تاریخ

محمد(ص) پیامبر رحمت و مرد آشتی و محبت

 پیامبر رحمت و مرد صلح و محبت
تمام تاریخ بشر، شخصیتی بزرگ و قائدی راهبر و شایسته و اصلاحگر و فرمانده ای بزرگ منش همچون محمد؛ پیامبر اسلام(صلی الله علیه و سلم) را به خود ندیده است و تاریخ کهن و جدید بشریت، تنها یک محمد را در آغوش گرفته است که به تمام خصلت های زیبا و بزرگ و والایی همچون فرهیختگی، اخلاق پسندیده و درون پاکی، دلسوزی و مهربانی، خبرگی و تخصص در همه جنبه های تربیتی و اجتماعی و نظامی و اداری و… به طور کامل آراسته باشد. خداوند متعال در تمام مسایل و جوانب متفاوت به اندازه ای فضایل و کمالات به پیامبر خویش بخشیده است که به اوج کمال و عظمت رسیده است و پرتوهای نور این فضایل، گوشه های تاریک زندگی بشریت را روشنی بخشیده است. به همین خاطر شایسته ی آن است که قرآن از ایشان به نور توصیف نماید: «قَد جآءَکُم مِنَ اللهِ نُورٌ و کِتَابٌ مَبِینٌ» (مائده/۱۵) یعنی: «از سوی خدا نوری (که پیغمبر است و بینش ها را روشنی می بخشد) و کتاب روشنگری (که قرآن است و هدایت بخش مردمان است) به پیش شما آمده است».

این توصیف زیبا تنها شایسته ذات پاک ایشان می باشد، زیرا که پیامی ارزشمند و مسئولیتی بس بزرگ بر عهده داشته و وظیفه راهنمایی همگانی را بر دوش داشته اند و رحمتی برای جهانیان و الگوی نیکی و پاکی برای تمام بشریت می باشد، آنگونه که خودشان در مورد محتوای رسالت و وصف مسئولیتشان می گوید: «إنما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق».

محمد(صلی الله علیه و سلم) از همان ابتدای پیامبری و تقبل رسالت پیام اسلام، گفتار و کردارش برگرفته از اسلام و پیاده کردن آیات قرآن بوده است. به همین خاطر ام المؤمنین عایشه(رضی الله عنهما) در جواب این سوال که پرسیدند، اخلاق پیامبر(صلی الله علیه و سلم) چگونه بوده است؟ با جمله ای مختصر و پربار جواب می هد: «کان خلقه القرآن» یعنی: محمد قرآنی زنده بود و حرکات و رفتارش مطابق با محتوا و آیات آن بود و بر اساس راهنمایی های آن به پیش می رفت و گام بر می داشت و قرآن را چراغ روشنی بخشِ شاهراه خویش قرار داده بود و فرامین و نواهی و قوانین آن، برنامه زندگی اش شده بود و آدمیت را به سوی نور آن دعوت می کرد و بدین ترتیب به رمز و سمبل اسلام و قرآن و سرمشق و الگوی ایمانداران تبدیل شده بود، به همین خاطر خداوند متعال می فرماید: «لَقَد کَانَ لَکُم فِی رَسُولِ اللهِ أُسوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَن کَانَ یَرجُو اللهَ وَ الیَومَ الآخِرَ وَ ذَکَرَ اللهَ کَثِیرًا» (احزاب/۲۱) یعنی: «سرمشق و الگوی زیبایی در (شیوه ی پندار و گفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته و جویای قیامت باشند و خدای را بسیار یاد کنند».

بی شک مژده و بشارت میلاد محمد(صلی الله علیه و سلم) اعلام انقلابی سراسری و فراگیر بود که با رشد و سر بر آوردن و گرفتن هدیه پیامبری، چتر آزادی را بر روی تاریخ جهان بشریت گشود و بند و زنجیر بردگی را از دست و پای بردگان و مظلومان باز کرد و بدین ترتیب انسان زمام آزادی و آزادگی خویش را به دست گرفت و برنامه و شناسه ای از نو برای انسان و جهان و تاریخ پی ریزی کرد.

انسان در اوج تاریخ، قرار گرفت و گام هایش را به سوی آینده ای بهتر و زندگی سرافرازتر و مملوء از دادگری و عدالت استوار گردانید، کشتزار جهان متوقف گشت تا اینکه پاکی و نیکی و توسعه را در آغوش گیرد و تاریخ، صفحه ای سفید و تازه را برای ثبت سروری و عدالت و کمالات انسان و انسانیت گشود.

زندگی نامه محمد(صلی الله علیه و سلم) کتابی است که الگو های اعلی و والا را در تمام زمینه ها برایمان روشن می سازد، جنگ و صلح، تعاملات زیبای همسرداری، تعامل با همسایگان و خویشاوندان، امورات مربوط به رهبری و مسئولیت فرمانروایی و سیاست، گفتگو و در کل در تمام جوانب زندگی، سرمشق و الگو برای همه می باشد.

محمد نه تنها رحم و دلسوزی داشت، بلکه خودش سراسر رحم و مهر و دلسوزی بود برای همه. رحمی که ایمانداران و غیر ایمانداران از آن بهره مندند، رحمی که همه ما در سایه آن به آسودگی رسیدیم: «بالمؤمنین رؤف رحیم». کافران و منافقان نیز از رحم و شفقت پیامبر(صلی الله علیه و سلم) بهره مند می گشتند، آنگاه که از پیامبر(صلی الله علیه و سلم) خواستند که بر علیه کافران دعا کند، در جواب فرمودند: «إنی لم أبعث لعانا و انما بعثت رحمه» یعنی: «من برای لعنت و نفرین نیامده ام، بلکه من برای رحمت و شفقت برگزیده شده ام».

نور رحمت پیامبر(صلی الله علیه و سلم) در هر زمان و مکانی و هر شرایطی و در مورد هر کسی، بر همگان پرتو افکنده است. آن گاه که گریه کودکی در هنگام نماز، دل ایشان را به خروش می آورد و در نماز شتاب می کند که مبادا مادرش دل نگران شود. هیچ گاه در مقابل بدی، به فکر انتقام نبوده و بخشش و مغفرت، پیشینه ی همیشگی شان بوده است. انس(رضی الله عنه) می گوید: ده سال در خدمت پیامبر(صلی الله علیه و سلم) بودم، برای یک بار نیز نشنیدم که (اُف) بر زبانشان بیاید، هیچ گاه نگفتند چرا این کار را کردی یا چرا چنین نمی کنی؟ عایشه می فرماید: پیامبر(صلی الله علیه و سلم) هیچ گاه بر همسر یا خدمتکاران و یا هیچ کس دیگر دست بلند نکرده است، به جز در هنگام جهاد و جنگ و علیه دشمنان اسلام و مسلمانان.

اقیانوس مهربانی و رحمت پیامبر به اندازه ای وسعت داشت که در برابر اشتباهات و گناهان دیگران به جوش نمی آمد و عکس العمل تندی از خود نشان نمی داد، انس روایت می کند: در مسجد در خدمت رسول خدا بودیم که اعرابی صحرانشین به داخل مسجد آمد و در همان جا رفع حاجت کرد، صحابی برخاستند و بر آشفتند و خواستند سرزنش و مجازاتش کنند، پیامبر(صلی الله علیه و سلم) فرمودند: آرام بگیرید و اذیتش نکنید و رهایش کنید. او را رها کرد تا کارش به اتمام رسید و سپس او را صدا زد و با ملایمت کامل او را نصیحت کرد و فرمودند: این مساجد مکان رفع حاجت و … نیستند، مسجد جای نماز و عبادت و خواندن قرآن و یاد خداست. سپس فرمودند که آب بیاورید و مکان نجاست را آبپاشی کردند.

رحمت پیامبر(صلی الله علیه و سلم) همیشه از عصبانیتش سبقت می گرفت و در هنگام جنگ نیز همراه اینکه با تمام قدرت می جنگید، اما رحمت و مهربانی ایشان همچنان جاری بود. دارای قلبی آنچنان آرام و بزرگ بود که زمانی که در غزوه احد، عمویش حمزه؛ شهید شد و حتی جسدش را شکافتند و عبدالله جحش شهید شد و جسدش را دونیم کردند، آنگاه که سر مبارک پیامبر(صلی الله علیه و سلم) را شکستند و خون بر پیکر مبارکشان سرازیر شد، زمانی که مشرکان تمام قدرت و توان خویش را جمع کرده بودند و به ایشان حمله برده و می خواستند که ایشان را به شهادت برسانند، با آرامی و سرشار از رحمت و دلسوزی دعا می کرد: «اللهم الغفر لقومی فانهم لا یعلمون» یعنی: خدایا از قومم در گذر که آنها نمی دانند و حقیقت را درک نمی کنند.

در اوج قدرت و قله پیروزی و هنگام فتح مکه، با کسانی که او را از دیار و زادگاه خویش بیرون کردند و در شیب ابوطالب محاصره کردند و موجب مرگ همسر وفادارش، بانو خدیجه شدند و برای کشتن پیامبر(صلی الله علیه و سلم) توطئه چیدند و دل و درونشان نسبت به پیامبر رحمت پر از نفرت و بیزاری بود، چگونه رفتار کرد؟ آری در آن هنگام که با ده هزار سرباز مسلح و با سپاهی آماده بر سرشان فرود آمد و با شمشیر در دست و اوج قدرت و سرشار از اراده به مردم مکه گفت: انتظار دارید امروز با شما چکار کنم؟ آن ها نیز که از همان کودکی با رفتار و عملکرد و اراده و خیرخواهی محمد آشنا بودند، گفتند: تنها خیر و نیکی را از برادر بزرگ و بزرگوار و برادرزاده بخشنده و ارجمندمان انتظار داریم. پیامبر(صلی الله علیه و سلم) سخن یوسف پیامبر را که به برادرانش گفته بود، به آنان فرمود: «قَالَ لَا تَثرِیبَ عَلَیکُمُ الیَومَ یَغفِرُ اللهُ لَکُم وَ هُوَ أَرحَمُ الرَّاحِمیِنَ» (یوسف/۹۲) یعنی: «(یوسف پاسخ داد و) گفت: امروز هیچ گونه سرزنش و توبیخی نسبت به شما در میان نیست (و بلکه از شما در می گذرم و برایتان طلب آمرزش می نمایم. ان شاءالله) خداوند شما را می بخشاید، چرا که او مهربانترین مهربانان است (و مغفرت و مرحمت خود را شامل نادمان و توبه کاران می نماید)». پیامبر(صلی الله علیه و سلم) به اهل مکه گفت: «اذهبوا فأنتم الطلقاء» یعنی: «بروید که همه شما آزاد هستید».

 چه کسی می تواند در چنین لحظات حساسی اینگونه در مقابل آن همه ستم و تنفر و مخالفت آرام بگیرد و همچون اقیانوسی از رحمت و مهر و شفقت شده و این چنین همه را ببخشد.

 منابع:
خاتم النبیین لمحمد أبی زهره.
السیره النبویه الصحیحه للدکتور أکرم ضیاء العمری.
صفحه (مع الحبیب من موقع إسلام أونلاین.نت)
موقع الإسلام الیوم.

 نویسنده: عبدالرحیم معرفتی
مترجم: کلثوم حسن زاده

برچسب ها
نمایش بیشتر

کلثوم حسن زاده

@@نویسنده و مترجم و شاعر ایران - آذربایجان غربی - سردشت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن