اندیشه ،دعوتقرآن و حدیث

مبارزه و دفع منکر یک فریضه دینی (۲-۱)

در حقیقت امر به معروف و نهی از منکر اصلی مهم از اصول اسلامی می باشد؛  در قرآن کریم  در صورت پای بندی به این مهم، امت محمد (ص) بهترین امت تعیین شده است.  همانگونه که خداوند متعال می فرماید : کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۱۱۰﴾  شما بهترین امتی هستید که [برای اصلاح جوامع انسانی] پدیدار شده اید، به کار شایسته و پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند و زشت بازمی دارید، و [از روی تحقیق، معرفت، صدق و اخلاص] به خدا ایمان می آورید. و اگر اهل کتاب ایمان می آوردند قطعاً برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمن [به قرآن و پیامبرند] و بیشترشان فاسقند.

عن أبی سعید الخدری قال : سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول : من رأى منکم منکرا فلیغیره بیده ،فإن لم یستطع فبلسانه ، فإن لم یستطع فبقلبه ، وذلک أضعف الإیمان . رواه مسلم  

از ابو سعید خدری روایت شده که گفت : از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که می فرمود : هر گاه یکی از شما شاهد کار بد و منکری بود بر اوست (در صورت توان) از آن با دست  (با زور) جلو گیری کند، اگر نتوانست به زبان، واگر نتوانست  قلبا از آن عمل تنفر داشته باشد؛ واین ضعیف تر ین مرحله ی ایمان است(۱).

معنی کلمات:

“منکم”:از مسلمانان مکلف ، خطاب به کل امت اسلامی است.

“منکرا”:عبارت است از ترک واجبات وانجام دادن حرامها ( هرچند کوچک باشند).

“فلیغیره”: از آن جلو گیری کند و به نیکی تغییر دهد.

“بیده”:اگر با دست توانایی تغییر آن را داشت، مثل شکستن آلات لهو ولعب، وریختن مشروبات الکلی، وممانعت کردن از ظلم و ضرب و شتم ظالمان(۲).

 اهمیت این حدیث:

این حدیث دارای جایگاه بزرگی است، چون نصی است دلالت بر وجوب انکار منکر و جلو گیری از آن می کند.امام نووی در مورد این حدیث می گوید :

موضوع مهمب است که امر به معروف و نهی از منکر بر آن پایه گذاری شده است، وهر گاه که منکر ات شایع شدند نیک و بد را فرا می گیرد، واگر دست ظالم را کوتاه نکنند نزدیک است که عذاب الهی همه ی انسانها را شامل شود.

 خداوند متعال می فرماید 🙁 نور ایه۶۳) کسی که طالب آخرت باشد، باید رضایت خداوند را کسب نماید توجه کردن به این مطلب منفعت زیادی در بر دارد(۳).

در سایه ی حدیث:

از زمانی که آدمیزاد در گیتی مستقر شده است حق و باطل با هم متضاد بوده اند، وهر گاه ریشه ایمان در قلوب انسانها خاموش شده ، خداوند کسی را فرستاده تا نفوس وقلبها را تزکیه کند و برای دفاع از حق کسانی را آماده می کند تا از دین دفاع نمایند، ودر نتیجه اهل باطل و گمراهان  با ذلت و پستی باقی می مانند. هر گاه برای آنان فرصتی فراهم شد، سعی می کنند تا در زمین فساد بر پا کنند. برای آنان نا خوش آید اگر نور ایمان در قلوب انسانها رسوخ نماید، وسعی می کنند تا با فعل و عمل موءمنان را در شر و بدی قرار دهند .

از ابن مسعود روایت شده که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه وآله وسلم ) فرمود :هر پیامبری که خداوند قبل از من فرستاده در میان امتش یاری دهند ه واصحابی  داشته، که به راه  وروش آن پیامبران اقتدا  می کردند،اما کسانی جانشین آنها شدند که چیزی می گفتند که به آن عمل نمی کردند وکاری انجام می دادند که به آن امر نشده بودند، هر کسی با دست و زبان وقلب با آنان بجنگد موءمن است  و کمتر  از آن به اندازه ی  دانه خردلی در قلب آنان ایمان وجود ندارد(۴).

فایده:

علت بیان نمون حدیث توسط ابو سعید:از طارق بن شهاب روایت شده که گفت :

اولین کسی که خطبه عید را بر گزار کرد مروان بود، مردی نزد او رفت وبه او گفت:ای مروان نماز قبل از خطبه خوانده می شود، مروان گفت : من در این جا چنیین نمی کنم، ابو سعید گفت : ولی این نوع خطبه خواندن چیزی است که در گذشته از پیامبر اسلام ( صلی الله علیه وآله وسلم ) شنیده ام(۵).

ودر روایتی از امام بخاری آمده کسی که منکر مروان بود ابو سعید خدری بود. ابو سعید خدری گفت : تا آن زمان که برای نماز عید از شهر خارج شدم مردم بر این عادت نماز می خوانند، هنگامی که به مصلی رفتم دیدم که “کثیر ابن صلت ” منبری را بنا کرده، دیدم که مروان می خواست قبل از خواندن نماز بر منبر صعود نماید، لباسش را کشید م ولی او مرا کشید. به او گفتم به خدا قسم عادت را تغییر دادی، مروان گفت : ای ابا سعید آن چه می دانستید گذشت. ابو سعید  می گوید : آنچه می دانم به خدا قسم بهتر است از آنچه نمی دانم.

مروان گفت : چون مردم بعد از خواندن نماز برای گوش دادن به خطبه نمی نشینند برای همین خطبه را پیش انداختم(۶).

این دو روایت به خاطر این است که مردی با زبان منکر عملکرد مروان بود ، اما ابو سعید با دست منکر عملکرد مروان بود، واحتمال دارد که واقعه طور دیگری باشد، امام نووی می گوید :” احتمال دارد که این روخ داد دو قضیه باشد؛ یکی برای ابو سعید ودیگری برای مردی با حضور ابو سعید”(۷)

حافظ می گوید : احتمال دارد که داستان با چند نوع روایت شده باشد، وتناقض در روایات “عیاض” و “رجاء ” دلالت بر آن می نماید، در روایت عیاض آمده که منبر توسط نماز گزاران بنا شده است ،ودر روایت رجاء آمده که مروان منبر رابا خود بیرون برده، شاید مروان به خاطر انکار کردن مردم منبر را بیرون برده ، ودستور داده تا دوباره منبر را با گِل و آجر درست نمایند، تا دیگر کسی منکر تقدیم خطبه بر نماز عید نباشد، ودلیل دیگری بر اختلاف در قضیه آن است که انکار کردن ابو سعید در بین او و  مروان رخ داده ، ولی انکار بعدی در جلو ودیدگان مردم رخ داده است(۸).

 حکم انکار کردن منکر:

ممکن است که انکار کردن منکر به دو نوع صورت گیرد:

۱ – فرض کفایه باشد همان گونه که خداوند می فرماید :(آل عمران آیه ۱۰۴).

*ابن کثیر در مورد تفسیر این ایه می فرماید :”منظور از آیه این است که باید دسته جمعی عهده دار این امر مهم باشند”(۹).

۲- وابن عربی در مورد تفسیر این آیه وایه ی بعدی آل عمران آیه ۱۱۰ می فرماید :

این آیات دلیل بر فرض کفایه بودن امر به معروف و نهی از منکر می باشد، وبعضی ازامر به معروف و نهی از منکر نصرت دین با اقامه حجت بر مخالفان دین اسلام می باشد(۱۰).

 ۲-فرض عین:

همان گونه که پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلم ) می فرماید : ( هر گاه یکی از شما کار بدی را دید باید آن را با دست خویش تغییر دهد، اگر نتوانست به زبان خود آن را منع کند، واگر نتوانست  قلباً از آن تنفّر جوید؛ و این ضعیف تر ین مرحله ی ایمان است ) (۱۱).

حدیث دلالت بر عام بودن وجوب انکار منکر می کند؛ یعنی هر شخصی شاهد منکری باشد باید در برابر آن موضع گیری کند.(به یکی از این سه روش) .

قاضی ابن عربی می گوید : زمانی امر به معروف و نهی از منکر فرض عین می شود اگر شخصی آن را به  صلاح خود ویا این که به صلاح طرف مقابل دانست (۱۲).

ابن کثیر می گوید : این امر بر تک تک امت اسلامی به اندازه توان واجب است،همانگونه که در صحیح مسلم از ابو هریر ه روایت شده که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه وآله وسلم ) فرمود 🙁 من رای منکم منکرا فلیغیره. ..) (۱۳).

امام نووی می گوید : بعضی وقت ها تکلیف -امر به معروف و نهی از منکر- از کسی می شود اگر در جای باشد که تنها خودش بر این امر مطلع ویا این که او توان جلوگیری از این عمل را دارد، مثل اینکه مطلع باشد که یکی از فرزندانش یا همسر و یا غلامش ، می خواهند کار منکری را انجام دهند ویا این که در امر معروفی کوتاهی نمایند(۱۴).

  شروط انکارمنکر :

برای جلوگیری از منکرات(ناهنجاری ها) چند شروطی لازم هست.  تا خدای نکرده دراثنای تغییر منکر دچار منکراتی نشود که مساوی یا بزرگتر از منکر طرف مقابلش شود.

  شرایط  امر به معروف و نهی از منکر:

۱ – یقین داشتن در منکر بودن آن عمل:

منکر به چیزی گفته می شود که شارع آن را منع کرده باشد فرق نمی کند حرام باشد یا مکروه، وکلمه منکر بر هر فعلی اطلاق می شود که در آن مفسده ای باشد. و یا این که شریعت ، آن را منع کرده باشد، اگر چه این اعمال از دیدگاه او منکر نباشد به علت کم سن وسالی ویا عدم عقل، لذا اگر شخص دیوانه مرتکب زنا و یا این که قصد زنا را نمود، و یا اگر بچه ای مشروبات الکلی را نوشید اعمال هر دو (مجنون و صبی) منکر می باشند ولازم است که جلو ی آنها را گرفت، اگر چه این کردار در حق آنها معصیت به حساب نیاید چون این دوشرط که عقل وبلوغ است  در آنان موجود نمی باشد.

۲ – این که منکر موجود باشد:

و این دارای سه حالت می باشد:

اولاً: طرف در حال انجام منکر باشد، مثل کسی که  در میان زنان در حال تردد باشد، و یا این که به زنی چشم دوخته، ویا جوانی هر روز  جلوی مدرسه ی دخترانه توقف نماید و به آنان نگاه کند، ویا این که در مورد کیفیت و درست کردن مشروبات الکلی زیاد پرس و جو نماید. برامر به معروف و نهی از منکر کننده لازم است که شخص را نصیحت و او را از عذاب و انتقام الهی آگاه نماید.

ثانیاً:در حال انجام دادن منکر باشد،  مثل اینکه در حال نشسن مشغول خوردن مشروبات الکلی باشد، و یا این که زن اجنبی بر او داخل شود ودر را براو قفل نماید وامثال اینها، دراین حال بر امر به معروف و نهی از منکر کننده واجب است که جلوی این زشتی ها  را بگیرد، با آن شرط که دراین راه دچار مشکل و ضرر نشود.

ثالثاً: این که فاعل منکر دچار معصیت شده باشد و به جز گناه چیزی برای او باقی نمانده باشد. مثل کسی که مشروب  خورده باشد، یا اینکه متوجه شد که در منزل دور دستی، زن بیگانه ای از آن جا خارج شود، وامثال اینها. آن وقت به جز عقاب و سزا مجالی برای امر به معروف و نهی از منکر باقی نمی ماند. وسزا دادن هم کار آمر به معروف و ناهی از منکر نمی باشد ، بلکه سزا دادن برعهده کسی است که بر معصیت کننده ولایت داشته باشد مثل پدرها و حاکمان مملکت.

۳ –  این که منکر ظاهر وحالت تجسس نداشته باشد مگر اینکه معصیت کننده خودش داد و فغان را سر دهد. بر مسلمان واجب است  در صورت مشاهده که جلوی منکرات را بگیرد. همانگونه که پیامبر اسلام ( صلی الله علیه وآله وسلم ) می فرماید : ( من رای منکم منکرا) اگر در مورد منکر شک وگمان  داشت، حق برخورد شدن و تفتیش را ندارد چون این کار شامل تجسس می شود که  حرام و ممنوع است.

۴ – این که انکار دراموراتی باشد که در مورد آنها اجتهادی موجود نباشد :

یکی از امورات لازم برای نجات شخص آمر به معروف و ناهی از منکر آن است که جهت قبول اجتهاد دارای سینه ی گشاد باشد در چیزهای که مورداختلاف می باشند.و دراین جا چندین مسایل فرعی که جزء اصول دین نمی باشند ودر مورد آن بیشتر مردم دچار اختلاف شده اند موجود می باشند، ودر حقیقت جای اجتهاد مجتهدین می باشند، واگر کسی با آن مسائل مخالفت داشته باشد کافر نمی شود؛ چون خداوند متعال میدان اجتهاد را در اختیار بندگانش قرار داده است  .

همانگونه که خداوند می فرماید 🙁 سوره هود آیه ۱۱۹).

اما مسائلی که در آن اجتهاد نباشد اگر کسی با قرآن و سنت پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلم ) وآن چه امت اسلامی بر آن اجتماع نموده اند، ویا به عنوان دین شناخته شده است مخالفت بورزد ، بر مسلمانان واجب است که جلوی منکر ات را بگیرند(۱۵).

   متفاوت بودن مسئولیت مردم در مقابل انکار کردن منکرات:

خداوند متعال به اندازه توان ما انسانها امر به معروف و نهی از منکر را بر ما واجب کرده است ، ولکن انسانها در قضییه واجب بودن دعوت با هم تفاوت دارند، مسلمانان عادی به اندازه توان خود باید مسولیت پذیر باشند، اهل وخانواده خود را به مسائل دینی توصیه نماید به آن اندازه که در کلاسهای موعظه یاد می گیرد.

به علت اینکه عالمان دینی وارث انبیاء می باشند، مسولیت آنها سنگین تر می باشد،  واگر خدای نکرده در این امر مهم سهل انگاری به خرج دهند امت اسلامی دچار نقص ومشکلا ت می شود، همانگونه که برای بنی اسرائیل رخ داد.

اما مسولیت حکام در این زمینه از عامه ی مسلمانان و علما سنگین تر است، چون دارای قدرت و سلطه می باشند وبیشتر مردم را از منکرا ت باز می دارند، وآنها ی که با موعظه از منکر ات دست بردار می شوند بسیار اندکند. واگر خدای نکرده حاکمان در این امر مهم کوتاهی کنند دچار بلای سنگینی می شوند، چون به سبب کوتاهی وسهل انگار ی حکام منکر ات دامن گیر جامعه می شود، واهل باطل وفسوق بر حق وصلاح مردم، احساس بی باکی و دلاوری می کنند(۱۶).

پس بر مسلمان واجب است که جلوی منکر ات را بگیرد به اندازه طاقت وتوان خود ، یا بادست، یا زبان، یاقلب ، واین نشانه ی ضعف ایمان است.

                                                    ادامه دارد

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن