تاریخشخصیت ها

مَلِک محمود

ابر مرد نامی کورد ،پادشاە کردستان
شیخ محمود فرزند شیخ سعید،فرزند شیخ محمد، فرزند کاک احمد شیخ ، درتاریخ ۱۹۵۶٫۱۰٫۹در یکی از بیمارستان های شهر بغداد وفات نمود و جنازە مبارک ایشان ، با احترام فراوان وبا بدرقە مردم دلسوز و وفادار کورد و کوردستان در جوار آرامگاە کاک احمد شیخ در مسجد بزرگ سلیمانیە،بە خاک سپردە شد.

این ابر مرد بزرگ کورد ،سال ۱۸۸۸ میلادی در سلیمانیە چشم بە جهان گشود.
پس از اتمام علوم دینی و فقهی و دروس تصوف در سال ۱۹۰۴بە همراە پدر بزرگوارشان شیخ سعید بە استانبول ترکیە سفر نمود و درآن جا با سلطان عبدالحمید دیدار نمود ،سلطان عبدالحمید با احترام فراوان آنها را پذیرفت.
هنگامی که جنگ جهانی اول داشت بە پایان می رسید و عثمانی ها نیروهای خود را از سلیمانیە عقب می کشیدند ،شیخ محمود در ۱۹۱۸٫۱۱٫۵بە کمک کوردهای شمال، حکومت کوردی را در کردستان پایەریزی می کند.
نویل فرماندە نیروهای بریتانیا از این حرکت شیخ محمود پشتیبانی می کند و بە گفتە خودش دوست دارد کە کوردها از حکومت عراق جدا شوند و خود دارای دولت مستقلی باشند.
استیفان لونگریک در تاریخ عراق در سال ۱۹۰۰٫۱۹۵۰ میلادی در بارەی فرمانروایی شیخ محمود می گوید: قلمرو فرمانروایی شیخ محمود از سلیمانیە شروع و تا هلبچە و رواندوز امتداد داشت .
 منطقە کوێە  کە زیر دست امیر نشین دیگری بود نیز تحت فرمانروایی وی در آمد ، عشایر و قبایل و میرنشینان کوچک منطقه همگی بە شیخ محمود پیوستند و در مناطق کوردستان  آن روزگار بە غیر از میرنشین بزرگ ملک محمود و زبان واحد کوردی ، چیزی دیگری وجود نداشت.
شیخ دریافتە بود کە حکومت بریتانیای کبیر با آنها همدل و یکرنگ نیست و کم کم بە قول و قرارها و وعدە و وعودهایی کە بە کوردها دادە بودند پشت می کردند !! برای همین در روز ۲۱مارس سال ۱۹۱۹میلادی استقلال کوردستان را اعلام نمودە و انگلیسی ها کە در آن مناطق حضور داشتند را بیرون نمود و بعضی از آن ها را هم بە اسارت گرفت .

در این هنگام انگلیسی ها نیز نیروهای خود را جمع و جور نموده و از مناطق کرکوک ونواحی آن بە طرف سلیمانیە حرکت کردند و در منطقە بازیان بە نیروهای ملک محمود برخوردند.
انگلیسی ها با سلاح نوی کە داشتند بە جنگ با آن ها پرداختند ، در این جنگ نابرابر ، متاسفانه ملک محمود نزدیک منطقە بەردە قارەمان ؛ دستگیر و زخمی شد.
انگلیسی ها ملک محمود را اسیر نمودە و با خود بە بغداد بردند؛ دادگاە سربازی در بغداد فرمان اعدام شیخ  محمود را صادر نمود.
ولی عده ای از این اشغالگران انگلیس به گونه ای دیگر به قضایا می نگریستند ؛ از سویی نگران سرانجام نهضت کوردها و آثار دستگیری وی توسط انگلیسی ها بودند و از طرفی دیگر برخورد متفاوت ملک محمود با اسیران انگلیسی را می دیدند که اسرا را نکشته بود؛ بلکه با مهربانی آنان را نزد خودش نگهداری نموده بود و از طرفی دیگر این ملک محمود نبود که  بە نیروهای انگلیسی حملە کردە بود ؛ بلکە آنها بودند کە بە خاک کوردستان حملە کردە بودند ودر واقع  شیخ و سپاهیانش از خاک خویش دفاع می کردند!!

برای همین تصمیم گرفتند کە در مورد اعدام شیخ محمود تجدید نظر کنند ،پس شیخ را بە هندوستان تبعید نمودند!
بعد از تبعید شیخ بە هندوستان،   بار دیگر کوردستان ناآرام گردید ، برای همین دولت بریتانیا تصمیم گرفت  شیخ را دوبارە بە کردستان برگرداند تا اوضاع آرام گردد!
در اواخر ماە ایلول سال ۱۹۹۲شیخ بە کردستان باز گشت و مردم با شادی و خوشحالی فراوان ازاو استقبال نمودند!
انگلیسی ها ناگزیر شدند به دولت کوردی به ریاست ملک محمود اعتراف نموده و نام حکومت وی را  میرنشین جدید نام نهادند و در نهایت ملک فیصل یکم از طرف دولت عراق و پادشاهی بریتانیا بە آن دولت کوردی اعتراف نمودە وآن را بە رسمیت شناختند.
بار دیگر بریتانیا با کوردها راست نبود بە ویژە کە پیمان؛ سیڤەر؛ از رسمیت افتاد و بە جای آن پیمان ؛لوزان؛را در مورخه ۱۹۲۳٫۷٫۲۴ با ترکیە امضا نمود و بە حکومت نوپای کوردستان یورش بردند ، مدتی ملک محمود بە کوە ؛ سورداش؛ پناە برد و بعد از آن بە سلیمانیە باز گشت.
سال ۱۹۲۴سپاە وقت عراق با پشتیبانی توپ و تانک و هواپیمای جنگندە ی بریتانیا سلیمانیە را اشغال نمود و در این میان تنها کار نمایندە بریتانیا در کوردستان این بود که  کارمندان و روسای ادارات را از میان کوردها منصوب می کرد !  و به مردم اجازه می داد بە زبان کوردی حرف بزنند و زبان رسمی کردستان کردی باقی بماند…

و به جز این موارد خدمت دیگری برای کورد انجام نشد .
بعد از آن شیخ محمود بار دیگرعلیە حکومت عراق زیر نظر بریتانیا قیام نمود ؛ پسجنگ در میدان سَرای سلیمانیە بە راە افتاد و مردم در اعتراض به عدم خدمت رسانی دولت به خیابان ها ریختند ! ولی دولت مرکزی عراق تظاهرکنندگان کورد را  قتل عام نمود و یا بە اسارت برد !!

بعد از این جنایت حکومت عراق ،شیخ محمود کە در کوردستان ایران در منطقە پیران زندگی می کرد و پیام آن کشتار بە گوشش رسید بە منطقە ؛ پینجوین ؛ باز گشت وآن مناطق را آزاد نمود و بزرگان منطقە را جمع نمود و همە آنها بە دستور شیخ نامەای بە نمایندە بریتانیا در بغداد فرستادند،کە در آن خواستەهای ملت کورد در آن نوشتە شدە بود،کە از این قرار بودند:

۱-بە رسمت شناختن دولت کورد از زاخو تا خانقین ، کە در آن هیچ عربی چە سرباز و چە مردم عادی عرب زبان در آن جا آمد و شد نداشتە باشند.
۲-این منطقە ،یعنی کوردستان ،زیر نظر بریتانیا باشد تا زمانی کە سازمان ملل در مورد آ ن منطقە رای نهایی صادر کند .
۳-آزاد نمودن کسانی که در راهپیمایی جلوی سرای سلیمانیە ؛ دستگیر شدە بودند و برگرداندن تبعیدیان آن جنگ بە کوردستان .
۴-هر افسر و فرماندە کوردی کە بە عربستان تبعید شدە ،بە کردستان برگرداندە شود.
چون دستەای از افسران کرد کەدر سپاە عراق بودند هنگام جنبش شیخ ،بە وی پیوستند،از جملە : محمود جودت ، حمید جودت ، کامیل حسن ، همچنین مجید مصطفی ، کە خود را برای پیروزی کرد وجنگ علیە دولت عراق آمادە کردە بودند وقتی کە شیخ محمود هیج جوابی از طرف نمایندە بریتانا بە دستش نرسید اعلام جنگ نمود و از منطقە  آب باریکە لوتە جنگ سخت و نابرابری در گرفت.
نبود امکانات و ادوات جنگی کوردها باعث شد شیخ ناچار خود را در تاریخ ۱۹۳۱٫۵٫۱۳تسلیم دولت عراق نماید دراین هنگام شیخ ، بە بغداد بردە شد واز آنجا بە سماوە و از آن جا بە  ناصریە  و از آنجا دوبارە بە بغداد بردە شد و تا آخر سال ۱۹۴۱ در اسارت و تبعید بە سر برد….

در این سال جنگ رشید عالی گیلانی علیە بریتانیا شروع شد کە شیخ محمود نیز از این فرصت استفادە نمود و زندگی خود را از اسارت بغداد رها نمود،بعد از آن بە روستای ؛ داری کەلی ؛رفت و مابقی زندگی خود را آنجا گذراند تا این کە وفات نمود.

مردم کورد هموارە شیخ محمود را پادشاە کوردستان و موسس نخستین حکومت کوردی می دانند و بە نیکی از وی یاد می کنند.

منبع :اصلاح وب
ترجمە:سەوزە حیدری

برچسب ها

سانا

@ مترجم وشاعر @ آذزبایجان غربی - مهاباد ☑ دانشجوی روان شناسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن