اصول

قرآن راهنمای انسان، در مسیر زندگی

همان گونه که راهنمای سفر ، مسافر را همراهی می کند تا به او بیاموزد که سفر را از کجا آغاز کند و به کجا پایان دهد ، و چگونه با کمک این راهنما در طول مسیر ، جهت خود را تغییر دهد ، شایسته است که مسلمان در سفر زمینی خود ، راهنمای سفرش ، قرآن، نیز او را را همراهی نماید تا بداند سفر او از کجا آغاز شده و به کجا منتهی می شود ، و چگونه به کمک این راهنما پیچ و خم های مسیر را به سلامت طی کند . همان گونه که راهنما ، مسافر را از گم کردن راهش نجات می دهد و می کوشد او را از سرگردانی نجات دهد تا از بین نرود، به همین روش قرآن نیز با مسلمان رفتار می کند. وقتی مسلمان به آن مراجعه می کند او را از گمراهی و سرگردانی در زندگی دنیویش نجات می دهد ، و طبیعت جایگاه ها و قضایایی که در طول سفرش در این سیاره با آن ها روبه رو می شود، بیان می دارد و نگرانی و پریشانی را از چهره ی او می زداید و مانع از به هدر رفتن تلاش وی در این دنیا می گردد . بنابراین باید در آغاز بنگیریم که این دلیل و راهنما چه می گوید ؟
این همان امر بزرگی است که مطلوب پرودگار است ؛ این که دقت شنیداری به سمت قرآن معطوف گردد و تأثر خاشعانه از قرآن به هدایت منجر شود، به گونه ای که انسان را به آیات خداوندی در قرآن پایبند گرداند. به عبارتی دیگر،منجر به تحولی گردد به سوی روش درست زندگی. در زندگی روزمره انسان از تلاوت قرآن ومصاحبت با قرآن بی نیاز نمی شود . نفس تلاوت قرآن عبادت است، وقرآن تنها کتابی است که تلاوتش عبادت است، کتابی که خداوند برای خواننده ی آن به ازای هر حرفی،اجری و ثوابی در نظر می گیرد. خداوند متعال می فرمایند ؛{الله نور السماوات و الأرض مثل نوره کمشکاه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجه کأنها کوکب دری یوقد من شجره مبارکه زیتونه لا شرقیه و لا غربیه یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسسه نار نور على نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الأمثال للناس و الله بکل شیء علیم /
خدا نور آسمانها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى، و آن چراغ در شیشه اى است. آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت خجستهء زیتونى که نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى شود. نزدیک است که روغنش- هر چند بدان آتشى نرسیده باشد- روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى کند، و این مثلها را خدا براى مردم مى زند و خدا به هر چیزى داناست. سوره نور ؛ ۳۵ }.
آن چه قرآن را یاری نمود تا این تغییر شگرف را در نسل صحابہ کرام ایجاد نماید، برخورد و همراهی شایسته ی آنان با قرآن بود ، با در نظر گرفتن این نکته که آنان ابتدا سبب نزول قرآن را فهمیده بودند. راهنما و الگوی آن ها در این تغییر رسول الله صلى الله علیه وسلم بود ، پیامبر (ص) با تمام وجود با قرآن می زیست و زندگیش رنگ قرآنی به خود گرفته بود، گویی قرآنی متحرک بر روی زمین است. در نتیجه صحابہ و یاران پیامبر اسلام (ص) زندگی شان را رنگ و بویی قرآنی بخشیدند، با ظهور این نسل جدید، اسلام پاک ترین میوه اش را چید ، میوه ای که بشریت بعد از آن با این کمیت نمونه اش راندید . این حادثه امری شگفت بود که نشان دهنده ی توان این کتاب در ایجاد تغییرات ریشه ای در نفوس آدمیان است ….. مردمی صحرانشین بودند ….افرادی پابرهنه و لخت….. بی هیچ چیز با ارزش و گران بهای قابل ذکری، در برابر دو امپراطوری فارس و روم آن زمان محلی از اعراب نداشت و حتی می توان گفت که دنباله رو و پیرو آن ها بود…… کسی که در قوانین قرآن نظر بیفکند متوجه می شود که یک تقسیم بندی دوطرفه شکل گرفته و شروع آن زمانی است که فرد خواهان آن باشد این حالت هم چون معادلات ریاضی است که کامل شدن طرف اول سبب تحقق طرف بعدی می شود….. درنتیجه هدایت و گمراهی، سعادت و بدبختی، موفقیت و عدم موفقیت، امید و نا امیدی، پیروزی وشکست….همه ی این ها زمانی رخ می دهد که آدمی خود خواهان آن باشد.

حال سؤال این است که قرآن را چگونه بخوانیم ؟
بخوانیم تا از فصاحت و بلاغت آن در شگفت آییم؟
بخوانیم تا از آن پندهای اخلاقی برگزینیم و خود و اطرافیان را با آن موعظه کنیم؟
هر کدام از موارد بالا را که خواستیم، انجام می دهیم، و هیچ مانعی وجود ندارد به عنوان هدف قرار گیرد؛ و چنانچه رضایت خداوند متعال منظور باشد، چرا که هریک از موارد بالا وسیله ای است برای رسیدن به هدف بزرگ تری که خواسته وگم شده جامعه بشریت است انسان از دیرباز در پی آرامش روح و روانش بوده و به حکم فطرتش پیوسته کوشیده است به رمز و راز های خوشبختی دست یابد، و به این سان بتواند نگرانی های درونی اش را به امن و آسایش بدل کند ؛ اما گاهی خوشبختی را در به دست آوردن مال و منال، وغلتیدن درناز و نعمت و هرچند گاهی در پی سخنان نغز حکیمان وعارفان رفته ، تا رمز خوشبختی را دریافت کند ، ولی دیری نپاییده که دچار یأس و حرمان شد ه است. چه بسا هریک از این راه ها او را به بخشی از مطلوبش رهنمون سازد ، ولی حقیقت و واقعیت موجود گواهی می دهد که رموز خوشبختی در هیچ یک از این ها خلاصه نمی شود، و هرکس خواسته باشد به این رموز دست یابد، باید آن را در کلام خدای علیم و حکیم جست وجو کند؛ زیرا کلام خدا پیوند میان انسان و خالق هستی است . به عبارتی دیگر هدف اصلی قرآن کریم، نشان دادن راه های سلامتی و خوشبختی و باز کردن روزنه های امید بر روی انسان است. چه خوشبخت بوده اند، آنان که با قرآن ارتباط دایم و مستمر داشته اند ، و هیچ چیز را با آن برابر ندانسته اند. اگر ثروت ودولت و….. بخشی از نیازهای انسان را برآورده می سازد، ولی همیشه نگرانی از دست دادن آن وجود دارد، در حالی که بدون تردید دولت و ثروت قرآنی پایان ناپذیر است، و زیان وخسارت درآن راه ندارد ؛ { لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه …… = هیچ گونه باطلی، از هیچ جهت ونظری، متوجه قرآن نمی گردد ….. سوره فصلت ؛ آیه۴۲ }
مگر آن که انسان خود از آن صرف نظر کند و پناه برخدا نسبت به آن بی توجه و بی تفاوت باشد. اگر سخنان نغز حکیمان وعارفان وفلسفه و حکمت انسان را به سیر آفاق و انفس می برد، وبرای مدتی انسان راخشنود نگه می دارد، ولی روشن است که روش های آن خالی از عیب و نقص نیست، اما کلام خدا که عاری از عیب و نقصی است، چشم انسان را چنان بر آفاق و انفس می گشاید که انسان، اضطرابی از لغزش و سقوط احساس نمی کند؛ چرا که با منبعی پیوند یافته است که از سقوط او جلوگیری می کند. چون قرآن کتاب هدایت است لذا در مورد سنت ها و قوانینی که حاکم بر زندگی است بسیار سخن گفته ، بخصوص قوانین اجتماعی؛ زیرا سعادت انسان ها در گرو اجرای این قوانین است. ما در حالی که قرآن کریم را می خوانیم، نیاز به تربیت بر اساس آن داریم، چنان که نسل اول صحابہ کرام رضوان اللہ علیہم اجمعین آن را راهنمای خود در مسیر زندگی قرار دادن وبراساس آن تربیت شدند. قرآن نعمت بزرگی است که خداوند آن را خاص این امت گردانیده است و چون عزت مسلمین وابسته به تمسک به این قرآن و جمع شدنشان به گرد آن است، پس قرآن کریم آمده تا این مردم را تغییر دهد و امتی از آنان بسازد که کیان و شخصیتش را از نو رنگ و بویی تازه دهد و همت های فرزندانش را به آسمان اوج داده و به خدا مرتبط گرداند، به واسطه ی دین و ایمانی که مورد پسند خداوند است احساس عزت و احترام را در او پدید آورد
راهیابی به وسیله قرآن ؛
قرآن مجید با تأثیر عظیمی که در زندگی بشر و تحول تاریخ و مخصوصاً مسلمین داشته است ،اما چنانکه شایسته و بایسته مقام قرآن بوده به آن توجه نشده و در بین مردم مهجور مانده است و با آنکه خود قرآن فرمود {ولقد یسرنا القرآن للذکر} ما قرآن را برای پند گیری سهل و آسان قرار دادیم، باز عده ای از مطالب قرآنی مورد فراموشی و بی توجهی قرار گرفته است، همانطور که درباره ی امم سابقه در قرآن آمده است . {فنسوا حظا مما ذکروا به} قرآن مجید از اول تا آخر پیام الهی برای بشر است و آگاهی و آشنایی با تمام پیام لازم است، خصوصاً پیامی که از جانب خدا ومربوط به سعادت دنیوی و ابدی انسان ها باشد که تدبر در تمام آیات ومطالب آن لازم است ؛ { ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین / آن کتاب باعظمت که درحقانیت آن هیچ تردیدی راه ندارد، راهنمای پرهیزکاران است. }
قرآن را زندگی باید کرد ، این چکیده ی سخن تمامی مصلحانی است که در درازنای تاریخ اسلام، از قرآن سخن گفته اند و مردم را به بازگشت به آن فرا خوانده اند .
( لاریب فیه ) یعنی در این که از سوی خداست، شکی نیست. زیرامطالب آن به گونه ای است که جایی برای شک و تردید باقی نمی گذارد و اگر شکی در کار باشد، به خاطر سوءظن و روحیه لجاجت افراد است . چنانچه قرآن می فرماید ؛
[ فهم فی ریبهم یترددون / آنان درشکی که خود ایجاد می کنند، سردرگم هستند = توبه ۴۵]
هدف قرآن، هدایت مردم است واگر به مسائلی از قبیل خلقت آسمان ها و زمین وگیاهان و….اشاره کرده به خاطر آن است که توجه مردم به آنها موجب توجه به علم وقدرت وحکمت خداوند گردد (ولی هدف اصلی هدایت است).
بدیهی است که زیستن با قرآن، تنها درصورتی میسر است که جاذبه و زیبایی آن، بر تمام وجود ما سایه افکنده باشد این جاذبه هم تالی برفهم ومعرفتی است که ما نسبت به قرآن کسب کرده ایم .
قرآن وسیله هدایت همه مردم است ؛ { هدی للناس ←بقره ، ۱۸۵} همانند خورشید برهمه می تابد، ولی تنها کسانی از آن بهره می جویند که فطرت پاک داشته ودر برابر حق خاضع باشند ؛
{هدی للمتقین} همچنان که نور خورشید، تنها ازشیشه ی تمیز عبور می کند، نه از خشت و گل .
لذا فاسقان (لایهدی القوم الفاسقین)، ظالمان (لایهدی القوم الظالمین)،
کافران (لایهدی القوم الکافرین) ،
دل مردگان (لایهدی من هوکاذب کفار) ، و….از هدایت قرآن بهره مند نمی شوند .

سؤال ؛ این آیه می فرماید (لاریب فیه) شکی در آن نیست . در حالی که قرآن خود شک و تردید مخالفان را دراین باره بیان می دارد ( إننا لفی شک مما تدعونا الیه مریب ← هود ۶۲/) و سوره (ص←آیه ۸ سوره سبأ آیه←۲۱ )
بنابراین چگونه می فرماید (لاریب فیه)؟؟
پاسخ ؛ مراد از (لا ریب فیه) آن نیست که کسی درآن شک نکرده و یا شک نمی کند، بلکه منظور آن است که حقانیت قرآن به قدری محکم است که جای شک ندارد و اگر کسی شک کند به خاطر کور دلی خود اوست چنانچه درسوره نمل آیه ۶۶به آن اشاره شده (بل هم فی شک بل هم منها عمون) .
نکات آیه ؛
قرآن در عظمت، مقامی بس والا دارد (ذلک)
قرآن ،مایه هدایت خالص وبدون هیچگونه ضلالت وسردرگمی است (لاریب فیه هدی)
تنها افراد پاک و پرهیزکار، از هدایت قرآن بهره مند می شوند (هدی للمتقین)

به امید روزی که قرآن کریم محور اصلی در زندگی ما مسلمانان باشد .
قرآن ترازی عدلی است که از بیان حق زبانش کوتاه نیست .البته قرآن نور است ونقص از کار ونوشته های ماست .

امیدوارم همان گونه که در گلستان، خاک به گل تبدیل می شود ، در سایه ی آیات نورانی قرآن، نوشته های ما نیز به نور تبدیل شود.
اللهم آمین
تهیه و تدوین ؛ عبداللہ علی پور

منابع ؛ القرآن العظیم ، دراسات القرآنیه م قطب ، قوانین حاکم برهستی، مجله اصلاح ودعوت (ش ۱۰) ، قرآن منشور زندگی ، تفسیر گلشهاهی

نمایش بیشتر

عبدالله علی پور

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - نقده @ شغل : دعوتگر دینی و فعال اجتماعی - مدیر کانال تلگرامی @sozimihrab

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن