اندیشه

کمبودهای گفتمان اسلامی معاصر!

گفتمان اسلامی معاصر(بخش چهارم)

جوانب منفی گفتمان اسلامی معاصر:

بحران ضابطه مندی و معرفت مصطلحات یکی از مسائلی که لازم است محور اولویت های گفتمان اسلامی معاصر قرار بگیرد، تلاش در جهت مشخص نمودن مفاهیم و تعیین چهارچوب مصطلحات است، زیرا که این مسئله جزو لاینفک موضوع «حفظ هویت» است.

اصطلاحات – به عنوان بازتاب روح و ماهیت یک تمدن – چیزی به جز منظومه ای فکری که باید انسجام و تکامل داشته باشد، نیست ؛ زیرا انسان از جهت فردی و به اعتبار عضوی از اجتماع نگاه خود به واقعیت ها و رویداد ها را به وسیله زبان بیان می نماید. و سبک بیان نیز به نوبه خود بر روی آن نگاه تأثیر می گذارد. زیرا ما به موازات آفرینش سبک بیان خویش، تحت تأثیر سیستم نمادهای مورد استفاده نیزقرار می گیریم. چنانکه انواع گوناگون گفتگو میان مسلمانان و دیگران تنها راه پیشگیری از جبهه گیری های فردی و جمعی ویرانگر است، مرزبندی معانی مصطلحات و تشخیص تفاوت معانی و مفاهیم مأموریتی اساسی و اولیه در فرآیند هر گونه گفتگوی جدی است که به منظور نجات زندگی فکری ما از خطر تعصب و جبهه صورت می گیرد. و در میان گرایش های مختلف و طرف های گفتگو زبان و واژه های یکسانی را پدید می آورد. شفاف سازی اصطلاحات از این جهت نیز ضرورت دارد که عدم وضوح و وجود غبار بر روی آنها زمینه را برای بکارگیری بسیار نادرستشان فراهم می نماید. مانند «اشغالگری و بحران آفرینی» که برای شناخت واقعیت های معاصر و آگاهی از رویکردهای آینده آن بسیار مهم و کارساز است. زیرا معرفت عمیق و استوار، کلید تعامل همگرایانه و پایه موضعگیری های درست است. بی توجهی به این موضوع یکی از بارزترین نقاط ضعف موجود در گفتمان اسلامی معاصر است که خطاهای بزرگ و گسترده ای را در هردو میدان «اندیشه و عمل» در پی داشته است. اختلال در فهم اصطلاح «حاکمیت» در نهایت زمینه را برای فرو افتادن در باتلاق «تکفیر» تمامی حکومت ها فراهم کرد– بدون توجه به تفاوت میان «حاکمیت تکوینی شرعی مطلق خالق» از یک طرف «حاکمیت اعتباری و نسبی مخلوق» از طریق راهکار اجتهاد در موارد فقدان نص ، یا در ارتباط با مسائلی که شارع خود آن را محل اجتهاد قرار داده است. همانگونه که افراط درباره اصطلاح «جاهلیت»– بدون در نظر گرفتن تفاوت میان «جاهلیت اعتقادی» و «جاهلیت عملی»- به تکفیر جامعه ها انجامید. همچنین افراط درباره ی اصطلاح «قرقه ناجیه» و «طائفه ظاهره» و «جماعت اسلامی» -بدون توجه به بافت نصوص و پیاده نمودنشان برواقعیت ها با توجه به مراد شارع، زمینه را برای «تکفیر مذهبی» فراهم گردانید. از طرفی دگم اندیشی در ارتباط با اصطلاح «جهاد و حسبه» بستر ساز خشونت های فکری و رفتاری گردید، پدیده ای که عواقب و عوارض و هزینه های بالای آن بر امت اسلامی همچنان ادامه دارد. در این بخش سعی می کنیم که برخی از آن «اصطلاحات» را مورد بررسی قرار بدهیم، اصطلاحاتی که کج فهمی و اختلال در معانی درست آن ها – همانگونه که گفتیم – به کجروی های فکری و عملی انجامید و اما این ها تنها نمونه ای از ده ها مورد است که در این مقاله مجالی برای بیانشان نیست. دوستی و دشمنی: «موالاه و معاداه» در قرآن آیات بسیاری در نهی از همپیمانی و یا«موالاه» با غیر مسلمانان وجود دارد، و به این اصل اشاره دارد که به هنگام نزاع موالاه و وفاداری اهل ایمان تنها با خدا و دیگر مؤمنان باید باشد.. اما این اصل در چهارچوب ضوابط و قواعدی قرار دارد که مانع از آن می شود که به دشمنی دینی و کینه توزی و نزاع های فرقه ای منجر بشود، و می توان به موارد زیر اشاره نمود.

*آن نهی و هشدار های قرآن از «موالاه» دیگران، مانع دوستی و ولاء پیروان دیگر ادیان به عنوان هم میهن، همسایه، همسر و … نیست. بلکه پرهیز از موالاه ایشان شامل همکاری و همفکری با ایشان در جهت جنگ و دشمنی با دین خدا و پیامبر و مسلمانان است. به همین سبب است که عبارت «من دون المومینن» بارها در قرآن تکرار شده تا بیانگر نهی از موالاتی باشد که زمینه را برای گرویدن و هماوایی اهل ایمان با جبهه دشمنان دین و عقیده ایشان فراهم می نماید. * مودت و محبت منفی، دوستی با شوریدگان بر ضد دین خدا و رسالت پیامبر است، کسانی که: «یخرجون الرسول و ایاکم ان تومنوا بالله ربکم» ممتحنه-۱ «پیامبر و شما را به سبب ایمان آوردنشان(ازشهر و دیار خویش) بیرون می کنند.» نه صرف پیروان دیگر ادیان حتی اگر شرایط صلح و آشتی با مسلمانان قرار داشته باشند. *غیر مسلمانانی که در حال جنگ با مسلمانان نیستند، گاهی دوستی و محبتشان واجب است، مانند همسری که اهل کتاب(یهودی یا مسیحی) است و خانواده اش که پدر بزرگ و مادر بزرگ و عمه و خاله و دایی بچه های مسلمان هستند، رابطه و علاقه محبت آمیز با ایشان لازم و قطع رابطه با آنان قطع صله رحم و خانوادگی است. *اسلام برای پیوند های دینی جایگاه بلندی قائل است. و آن را برتر از هر رابطه ی دیگری به شمار می آورد، اما این بدان معنی نیست که انسان مسلمان پرچم دشمنی با غیر مسلمانان را -صرفا به خاطر دین و عقیده ی دیگری که دارند – بدست بگیرد. اصطلاح جزیه: جزیه مالیات سرانه و سالیانه اندکی است که تنها از مردان بالغ و توانا با توجه به میزان دارایی آن ها گرفته می شود. بر خلاف باور بعضی «جزیه» در هر شرایطی با «معاهده ذمه» همراه نبوده است. بلکه فقها در ارتباط با اسباب و علت های آن سخنان بسیاری دارند، برخی از آنان می گویند: جزیه به خاطر عدم مشارکت غیر مسلمانان ساکن در «دارالسلام» در دفاع از جامعه اسلامی است. به همین خاطر اصحاب و تابعین جزیه را از کسانی که حاضر شده اند در کنار مسلمانان از جامعه و دارالاسلام دفاع کنند. ساقط نموده اند. سراقه بن عمرو در سال ۲۲ هجری با مردم ارمنستان این چنین رفتار کرد و حبیب بن مسلمه فهری نیز با مردم انطاکیه همین روش را در پیش گرفت. و در عصر خلافت حضرت عمر (رض) با ساکنین شهر جراجمه -یکی از شهر های ترکیه – به همین صورت عمل نمودند. و نماینده ابو عبیده بن جراح پیمان نامه را امضاء و ابو عبیده و دیگر اصحاب همره او آن را مورد تأیید قرار دادند. همچنین مسلمانان در زمان عبدالله ابن ابی سرح با مردم «نوبه» در مورد مبادله هدایای سالانه میان طرفین به جای جزیه به توافق رسیدند. و در زمان معاویه با مردم قبرص بر اساس دادن «خراج» و بی طرفی درباره نزاع میان مسلمانان و رومیان مصالحه کردند. شهروندان غیر مسلمانانی که خدمت سربازی را انجام می دهند و در ارتباط با دفاع از دار الاسلام همکاری می نمایند، به هیچوجه جزیه دادن بر آنان واجب نیست و «صغار» مورد اشاره آیه توبه به معنی پذیرفتن حکم قانون و مقررات دولتی است. نابسامانی شعارها و بیماری صدورحکم کلی: این یکی از مهمترین مشکلات فکری به صورت کلی است. زمانی که صفت «اسلامی» هم پیدا نماید، به مراتب بر حجم و میزان خطر و زیان آن افزوده می شود. زیرا در چنین شرایطی با دوگونه کج اندیشی در ارتباط با مفهوم «دین» و «دینداری»- که پیشتر درباره ی آن سخن گفتیم- آمیخته می شود. در اینجا تنها به یادآوری چند نمونه بسنده می کنیم، که شعار های توخالی که در بگیرنده مضامین علمی منطقی، و تعمیم هایی ناصواب وعاری از پشتوانه واقعی و تجربی بیش نیستند، اشاره می نماییم. ۱- کافران ملت واحدی می باشند. این عبارت در رابطه با سرانجام و نهایت کفر سخن صحیحی است، اما این بدان معنی نیست که کفر اهل کتاب و کفر بت پرستان یکسان نیستند. ۲- یا التزام به کل اسلام یا ترک کل آن. این عبارت در عرصه اعتقاد و تصور درست است. زیرا که نمی توان برخی از مبانی اعتقادی را پذیرفت و برخی دیگر را کنار نهاد. اما در حوزه تطبیق و اجرای احکام بر واقعیت های زندگی باید مرحله به مرحله و تدریجی اقدام نمود. ۳- جهانی شدن به تمام معنی بد است. این سخن، سخن سنجیده ای نیست، زیرا که جهانی شدن به رغم شر و زیان های بسیاری که دارد، جوانب مثبت و مفید بسیاری نیز، حتی برای «دعوت اسلامی» دارد امید ها و مسئولیت ها: دورنمای گفتمان اسلامی معاصر. سعی و تلاش خطاب اسلامی معاصر در جهت تقویت و گسترش فعالیت ها، جبران کمبود ها و در ارتباط با پاره ای از مسائل مهم و حساس که مجالی برای به تأخیر انداختن و کوتاهی درباره ی آن ها وجود ندارد، ضرورت حیاتی دارد، برخی از آن مسایل مهم عبارتند از محافظت از مبانی دین در برابر تحریف و تقلیل: کم نیستند کسانی که جفاکارانه به دنبال آنند که اسلام را به عنوان: «ایمان منهای احکام، دین بدون دولت، فقه منهای حدود، عبادات بدون معاملات و حقیقت بدون قدرت، رحمت بدون قاطعیت، تسامح بدون صلابت، گفتگوی منهای مساوات، و انفتاح بدون هویت» معرفی بنمایند. بدین صورت امت اسلامی از هر سو در معرض تلاش ها و شعارهایی است که در پوشش بهانه هایی مانند: تضمین آزادی ها، تعمیم نوسازی و پیوستن به کاروان جهانی شدن، در صدد عاری ساختن این امت از ثوابت و شاخصه های فرهنگی و هویت تمدنی آن هستند. اما ما باید تمامی تلاش ها خویش را برای پاسداری از «اندیشه اسلامی» در برابر کج فهمی های ناشی از: «عقاید خرافی، عبادت های ساختگی و منفی گرایی در میدان تربیت، جمود فکری، تقلید فقهی و کوتاهی در رابطه با سنت های الهی، بکار گیریم. برای مصونیت در برابر آن بیماری ها و معالجه به موقع آن ها هیچ راهی به غیر از راهکار «اعتدالی و وسطی» نیست، راهکاری که زیستن در زمان و سازگاری با واقعیت های آن را – بدون از دست دادن هویت و کوتاه آمدن از حقوق خویش و برخورداری از شخصیت امروزی و متمدن و مستقل- تضمین می نماید

عصام البشیر – ترجمه : عبدالعزیز سلیمی

ابراهیمیان

نمایش بیشتر

اسماعیل ابراهیمیان

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ فعال دینی و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن