اندیشهدعوت اسلامی

مهم ترین ویژگی های یک دعوتگر- بخش دوم

۱۰- با مردم اختلاط داشته باشد ؛ البته اگر در آن اختلاط خیر و نیکی باشد و در غیر این صورت از آنان دوری گزیند :

یکی از ملزومات کار دعوتگر اختلاط با مردم برای دعوت آنان به سوی خیر و امر به معروف و نهی از منکر می باشد.
در حدیث شریفی که امام احمد و امام ترمذی و … روایت کرده اند چنین آمده است:
( ألمُؤمِنُ ألّذِی یُخالِطُ النَّاسَ و یَصبِرُ عَلی أذاهُم أَعظَمُ أجرًا مِنَ المُؤمِنِ ألّذِی لایُخالِطُ النّاسَ و لا یَصبِرُ عَلی أذاهُم )
(مومنی که با مردم اختلاط می یابد و بر آزار واذیتشان صبوری می کند اجرش بزرگتر ازاجرمؤمنی است که با مردم اختلاط نمی یابد و بر آزار و اذیت آنها صبوری نمی کند.)

اما عالمان ، شروط و آدابی را برای اختلاط با مردم معین کرده اند که باید آ نها را مد نظر قرارداد و بر رعایت شان مواظبت کرد:
خداوند متعال می فرماید:
« وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّىٰ یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ۚ» انعام ۶۸
(هرگاه دیدی کسانی به تمسخر و طعن در آیات(قرآنی) ما می پردازند، از آنان روی بگردان (ومجلس ایشان را ترک کن و با آنان منشین) تا آنگاه که به سخن دیگری می پردازند…)

و باز خدای متعال می فرماید:
« وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ۚ إِنَّکُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْکَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعًا» نساء۱۴۰
(خداوند در کتاب(قرآن، این حکم را) برشما نازل کرده است که چون شنیدید به آیات خدا کفر ورزیده می شود و آیات خدا به بازیچه گرفته می شود، باچنین کسانی منشینید تا آنگاه که به سخن دیگری می پردازند(ودست از کفر وشوخی نابهنجارخودبرمی دارند) بی گمان در این صورت (که با ایشان می نشینید و به استهزای آناان گوش می دهید) شما هم مثل آنان خواهید بود، بی گمان خداوند منافقان وکافران را همگی در دوزخ گرد می آورد:(پس از مخالطه و مجالسه ی با ایشان بپرهیزید تا همراه آنان به آتش دوزخ گرفتار نیایید).)

همان گونه که رسول خدا(ص) بیان فرمودند، اولین چیزی که سبب نقصان و کاستی بر بنی اسرائیل شد اختلاط بدون نظم و انتظام (داعیانش)با معصیتکاران و آمران به منکر بود.
اقداماتی را که پزشکان معالج در احتیاط و مواظبت خود از امراض مردم انجام می دهند آن هم به خاطر ترس از آلوده شدن به آن بیماری ها و انتقال امراضشان به آنان بر هر شخص عاقلی پوشیده نیست و چنین ملاحظه و تدبیری برای دعوتگرمحقق نمی شود مگر به سبب ایجاد توازن بین فطرت و وظیفه اش: آنچنان که مداوای عصیانکاران و اختلاط با آمران به منکر؛ در راستای امرونهی آنان از وظیفه دعوتگراست،
دوری از منکرهاوتنفراز گناه گناهکاران بخشی از فطرت اوست .

مثال داعی در این باره ؛مانند پزشکی است که تنفر از چرک و عفونت و میکروب از فطرت اوست اما نزدیک شدن و اختلاط با بیماران برای معالجه و مداوای آنان وظیفه اوست.
پس همانگونه که اختلاط با بیماران به منظور آگاهی دادن و برحذر کردن آنان؛ بر پزشک آگاه و دانا لازم وضروریست، بر دعوتگر نیز لازم است که برای امتناع قطعی و برحذر کردن شدید (از گناهان) با گناهکاران اختلاط یابد تا شر آنها دامنگیر ش نشود و از واگیری، جان سالم به در برد و محفوظ بماند.

شاید ضابطه و قاعده در چنین اختلاط و معایشه ای با گناهکاران و معصیت کاران در تداوم بیدار و هوشیار کردنشان از میزان خطرات و بغض و تنفرشان نسبت به این منکرات؛ و از جهتی دیگر عزم و اراده برای معالجه و نجات مردمان بیمار از سموم این منکرات با اتخاذ اسلوب و روشی مناسب، نهفته باشد.

پس اگر آگاهی دادن وبیدار کردن استمرار یافت ودستیابی به هدف از دعوت ممکن بود، دعوتگراز خطر این اختلاط سالم می ماند و از مومنانی می شود که با مردم اختلاط داشته و بر آزارشان صبوری می کند.
اما اگر از این امر غافل گشت و اختلاط او با معصیت کاران (بدون لحاظ کردن این شروط)استمرار یافت با گذشت زمان گناهانشان براو آسان و سبک شده و شریک آنان در انجام معاصی می گردد خواه خود متوجه شود یا نشود.
سخن پیامبر(ص) در مورد بنی اسرائیل در حدیثی که قبلا به آن اشاره کردم به این ضابطه اشاره می کند: (کانَ الرّجُلُ یَلقَی الّرجُلَ فیقولُ: یاهذا اتَّقِ اللهَ و دَع ما تَصنَع:ُ فإنَّه ُلا یَحِلُ لکَ ثُمَّ یَلقاه ُمِنَ الغَدِ فلا یَمنَعهُ ذلکَ أن یَکونَ أَکِیلَه ُو شَرِیبَهُ و قَعِیدَه.ُ..)

(شخصی شخص دیگری را ملاقات کرد و به او گفت: از خداوند پروا کن و آنچه را که ساخته و پرداخته ای رها کن: چرا که برای تو حلال نیست، سپس فردا او را ملاقات کرد و او را از آن منع نکرد در نتیجه او هم کاسه و هم شراب و هم مجلسش شد…)

۱۱- از صفات و ویژگی های دعوتگر این است که مردم را در جایگاه واقعی خودشان بنشاند و فضل و برتری اهل فضیلت را به آنان بشناساند و رعایت کند:

در حدیث شریفی که ام المومنین عایشه (رضی الله عنها) روایت فرموده اند آمده:
( أَمَرَنا رسولُ الله صلی الله علیه و سلَّم أَن نُنزِلَ النّاسَ منازِلَهُم)
(پیامبر(ص) ما را مأمور فرمودند که مردم را در جایگاه و مقام درخور شأنشان قرار دهیم.)

و در حدیث شریفی که ابو داوود و ترمذی و … روایت کرده اندآمده:
( لیسَ مِناَّ مَن لَم یَرحَم صَغِیرَنا و یَعرِف شَرَفَ کَبِیرَنا)
(کسی که به کوچک ما رحم نکند وشرف و بزرگی بزرگان مان را نشناسد و رعایت نکند از ما نمی باشد.)

و همچنین ابو داوود روایت فرموده: رسول خدا(ص) فرموند:
(إنّ مِن إجلالِ الله ِإِکرَام َذِی الشَّیبَهِ المُسلمِ و حامِلِ القُرءانِ غَیرِالغالِی فِیه والجَافِی عَنُه و إکرَامَ ذِی السُّلطانِ المُقسِطِ )
(از نشانه های بزرگداشت و اقرار به مجد وعظمت خدای متعال اکرام و احترام مسلمان مسن( که مویش سفید گشته ونشانه ی پیری در او ظاهر شده) واکرام و احترام حافظ قرآن البته بدون افراط و تفریط در آن و اکرام و احترام حاکم و سلطان عادل است.)

هنگامی که این صفات و فضایل ازهرمسلمانی درخواست می شود قطعا خوی گرفتن و متخلق شدن به آن ها بر دعوتگر مؤکدتر می باشد چرا که تنها اینگونه فضل فاضلان شناخته و رعایت می شود.

۱۲- وهمچنین از صفات و ویژگی های داعی این است که با دیگر داعیان تعاون و همکاری داشته باشد، به یکدیگر در امر دعوت مشورت داده و یکدیگر را نصیحت کنند:
(وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ) مائده ۲
(ودر راه نیکی و پرهیز گاری همدیگر را یاری و پشتیبانی نمایید، وهمدیگر را در راه تجاوز و ستمکاری یاری و پشتیبانی مکنید.)

قطعا یکی از بزرگترین وجوه بر و نیکی دعوت است که خواستار همکاری و مشورت و نصیحت با یکدیگر می باشد. و یکی از صفات همه ی مؤمنان (وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ)می باشد. در حدیث شریف چنین آمده:
(الدِّینُ النَّصِیحَهُ) قُلنا: لِمَن؟ قالَ: ( للهِ و لِکتابهِ و لِرَسُولِه ِو لِأئِمّهِالمُسلِمِینَ و عَامّتِهِم)
(دین نصیحت و خیرخواهی است.گفتیم: برای چه کسی؟ پیامبر(ص) فرمودند: برای خدا و برای کتاب خدا و برای رسول و فرستاده خدا و برای امام مسلمانان و برای عامه مسلمانان.)

چگونه دعوتگر حقیقی بخاطر مشورت و تعاون و همکاری با دیگران هنگامی که ازدعوتش پاداش خدا و روز آخرت را امید دارد متضرر می شود؟
و چه چیزی او را – هنگامی که خواستار خیر است و به سوی خیر دعوت می کند،- از نصیحت آنان منع می کند؟
پناه برخدا! مگر قبل از اینکه دعوتگرِ به سوی خدا(و برنامه توحید)باشد دعوتگر به سوی خود یا جماعت یا حزب اش باشد!

ازعالم ربانی و دعوتگر مبارز شیخ ابوالحسن ندوی (رحمه الله) شنیدم که فرمود:
(ما أضر بالدعوه من شیء مثل ما أضربها (الأنا) الفردیه و (الأنا) الجماعیه)
(هیچ چیزی زیان بارتر از (من فردی) و (من جمعی) برای ماهیت و حیثیت دعوت وجود ندارد.)
بر دعوتگران به سوی خدای متعال لازم است که هرچه زودتر از من من کردن های فردی و من من گفتن های جمعی بیرون آمده و دوری گزینند، وداعیان به سوی (برنامه) خدا شوند برادرانی که در دعوت یاری رسانان ومشورت کننده گان و نصیحت گران یکدیگراند

۱۳- همچنین از صفات و ویژگی های دعوتگر داشتن حس شعور و آگاهی دائمی ست به اینکه او در جایگاه الگو و رهبری ای می باشد که این جایگاه از او می خواهد حریص بر کمال بوده و نقص ها و کاستی ها را ازمیان بردارد:
رهبر و الگو کسی است که مردم را قبل از گفتارش به سبب حال و احوالش و قبل از زبانش از طریق رفتار و منش اش دعوت می کند.
قطعا میزان تذکرودرک دعوتگرازاین قاعده (که اودرجایگاه رهبری دیگران است) اورا به از بین بردن ذلت ها و پستی ها و حریص شدن در بدست آوردن کمالات سوق می دهد.
و به میزان غفلتی که از این معنا ومفهوم می کند، در شیوه و روشش تساهل به خرج داده وآسان می گیرد، و همانند عموم مردم می شود، تساهل وآسان گیری بعضی از دعوتگران در این صفت برای شما بارز است، انان در کمالات کوتاهی کردند و بر واجبات اکتفا کردند چرا که گمان می بردند همان میزان برای نجات و رستگاری کافی است، و برای توجیه کار خود به حال و وضع فرد اعرابی (بادیه نشینی)استدلال می کنند که نزد رسول خدا(ص) آمد تا در مورد بعضی از تکالیف شرعی رخصت و تخفیف بگیرد، و سوگند خورد که برفرایض چیزی نمی افزاید و از آن ها چیزی نمی کاهد، پیامبر(ص) درباره او فرموند:
(أفلَح إن صَدَقَ)
(رستگار شد اگر در گفتار و وعده اش صادق باشد.)

به راستی آنان غافل اند از اینکه کسانی همچون این اعرابی تمثیل در جایگاه رهبری مردم و جایگاه عامه ی صحابه ی کرامی که سبقت گیرندگان در خیرات و نیکی ها و حریص بر کسب فضیلت ها و کمالات بودند، نمی باشند. صحابه ای که حس وحالشان حس وحال فقیرانی را برای ما تداعی می کند که در جستجوی آگاهی یافتن بر فضیلت هایی بودند که به آن ها عمل کنند و جای انفاق انفاق کنندگان و صدقه ی صدقه دهندگان را برای آنان بگیرند، رسول خدا(ص) آنان را بر گفتن اذکاری راهنمایی فرمودند، هنگامی که ثروتمندان آن را شنیدند در گفتن این اذکار سبقت گرفتند وآنان نیزهمچون فقیران بر گفتن این اذکار حریص شدند…

فقرا برای بار دوم نزد رسول خدا (ص) آمدند، از حال و وضع خود شاکی بودند ومی گفتند: برادران ثروتمند ماهمانند آنچه را که ما انجام دادیم انجام دادند وبرای همین سبقت گیرندگان بر ما باقی ماندند، جواب پیامبر(ص) چنین بود:
(ذلِکَ فَضلُ اللهِ یُؤتِیهِ مَن یَشَاءُ)
(این فضل خدای متعال است و آن را به هرکس که بخواهد می بخشد).

برادران و خواهران گرامی جایگاه رهبری از دعوتگران اینچنین طلب می کند، دعوتگران در بسیاری از ابواب و روزنه های خیر و نیکی سعی وتلاش می کنند و در زیاد و کم آن زهد نمی کنند(قناعت نمی کنند)، و درمواجهه باسختی یا آسانی ضعف به خرج نمی دهند و این چنین دعوت آنان به سوی خیر و نیکی قولی و عملی می شود ، ضعیفان بخاطررفتار و روش آن ها با اراده ومحکم و استوار می شوند و آنان نیز از تلاش و همت مردم رفعت می گیرند.

پس شخص ضعیف به سبب قوت آنان قوی می شود و متردد به سبب اقدام شان اقدام می کند.

ترجمه : فرزانه اسحاقی – کامیاران

ادامه دارد..

از طريق
فرزانه اسحاقی
منبع
http://sozimihrab.org/
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن