اندیشه

«نهی از منکر» از منظر ابن تیمیه (۳-۱)

فقه إنکار منکردرنزد ابن تیمیه (رحمه الله) (۱)
«انکارمنکرنزد ابن تیمیه» علم ودانشی است که امروزه دردنیای مملو از اختلافات شرعی نیازمبرمی به آن احساس می شود.
مقدمه:
الحمد لله حمد الشاکرین المتفقهین فی دینه العارفین به، والصلاه والسلام على المبعوث رحمه للعالمین، الذی أرسل بالحق والدین القویم، وأنزل معه ما إن تمسکنا به عشنا سعداء، وعلى آله الطیبین وصحبه المبجلین امابعد
اراده خداوندعزوجل براین تعلق گرفت که رسالت محمدی راپایان بخش همه رسالتها قراردهد به همین دلیل ضروری به نظرمیرسید که این پیام تاهنگامه قیامت پیامی فراگیر باشد، وتمام ساکنان زمین رادربرگیرد وروشی مفید ومعتبربرای هر زمان و مکان ودرخورتمام کاروباراهل زمین باشد،تا زندگی دنیا و آخرتشان را تحت الشعاع قرار دهد.
از آنجا که خو وطبیعت مردم برارتکاب چیزهایی سرشته شده که حرکت وروش حیاتشان دراین کره خاکی برآن استواروپایدارنمی ماند چه ازروی غفلت وخطاباشد وچه ازروی عمد وتقصیر.ضروری به نظرمیرسید که برنامه آخرین رسالت آسمانی حاوی چیزهایی باشد که راست نمودن کجی ها واصلاح مفاسدرا برای اهل زمین به همراه داشته باشد به شیوه ای که فراتر از قدرت کسی نباشد که به تهذیب واصلاح می پردازد وافراط وزیاده روی بخرج ندهد تا آنکه انسان دچارلغزش شده و ازمسیرراست منحرف شود وهلاک گردد.اسلام بعنوان آخرین رسالت آسمانی حاوی برنامه ایست که راه درست ومستقیم راترسیم، وهدف ازاصلاح ناهمواریها واصلاح مفاسد وتغییر منکرات را بیان داشته است.چنانکه سازوکاری دراختیاردارد که وسیله وابزار این راست سازی و اصلاح وتغییرراآشکار وهویدامی سازد.تا برای هرکجی وفسادومنکری ابزاری رابرگیرد که شایسته آن باشد ودرجهت تهذیب واصلاح وتغییرش، وی را به هدف رهنمون گرداند.
ازاین جهت که قیام، برای این اصلاح وتغییر، نیازمند دانش وآگاهی وحکمت میباشد این تحقیق وپژوهش تحت عنوان ( فقه إنکار المنکر عند ابن تیمیه فی الفتن والمحن) میباشد،بدین خاطر که ابن تیمیه (رح) ازجمله دانشمندانی بود که درزمان فتنه ظهورکرده ودرآن نشوونمایافته است ومنکراتی رامشاهده نموده که هیچ روانی بدان اذعان نمی کند وهیچ دلی ازآن آسوده خاطر نمی شود.
ما نیزدرزمانی مشابه زمان ایشان بسرمی بریم فلذا خواستم تصویری درخشان-ازاین موضوع- رابه این امت آزاده تقدیم بدارم تاتوسط آن راه خویش را بیابد وبا اقتدای به آن ازمحنت وگرفتاریها نجات یابد،وبا اتِّباع ازآن ازلغزشهایشان کاسته گردد.
طبیعت پژوهش می طلبید که بعداز این مقدمه آن را به گزیده ای مختصر از زندگی ابن تیمیه(رح) ودومبحث تقسیم نمایم.
پیشگفتار:

گزیده ای از زندگی امام ابن تیمیه(رح)
نام:امام ذهبی (رح)می فرماید:اوامام تقی الدین أبو العباس احمد پسرمفتی شهاب الدین عبد الحلیم پسر امام مجتهد شیخ الإسلام مجد الدین عبد السلام پسر عبد الله بن أبى القاسم الحرانی میباشد)
ولادت:ایشان در ماه ربیع الأول سال (۶۶۱هـ) درشهر حرّان به دنیاآمد.خانواده او قرن ها پیش در همین شهرستان تاریخی اسکان گزیده بودند.
کنیه ونسب:کنیه او دربدایت نشأتش ابوالعباس بود وبدان شهرت یافت سپس لقب دودمان وخاندانش برآن غلبه یافت وبالقب خویش ابن تیمیه اشتهارپیداکرد.
مهمترین تالیفات ایشان:
۱-الفتاوى الکبرى
۲-اقتضاء الصراط المستقیم
۳-القواعد النورانیه الفقهیه
۴-منهاج السنه النبویه
۵-الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح
۶-الاستقامه
۷-رساله رفع الملام عن الأئمه الأعلام
۸-مجموعه الرسائل والمسائل،
که تمام این کتابها به چاپ رسیده اند.
وکتابهای بسیار دیگری که دراینجا مجال نیست به ذکرآنها بپردازیم. بی تردید ایشان یدطولایی در زیبایی تالیف ونیکی بیان داشته اند.
زندان ووفات:
• شیخ ابن تیمیه دوسال وسه ماه وچند روزی درزندان قلعه دمشق بسربرد ودراین مدت وقت خویش راصرف نگارش وتالیف نمود تا اینکه حاکم وقت دستورداد آنچه را ازکتاب وادوات تالیف که دراختیارداشت ازوی بستانند، بعد ازدوری از کتاب به عبادت وتلاوت قرآن وذکر وتهجد روی آورد تا اینکه مرگ به سراغش آمد دراین مدت خیلی به قرائت قرآن وتدبردرآن واستخراج واستنباط معانی آن پرداخت تا جایی که به مشغولیت دائمی او تبدیل شد.ایشان دراین برهه قرآن را ۸۰ بار ختم نمودودرهشتادویکمین ختم خویش به این آیه رسیدکه می فرماید﴿ إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِر ﴾ سوره قمر:آیه۵۴-۵۵. یعنی:قطعا پرهیزکاران درباغها وکنار جویباران بهشتی جای خواهند داشت درمجلسی راستین در پیشگاه پادشاه بزرگ وتوانا ئی(که آفریدگار وخداوندگار همه کائنات است).ودراین هنگام جان به جان آفرین تسلیم کرد. ودرروزدوشنبه سال (۷۲۸هـ) درسن ۶۷ سالگی اجلش فرارسید.«رحمت ومغفرت خدابراوباد».
مبحث أول: إنکار منکرنزد ابن تیمیه(رح)
این مبحث مشتمل برشش مطلب میباشد.
مطلب أول: تعریف إنکارمنکر
مطلب دوم: حکم إنکار منکر
مطلب سوم: أنواع منکر
مطلب چهارم: ضوابط وقواعد إنکار منکر
مطلب پنجم: شروط إنکار منکر
مطلب ششم: مراتب إنکارمنکر
مبحث دوم: راههای إنکار منکرنزد ابن تیمیه وأثرآن درنجات أمت.
این مبحث نیز مشتمل بر سه مطلب میباشد.
مطلب اول: روش إنکارمنکربادست
مطلب دوم: روش انکار بامواجه ی زبانی
مطلب سوم: طریق إنکاربا زبان از طریق فتوی
مبحث أول: إنکارمنکرنزد ابن تیمیه
این مبحث شش مطلب رادربرمی گیرد.
مطلب اول: تعریف انکارمنکر
انکاردرلغت: به معنی امتناع ونپذیرفتن،ومناکره به معنی:جنگ وپیکارنمودن میباشد.
ناکَرَهُ یعنی:بااوجنگید و کارزارکرد.چراکه هرکدام ازطرفین جنگ،دیگری را منکرمی شود.
منکردرلغت: ضدمعروف است.
إنکارمنکر اصطلاحاً یعنی: (طردنمودن چیزی که با شریعت اسلام توافق وسازگاری ندارد.گفته شده انکارمنکریعنی:بازداشتن از بدی ونیزگفته شده انکارمنکر به معنی نهی ازچیزی است که نفس وشهوت بدان تمایل می یابد.همچنین گفته شده إنکار منکر:یعنی تقبیح آن چیزی که عفت وشریعت از آن بیزاری می جوید.آنچه درخلال تعاریف بالاازمنکر برای من آشکار شد این است که منکربه چیزی گفته میشود که شرع آن راناپسند بداندواز آن پرهیزنماید.
وهمچنین می توان تعریف منکر را نزد ابن تیمیه چنین خلاصه نمود،منکر: به چیزی گفته میشودکه برشرع خدادرآمده و بدان راضی نمی باشد ومخالف دین وکتب وفرستادگان خدامی باشد.
همچنین میفرماید: دعوت الی الله امربه هرچیزی را که خدا بدان امرنموده ونهی از هرچیزی که خدا از آن بازداشته، دربرمی گیرد واین به معنی امربه هرمعروفی ونهی ازهر منکری میباشد.رسول خدا صلى الله علیه وسلم این دعوت را عملی ساخت وبا استدلا ل به این آیه- که می فرماید: ﴿ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالْأِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) سوره أعراف:آیه (۱۵۷). (رحمت خود را اختصاص میدهیم به)کسانی که پیروی میکنند از فرستاده(خدامحمد مصطفی)پیغمبر امی که(خواندن ونوشتن نمی داند و وصف اورا)درتورات وانجیل نگاشته می یابند او آنان را به کارنیک دستورمیهد واز کار زشت بازمیداردوپاکیزه ها را برایشان حلال می نماید وناپاکها را برآنان حرام میسازدوفرومی اندازد وبند وزنجیر(احکام طاقت فرسای همچون قطع مکان نجاست به منظورطهارتوخودکشی بعنوان توبه) را از(دست وپا وگردن)ایشان بدرمیآورد.پس کسانی که به او ایمان بیاورند واز او حمایت کنندووی را یاری دهند واز نوری پیروی کنند که بهمراه او نازل شده است بیگمان آنان رستگارند،- مردم را به چیزی امرنمود که خداامرکرده وآنها را از چیزی که خدا نهی فرموده، بازداشته است.
مطلب دوم: حکم إنکارمنکر
هرگاه منکرات درمیان امت شیوع یابند بی شک محنت وگرفتاری را به همراه خواهد داشت به همین دلیل برعالمان دینی است که در برابرانجام دهندگان آن مقاومت نشان دهند وجهت سلامت ودرامان ماندن امت به علاج آن بپردازند.علما در حکم انکارمنکراختلاف دارند که آیا برتک تک مردم واجب است یا تنها برتوانمندان واجب میباشد.
نظرابن تیمیه (رح) براین است که:انکارمنکر برهرمسلمان قادروتوانایی واجب است وفرض کفایه به حساب می آید ولی اگرکسی به این امر نپرداخت دراینصورت برانسان توانمند به فرض عین بدل میگردد.دراینجا قدرت به معنی سلطه واقتداراست چرا که سلطان وزمامدار از دیگران توانمندتراست ووظیفه و واجبی که بر دوش اوست بردوش دیگران نمی باشد. علت وانگیزه ی وجوب، قدرت وتوان است بنابراین، این وظیفه برهر شخصی براساس قدرت وتوانش واجب میباشد.ایشان به این ایه استدلال می کند که می فرماید: فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ. (سوره تغابن:بخشی ازآیه ۱۶).«به اندازه توان از خدا پروا داشته باشید». آنچه برای من محرز است این است که ابن تیمیه نظر خویش رابراساس حدیث ابوسعیدخدری بیان داشته که می فرماید: من رَأَى مِنْکُمْ مُنْکَرًا فَلْیُغَیِّرْهُ بیده فَإِنْ لم یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لم یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ وَذَلِکَ أَضْعَفُ الْإِیمَانِ.اگکسی از شما کار زشتی رادید باید با دست خود به مقابله با آن برآید وبرای ترک آن بکوشدواگرنتوانست با موعظه ونصیحت در رفع آن اقدان کند واگر براین کار نیز توانا نبود دردل خود آن عمل ناروارامکروه وزشت بشماردواین(مخالفت تنهادردل وعدم دفع عمل منکر با دست یا زبان)نشان ضعیف ترین ایمان است
پیامبر(ص) علما وزمامداران را خصوصا ومردم را عموما به نهی تدریجی ازمنکرات به اندازه توان تشویق نموده است تا اینکه به ضعیفترین مرحله که انکارقلبی است ومنکری را تغییر نمی دهد می انجامد واین مرحله ایست که همه توان آن را دارند به همین دلیل(این مرحله) برهمه واجب میباشد.ابن تیمیه می گوید:انکارقلبی درهر حال لازم وضروری است چراکه درانجام آن انسان دچار ضرر وزیانی نمی شود وهرکه آنرا انجام ندهد مومن به حساب نمی آید چنانکه رسول اکرم میفرمایند وذلک اضعف الایمان. یعنی:مخالفت تنها دردل وعدم دفع عمل منکر با دست یا زبان نشان ضعیف ترین ایمان است. همچنین میفرماید: وَمَنْ جَاهَدَهُمْ بِقَلْبِهِ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَلَیْسَ وَرَاءَ ذلک من الْإِیمَانِ حَبَّهُ خَرْدَلٍ.وهرکس دردل خود(قلبی) با آنها مخالفت کند مومن است وبعداز این مخالفت (قلبی) حتی به اندازه دانه خردلی(ذره ای)ایمان وجود ندارد. درباره مردن زندگان از ابن مسعودپرسیده شد ایشان درجواب گفت (مرده)کسی(است) که معروفی را نشناسدومنکری را ناپسند نداند.اما (درارتباط با) تغییر(منکر)با دست، ابن تیمیه آنرا ازوظایف زمامداران وحاکمان می داند واین نظریه درنهایت حکمت است برای اینکه آشفتگی وهرج ومرج رخ ندهد وانکار منکری به منکری شدیدتروبدتر نیانجامد.
مطلب سوم:أنواع منکر
ابن تیمیه(رح) معتقداست که انجام منکرات مستوجب عقوبت ومجازات میگردند ومجازات از ویژگیهای حاکم است وهرکسی نمی تواند بدان بپردازد.وروش بقیه مردم در انکار این منکرات نصیحت زبانی برای انجام معروف وانکارقلبی منکرات درهنگام عدم قدرت میباشد.ابن تیمیه میفرماید:امربه نیکی ونهی از بدی جزبا مجازات شرعی به اتمام نخواهد رسید وخداوند توسط حاکم برحذر میدارد که باقرآن چنین کاری را انجام نمی دهد. وجاری ساختن حدود برزمامداران واجب میباشد وآنهم با مجازات برترک واجبات وانجام محرمات حاصل می شود.
منکرات نزد ابن تیمیه به دوقسم تقسیم می گردد.
نوع اول:منکراتی هستند که مستحق مجازات تعین شده از سوی شارع هستند:مانند تهمت زدن که عقوبت آن زدن ۸۰ ضربه شلاق برمتهم میباشد ودزدی که مجازات آن بریدن دست سارق میباشد. و….
نوع دوم : منکراتی هستند که مستحق مجازات تعین نشده میباشند مانند تعزیراشخاص که آن هم خود اقسامی دارد.
۱- باتوبیخ وسرزنش زبانی.
۲-با حبس وزندانی کردن
۳-با تبعیدودورساختن ازوطن
۴- با زدن اگراین امر-زدن- بخاطر ترک واجبی باشد مانند زدن برترک نماز یا ترک حقوق واجبی مانند ندادن قرض باوجود قدرت بر ادای آن، یا بربازنگرداندن چیز غصب شده یا امانتی به صاحب آن.این روش –زدن فرد- پی درپی صورت میگیرد تا اینکه حق را باز میگرداند وروزبه روزاین زدن براو توزیع می گردد اگرچه به خاطر گناه گذشته اش هم باشد بخاطر کیفرعملی که انجام داده وبه عنوان یک مجازات الهی هم برای او وهم برای دیگران. این مجازات فقط به اندازه نیازنسبت به او صورت می گیرد وحداقلی برای آن درنظرگرفته نشده است.
ترجمه:اسمعیل ابراهیمیان ۹۴/۹/۲۳

(با اندکی حذف واضافه)

نمایش بیشتر

اسمعیل ابراهیمیان

@نویسنده و مترجم @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ فعال دینی و دعوتگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن