شخصیت هاگفتگو

مصاحبه سوزی میحراب با ماموستا عبدالله اسعدی-بوکان

ســــۆزی میــــحڕاب: خدمت شما استادبزرگ عرض سلام دارم. از سایت سوزی میحراب خدمت رسیده ایم، ممنون می شویم خودتان را به علاقمندان این سایت معرفی فرمایید وبیوگرافی مختصری ازخودتان ( شامل تاریخ ومکان تولد، تحصیلات، ازدواج، تعدادفرزندان و. . .)

ماموستا عبدالله اسعدی:

بنام خداوند جان وخرد کزین اندیشه برتر برنگذرد
بنده عبدالله اسعدی فرزند مرحوم شیخ جلال الدین درتاریخ ۱۳۳۱-۲-۱۵ در روستای قوزلوی افشار که در۲۳ کیلومتری جنوب شهرستان شاهیندژ واقع شده است، درخانواده ای روحانی بدنیاآمده ام؛ دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی را در همان روستا گذرانده ام ؛ چون پدرم مدرس وامام جمعه وجماعت همان روستا بود، تا سن ۱۶ سالگی در خدمت ایشان مشغول تحصیل بودم. در سال۱۳۴۷ به روستای چوپلوازتوابع شهرتکاب به خدمت استاد ملا صدیق علایی رفتم ومدتی خدمت ایشان تحصیل نمودم وسپس به شهر بوکان آمدم ودرحجره مرحوم استاد حاج ملا ابوبکر شفیعی مشغول تحصیل شدم و همزمان به صورت متفرقه کلاس ششم ابتدایی راامتحان دادم و بعد در سقز و سنندج تا سال ۱۳۵۳ ازحضوراساتید آن زمان کسب فیض نمودم.

درسال۱۳۵۳ بعدازگذراندن دوره سطح چهار در مدرسه علوم دینی سنندج و دریافت دیپلم ادبی وارد نیروی دریایی شدم و مدتی درنیروی دریایی ماندم و بعد از گذراندن دوره های آموزشی و فرگیری زبان انگلیسی وامتحان های لازم مقرر شد در تاریخ ۱۳۵۴-۸-۳۰ به تکزاس آمریکا جهت ادامه دوره آموزشی به مدت دوسال و نه ماه اعزام شویم! متاسفانه درهمان موقع پدرم وفات کرد ومن مجبور به استعفا از نیروی دریایی شدم و به عنوان امام جمعه و جماعت روستای قوزلو مشغول به کار شدم.

مدت ۲۴ سال در روستای قوزلوی افشار کار تبلیغ و تدریس را ادامه دادم و در بهار ۱۳۷۹ جهت خدمت به اهالی شهرک فرهنگیان بوکان به عنوان امام جمعه و جماعت مسجد محمدالمصطفی به شهرستان بوکان نقل مکان نمودم و از آن تاریخ تاکنون مشغول به تبلیغ وتدریس وانجام وظایف دینی در این محله می باشم.

درسال ۱۳۵۹ ازدواج نموده و دارای دو دختر و دو پسر می باشم خوشبختانه دختران به خانه بخت رفته اند و پسرانم نیز ازدواج نموده اند و جدا از من مشغول زندگی خود می باشند.

ســــۆزی میــــحڕاب: چی شدکه راهی حجره شدید؟ نزد کدام اساتید و در چه شهرها و روستاهایی درس خوانده اید؟خارج از کردستان هم تحصیل کرده اید؟

ماموستا اسعدی: درهمان اوان کودکی عشق وعلاقه وافری به علوم دینی داشتم، لذا در خدمت مرحوم پدرم مقدمات علوم عربی را تحصیل نموده و در خدمت اساتیدی چون ماموستاعبدالله مامالی ـ ماموستاملاصدیق علایی ـ ماموستاملا محمدامین شریعتی ـ ماموستاملا احمد فائقی ـ ماموستا صلاح الدین مؤیدی کسب فیض نمودم و از سال ۱۳۴۸ تاسال۱۳۵۳ به مدت پنج سال در مدرسه علوم دینی آن وقت شهرستان سنندج در خدمت اساتیدی چون ماموستاعبدالله گرجی ـ ماموستاخالد مفتی ـ ماموستا شریف فقیه ـ ماموستامجیداصولی ـ ماموستا فیض الله مرادی ـ ماموستاحسام الدین مجتهدی ـ ماموستامدرس گرجی مشغول به تحصیل بودم؛ بعدازاینکه متفرقه هم دیپلم گرفتم، درسال۵۳ وارد نیروی دریایی شدم.

تمام تحصیلات دینی ام داخل ایران و درشهرهای بوکان وسقز و سنندج و در روستاهای اطراف بوده است.

ســــۆزی میــــحڕاب: دوران طلبگی تان رابه یاد دارید؟از آداب و رسوم طلبگی آن زمان برایمان بگویید؟

ماموستا اسعدی: معلوم است دوران طلبگی برای هر روحانی از خاطره انگیزترین روزهای زندگی اش می باشد و مخصوصا ادب و احترام خاصی که سوخته ها – طلبه های تازه وارد و مبتدی – نسبت به مستعدها – طلبه های ارشد و مدرس – داشتند..

آن زمان کتاب های دوره مقدماتی و تا رسیدن به کتاب “سیوطی” را تقریبا نزد طلاب ارشد حجره که مستعد نامیده می شدند درس می خواندیم و بعد از آن در خدمت اساتید مساجد مراتب علمی را طی می نمودیم. در آن زمان آوردن نان وغذااز داخل روستا یا محله مسجد شهر مرسوم بود و این کار به عهده طلاب مبتدی که سوخته نامیده می شدند بود.

ســــۆزی میــــحڕاب: استاد بزرگوار ؛ چه مواد درسی را می خواندید و برنامه درسی اتان چند ساله بود؟

ماموستا اسعدی: طلبه های معاصر ما کتاب های زیر را می خواندند :

جامع المقدمات، عوامل جرجانی وتصریف زنجانی و انموزج وهدایه و مراح و تصر یف ملا علی و صمدیه و کافیه و شافیه و جامی را می خواندند وبعدازسیوطی، شرح عقایدوعبدالله یزدی وفرایض وسبزواری وجمع الجوامع وتهذیب رامی خواندند.

در تفسیر بیشتر تفسیر جلالین و تفسیر بیضاوی رامی خواندند؛ در فقه ، فتح القریب و منهاج و مغنی المحتاج را می خواندند.
دوران تحصیل طلبگی ما، بدلیل اینکه اغلب طلاب فاقد سواد مدرسه بودند مقدار ماندن طلاب در حجره متفاوت بود و در واقع این امر بستگی به زکاوت شخص طلبه داشت؛ بعضی ها ده سال و بعضی ها هم پانزده سال و یا بیشتر مشغول تحصیل بودند.

ســــۆزی میــــحڕاب: ماموستا جان ؛ توجه به عبادت و نمازجماعت و روزه سنت در میان طلاب و مدرسان آن دوره چگونه بود؟

ماموستا اسعدی : رعایت دستورات مقدس شرع، اعم از واجب وسنت در میان اساتید کاملا رعایت می شد و در بین طلاب نیز بستگی به ایمان وعقیده و پشتکار آن طلبه داشت ؛ بعضی کاملا در حد اعلی دستورات عبادی را رعایت می کرد و بعضی هم – که اغلب جوان بودند – گاه گاهی تنبلی پیشه می کردند.

ســــۆزی میــــحڕاب: دردوران طلبگی اتان ، میزان توجه به درس هایی چون قرآن، تفسیر و حدیث چگونه بود؟

ماموستا اسعدی:

توجه طلاب به قرآن و حدیث و تفسیر در اواخر تحصیل بود و واقعیت این است که طلاب در دوران تحصیل آن گونه که به علوم و فنون دیگر توجه می نمودند ، به فراگیری قرآن و حدیث و تفسیر نمی پرداختند!! و معمولا بعد از فارغ التحصیل شدن و اخذ گواهی نامه ( اجازه نامه) ، مدتی را به صورت اختیاری به مطالعه قرآن وحدیث و تفسیر می پرداختند !

ســــۆزی میــــحڕاب: استاد ارجمند ؛ در بین علما و ماموستایان دوران تحصیلی اتان از چه کسی بیش از همه متأثرشده اید؟ درمورد شخصیت ایشان توضیح بفرمایید؟

ماموستا اسعدی : در دوران مقدماتی از پدرم و استاد صلاح الدین مؤیدی و در دوران بعد از مقدمات از استاد محمدامین شریعتی و استاد احمد فائقی سنته ، بیشترین بهره را برده ام؛ چون این دو بزرگوار بسیار متدین و دارای اخلاق حسنه بودند. مخصوصا ماموستا ملااحمد که بیش ازپنج سال تابستان ها در خدمتشان بودم باید اعتراف کنم که بیشترین استفاده علمی واخلاقی وعرفانی از محضرشان برده ام ؛ او بسیار عالم به علوم متداوله و بسیار پرهزگار و متقی بود و واقعا درس هایش برکت داشت!

ســــۆزی میــــحڕاب: استاد عزیز ؛ پس ازفارغ التحصیل شدنتان چند سال به خدمت مقدس دعوتگری درکسوت ماموستایی پرداختید؟ معایب ومحاسن وابسته بودن دعوتگر دینی( ماموستا) از لحاظ مادی به مردم را چگونه ارزیابی می کنید؟

ماموستا اسعدی : تا کنون بیش از۴۲ سال است که در کسوت ماموستایی مشغول خدمت به مردم و دین مقدس اسلام هستم.

اینکه بتوانید به عنوان مبلغ دین اسلام و دعوتگران عمل نمایند، بزرگ ترین افتخاراست!

ای کاش ماموستایان هم مثل قشر معلمین از طریق دولت ؛ نه مردم ، دارای حقوق ومزایا می بودند تا با آرامش خاطر بیشتری خدمت به دین اسلام بکنند.

ســــۆزی میــــحڕاب: طلاب وحجره ها درعصرتحصیل شما از چه مشکلات و کمبودهایی رنج می برند؟

ماموستا اسعدی : حجره ها در آن زمان از هر جهت بسیار شرایط نامناسبی داشت و از نظر تأمین غذا و سایر مایحتاج بسیار بد بود، ولی با آن حالبیشتر طلاب با جان و دل به کسب فیض ومعلومات می پرداختند !

ســــۆزی میــــحڕاب: تاکنون چند طلبه نزد شما درس خوانده و یا فارغ التحصیل شده وگواهینامه گرفته اند؟اولین وآخرین مراسمی که به این منظورترتیب داده اید را با ذکرنام، تاریخ وسال ونام طلاب برایمان مرقوم بفرمایید؟

ماموستا اسعدی : زمانی که در روستا مشغول تدریس و تبلیغ بودم، چندین نفر طلبه پیش من درس دینی و عربی می خواندند و الحمدلله اکنون سه نفر از آن ها در کسوت ماموستایی مشغول تبلیغ دین مبین اسلام هستند و موقعی که به بوکان آمدم با توجه به اینکه تعداد طلبه ها کم شده اند تا کنون چندین طلبه جهت درس دینی و طلبگی مراجعه کرده اند و بعد از مدتی رفته اند و فعلا طلبه ای ندارم! البته گاهی دانشجویان می آیند و به آنها درس می دهم.

ســــۆزی میــــحڕاب: استاد بزرگوار ؛ همچنانکه مستحضرید طلبگی وتحصیل علوم دینی خیلی کم رنگ و در برخی مناطق خاموش شده است! دلایل آن به نظر شما چیست؟دراین خطای نابخشودنی مقصراصلی کیست؟پدران، ماموستایان یاطرف دیگر؟

ماموستا اسعدی : دلایل زیادی روی این مسئله تأثیرگذاشته است ؛ از جنله :

۱- روی آوردن جامعه به زر و زیور و متاع دنیایی وغافل شدن ازارزش معنویات

۲- نوع تأمین معیشت ماموستایان و وابسته بودن آنها به مردم

۳- بی توجهی همه جانبه به حجره وطلبه ها!


ســــۆزی میــــحڕاب:امروزه شایع است که گویا
در حجر ه ها و مساجد و مدارس علوم دینی، افراط و تفریط شکل می گیرد؛ یا طلاب تندرو وافراطی پرورش می یابند و یا طلبه هایی صوفی مشرب و ناسازگار فارغ التحصیل می شوند! آیا این ادعا صحت دارد؟

ماموستا اسعدی : به طور قطع صحت دارد و بزرگ ترین ضربه را هم به پیکره حجره و مسجد زده است!


ســــۆزی میــــحڕاب:
به پدران و مادران مسلمان که فرزند زرنگ و باهوش دارند،چه توصیه هایی می کنید( در رابطه با طلبه شدن) ؟

ماموستا اسعدی : نصیحتی برای گفتن ندارم ؛ تا مبادا مشمول این آیه ” لم تقولون مالاتفعلون” چرا چیزی می گویید که خود بدان عمل نمی کنید ؟ ” شوم !! ما که فرزندان خود راطلبه نمی کنیم و یا آ« ها نمی خواهند طلبه شوند و رغبتی برای امر مقدس ندارند ! به دیگران چه بگوییم؟


ســــۆزی میــــحڕاب: آیا
اداره کردن حجره و مدرسه علوم دینی در این عصر، به سبک قدیم را مناسب می دانید؟لطفا تعدادی از محاسن و معایب سبک مدیربتی قدیم و نوین حجره ها را برشمارید؟

ماموستا اسعدی: هر دو محاسن و معایب خاص خود را دارند! سبک جدید از نظرمعیشتی بسیارمناسب تراست ولی سبک قدیم ازنظر ارزشی بسیارعالی بود و طلبه ها پرهیزکارتر بار می آمدند!

ســــۆزی میــــحڕاب: آیا قبول دارید که اتحاد وهمدلی در بین علمای دین و دعوتگران مسلمان منطقه ما ضعیف است؟دلایل این پدیده را چه می دانید؟

ماموستا اسعدی : بلی قطعا ضعیف است و همین ضعف ارتباطی، بیشترین ضرر را وارد کرده است وعلت آن هم خودخواهی و دور بودن از تقوای واقعی و مدعی بودن هر یک از ماهاست!

ســــۆزی میــــحڕاب: اگر با طلاب جوان علوم دینی هم سخن شوی، در مقام نصیحت آنان، چه می گویید؟

ماموستا اسعدی : خطاب به طلاب جوان و مخلص می گویم: اگر تنها دنیا را می خواهید، بروید پی کار دیگری! ولی اگر دنیا و آخرت را می خواهید،می توانید با کسب علم ومعنویت وتبلیغ صحیح دین اسلام،هم به عزت دنیایی وهم به عزت اخروی برسید..

ســــۆزی میــــحڕاب: استادبزرگوار؛ به نظر شما یک دعوتگر موفق درعصر حاضر باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟

ماموستا اسعدی : یک دعوتگر موفق باید صبر و متانت داشته و آگاه به علوم دینی وعلوم روز باشد و مخصوصا همواره در حال مطالعه وکسب علوم مناسب باشد وتقوا وپرهیزگاری داشته باشد وخوش اخلاق باشد و به دور باشد ازتکبر وخودبینی …خلاصه باید دعوتگر کوشش نماید اخلاقی قرآنی داشته باشد و پیامبرعزیز( ص)را الگوی واقعی خود قرار دهد و مخصوصا بکوشد با مردم راستگو و صادق باشد وآنچه رابه دیگران می گوید، قبلا خود آن را انجام دهد.

ســــۆزی میــــحڕاب: بسیاری از کارشناسان ـ والبته مردم خداجوـ بر این باورند که آشفتگی بسیاری درمیان ماموستایان دینی کردستان؛ بویژه دربخش صدور فتوا، اعلام زمان عید رمضان و قربان و زمان سردادن اذان در مساجد به چشم می خورد؛ آیا برای برطرف نمودن این آشفتگی وهمچنین برای سامان دادن بخش های مذکور تشکیل یک هیات و اتحادیه ضروری به نظر نمی رسد؟

ماموستا اسعدی : قطعا برای اتحاد وهمصدا بودن ماموستایان وجود تشکیل یک هیات و اتحادیه ضروری می باشد.

ســــۆزی میــــحڕاب: خوش ترین خاطره دوران طلبگی ـ وماموستایی ـ وتلخ ترین آن را برای مابیان بفرمایید؟

ماموستا اسعدی : ازبیان خاطره معذورم.

ســــۆزی میــــحڕاب: همچنانکه می بینیم رابطه و مراجعه جوانان جهت پرسش از دین به ماموستایان دینی از شکاف عمیقی برخوردار است، تحلیل شما از وضع نامطلوب موجود چیست؟ چرا در گذشته شرایط این گونه نبود؟!

ماموستا اسعدی : ارتباط جوانان با ماموستایان بستگی به طرز برخورد ماموستایان با آنان دارد، فکر کنم می توان با جوانان بنشینیم و با آن ها گفتگو کنیم و اگر آنها را درک کنیم خود به خود ارتباط برقرارمی شود.
یکی از دلایل این شکاف، وجود شبکه های مجازی است و جوانان بیشترین سؤالاتشان را از از طریق شبکه های مجازی پیگیری می کنند.

ســــۆزی میــــحڕاب: واپسین سخن وتوصیه شما استاد بزرگوار را می شنویم . . .

ماموستا اسعدی : آخرین توصیه من به خودم و همه روحانیون این است ،باور به خود داشته باشیم و راستگو و صادق و دوست دار مردم و از هر گونه خودپرستی و نخوت خود را پاک نماییم تا مردم ، ما را از خودشان و غم خوار خودشان بدانند.

ســــۆزی میــــحڕاب: تشکر از شما بابت اینکه وقت گران بهایتان را در اختیار ما گذاشتید و با سعه صدر و حوصله به سوالات مان پاسخ دادید

ماموستا اسعدی: در پایان از تمامی شما دست اندرکاران سایت سوزی میحراب وهمه علاقمندان تشکر می کنم.

و السلام علی من اتبع الهدی.

مصاحبه کننده : صلاح الدین یوسف زاده

از طريق
صلاح الدین یوسف زاده
منبع
sozimihrab
برچسب ها

صلاح الدین یوسف زاده

استان آذربایجان غربی - بوکان - دعوتگر دینی نویسنده و مترجم

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود

همچنین ببینید

بستن
بستن