خانواده

مردان ” قیّم زنانند یا قوّام” آنان ؟!

سپاس و ستایش بی حد خدای یکتا ویگانه را، ودرود وسلام بی پایان برپیامبر گرامی خدا وأصحاب ویارانش که جامعه اسلامی وانسانی رابه وسیله فرهنگ ومعارف ناب وبکر اسلامی، تعالی بخشیدند . قلمرو سرپرستی مرد بر زن ؟؟؟

آیا این سرپرستی شامل تمام جوانب مختلف زندگی زن می شود؟ یا اینکه تنها مقید است به چیزی که به زندگی زناشویی تعلق دارد؟ قبل از پرداختن به این موضوع باید عرض کنم که اولین مسأله که دشمنان اسلام وفریب خوردگان ومقلدان بیگانه آن را مورد حمله قرار داده اند، مسأله سرپرستی وقوامت مرد برخانواه است که اسلام این قوامت وسرپرستی رابه عنوان تکلیف نه تشریف و برای تحمیل بار سنگین نه به عنوان ترویج و تفضیل بردوش مرد انداخته است. در واقع قوانین جدید ودمکراسی عصر حاضر نیز بااین اصل اسلامی دراین موضوع موافق است که به مرد حق داده است تا مشرف وناظر برامور خانواده باشد. ولیکن نه به آن وضوح کاملی که اسلام ازآن پرده برداشته است. چون قوانین جدید می گوید ؛ کسانی که مالیات و عوارض دولت را می پردازند و. …حق دارند قوانینی راوضح کنند که به مصلحت خودشان باشد. اعتراض بر قیومیت مردان بر زنان !؟ معترضی گفته است دین اسلام مردان را قیم زنان قرار داده ودر قرآن آمده است؛( الرجال قوامون على النساء/۳۴ ،سوره نساء) پس دین اسلام شأن ومنزلت زنان را این اندازه پایین آورده که مانند افراد نابالغ و افراد محجور علیہ درتصرفات خود آزاد نیستند ومحتاج به [ قیم] می باشند ومردان قیوم زنان هستند . جواب ؛ کلمه [ قوامون ] کے در آیه آمده است جمع {قایم} است نه جمع {قیم} و قوام صیغه مبالغه { قایم} است و هرگاه { قایم} با { علی} وهمراه أهل وخانواده ذکر گردید بمعنی رسیدگی به کارهای آنها وتأمین وسایل زندگی آنهاست در (المعجم الوسیط) آمده است ؛ ( قام علی أهله؛ تولی أمرهم وقام بنفقاتهم) وآنچه از آیه فهمیده می شود این است که مرد (قایم) وانجام دهنده کارهای زن وتأمین کننده وسایل زندگی اوست، و { قیم} و {قایم} این فرق رادارند که {قیم} درمورد افرادی است که به هیچ وجه صلاحیت تصرفات راندارند مانند افراد نابالغ ومحجور وغیره و { قایم} درمورد کسانی است که در مواردی { تصرفات درامور شخصی} صلاحیت کسان دیگری از آنها بیشتر است بنابراین تحقیری که از گماشتن { قیم} استنباط می گردد به هیچ وجه ازگماشتن { قایم} استنباط نمی گردد وتنها مطلبی که با دلالت التزامی از آیه به خوبی استنباط می شود وبقیه نصوص دینی نیز آنرا تأیید می نماید-این است که دردین اسلام، مرد مدیر مسئول امور منزل ورئیس خانواده است وزن دستیار مرد و تحت ریاست او وظائف خودرا انجام می دهد واین مطلب هم جزئی است ازکل این قضیه که یکی از پیامهای دین جهانی وهمگانی اسلام این است که از اساس وازنخستین سنگ زیر بناها ( یعنی خانواده)، جامعه بزرگ انسانی را مرتبط ومتحد نماید، همان جامعه بزرگ انسانی که مرکب است ازکشورها، وکشورها مرکب هستند از یکایک خانواده ها که کوچکترین واحد اجتماعی وزیر بنای همه جامعه ها هستند، ونظم وثبات وآرامش این واحدهای اجتماعی علاوہ بر اینکه مایه نظم و ثبات وآرامش همه جامعه ها هستند ، یکایک آن خانواده ها که مؤسسه بقای نسل انسانی هستند، به هیچ وجه اهمیت آنها از مؤسسه های دیگر کمتر نیست که اراده هرکدام ازآنها بدون مدیر مسئول ورئیس مؤسسه امکان پذیر نمی باشد، وبدیهی است ازدونفر (یکی زن و دیگری مرد) که کاندیدای این مقام هستند، باید آن مقام را به یکی از آنها سپرد که بر اداره آن مؤسسه ازدیگری تواناتر وارلحاظ قوای جسمانی نیرومند تر، ودرتحمل خشونتها ومشقتها صلابتش بیشتر، ودربرابر امواج عواطف وهیجانها مقاومتر وبرای کسب أموال تواناتر وبرای هزینه کردن آن دست ودل بازتر باشد و آشکارا می بینیم که توانایی وکارایی وویژگیها، درصنف مردان نسبت به زنان بیشتر است و همان آیه ای که به دلالت التزامی دال بر ریاست مردان برزنان است، همین توانایی وکارایی وویژگیها رادلیل قرار می دهد ومی فرماید؛ ( الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما أنفقو من أموالهم ……. / سوره نساء ۳۴ ؛ یعنی مردان انجام دهندگان کارهای زنان وتهیه کنند گان وسایل زندگی آنان { وسرپرست آنان در جامعه کوچک خانواده} هستند ، به سبب اینکه خدا بعضی از انسانها را {یعنی مردان را در توانایی و کارایی و قدرت کار و مقاومت و غیره} نسبت به بعضی دیگر {یعنی زنان} برتری بخشیده است{وهمچنین به سبب اینکه} مردان اموال ودارایی خود را هزینه کرده اند .

نکته های آیه ؛ الف : [ قوام ] به کسی گفته می شود که تدبیر و اصلاح دیگری را بر عهده دارد.

ب : [ نشوز] از [ نشز] به معنای زمین بلند وبه سرکشی وبلند پروازی نیز گفته می شود. ج ؛ شرط سرپرستی ومدیریت ، لیاقت تأمین واداره زندگی است وبه این جهت، مردان نه تنها در امورخانواده، بلکہ درامور اجتماعی، قضاوت وجنگ نیز بر زنان مقدمند ، ( بم ا فضل الله. …و بما أنفقوا ) وبه این خاطر نفرمود ؛ ( قوامون علی أزواجهم ) زیرا که مسئله زوجیت مخصوص زناشویی است وخدا این برتری را مخصوص خانه قرار نداده است . گرچه برخی زنان ، درتوان بدنی یا درآمد مالی برترند، ولی درقانون وبرنامه، باید عموم رامراعات کرد، نه افراد نادر را . د ؛ دریک اجتماع دونفری هم، یکی باید مسئول وسرپرست باشد . س ؛ در اداره امور زندگی، باید تعقل تدبیر، براحساسات وعواطف حاکم باشد (الرجال قوامون علی النساء) ص ؛ نظام حقوقی اسلام بانظام تکوین و آفرینش هماهنگ است. حق مدیریت مرد، به خاطر ساختار جسمی وروحی اوست . حال اگر باوجود صلاحیت بیشتر مردان برای ریاست خانه وخانواده ها، بازنان مدعی احراز این مقام گردند، اولا قابل قبول کسی نیست که شخصیتهای دارای صلاحیتهای طبیعی و اکتسابی، ومحتمل تمام زحمات پیداکردن وسایل زندگی، عنان اختیارات خودشان راتحت فرمان کسی قرار دهند، که نسبت به آنان فاقد صلاحیت های طبیعی واکتسابی، وبرای پیداکردن وسایل زندگی نیز هیچ زحمتی رامتحمل نشوند، ثانیاً چون مردان تأمین کننده تمام وسایل زندگی زنان هستند، وزنان بدون کمک مردان حتی قادر به تأمین چند وعده غذای خود هم نیستند، بنابراین مردان همیشه یک سلطه وسیطره باطنی رابرزنان دارند، وریاست زنان به فرض قبول آن یک ریاست ظاهری و تدریجا منزل راصحنه برخورد تضادها وپیدایش دعوا، وکشمکشها و غالباً بروز جنگها وایجاد جدائی وفروپاشی خانواده ها می سازد. آیا زن با جنبه وجدانی، احساس نازک، رقت عاطفه تأثیر پذیری شدید وتأثر به چیزهای که خداوند برای ادای وظیفه مادری وپرستاری از کودک به وی بخشیده برای این کار سزاوارتر ازمرد است؟ که اگر زن مکلف به سرپرستی شود آرامش وشادی وجمال خانه رافرانمی گیردوکودک احساس سعادت وراحتی وگرمی آغوش مادر را نمی کند . این صفات برای زن از صفات کمالیه وتکمیل کننده وظیفه زندگی اوست، آیا زن که حال وی چنین است مستحق سرپرستی وقوامت است که سراسر رنج وزحمت است ؟! یا مردی که جنبه تفکر وادراک وصبر وبردباری وشجاعت واقدام وازخود گذشتگی بروی غالب است ؟! بدیهی است که این صفات زیربنای سرپرستی وریاست می باشند و بیشتر این صفات درمردان هستند تادرزنان . خداوند که در قرآن به این دومبنای قوامت وسرپرستی اشاره فرموده ( الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض وبما أنفقوا من أموالهم ../نساء -۳۴ ) خداوند دراین آیه مقرر فرموده است که وسیله فضیلت دوقسم است ؛

الف ؛؛ جنبه فطری – مانند صفاتی که ذکر کردیم، به علاوه کمال مزاج مرد و قوت و جمال که در بقیه حیوانات نیز وجوددارد .

ب ؛؛ جنبه کسبی – به سبب این که مرد هزینه خانواده رابه عهده دارد وبه زن مهریه می دهد واز او حمایت می کند وبه اوعنایت وتوجه دارد؛ لذا مراد از قیومت وسرپرستی مرد مشرف بودن ومراقب بودن خانواده است، ریاستی است که مرئوس درآن به اداره واختیار خود عمل می کند و مراد آن نیست مرئوس مسلوب الاراده باشد وهیچ عملی رابدون اراده رئیس انجام ندهد همانگونه که شیخ محمد عبده گفته است کارشوهر دراین سرپرستی ارشاد وراهنمایی و توجیه ومراقبت برای اجرای کارهایی است که بدان نصیحت می کند و. …. انحراف ومسخره بازی درآوردن :!! علی رغم قوت منطق ودلایل روشن وشهادت واقع و تأیید قوانین جدید برای قانون اسلام درواگذاری قیومت وسرپرستی به مرد درداخل خانواده، هستند یاوه گویانی که برضد این قانون اسلامی ژاژ خایی می کنند، بدون این که منطق یادلایل قوی داشته باشند، از جمله دکتر خلیل احمد خلیل درکتاب المرأه العربیه و قضایا التغیر ، خانم دکتر سلوی خماش درکتاب المرأه العربیه والمجتمع التقلیدى المتحلف و اسماعیل مظهر در … ، این افراد در حمله برقیومت وسرپرستی مرد درخانواده می گویند ؛ الف ؛ این قیومت وسرپرستی خودیک نوع بردگی وبرده داری است و اطاعت زن از شوهر ناشی از نظام برده داری است ب ؛ سرپرستی مرد برزن زمانی بود که تولید وکسب تنها دردست مرد بود و اما امروز زن همانند مرد کار میکند، تولید می نماید، پس قیومت مرد برزن چه معنایی دارد ؟؟!!! ج ؛ جهل و بی سوادی سبب شده بود که مرد درخانه رئیس وسرپرست باشد واما زن امروز درس خوانده ومجهز به فرهنگ روز است، لهذا نیازی به سرپرست ندارد . مناقشه ویا رد دلایل منکرین ؛ الف ؛ به راستی سرپرستی مرد در خانواده واطاعت زن از شوهر رابردگی زن به حساب آوردن، گفتاری است به دور از صواب و حقیقت، زیرا ؛ اسلام درارزش انسانی مشترک، مساوات بین زن و مرد رامقرر داشته است ( یا أیها الناس إنا خلقناکم من ذکر و أنثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم إن الله علیم خبیر / اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى تردید، خداوند داناى آگاه است. ۱۳-سور ه حجرات) ب ؛ همچنین اسلام درکارهای مسئولیت وجزاء بین آن دومساوات مقرر داشته است ،( من عمل صالحا من ذکر أو أنثى و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم أجرهم بأحسن ما کانوا یعملون /هر کس-از مرد یا زن- کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعا او را با زندگى پاکیزه اى، حیات [حقیقى ] بخشیم، و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى دادند پاداش خواهیم داد. (۹۷ ، سوره نحل )

وسوره های نساء ، ۳۲ ؛۱۳۵ / مائده؛ ۳۸/نور؛ ۲ ؛ وهمچنین درحد رجم وقذف میخوارگی و….مساوات بین آنان راقائل است. ج ؛ درحق ملکیت وانواع تصرف در آن از قبیل دادوستد ، هبه، بحشش، رهن، وکالت ، جزاء، کیفر، مالی محض، و…اسلام بین زن ومرد مساوات قائل است . این دلایل کافی است برای تکذیب این پندار که گویا قومیت و سرپرستی مرد برای زن بردگی است؛ چون هرگز بردگان دراین مسائل صاحب حق مساوات نبوده اند واین بهره ها نصیبشان نشده است .

د ؛ گمان می کردند که مرد بدان جهت درقدیم برزن قیومیت داشت چون تنها مرد کار میکرد دیگر نیازی به آن نیست و….. اما واقعیت امروز دنیای غرب این پندار را رد می کند، چون زن آنجا کاسبی می کند و از نظر اقتصادی مستقل است با وصف این هنوز قیادت وریاست مرد و سرپرستی وی را می پذیرد وبدان اطمینان دارد و می کوشد تادرزیر چتر این حمایت زندگی نماید وجز درزیر سایه مرد احساس آرامش واطمینان خاطر ندارد. بلکہ اصولاً درجوامع غربی آرامش نمانده، اساس خانواده درهم ریخته و این سرپرستی از محتوی و معنی خود خالی شده و از معنی قوامت و سرپرستی تنها لذت حیوانی رامی شناسند و این لذت با هرشخص قابل وصول است به ویژه که دین واخلاق درنزدشان وجود ندارد .هر اندازه دانش و فرهنگ زن بیشتر باشد بیشتر به سرپرستی شوهر پناه می برد، چون تسلیم شدن به سرپرستی مرد بیشتر جوابگوی ندای فطرت زن است . سرپرستی بر زن ، همان میل روحی زن است به اصل فطری خویش. درخانواده ای که صفات شایسته سرپرستی در شوهر وجود ندارد ، درچنین خانواده ای زن احساس محرومیت واضطراب می نماید ، بلکہ کودکانی که در چنین درخانواده ای زندگی می کنند ، دچار انحراف روحی و عصبی وعملی واخلاقی شده اند . ما گفتیم که اسلام درجمیع امور دینی و دنیوی بین زن و مرد مساوات قایل است، مگر دراموری که برابر طبیعت باهم فرق می کنند وطبیعت آنان مقتضی فرق بین آنهاست ؛ مانند عدم وجوب نماز وروزه درایام قاعدگی ووجوب قضای روزه ومعاف بودن از قضای نماز ایام قاعدگی یامانند عدم وجوب جهاد برزن چون قابلیت بدنی جهاد راندارد یامنع زن ازریاست کشور به علت سنگینی بار مسئولیت آن و…

بسیاری از مفسران درتفسیر آیات به ولایت وقوامت مطلق مرد بر همسرش رأی داده اند همانند ؛ إبن اثیر و إبن کثیر، صاحب تفسیر کشاف . البته مفسرین دیگری باتوجه به این که (سوره نساء) درضمن آیاتی بیان شده که به شئون زنا شویی مرتبط می گردند ،مثل آیه (ولهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه) دراین جا می گویند ، درجه برتری مرد تنها درامور مربوط به روابط زناشویی است واین به عدالت نزدیک تراست : رأی ، إبن عباس، قرطبی، شیخ محمد عبده، إبن عطیه، ماوردی. .. لهذا معتقد هستند که قیومیت عام نیست بلکہ خاص می باشد نتیجه ؛ برزوجین لازم است که تفاهم وتعاون داشته باشند تا کشتی زناشویی به آسانی وبدون خستگی وماندگی به سر منزل مقصدبرسد ونباید پیوندهای زناشویی درچهارچوب امورواجب برآنها باقی بماند، بلکه باید باهم ائتلاف کنند تامعنی این آیه درزندگی آنان تحقق یابد که می فرماید ؛ و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها و جعل بینکم موده و رحمه إن فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون / واز نشانه هاى او اینکه از[نوع ] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت ] براى مردمى که مى اندیشند قطعا نشانه هایى است. (۲۱ ؛ سوره روم) . این فضل خداوند رحمتگری است که با مهر آفرینی خود، درمیان زن ومرد (مودت ورحمت) قرار داد تادرکنار هم بیاسایند و….

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

تهیه وتدوین ؛ عبدالله علیپور

 

نمایش بیشتر

عبدالله علی پور

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - نقده @ شغل : دعوتگر دینی و فعال اجتماعی - مدیر کانال تلگرامی @sozimihrab

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن