراکنده شدند.

۸۳ همان، ص ۱۷۶.

  1. ۸۴. همان، ص ۱۷۸-۱۷۹.
  2. ۸۵. همان، ص ۱۷۹.
  3. ۸۶. ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۲، ص ۱۸۰.

۸۷ علی اصغر مصطفوی، همان، ص ۱۸۰.

  1. ۸۸. همان، ص ۱۷۲.
  2. ۸۹. همان، ص ۱۷۴.
  3. ۹۰. همان، ص ۴۰.
  4. ۹۱. همان، ص ۱۴۴.

۹۲ ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۱، ص ۸۰.

۹۳ همان، ج ۳، ص ۷۱.

۹۴ همان، ج ۲، ص ۲۱۶.

۹۵ همان، ج ۱، ص ۲۸۳.

۹۶ علی‌اصغر مصطفوی، همان، ص ۱۷۰.

  1. ۹۷. همان، ص ۱۴۸-۱۶۶.
  2. ۹۸. همان، ص ۱۷۸.
  3. ۹۹. ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۲، ص ۲۱۶.
  4. ۱۰۰. همان، ج، ۳، ص ۵۰.
  5. ۱۰۱. همان، ۱۶۳.
  6. ۱۰۲. حسین لسان، «قربانی از روزگار کهن تا امروز»،هنر و مردم، ش ۱۶۵و۱۶۶، ص ۲۱-۲۲.
  7. ۱۰۳. همان، ص ۲۰.
  8. ۱۰۴. علی‌اصغر مصطفوی، همان، ص ۴۰.

۱۰۵ همان، ص ۱۶۶-۱۶۸.

۱۰۶ همان، ص ۱۷۲.

  1. ۱۰۷. حسین لسان، همان، ص ۲۲.
  2. ۱۰۸. غلامحسین مصاحب، همان، ص ۲۵۳۳.

۱۰۹ Henninger, Ibid, p. 546.

  1. ۱۱۰. علی‌اصغر مصطفوی، همان، ص ۱۶۲.
  2. ۱۱۱. همان، ص ۱۶۳.
  3. ۱۱۲. همان، ص ۱۷۹

۱۱۳ حسن پیرنیا، همان، ص ۵۱۲.

  1. ۱۱۴. زیگموند فروید، همان، ص ۲۳.
  2. ۱۱۵. همان، ص ۲۲۵-۲۲۶.

۱۱۶ ویلیام جیمز دورانت، همان، ج ۱، ص ۸۱.

  1. ۱۱۷. زیگموند فروید، همان، ص ۲۳۱.
  2. ۱۱۸. همان، ص ۲۲۶.

۱۱۹ علی‌اصغر مصطفوی، همان ،‌ص ۵۱.

  1. ۱۲۰. همان، ص ۱۴۳.
  2. ۱۲۱. برای مشاهده عکس‌های این مراسم و جزئیات بیشتر، ر.ک:

http://www.best-ir8.com/ftopicp-1004961.html

  1. ۱۲۲. ژان شاردن،سفرنامه شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، ص ۱۵۵-۱۵۶.
  2. ۱۲۳. شاردن، ِژان،سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ص ۳۱۷-۳۱۸.

۱۲۴ علی‌اصغر مصطفوی، همان، ص ۲۲.



 

منابع


 

کتاب مقدّس، انجمن کتاب مقدّس.

آرون، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲.

استیس والتر، ترنس، دین و نگرش نوین، ترجمه احمد رضا جلیلی، ویراسته مصطفی ملکیان، تهران، حکمت، ۱۳۷۷.

باهنر، محمّدجواد، معارف اسلامی، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱.

بی.ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی‌اصغر حکمت، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰.

پالس، دانیل، هفت نظریه در باب دین، ترجمه و نقد محمدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی€، ۱۳۸۵.

پیرنیا، حسن، ایران باستان، تهران، سازمان کتاب‌های جیبی، ۱۳۴۲.

حسینی، سیداکبر و خواص امیر، منشأ دین بررسی و نقد دیدگاه‌ها، تهران، کانون اندیشه جوان، ۱۳۸۸.

دائره‌المعارف الکتابیه، ج۵، قاهره، دارالثقافه، ۱۹۹۶.

دورانت، ویلیام جیمز، تاریخ تمدن، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۵.

سلیمانی، عبدالرحیم، ادیان ابتدایی و خاموش، قم، آیات عشق، ۱۳۸۲.

شاردن، ژان، سفرنامه شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، تهران، توس، ۱۳۷۲.

شاردن، ِژان، سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۳۵.

صدیقی، غلامحسین، «جرعه فشانی بر خاک»، یادگار، ش ۸، ۱۳۲۴.

طباطبایی، سیدمحمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، مقدمه و پاورقی مرتضی مطهری، قم، دارالعلم، ۱۳۵۰.

ـــــ، المیزان، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی، چ پنجم، قم، جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم‏، ۱۳۷۴.

فروید، زیگموند، توتم و تابو، ترجمه ایرج پورباقر، تهران، آسیا، ۱۳۲۶.

قدردان قراملکی، محمدحسن، «جاودانگی شریعت و ملاک‌های آن»، فقه و حقوق، ش ۳، ۱۳۸۳.

قدیانی، عباس، تاریخ ادیان و مذاهب در ایران، تهران، فرهنگ مکتوب، ۱۳۸۱.

قائمی‌نیا، علیرضا، درآمدی بر منشأ دین، قم، معارف، ۱۳۷۹.

لسان، حسین، «قربانی از روزگار کهن تا امروز»، هنر و مردم، ش ۱۶۵و۱۶۶، ۱۳۵۵.

مصاحب، دکتر غلامحسین، دائره‌المعارف فارسی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۰.

مصطفوی، علی اصغر، اسطوره قربانی، بی‌جا، انتشارات علی اصغر مصطفوی، ۱۳۶۹.

مطهری، مرتضی، علل گرایش به مادیگری، چ سیزدهم، تهران، صدرا، ۱۳۷۲.

ـــــ ، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۶۸.

مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار‌الکتب الإسلامیه، ۱۳۷۴.

نیدرگانگ، مارسل، بیست کشورامریکای لاتین، ترجمه محمد قاضی، تهران، خوارزمی، ۱۳۵۶.

همیلتون، ملکم، جامعه شناسی دین، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، تبیان، ۱۳۷۷.

هومر، ایلیاد، ترجمه سعید نفیسی، بی‌جا، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، ۱۳۷۲.

Evans-Prichard, E.E., “The Meaning of Sacrifice among the Nuer”, in: Understanding Religious Sacrifice, Jeffrey Carter (ed.), New York, 2003.

Faherty, Robert L., “sacrifice”, in: The New Encyclopedia Britanica, ۱۵th Ed, Chicago, Encyclopedia Britannica, Inc, 1974.

Henninger, Joseph, “sacrifice”, in: The Encyclopedia of religion, Mircea Eliade (ed.), New York, 1987.

James, E.o., “Sacrifice”, in: Encyclopedia of Religion and Ethics, James Hastings (ed.), New York, Charles Scribners Sons.

Jensen, A.E., “From Myth and Cult among Primitive Peoples”, in: Understanding Religious Sacrifice, Jeffrey Carter (ed.), New York, 2003.

Mazlish, Bruce, “Comte, Auguste”, in: The Encyclopedia of Philosophy, Edwards Paul (ed.), New York, Macmillan, 1996.

Smith, William Robertson, “The Religion of the Semites”, in: Understanding Religious Sacrifice, Jeffrey Carter (ed.), New York, 2003.

Tylor, E.B., “Primitive Culture”, in: Understanding Religious Sacrifice, Jeffrey Carter (ed.), New York, 2003.

Zoe Petropoulou, Maria, Animal Sacrifice in Ancient Greek Religion, Judaism, and Christianity 100 BC- AD 200, Oxford, New York, 2008, retrieved from http://books.google.com.

منبع : فصل‌نامه علمی ـ پژوهشی معرفت ادیان

نمایش بیشتر

ســــۆزی میــــحڕاب

سایت ســــۆزی میــــحڕاب در آذرماه 1392 با همت جمعی از اهل قلم خوشنام و گمنام تاسیس شد ســــۆزی میــــحڕاب بدون جنجال و در اوج عملگرایی به ترویج مبانی میانه روی می پردازد ســــۆزی میــــحڕاب با هیچ جریان و هیچ احدی درگیری ندارد ســــۆزی میــــحڕاب رسالتی جز همزیستی و دگرپذیری ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن