شخصیت هاگفتگو

مصاحبه اختصاصی سوزی میحراب با یوسف سلیمان زاده ،نویسنده و پژوهشگر سقزی

💠 مصاحبه اختصاصی سوزی میحراب با آقای یوسف سلیمان زاده پژوهشگر و نویسنده توانمند سقزی
سوزی میحراب: ضمن تشکر و سپاس به خاطر وقتی که در اختیار ما گذاشتید؛ مشتاقیم برای آشنایی بیشتر خوانندگان با شما تاریخچه ای کوتاه از زندگیتان را برای ما بیان بفرمایید.
یوسف سلیمان زاده:  بسم‌الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما و همه ی خوانندگان و‌ مخاطبان بزرگوار سوزی میحراب
دوران دانشجویی دفتر خاطراتی داشتم که اسمش را گذاشته بودم درد دل باغذ و تمامی دلنوشته ها و درد دل ها و راز و نیازهایم با خداوند را در آن ثبت می کردم. در صفحه نخست و قبل از نوشتن زندگی نامه ی خویش جمله ای را انتخاب کرده بودم به نام قصه ی ما سنگ را به گریه می اندازد و به راستی اگر کارگردانی داستان زندگی ما را فیلم می کرد و بازیگران نقش ها را ماهرانه و به صورت واقعی بازی می کردند داستان زندگی ما بسیاری از سخت دلان را به گریه می انداخت. من در خانواده ای متولد شدم که پدرم کاک ابوبکر معروف به عه بو سیته گه ری خودش یتیم و بدون مادر بزرگ و مادرم هم داده فاطمه از همان کودکی پدرش را از دست داده بود و زیر دست عمویش بزرگ شده بود. روستای محل تولدم گل مرزنگ وابسته به بخش سیمینه بین میاندواب و بوکان بود. بنا بر شرایط اوایل انقلاب مجبور شدیم روستا را به مقصد بوکان ترک کنیم. پس از چند سال زندگی در بوکان با فوت مادرم خانواده ی هفت نفری ما برای همیشه در این دنیا از هم پاشید. من و یونس برادرم که کلاس پنجم بودیم پیش پدرم و نزد نامادری زندگی جدیدی را شروع کردیم. خواهرم آمنه و ناصر که یک سال داشت راهی گل مرزنگ شدند تا زیر دست همان عمویی بزرگ شوند که مادرمان را بزرگ کرده بودند. کاحه مه و داده خاتوزین که معروف به یتیم پروری بودند اکنون هر دو در قید حیات نیستند و ان شاءالله مشمول رحمت الهی خواهند بود.
برادر تازه متولد شده به نام منصور هم در یک خانواده دیگر با شناسنامه ی جدید و با اسم دیگر به نام جلال زندگی جدیدی را آغاز نمود.
پدرم هم با زن دیگری به نام هاجر ازدواج نمود که پسری همسن من داشت. پدرم که بنا بر جبر و شرایط حاکم نتوانست برخی فرزندان خویش را در پیش خویش داشته باشد پسر نامادریم به نام یوسف را بزرگ نمود. تمام دوران نوجوانی و جوانی را با فقر و فکر به اعضای خانواده سپری کردم. در حال حاضر یونس که یک سال از من کوچکتر است ماموستای روستای قلاجوغه بین مهاباد و بوکان است. ناصر معلم ابتدایی، لیسانس زیست شناسی و دانشجوی رشته ی دندان پزشکی، جلال یا همان منصوز شغل آزاد دارد و امنه هم در روستای درویشعلی از توابع بوکان زندگی می کند.


سوزی میحراب: استاد سلیمان زاده؛ بفرمایید در چه سالی ازدواج کردید و حاصل ازدواجتان چند فرزند می باشد؟
یوسف سلیمان زاده: در سال ۱۳۷۸ ازدواج کردم و حاصل این ازدواج دو دختر و یک پسر است.
دختر بزرگم فاطمه( مائده) که متولد کامیاران است در حال حاضر کلاس دوازدهم انسانی است و خود را برای کنکور سال آینده آماده می کند. دختر کوچکم ساهره کلاس ششم است و پسرم محمد دو سال هشت ماه سن دارد.


سوزی میحراب: اسامی و ویژگی های بارز اساتیدی که در خدمت آنان درس خوانده اید و بیشترین تأثیر را در شما داشتند برایمان ذکر بفرمایید؟
یوسف سلیمان زاده: امروزه شیوه کسب علم با گذشته بسیار متفاوت است. به آسانی از طریق همین گوشی هایی که در اختیار داریم می توانیم از کتاب های مختلف و اساتید بزرگوار سطح جهان نهایت استفاده را ببریم ولی بنده در طول مطالعاتم از اساتید بزرگوار زیر درس های فراوانی اموخته ام و این بزرگواران در تشکیل ساختار فکری اینجانب نقش های فراوانی ایفا نموده اند.
از دکتر قرضاوی، کاک ناصر سبحانی، سید قطب و دکتر سروش بهره های فکری زیاد برده ام. بنده هم به مانند بسیاری از جوانان کوردستان اندیشه ی اسلامی با دکتر قرضاوی و کتاب هایش شروع کردم و در خدمت کتاب های ایشان منهج وسطیت و میانه روی اسلامی را اموختم. نوارهای ماموستا ناصر سبحانی در زمینه دفاع از اسلام بسیار مرا کمک نموده و در مباحث و مطالبم بیشتر استدلال هایم را مدیون این استاد کم نظیر کوردستان هستم. در شیوه ی مباحثه و مناظره بسیار وامدار کاک ناصر و سید قطب هستم به گونه ای که شیوه ی تهاجم به مبانی فکری مخالفان دین را از این دو بزرگوار آموخته ام و در نهایت از کتاب ها و سخنرانی های دکتر سروش در زمینه ی آشنایی با افکار دنیای مدرن و همچنین شیوه ی نگارش و نوشتن بهره ی فراوان و وافری برده ام. از همه ی این ها گذشته نمی توان کلاس ها و اساتید بزرگوار جماعت دعوت و اصلاح از جمله کاک محمد احمدیان، ماموستا رسول ابوالمحمدی و ماموستا محمد فکری را هم نادیده گرفت که زمینه ساز رشد و پیشرفت علمی جمع کثیری از جوانان جامعه را فراهم اورده اند.


سوزی میحراب: خاطراتی را در باره مریضی فرزند خردسال و نازنینتان محمد و همچنین خانواده اتان برشته تحریر درآورده ای ؛ بفرمایید که استاد سلیمان زاده اکنون از چه مشکلاتی رنج می برند؟
یوسف سلیمان زاده: داستان تولد محمد بسیار پر فراز و نشیب بود. در حالی که من و همسرم قصد داشتیم با بزرگ کردن دو تا دخترمان طبق حدیث نبوی رضایت خداوندی را شامل حال خویش کنیم طبق خواست الهی همسرم به محمد باردار شد. در تست غربال گری محمد مشکوک به تریوزمی ۱۸ بود بر همین اساس با چشمان گریان همسرم راهی تبریز شدیم که در سایه ی الطاف الهی مشخص شد که محمد از این نظر سالم است. محمد با کم کاری تیروئید متولد شد و در همان هفته های آغازین مشخص گشت که دچار ناشنوایی عمیق است. بر این اساس و پس از اطمینان از ناشنوایی محمد برای انجام عمل کاشت حلزون محمد را در نوبت قرار دادیم و در این مدت مدام در کلاس های قبل از کاشت شرکت می کرد که الحمدلله تابستان گذشته عمل کاشت حلزون محمد در تبریز انجام گرفت و در حال حاضر کلاس های گفتاری و شنیداری پس از کاشت را در تبریز و شهرستان سقز طی می کند. در طول حیاتم لحظات تلخ فراوان و خوش های اندکی تجربه کرده ام.
فوت مادرم، بی پولی و فقر خانوادگی، دوری از اعضای خانواده و به خصوص فکر کردن به خواهرم و برادر کوچک مان تمام مشغله ی فکری دوران دبیرستان و دانشگاهم بود، سپس فوت پدرم و ناشنوایی محمد لحظات بسیاری سختی را در زندگیم برام رقم زد. در کل احساس می کنم اکثریت مصایب ایه ی ۱۵۵ و ۱۵۶ سوره ی بقره از ترس، گرسنگی و نقص در اموال و انفس و ثمرات را تجربه کرده ام فقط امیدوارم از صابرین بوده باشم.
از میان این همه مصیبت دو تای آنها همیشه در ذهنم باقی مانده است.
مادرم در بیمارستان بستری بود و من و پدرم در خانه بودیم صبح با گریه ی پدرم از خواب بیدار شدم وقتی دلیل آن را پرسیدم پدرم انتقال مادر به تبریز را دلیل گریه اش مطرح کرد ولی هیچ وقت باور نکردم و این لحظات هیچ وقت از ذهنم پاک شدنی نیست؛ چون با حدس کودکانه فهمیده بودم مادرم فوت کرده است.
لحظه ی دوم هم اتفاقات پس از عمل محمد در تبریز بود که در مطالبی به آن اشاره داشته ام.
انگار تلخی ها و شیرینی زندگی من از همان ابتدا یک جورایی با تبریز گروه خورده بود؛ زیرا یکی از خوش ترین خاطرات زندگیم قبولی در دانشگاه تبریز بود.


سوزی میحراب: به طور مطلق نقش خانواده و همسران را در پیشرفت نویسندگان و مترجمان چگونه می بینید؟ نقش همسر و خانواده خویش را چگونه ارزیابی می کنید.
یوسف سلیمان زاده: نویسندگان معمولا در مورد هر چیز و هر کسی می نویسند و کمتر به مسایل خانوادگی و زناشویی خویش ورود می کنند و در صورت نوشتن هم به یک سری مفاهیم کلی و گنگ اشاره می کنند تا همه به خصوص همسران و خانواده خویش را راضی نگه دارند.
وقتی به حیات عملی رسول الله به عنوان برترین مخلوقات نگاه می کنیم و حتی اشاره ی خداوند در سوره ی احزاب و سوره تحریم به مسایل خانوادگی و زناشویی رسول الله ص را مورد بررسی قرار می دهیم اثار و ویژگی های زندگی مادی بشری و مناقشات و برخی مشاجرات زندگی را حتی در زندگی پیامبر بزرگ اسلام هم می بینیم بنابراین اگر ملاک قضاوت را برخی از لحظات زندگی قرار دهیم همه ی بشریت در گرفتن نمره قبولی دچار مشکل می شود. منتها در کلیت زندگی زناشویی اگر هدف گام گذاشتن در مسیر اهداف خلقت باشد و رسیدن به مودت و رحمت الهی بی شک زن و شوهر در تمام مراحل زندگی یاریگر هم خواهند بود و بدون کمک یکدیگر نتیجه ی مطلوب در امور حاصل نخواهد شد. در همین راستا بخشی از مشکلات شوهر در امر نویسندگی بر دوش همسر نیز سنگینی می کند. از آن‌جایی که نویسندگی یک کار فکری است یک‌نویسنده برای خلق اثارش نیازمند محیط آرام و بدون تنش بوده که همسران می توانند با فراهم آوردن محیطی سرشار از آرامش به شکوفایی هر چه بیشتر نبوغ فکری شوهران کمک نمایند. بر این اساس خودشیفتگی و خودپسندی است که هر آن چه داشتم و دارم را فقط وابسته به خود بدانم و نقش همسرم را در آن نادیده بگیرم به خصوص پس از تولد محمد که همسرم نه تنها به عنوان یک مادر بلکه به منزله ی یک مربی در تمام لحظات در کنار محمد بوده تا او را به یک زندگی عادی همانند همسالانش برگرداند.


سوزی میحراب: اولین کتابی که تالیف کردید چه بود ودر صورت امکان بقیه آثارتان را نیز به خوانندگان سوزی میحراب معرفی بفرمائید؟
– استاد ؛ آیا در حال حاضر کتابی برای تالیف در دست دارید؟ علت انتخاب موضوع این کتاب چیست؟
یوسف سلیمان زاده: اولین کتابی را که تالیف کردم بنا بر رشته تحصیلیم و همچنین علاقه به مطالب دینی کتابی تحت عنوان بررسی علمی و دینی سیر تحول در انسان که در واقع تلفیقی از رشته زیست شناسی و مطالب و مفاهیم دینی است.
کتاب دوم آزادی در اسلام که در مورد پاسخ به شبهات پیرامون اسلام و آزادی است. روئای رسولانه ی دکتر سروش و شبهات فردی به نام آرش بی خدا در سایت ها انگیزه ای شد تا اقدام به تالیف یک مجموعه شش جلدی به نام قران کلام خدا یا محمد نمایم که پنج جلد آن به سرانجام رسید و در نوبت چاپ در نشر احسان است ولی متاسفانه در نوشتن جلد ششم آن به نام علم توفیق حاصل نشد.
اسامی پنج جلد دیگر
جلد اول؛ ماهیت وحی
جلد دوم؛ داستان های قرانی
جلد سوم و چهارم؛ سیاست
جلد پنجم؛ خلقت
متاسفانه به دلیل مشکلاتی که در تایپ و نشر این مجموعه پنج جلدی برایم حاصل شد حتی از تالیف جلد شش آن هم منصرف شدم. به گونه ای که حتی برای پرداخت پول تایپ کتاب ها به مشکل خوردم و پول هزینه ی آن را پس از دو سال که از تایپ آن توسط کاک امید مقدس گذشت پرداخت نمودم. جا دارد از این فرصت پیش آمده برای تشکر و قدردانی از برادر عزیز کاک امید که تایپ همه کتاب هایم را بر عهده ی داشتند استفاده کنم.
خلاصه پس از تایپ و تمام شدن کتاب ها به هر دری زدم تا بلکه پول چاپ آنها را تهیه و اماده کنم. یادم هست برای دفتر رهبری، نمایندگان مجلس، ریاست جمهوری نامه نوشتم تا بلکه کمکم کنند تا کتابی را که در دفاع از قران نوشته ام چاپ کنم که متاسفانه پاسخی دریافت نشد. حتی حضوری با شهردار شهرستان سقز ملاقات کردم تا شاید از انها کمکی دریافت دارم که متاسفانه موفق نشدم.
البته مدیر مدرسه ای که در آن تدریس می کردم کاک مادح علایی نیا و حتی رئیس آموزش و پرورش آن وقت سقز اقای رستمی در این راستا مرا بسیار یاری کردند و الان هم مبلغی به کاک مادح به جهت آماده سازی کتاب ها بدهکارم.
در کل در جامعه ی ما نویسندگان به خصوص قشر اهل سنت در مراحل مختلف تالیف با مشکلات فراوانی روبرو هستند تنها عشق و علاقه باعث ماندگاری نویسندگان بر این مسیر پر از دشواری و صعب شده است.


سوزی میحراب: جناب سلیمان زاده میشه بفرمائید علت گرایش تان به دین چه بوده است؟
یوسف سلیمان زاده: افراد در مواجهه با مصائب و سختی های دنیا واکنش ها و عکس العمل های متفاوتی از خویش بروز می دهند. اگر از بی خدایان سوال شود یکی از مهم ترین دلایل شان برای نفی خداوند چیست؟ پاسخ شان وجود شر در این کره ی خاکی است و حتی جمعی از فیلسوفان برهان شر را پناهگاه الحاد معرفی می کنند؛ بنابراین وجود شرور که در ادبیات دینی تحت عنوان مصیبت اسم برده می شود می تواند دو مسیر کاملا متفاوت را برای افراد رقم بزند. بنده در طول عمرم همیشه در پناه خداوند و دین در میان ناملایمات زندگی آرام گرفته ام و از کارکرد دین در جهت معنابخشی زندگی و بهبود آن بهره برده ام. به درازای عمر بشر نمی توان به هیچ وجه دو نقش مهم دین یعنی معنابخشی زندگی و آرامش در پرتو آن را نادیده گرفت به گونه ای که حتی اگر ادعاهای دین مبنی بر توحید، نبوت و معاد نادرست باشد که از نظر بنده صددرصد درست است باز آرامشی را که افراد دارای مصیبت در سایه ی دین در این حیات فانی به دست می آورند نمی توان نادیده گرفت. عدم آرامشی که در بسیاری مواقع سبب می شود یک آتئیست وقتی نمی تواند اتفاقات زندگیش را معقول ساز کند سر از خودکشی در می آورد و تنها راه نجات از محنت را پایان دادن به عمرش می داند؛ چنان چه آلبرکامو در افسانه ی سیزیف به آن اشاره می کند. بنابراین گاهی این مصائب و تنگناهای دنیا نقش بسیار مهمی در خوداگاهی افراد پیدا کرده و سرنوشت کاملا متفاوتی را برای آدمی رقم می زند. البته در کنار این ها نمی توان نقش ماموستا محمد خضرنژاد را هم نادیده گرفت که در کشاندن بسیاری از جوانان به مسیر دین نقش مثبتی ایفا نموده اند. بیداری اسلامی ای که با تاخیر از خاورمیانه وارد کوردستان شد دقیقا همانند مصائب سرنوشت های کاملا متفاوتی برای دینداران رقم زد و اثرات متفاوتی را بر جامعه ی ما گذاشت. جمعی را جذب گروه های خشونت طلب کرد و برای عده ای زمینه ساز قدم گذاشتن در مسیر منهج وسطیت اسلامی گشت. بر این اساس در تمام زمینه ها این آدمی است که انتخاب می کند که بر اساس آن چه در اطرافش می گذرد دیندار باشد یا بی دین، و در صورت دیندار بودن دینداریش از چه نوعی باشد. به قول دکتر صلابی؛ دلواپس ایمان خویش باشد یا سرگرم ایمان دیگران، همه را روانه ی بهشت نماید یا به فکر جهنمی نمودن بشریت و بلاخره دنبال عذر آوردن برای دیگران باشد یا در پی خطا و لغزش های دیگران.


سوزی میحراب: چه عاملی باعث شد که در کنار خدمت در کسوت دبیر آموزش و پرورش به کار تالیف؛ آن هم بیشتر در حوزه های فکری و پاسخ به شُبُهات علاقمند و دست به قلم شوید؟
یوسف سلیمان زاده: همچنان چه بیان داشتم به کارهای دینی و نوشتن در این زمینه و پاسخ به شبهات دینی به منزله ی یک علاقه ی شخصی نگاه نمی کنم بلکه همه ی این اقدامات را در راستای دفاع از هویت و آرامشی می دانم که شعاع حرکتیم در این حیات مادی گشته است. نگاه بنده به دین یک دین شخصی شده در حریم خانه و عبادتگاه نیست. خدای بنده خدای دئیسم هم نیست که پس از خلق جهان آن را رها و در اختیار بشر به تنهایی گذاشته باشد بلکه خدای ما مسلمان ها هم خالق است و هم آمر و فهم صحیح توحیدی هم بایستی همه جانبه باشد و ربوبیت و الوهیت و اسماء صفات را در خود داشته باشد. بی شک چنین ادعایی دشمنان زیادی خواهد داشت که از طریق شبهه پراکنی می خواهند در زمینه های مختلف در باور معتقدان خدشه وارد کنند.
در پاسخ به این شبهات یا باید به زور بازو متوسل شد و مقلدانه آرامش کاذب را حفظ کرد یا باید محققانه در سایه ی قوت استدلال و منطق به جهاد با شبهات پرداخت که بنده راه دوم را در پیش گرفته ام.
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ ۚ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ
ای پیغمبر! با کافران و منافقان جهاد و پیکار کن (تا ایشان را از کفر و نفاق برگردانی) و بر آنان سخت بگیر و (با ایشان خشن باش. این مجازات کنونی ایشان است و در آخرت) جایگاهشان دوزخ است و چه بد سرنوشت و چه زشت جایگاهی است! سوره توبه آیه ۷۳


 سوزی میحراب: آقای سلیمان زاده به عنوان دبیر زیست چرا به تحلیل و بررسی مسایل دینی علاقمند است؟ رابطه ات با دانش آموزانت چه گونه است؟
یوسف سلیمان زاده: تقلیل دین و مسایل دینی به یک علاقه شخصی و نگاه کردن به آن بسان یک رشته ی ورزشی یا کار هنری جفای بزرگی در حق دین و اندیشه ی دینی است. و شاید همین نگاه باعث شده دین در جامعه جهانی این قدر رنگ ببازد و تاثیر خویش را در زندگی فردی و جمعی از دست بدهد. از نظر متون دینی دین و آموزه های دینی از سوی خداوند به جهت حیات بخشی انسان ها تشریع شده اند و حتی در ایاتی خداوند کسانی را که بی بهره از نعمت دین هستند به مراتب حیوانی تنزل می دهد. به راستی ما دینداران در سایه ی دین و معرفت دینی به حیات دنیا و آخرت مان سامان می بخشیم و چون سرنوشت ما انسان ها در گروه آن است باید با حساسیت بیشتری به دین و مسایل ان هم در جهت نفی و هم اثباتش نگاه کنیم.
در غرب پس از رنسانس و اندیشه اصلاح دینی یکی از چالش های پیش روی متفکران غربی تقابل دفتر تکوین و تشریع بود. وقتی در غرب مشاهده شد بسیاری از دستاوردهای علوم تجربی با گزاره های کتاب مقدس همخوانی ندارد مواضع متفاوتی را از سوی فیلسوفان و دانشمندان مختلف مشاهده کردیم که در این راستا روابط مکملیت، مشابهت و تعارض و …. ارائه گردید و در عصر حاضر هم هنوز این چالش بین این دو دفتر وجود دارد. بنده به عنوان یک مسلمان چون قران را کلام خداوند می دانم و دستاوردهای علوم تجربی در مرحله ی قانون علمی را سنتی از سنن پروردگار بر این باورم که زیست شناسی کمک زیادی به بنده در راستای تثبیت اندیشه ی دینی کرده است و بر خلاف دانشمندان بزرگی چون ریچارد داوکینز زیست شناس کتاب های مرجع بیولوژی را کتاب خداشناسی می دانم.
خداوند چه زیبا در اخرین کلامش می فرماید؛
سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ
ما به آنان (که منکر اسلام و قرآنند) هرچه زودتر دلائل و نشانه‌های خود را در اقطار و نواحی (آسمانها و زمین، که جهان کبیر است) و در داخل و درون خودشان (که جهان صغیراست) به آنان (که منکر اسلام و قرآنند) نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن و آشکار گردد که اسلام و قرآن حق است. آیا (برای برگشت کافران از کفر و مشرکان از شرک) تنها این بسنده نیست که پروردگارت بر هر چیزی حاضر و گواه است؟ (چه حضور و شهادتی از این برتر و بالاتر که با خطّ تکوین، دلائل قدرت و حکمت خود را بر روی همه‌ی ذرّات کائنات و وجود موجودات نگاشته است؟). سوره فصلت آیه ۵۳
در عصر حاضر دانشمندان بزرگی همانند کیت مور در عرصه بیولوژی در سایه ی هم نوایی قران با دستاوردهای علوم تجربی ایمان اورده اند.
حتی بسیار جالب است فردی به مانند انتونی فلو پس از سال ها الحاد مولکولDNA را دلیل وجود خداوند معرفی می کند. یا فردی به مانند پروفسور فرانسیس کالینز پزشک و متخصص ژنتیک و مدیر پروژه ی نقشه ژنوم انسان در سایه ی همین مولکول DNA با بی خدایی وداع می کند. بنابراین از این منظر بی دینی و یا غیر معتقد بودن متخصصان علوم تجربی بسیار غریب تر از دیندار بودن شان است.

یوسف سلیمان زاده:  اما در مورد رابطه با دانش اموزانم
بزرگترین سرمایه یک معلم در حیات کاری همین دانش اموزان هستند که پرونده اخروی انسان را تا قیامت مفتوح نگه می دارند. بنده هم بر همین اساس سعی کرده ام در حد توان در هر دو بعد اموزشی و پرورشی این سرمایه های بزرگ را برای خویش نگه دارم. البته بی شک در این راه کم و کاستی هایی بوده و خواهد بود ولی خوشبختانه با بسیاری از دانش اموزانم حتی پس از اتمام درس و حضور در جامعه ارتباط دارم.


سوزی میحراب: در مجموع شرایط کنونی آموزش و تربیت در ایران و کوردستان را چگونه ارزیابی می کنید؟
علاقه به دین وعبادت در بین معلمان و دانش آموزان چگونه است؟
یوسف سلیمان زاده: قبل از پاسخ به این سوال تان می خواهم چند خاطره و رویداد تعریف کنم.
یکی از همکاران عزیز و بزرگوار که اتفاقا دبیر عربی نیز می باشد ، جمله ی معروفی را بارها تکرار نموده و ورد زبانش شده ، ایشان میگوید : پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه تنها چند صفحه از کتاب آزادی در اسلام آقای سلیمان زاده را خوانده ام ، اما نمی دانم به تلافی چنین گناهی چه کاری انجام دهم ؟!!
بنده چند مدتی در گروه فرهنگیان سقز و زیویه بودم که محترمانه عذر منو خواستند و در حال حاضر بنده و برخی دبیرانی که از اندیشه دینی دفاع می کنند را در گروه راه نمی دهند.
البته معلمان و دبیران دلسوز بسیاری در آموزش و پرورش خدمت می کنند ولی باید اعتراف کرد که پرداختن به دین و مسایل دینی اولویت بسیاری از معلمان نیست. بارها از برخی دبیران دینی و قران شنیده ام که ای کاش رشته ی ما هم همانند شما زیست یا یکی از رشته های دیگر علوم تجربی بود.
بنابراین وقتی عزت نفس و غیرت دینی در میان برخی از معلمان دینی و قران وجود ندارد باید تکلیف سایرین و دانش اموزان را مشخص شده دانست.
در کل جامعه ما دچار یک آشفتگی فکری در همه مسایل به خصوص مسایل دینی است. ورود مدرنیته به جوامع ما و مفاهیم بی شمار آن از طریق رسانه ها و برخی دروس علوم انسانی و عدم شناخت آحاد جامعه از اندیشه ی صحیح دینی و دریافت ناقص اندیشه ی مدرن سبب این تشتت و چندگانگی شده است که در میان دانش آموزان نیز بروز و نمود کرده است.
کنکور محوری و توجه صرف به آموزش بدون پرورش در مدارس در بسیاری از نهادها و ارکان جامعه خویش را به خوبی نشان داده است. نگاهی به فساد ادارات، پول محوری پزشکان، پایمال نمودن حقوق توسط وکلا و قضاوت و ..‌‌‌ همه و همه بیانگر اشکال در شیوه ی پرورش در مدارس و حتی خانواده است.
اولیا با دفتر مدارس تماس می گیرند و از بنده شاکی هستند که چرا برای یک‌جوان کنکوری مباحث خداشناسی را مطرح کرده ام( البته نه در کلاس زیست شناسی بلکه در درس سلامت و بهداشت) و اکثریت اعضای مدرسه هم به اولیا در این راستا حق می دهند. حال این دانش آموزان پشت کنکور فردا پس فردا ارگان های مهم جامعه در اختیارشان خواهد بود.
خلاصه سخن در این زمینه فراوان است و به همین اکتفا می کنم.


سوزی میحراب: آقای سلیمان زاده آیا در این عدم تحمل تان در یک جمع فرهنگی و اخراجتان از گروه تلگرامی بخشی از تقصیرها را متوجه خودتان و افکارتان نمی کنید؟
یوسف سلیمان زاده:  ببینید بنده نه تنها در عرصه ی اندیشه ی بشری حتی در میدان دین هم قایل به تکثر و تنوع هستم. بر این باورم خداوند با باز گذاشتن باب اجتهاد در متون دینی و آزاد گذاشتن انسان در انتخاب مسیر بذر پلورالیسم درون دینی و برون دینی را در زمین اندیشه بشری افشانده است. بر همین مبنا و بر اساس دستاوردهای دنیای مدرن بنده هم به عنوان عضوی از یک جامعه فرهنگی این حق را دارم که در یک جمع فرهنگی از افکار و اندیشه ام در سایه ی استدلال دفاع کنم حتی اگر تنها باشم. لازم به ذکر است دلیل نبود بنده در آن جمع به کل فرهنگیان بر نمی گردد بلکه به اندیشه ی غالب این جمع وابسته است که در سایه ی افکار ناسیونالیستی همه ی اندیشه را در انحصار خویش می خواهند.
در اینجا می خواهم به مطلب بسیاری مهمی اشاره کنم و آن این که جامعه ی ما هم بسان سایر نقاط خاورمیانه آبستن حوادث هولناکی در حیطه اندیشه و غیر آن است. شاید برای شما غریب باشد ولی حتی تعدادی از همکاران از بنده درخواست آدرس کردند تا شاید از طریق فیزیکی قصد خویش را پیش ببرند.
در کل در زیر پوست اندیشه، جامعه ی ما بحران های بسیار شدیدی را تجربه می کند که شاید اگر نمود خارجی پیدا کند خسارات بی شماری را متوجه همه خواهد کرد.


سوزی میحراب: سؤالی که شاید ذهن خوانندگان را به خود مشغول کند این باشد که شما به عنوان یک مولف کورد زبان در تالیف به زبان فارسی کتاب های متعددی دارید؛ چرا در آثارتان کتابی به زبان کوردی وجود ندارد؟
یوسف سلیمان زاده: ما کورد زبان ها در کنار یک هویت دینی دارای یک هویت ملی هم هستیم و طبق آیات قران کریم اختلاف زبان و رنگ و ملیت ها و اقوام را نشانه ای از آیات الهی و سنتی از سنن پروردگار در این حیات خاکی می دانیم و براین باوریم تمامی تلاش ها در راستای یکسان سازی توسط هر قدرتی چون در تقابل با سنت و آیات الهی قرار می گیرد منجر به شکست می شود. متاسفانه برخی از تنگ نظری ها سبب شده که ما کورد زبان ها قبل از این که با زبان مادری خویش آشنا شویم زبان یک ملیت دیگر را بیاموزیم و بر همین مبنا چون تمامی مطالعات مان در سایه ی زبان فارسی است و حتی این زبان در ادبیات محاوره ای ما هم رسوخ کرده، در سایه ی زبان فارسی بهتر می توانیم منظور و مقصود خویش را به مخاطبان القا نماییم.
وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّلْعَالِمِینَ
و از زمره‌ی نشانه‌های (دالّ بر قدرت و عظمت) خدا آفرینش آسمانها و زمین و مختلف بودن زبانها و رنگهای شما است. بی‌گمان در این (آفرینش کواکب فراوان جهان که با نظم و نظام شگفت‌آور گردانند، و در این تنوّع خلقت) دلائلی است برای فرزانگان و دانشوران. سوره روم آیه ۲۲
در کنار این چون بنده با طیف های مختلفی از مسلمانان غیر کورد زبان هم برخورد دارم و در گروه های مختلف فضای مجازی طیف گسترده ای از مخاطبان غیر کورد مخاطب بنده هستند از این طریق بهتر می توانم اهدافم را پیش ببرم‌. لازم به ذکر است از طریق کتاب آزادی در اسلام حتی دوستانی را در افغانستان پیدا کرده ام و این نعمت بسیار بزرگی است که از این طریق می توان با نادیده گرفتن مرزها با نقاط مختلف جهان ارتباط برقرار نمود و در نهایت دلیل سوم این که حتی بسیاری از کورد زبان ها هم به دلیل عدم اشنایی کامل با زبان نوشتاری کوردی و نفوذ زبان فارسی در زبان محاوره ای از این طریق بهتر می توانند مطالب را دنبال کنند.


سوزی میحراب:  استاد سلیمان زاده در عرصه مجازی نیز خیلی متفاوت می درخشد ؛ چی شد که به این فضای مجازی که امروزه به زندگی حقیقی مردم مبدل شده است علاقمند شدید و بیشتر در چه زمینه هایی فعالیت می کنید ؟
یوسف سلیمان زاده: صحبت در مورد فضای مجازی بسیار فراوان است. در عصر حاضر برای اهمیت فضای مجازی همین کافیست که روز به روز از فعالیت در فضای حقیقی یمان کاسته شده و بر سیر در فضای مجازی افزوده می شود و در اکثر موارد فعالیت در فضای حقیقی هم بر اساس داده های فضای مجازی صورت می پذیرد. افراد شاید کتاب نخرند و نخوانند، شاید تلویزیون نگاه نکنند ولی محال است در صورت داشتن گوشی اوقاتی از شبانه روز را به بودن در این فضا ترجیح ندهند.
بی هویتی در فضای مجازی و آزادی نسبتا زیاد این فضا از اکثر کاربران کارشناسان و متخصصانی ساخته است که به آسانی داده های خویش را به ذهن مخاطبان القا می کنند. بنابراین بودن در این فضا و ماندن در آن وظیفه ی هر دعوتگری است که توانایی مقابله با شبهات فراوان این فضا را دارد. مطلب مهم دیگر این که وقتی یک نویسنده از تالیف دچار سرخوردگی می شود و فضایی را مناسب قلم فرسایی خویش می بیند ناخوداگاه با هدف یا بی هدف به آن سو گسیل داده می شود. فوتبالیستی که توپ و زمین در اختیارش باشد بی شک به ابراز توانایی های خویش در این زمینه می پردازد. البته اعتراف می کنم گاهی به خاطر خوی و طبیعت بشری در این زمینه و همه ی زمینه ها ممکن است افراط و تفریط هایی صورت پذیرد ولی اگر سعی کنیم اخلاص را زمینه کارمان کنیم و همه تلاش ها برای خداوند باشد بی شک بودن و ماندن در فضای مجازی وظیفه ی همه ی نویسندگان و داعیانی است که می توانند در این بحران و آشفتگی اندیشه ساحل امنی برای اذهان تشویش زده ی جوانان ایجاد کنند.


سوزی میحراب: آیا برای فعالیت در فضای مجازی برنامه و زمان خاصی دارید؟
یوسف سلیمان زاده: خیر. برنامه وقتی مطرح می شود که زمان در اختیار ادمی باشد. برای بنده که در کنار تدریس، شغل ازاد دارم و بیماری و کوچکی محمد هم دغدغه ی روزانه خانواده ی ما شده است تا به حال نتوانسته ام برنامه مدونی برای این فضا داشته باشم.


سوزی میحراب:آیا پرداختن به فضای مجازی باعث نشده از رسیدگی به خانواده و تالیف باز بمانید؟
هر چند نهایت تلاشم این است که از پرداختن به امور خانواده و فرزندان غافل نشوم ولی بی شک در این زمینه به مانند سایر زمینه یوسف سلیمان زاده: های زندگی کم‌ و کاستی های فراوانی وجود دارد.
اگر از همسرم و فرزندانم بپرسید بی شک در این زمینه گلایه هایی دارند هر چند در بسیاری از زمینه ها با توضیحاتم ایشان را به قناعت می رسانم ولی همچنان چه قبلا هم توضیح داده ام زیبایی زندگی به همین فراز و نشیب هاست. اگر زندگی خویش را با ایده ال های دعوتگران مقایسه می کنیم که همیشه در اوارگی و هجرت بوده اند و چنان چه از ماموستا ناصر تعریف می کنند که حتی برای این که وقتش برای غذا خوردن تلف نشود لقمه( به کوردی بابوله) درست می کرد که براستی ما کجا و آنها کجا ولی اگر در مقام مقایسه با اطرافیان خویش بر آییم که براستی در حق خانواده کوتاهی نموده ایم.


سوزی میحراب: دلایل دین گریزی جوانان چه می دانید؟
یوسف سلیمان زاده:  دلایل شکاف بین دعوتگران مسلمان و نسل جوان
دین گریزی و به تبع آن دین ستیزی در جامعه متاسفانه تنها مختص جوانان نیست بلکه اقشار مختلف جامعه را در بر می گیرد و برای آن می توان دلایل مختلفی ذکر کرد. برای پاسخ درست به این سوال بایستی به راز نفوذ اسلام در ایران و سایر کشورها پس از ورود سپاهیان اسلام پی برد به گونه ای که در کمتر از نیم قرن چنان در قلوب نفوذ کرد که احاد جامعه افتخار می کردند که خویش را منتسب به اسلام نمایند. به قول دکتر شریعتی ایرانیان اول کلیت اسلام را پذیرفتند سپس به دنبال عقلانیت آن در اذهانشان بودند در حالی که در جامعه ی امروزین ما دین اسلام چنان مخدوش شده است که بسیاری از افراد جامعه کلیت آن را نپذیرفته اند و سپس به هر ترفندی متوسل می شوند تا غیرعقلانی بودن آن را به اثبات برسانند.
البته در کنار مخدوش شدن چهره ی دین به دلیل عملکرد نامناسب مدعیان دینداری سن سرنوشت ساز جوانان هم در این دین گریزی اهمیت بسیاری دارد.
سن جوانی و نوجوانی سن شکل گیری هویت ادمی است. در این سن جوانان به دلیل کنجکاوی با تاثیر پذیری از همسالان و جریان های و گروه های مختلف در بسیاری مواقع از در افتادن با سنت های و عقاید ابا و اجدادی خویس لذت می برد و به دنبال راهی است تا خویشتن را بر جامعه تحمیل کند و خویشتن را از طریق هنجاری شکنی های اجتماعی عرضه دارد؛ بنابراین یک جوان تا رسیدن به آرامش میانسالی ممکن است اقدام به انجام تجربیات مختلفی بزند که برخی از انها ممکن است جبران ناپذیر باشد.
علت شکاف بین جوانان و داعیان اسلامی
جامعه ما جامعه شکاف هاست. شکاف بین فقیر و غنی، بین نسل ها، والدین و فرزندان، و ..‌‌‌‌‌…. که این شکاف هم یکی از انهاست. در یک جامعه ای که از فساد رنج می برد بروز چنین شکاف هایی کاملا طبیعی است و علل متفاوتی برای آن می توان در نظر گرفت. یک داعی اسلامی بایستی ابتدا ناصح و امین بودن خویش را به صورت عملی برای اجتماع به اثبات برساند تا احاد جامعه از جمله جوانان بتوانند به عنوان یک مرجع و تکیه گاه به ایشان نگاه کنند. وقتی متفکران اسلامی هنوز تکلیف شان با خودشان مشخص نیست و خود دچار بحران هویت فکری هستند و به ارامش نرسیده اند به هیچ وجه نمی توانند مرجع مناسب برای نیاز سنجی و برآورده کردن نیاز جوانان باشند و هر روز فاصله ی ایشان با جوانان بیشتر و بیشتر می شود.


سوزی میحراب: میشه بفرمائید نظرتان در مورد گروه های مختلف اسلامی که در جامعه ی کوردستان وجود دارند چیست؟
یوسف سلیمان زاده: در نظر داشته باشید تکثر و تنوع تا موقعی که در چارچوب اذن شارع  و زمینه ساز رشد و اعتلای جامعه باشد نه تنها مذموم نیست بلکه کاملا ممدوح بوده و متون دینی هم بر آن صحه می گذارد و در واقع باب اجتهادی را که خداوند گشوده است و رسول الله حتی غلط آن را مستحق یک پاداش دانسته، اگر منجر به دگم اندیشی و مطلق نگری نشود و مرزبندی های کفر و ایمان را در جامعه ایجاد نکند امریست کاملا طبیعی ولی در صورتی که انحصارگرایی دینی سبب گردد جماعت یا گروهی تمام حقیقت را در انحصار خویش داشته باشد و با فرقه ناجیه خواندن خویش بقیه را جهنمی تصور کند باب رکود و سکون و خشونت در جامعه گشوده می شود.

در کل اگر دست گیری جایگزین مچ گیری شود و تعاون در بر و تقوی هدف و آرمان همه ی گروه ها گردد و جماعت های دینی در امور اختلافی اجتهادی برای هم عذر بیاورند و در امور اتفاقی موئد هم باشند جامعه به سوی پیشرفت و اعتلا حرکت کرده و عمران ثمره ی چنین بندگی صحیحی خواهد بود.


سوزی میحراب: نظرتان را در مورد تفرقه به اختصار بیان کنید؛
یوسف سلیمان زاده: شاید هیچ گزاره ای از دین به اندازه آن حدیث رسول الله که در آن از فرقیه ناجیه اسم می برد در جوامع اسلامی منشا خشونت و تکفیر و تفسیق نبوده است. همه ی گروه های اسلامی خویش را فرقیه ناجیه می دانند و پیرو قران و سنت و در سایه ی آن بر دیگر گروه ها می تازند. هر چند بررسی متن حدیث حاوی نکات بسیاری مهمی است که می توان در یک تحقیق جداگانه بهش پرداخت ولی نکات زیر در به جهت تبیین بیشتر قابل ذکر است؛
نکته اول؛ در نبود حاکمیت اسلامی بر گرفته از شورا و به تبع آن شورای حل و عقد حصول غرض شارع به آن سهولتی که گروه ها تصور می کنند نیست که در سایه ی آن به آسانی خویش را در جبهه ی خدا و رسولش قرار دهند و خویشتن را جزیی از حزب الله و دیگران را از حزب شیطان تصور نمایند.
نکته دوم؛ حتی اگر گروهی در فرقیه ناجیه خواندن خویش اصرار داشته باشد باید در حد و اندازه آن فرقه رفتار کند و با قوت استدلال همانند پیامبران دیگران را بهدمسیر خویش بکشاند نه این که با تکفیر و تفسیق خواندن بقیه همه را از خویشتن طرد نماید.
نکته سوم؛ فرقه ناجیه به هیچ وجه در انحصار یک گروه یا مذهب اسلامی نیست و افرادی از همه ی گروه های اسلامی که درد دین دارند و به جهت اعتلای دین خدا خالصانه بر اساس سطح توان و فهم خویش جهد می کنند آن شاءالله در فردای قیامت اهل نجات خواهند بود.


سوزی میحراب:اگر سخن ناگفته ای هست که به ذهن اینجانب – مصاحبه کننده سوزی میحراب – نرسیده ، لطفا بفرمایید.
یوسف سلیمان زاده: در پایان می خواهم از پدرم نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشم که نهایت تلاش و جهت خویش را در جهت راحتی و آسایش ما انجام داد و قهرمانانه با فقر ساخت تا از فروپاشی خانواده یمان جلوگیری کند. پدرم چند سالی است در میان ما نیست و فوت کرده است بی شک نتوانستیم گوشه ی ناچیزی از زحمات ایشان را جبران کنیم .از خداوند می خواهم تلاش هایم در جهت شبهه زدایی از ساحت اسلام و قران را در پرونده مفتوح ایشان به ثبت برساند و ایشان را با اولیا و صالحان و پیامبران و شهدا محشور گرداند. پدرم دین خدا و رسول خدا و یاران رسول الله را بسیار دوست می داشت ؛ هیچ وقت فراموش نمی کنم هر وقت اسم رسول الله صلی الله علیه و سلم و حضرت عمر برده می شد اشک در چشمانش حلقه می زد. بارها پیشقدم می شد و از ما می خواست تا امام جماعت شده و بدون تعصب و در نهایت خضوع و فروتنی پشت سر ما نماز جماعت را ادا می کرد.

همچنین برای مادرم هم از خداوند طلب مغفرف و رحمت الهی را دارم و امیدوارم در بهشت همه ی ما را در کنار همدیگر جمع نماید.
ناسپاسی است اگر از همسرم هم به خاطر تمام سال های محنت و ناراحتی که در کنارم بود تشکر و قدردانی نکنم. لحظاتی که در دوران دانشجویی با هفته ای دو هزار تومان گذران زندگی می کردیم و اوج فداکاری ایشان در حق محمد را هر روز با چشمان خویش شاهد هستم از خوشی و آسایش خویش می زند، هر روز محمد را به کلاس می برد، به امورات خانه می پردازد، در تمام لحظات بیداری محمد مشغول تمرین و کارهای گفتاری و شنیداری محمد است تا شاید آروزی اصلیش که همان قرائت قران توسط محمد است محقق گردد.


سوزی میحراب: آقای سلیمان زاده همچنان که خود واقف هستید امروزه در مواجهه سنت و مدرنیته در جوامع ما قشری به نام روشنفکران تبلور یافته اند و در راستای هم نوایی گزاره های دینی با مفاهیم دنیای مدرن می کوشند نظرتان را در این مورد می خواستم بدانم.

یوسف سلیمان زاده: ببینید روشنفکر یک واژه ی غربی است و جز مفاهیمی است که از دنیای غرب وارد ادبیات ما شده است. از نظر اصطلاحی هم تعاریف متفاوت برای روشنفکر بیان شده است و انها را از یک مهره در خدمت دربار تا یک مصلح اجتماعی و یا کسی که درصدد هستند شکاف بین نسل ها و دوران ها را پر کند معنی کرده اند. در کل اگر به جای ان کلمات مجتهد یا نواندیش یا نوگرایان به کار گرفته شود به ادبیات دینی نزدیک تر است هر چند کاربرد روشنفکر هم اگر واقعی باشند بلامانع است.


سوزی میحراب:میشه بفرمائید منظورتان از روشنفکر واقعی چیست؟
یوسف سلیمان زاده: متاسفانه در جامعه ی ما قشری از مدعیان روشنفکری بروز و نمود کرده اند که بر هر آن چه میراث گذشته است می تازند و با آن مخالفت می کنند. این دوستان نص گرایی و پیروی از محکمات متون دینی را بنیاد گرایی و سلفی گری به حساب آورده و با انتساب مخالفانشان به واپس گرایی و جمود ، بیشترین جفا را در حق هم نوعان بشری و فکری خویش انجام می دهند.
متاسفانه از نظر آنها دستاوردهای دنیای مدرن در عرصه عقل بشری اصل بوده در در سایه ی آن بر گزاره ها و آموزه های دینی می تازند.
من همیشه این افراد را کسانی با ادعاهای بزرگ و عملکردهای کوچک معرفی می کنم. متاسفانه در اکثر محافل از آزادی اندیشه و فکر و دگر پذیری و تساهل و تسامح سخن می رانند ولی در عرصه ی عمل کم ترین پایبندی را به این مفاهیم نشان داده اند.
این افراد اغلب مقلد آرا و اندیشه افرادی چون دکتر سروش، شبستری و ملکیان بوده و با محور قرار دادن عقلانیت معاش خویش چنان به آرا و افکار شاذ و التقاطی روی آورده اند که از مریدان خویش نیز عبور کرده اند. رواج افکار تصوف انحرافی، تمسک جستن به آرا و اندیشه های فیلسوفان غرب از ویژگی های بارز این نحله ی فکری است.
در کل بنده بر اساس تجربه خویش سه ویژگی بارز و برجسته را در آنها مشاهده نموده ام و بر این اساس خطرشان را برای جامعه به همه دلسوزان دین گوشزد می کنم؛
۱- خلط آرای صحیح و غلط در بین این افراد قدرت تشخیص و تمییز را برای آحاد جامعه جز متخصصان بسیار سخت و دشوار نموده است.
۲- در کنار خلط صحیح و غلط عدم شجاعت شان در بیان افکار از ترس تکفیر و به خاطر از دست ندادن وجاهت اجتماعی باعث فعالیت این افراد در سایه شده و متاسفانه اکثریت دلسوزان دین هم متوجه خطر این افراد نمی شوند.
۳- ویژگی سوم این قشر در دست داشتن منابع اطلاع رسانی و رسانه است و در نبود مرجعیت افکار سنتی و یا ضعف آنها به شدت از ارا و افکار خویش دفاع می کنند. ( البته با رعایت خلط و مقبولیت عامه)


سوزی میحراب: پیشنهادات شما برای دست اندرکاران مجله ی سوزی میحراب را با گوش جان می شنویم.
یوسف سلیمان زاده:از تمامی برادران و خواهران سوزی میحراب نهایت تشکر و قدردانی را دارم و خویش را بسیار حقیرتر از آن می دانم که در خدمت مجموعه ی بزرگ سوزی میحراب اسائه ی ادب داشته باشم و از این که بنده را به عنوان نویسنده تشخیص دادند بر خویش می بالم.
بی شک استعدادهای فراوانی در میان ما وجود دارند که در صورت فراهم بودن بستر مناسب می درخشند و زمینه ساز خیر و برکت برای خویش و هم نوعانشان می گردند. به یاد می آورم گفته ی یکی از هم اتاقی هایم به نام علی خسروی را که گاهی دفتر خاطراتم به نام “درد دل با کاغذ” را می خواند و بهم می گفت روزی نویسنده خواهید شد.

بی شک در بستر و زمین حاصلخیز سوزی میحراب بزرگان بی شماری با میوه های فراوان رشد و نمو خواهند کرد البته ان شاءالله به صورت جداگانه و در فرصت مناسب پیشنهادات خویش را خدمت دوستان این مجله ی وزین ارائه خواهم نمود.
به برادر بزرگوار آقای رسولی کیا هم که با تلاش های خویش این مجموعه را سرپا نگه داشته است خسته نباشید عرض نموده و امید و آروزی پاداش وافر از خداوند را برایش طلب دارم.
همچنین از برادر دینی و نسبیم ماموستا یونس هم به خاطر بر عهده ی گرفتن این مصاحبه نهایت تشکر و قدردانی را دارم.


مصاحبه کننده : یونس سلیمان زاده

برچسب ها

یونس سلیمان زاده

استان آذربایجان غربی- بوکان نویسنده و مترجم فعال و دعوتگر دینی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن