اندیشهدعوت اسلامی

مهم ترین ویژگی های یک دعوتگر- بخش اول

برادران و خواهران گرامی، شاید ١٣ موارد زیر مجموعه ای از مهم ترین أوصافی باشند که لازم است هردعوتگری به آنها متصف باشد:

۱- ایمان و اعتقاد به آنچه که برایش و به سویش فرا می خواند:
بدون شک به میزان اعتقاد و باور و درک وفهم داعی در مورد ضرورت دعوت و نیاز مردم به آن، دعوتگر در دعوتش موفق می شود و به میزان ضعف اعتقاد و باورش به دعوت و این که دعوت در باور او دراولویت دوم قرار دارد در آن سستی و کوتاهی می کند و دعوت را به دیگری واگذار می کند، یا أوقات باقیمانده و إضافی را بدان اختصاص می دهد…!

۲- ارتباط محکم با کسی که به سویش دعوت می کند:
و آنکس خدای عزوجل می باشد، چرا که دعوتگر نیازمندترین مردم به یاری و توفیق از جانب خدای متعال می باشد . بنابراین اخلاص نیت و محبت و عبادت و ذکر فراوان خدای متعال و… برای داعی در کار دعوت امری لازم و ضروری است.

۳- داشتن آگاهی و بصیرت در باره آنچه که به سویش دعوت می کند:
زیرا اهل علم وعلمای ربانی تنها کسانی هستند که می توانند حق دعوت را به خوبی ادا کنند؛ چرا که از میراث رسول خدا(ص) به آنان رسیده و داده شده و در دینشان دارای بصیرت و آگاهی هستند. و چه ضررهای فراوانی که داعی نادان خود ندانسته به دعوتش وارد کرده آن هم به سبب اینکه دعوت را به خوبی درک نکرده است!!
« قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ ۗ» زمر۹
(بگو: آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند،برابر ویکسانند؟)

درشیوه ی برخورد عابد نادان با قاتلی که بعد از ۹۹ قتل می خواست توبه کند،عبرت و درسی است برای دعوتگران.
اما این به آن معنا نمی باشد که دعوت ازمیان مردم تنها به عالمان اختصاص دارد و مردم آنان را در مبحث دعوت وکیل خود گرفته اند! بلکه بر هر مسلمانی واجب است در حد علم و فهم و توانش مشغول به امر دعوت شود و آنچه را که به خوبی نمی داند به داعیان دیگر که آگاهی بیشتر و خوبتری دارند واگذار کند…

۴- عمل به علم و پایداری بر راه
قطعا در علم بدون عمل خیر و بهره ای وجود ندارد و یکی از خطرناک ترین آفت هایی که دعوتگران به آن دچار می شوند فاصله و دوری علم آنان از عملشان می باشد!
خداوند متعال می فرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُون، کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ » صف ۲و۳
(ای مؤمنان چرا سخنی می گویید که خودتان برابرآن عمل نمی کنید؟اگر سخنی رابگویید وخودتان برابرآن عمل نکنید،موجب کینه وخشم عظیم خدامی گردد.)

کم ترین اثری که بر دوری و فاصله ی علم از عمل دعوتگردر دنیا مترتب است این می باشد که دعوت شونده می گوید: اگر او در آنچه به سویش فرا می خواند صادق بود قطعا آن را بر خود و کسی که اولین باربه آن پناه آورده بود تطبیق می کرد، ودر جامه ی عمل پوشاندن ومحقق کردنش سریع ترین مردم بود!!

اما در سرای آخرت: آنچه که در حدیث متفق علیه آمده برای او کافی است: (یُجاء’ بِالرَّجُلِ یومَ القیامهِ فیُلقی فی النّارِ فتَندَلِقُ اَقتابُهُ فی النّارِ، فیَدُورُ کما یَدُورُ الحمارُ بِرَحاهُ، فیَجتَمِعُ اَهلُ النّارِ علیه فیقولون: اَی فلانُ: ما شأنُک! اَلَیسَ کُنتَ تأمُرُنا بالمعروفِ و تنهانا عنِ المنکرِ؟ قال: کُنتُ ءامُرُکُم بالمعروفِ و لا ءاتِیهِ، و اَنهاکُم عنِ المنکرِ و ءاتِیهِ)
در روز قیامت شخصی آورده می شود و در آتش انداخته می شود روده هایش از پشتش خارج شده و به دورخودش می چرخد همانگونه که دراز گوش به دور آسیاب می چرخد، جهنمیان بر سر او جمع می شوند و می گویند: فلانی، تورا چه شده ! آیا تو نبودی که ما را به معروف امر می کردی و از منکر برحذر می داشتی؟
می گوید: من شما را به معروف امر می کردم اما خود آن را انجام نمی دادم و شما را از منکر برحذر می داشتم اما خود آن را انجام می دادم.

۵- هوشیاری و درایت کامل:
منظورمان از آن ، هوشیاری و بیداری دعوتگر می باشد نسبت به تمامی آنچه که در پیرامون دعوت است ؛
از جمله :

  1. نسبت به واقعیت دعوت، خواست ها و اقتضائات آن در عصرش
  2. نسبت به واقعیت دعوت شدگان پیرامونش
  3. نسبت به واقعیت دعوتگر و آنچه که از ظروف و احوال درپیرامونش است…

اگر داعی نسبت به این امور هوشیار نباشد در دعوتش به خطا می رود و در هر موقع و موقعیتی مشغول به دعوت شودسختی ها و حوادث ناگواربه سمت و سوی دعوتش سرازیر می شوند ، زیرا او براساس این میزان از درایت و هوشیاری حد و مرزها و برنامه ها و اولویت ها را در دعوتش مشخص کرده و سنجش ها و ارزیابی ها را بر پا کرده، وبه سبب درایت و هوشیاری است که بینش و آگاهی دعوتگر در دعوتش کامل می شود.

۶- به کار بستن حکمت در روش و شیوه دعوت:

حکمت: قرار دادن هر چیزی در جای خودش می باشد، بر داعی واجب است که در شیوه ی دعوتش حکیم باشد و در فرا خواندن مدعوین شیوه های نیک و مناسب را برگزیند وهر شیوه ای را در جای مناسبش به کار گیرد، بنابراین حکیم کسی است که انتخاب نیک و احسن را انجام می دهد.

خداوند متعال می فرماید:
« یُؤْتِی الْحِکْمَهَ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا ۗ وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ » بقره ۲۶۹
(فرزانگی را به هرکس که بخواهد(وشایسته ببیند) می دهد، و به هرکس که فرزانگی داده شود، بی گمان خیر فراوانی به او داده شده است، وجز خردمندان(این حقایق را درک نمی کنندو) متذکر نمی شوند.)

و باز خداوند متعال می فرماید:
« ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ۚ » نحل ۱۲۵
((ای پیغمبر!) مردمان را باسخن استوار وبه جا واندرزهای نیکو وزیبا به راه پروردگارت فراخوان، وبا ایشان به شیوه ی هرچه نیکوتر وبهترگفتگو کن…)

۷- خوگرفتن به اخلاق نیک و زیبا:
بر دعوتگر واجب است برای آراسته شدن به اخلاق و رفتار با فضیلت و تهی گشتن از اخلاق و رفتار ناپسند با نفسش مبارزه و مجاهده نماید،زیرا که علم و آگاهی به سبب آموختن و فراگرفتن؛ و نرمش و بردباری به سبب صبر و شکیبایی حاصل می شود. در حدیث متفق علیه چنین آمده است:
(أکمَلُ المُؤمِنینَ اِیمانا أَحسَنُهُم خُلُقا و خِیارُکُم خِیارُکُم لِنِسائِهِم خُلُقا)
(کامل ترین مومنان از لحاظ ایمان خوش اخلاق ترین آنان می باشد و بهترین شما، خوش اخلاق ترین شما نسبت به زنانتان می باشد. )
هنگامی که پیامبر(ص) حضرت معاذ(رضی الله عنه) را به یمن می فرستادند آخرین توصیه شان به او چنین بود:
(أَحسِن خُلُقُکَ لِلنّاسِ یا مُعاذُ بن جَبَلٍ)
(ای معاذ بن جبل رفتار و اخلاقت را با مردم نیک گردان.)

۸- داشتن گمان نیک و حسن ظن به مسلمان:
بر دعوتگر واجب است درمورد تمام مسلمانان گمان نیک داشته باشد و بنا و اساس احکامی را که در میانشان صادر می کند بر ظاهر امور استوار گرداند و اموری را که پوشیده اند به خدای متعال واگذارد.

خداوند متعال می فرماید:
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ » حجرات ۱۲
(ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، که برخی از گمانها گناه است…)

در حدیث متفق علیه آمده است:
( إیّاکُم و الظَّنِّ، فإنَّ الظَّن َأَکذَب ُالحَدِیثِ …)
(از ظن و گمان بد بپرهیزید، چرا که ظن و گمان بد دروغ ترین سخن است.)

و نیز در حدیث ابی داوود آمده:
(حُسنُ الظّنِّ مِن حُسنِ العِبادَهِ)
(ظن و گمان نیک ثمره ی عبادت نیک می باشد.)

برادران گرامی حسن ظن به این معنا نیست که انسان از واقعیت های پیرامونش غافل شود و یا در برابر خطاهای مردم سکوت کند… بلکه حسن ظن به این معناست که: گفتارها و رفتارهای آنان را حمل بر اصلح کند…

۹- عیب های مردم را بپوشاند:
خداوند متعال می فرماید:
« إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ ۚ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ » نور ۱۹
(بی گمان کسانی که دوست دارند گناهان بزرگی (همچون زنا) درمیان مؤمنان پخش گردد، ایشان در دنیا و آخرت شکنجه و عذاب دردناکی دارند، خداوندمی داند(عواقب شوم و آثار مرگبار اشاعه ی فحشاءرا) وشما نمی دانید.)

در حدیث شریفی که امام مسلم روایت کرده چنین آمده:
( لا یَستُر عَبدٌ عَبدًا فِی الدُّنیا إلّا سَتَرَهُ اللهُ یومَ القیامهِ)
(در دنیا هیچ بنده ای (عیب های) بنده ای را نمی پوشاند مگر اینکه خدای متعال(عیب های)اورا در روز قیامت بپوشاند. )(او را خوار و رسوا نمی گرداند)

مثال دعوتگردر دعوت دادن همانند مثال پزشک است در مداوا کردن، گاهی اوقات به قسمتی از عورت ها آگاهی می یابد که آن ها را معالجه کند اما بر او واجب است آن ها را بپوشاند و صاحبان عورت ها را رسوا نگرداند…

منبع : کتاب بصائر دعویه

نویسنده : دکتر محمد أبوالفتح البیانونی

مترجم : فرزانه اسحاقی – کامیاران

ادامه دارد ….

از طريق
فرزانه اسحاقی
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن