اصول

نکات مهمی اندر باب ” توبه”

توبه را فراموش مکن

مواردی در خصوص جهل به موضوع توبه وجود دارد که نیاز به بیان دارند.

۱-به تعویق انداختن توبه:

در میان مردم کسانی هستند که به اشتباه و گناه خویش پی می برند و لیکن توبه کردن را درنگ می دارند و بدان کم توجهی می کنند، و این یک اشتباه بزرگ است چرا که توبه واجب است آنی و و در لحظه باشد نه اینکه آن را به تأخیر انداخت و این چیزی است که فرامین الله و رسولش بدان دلالت دارد. در حقیقت این تأخیر توبه خود گناهی مستقل است، ابن القیم(رحمه الله) می گوید:

– توبه کردن بلافاصله بعد از گناه و پشیمانی یک فرض است و درست نیست به تعویق افتد، چرا که هر گاه این اتفاق افتاد فرد مرتکب نافرمانی شده است باید توبه ای برای این تأخیر هم بکند.

۲-توبه باید از تمام گناهان باشد :

بعضی از مردم گمان می کنند باید توبه کند از این کاری که مرتکب شده در حالیکه باید توبه کند از آنچه میداند و انجام داده و آنچه که نمی داند، چون گاهی انسان دچار گناهی می شود که نمی داند این کار گناه محسوب است. از رسول خدا(ص) روایت شده که ایشان دعا می کردند«بار الها تمامی گناهان مرا ببخشای کوچک و بزرگ، اول و آخر، پیدا و پنهان آن را» به روایت مسلم

۳-توبه نکردن بخاطر ترس از ارتکاب مجدد گناه:

گاهی به خاطر اینکه ترس دارد که دوباره گناه را انجام دهد و باری دگر آن را دچار شود از توبه منصرف می شود که این نیز در جای خود یک اشتباه است : زیرا آدمی باید اعتقاد بر این داشته باشد که گر دوباره گناه را انجام داد و توبه نمود خداوند وی را می بخشاید حتی اگر به دفعات تکرار شود و لذا باید گمان نیک به الله داشته باشد.

۴-ترک توبه به خاطر حرف و حدیث مردم

این فرد با خود می گوید باید توبه کنم باید پایدار باشم، اما از سرزنش و سخنان مردم إبا دارد، او را وسوسه می کنند و دلسرد، با جهل و نادانی خویش، و این نیز به نوبه خود معضلی است چرا که امتحانی برای اثبات صداقت یا دروغگویی اوست.

۵-ترس از دست دادن منزلت و شهرت

انسانها دارای مقام و منزلت یکسانی نیستند. پس گاهی منزلتی بالا و مقام یک شخص او را از توبه و دست کشیدن از گناه خویش منع می کند.

همانگونه ابونواس به أبی العتاهیه گفت :

– ابو نواس او را به خاطر گناه و معصیت سرزنش می کرد – ای عتاهی مرا در حدی می بینی که از این خوشی ها دست بکشم؟!

و این به این خاطر است که گاه انسان دارای شهرت ادبی یا اجتماعی است و توبه کردن را سببی برای از دست رفتن مقام و منزلت و شهرت و پایگاه اجتماعی خویش می داند، و این نقصی است در شجاعت فرد گناهکار و حتی نقص در علم و عقل و امانت داری اوست چرا که چه چیز سودش می رساند نزد پروردگارش به جز عمل صالح

۶-دوام بر گناه کردن با این اعتماد که پروردگار رحمتی فراگیر دارد(خود را فریب دادن)

گروهی غرق در گناه می شوند در گناه زیاده روی می کنند و گر متنفر شدند می گویند رحمت پروردگار وسیع است او غفور و رحیم است، که این طرز تفکر نادانی است چرا که رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است نه کسانی که گناه می کنند و می گویند خدا بزرگ است! بزرگ!

الله متعال می فرماید((به بندگان من خبر بده که همانا من آمرزنده ی مهربانم و اینکه عذاب من عذابی دردناک است))حجر۴۹-۵۰

ابن القیم در این رابطه می گوید : اعتماد بر پروردگار با بکار گیری اسباب نجات و رستگاری میسر می شود حال آنکه پافشاری بر اسباب هلاک و گناه کردن حسن ظن نسبت به الله متعال نمی آورد.

۷-خود را فریب دادن که خداوند به گناهکاران مهلت و نعمت فراوان داده!

حال این گروه چنین است که غرق در گناه می شوند و هنگامیکه بدانها گفته می شود دست بکشید و توبه کنید، می گویند چرا چکار کردیم ما؟! بعضی ها هستند که زمین را پر از فساد خود کرده اند، ظلم می کنند، قتل می کنند، مال مردم را می خورند، ربا می خورند، و می بینیم که غرق نعمت و روزی اند و بدور از نگرانی و مصیبت، که بدون شک کسی که چنین می اندیشد و این حرف را بر زبان می‌آورد بسیار جاهل و نادان است.

در جواب چنین شخصی باید گفت : وای بر تو! وای! الله متعال دنیا را به آنکه دوست دارد و دوست نمی دارد می دهد، و این چنین انسانهایی که ذکر کردیم اعمالشان باطل است، و آنچه از نعمت برایشان هست حجتی است برایشان و فرصتی و امتحان تا‌آنکه خداوند عزتمند و قوی آنان را به عقاب کارشان می گیرد.

رسول الله (ص) فرمودند : ((خداوند به ظالم مهلت میدهد، اما در نهایت او را چنان به عقابش می گیرد که رهایی نمی یابد)) و سپس این آیه را خواندند :

((و اینگونه است گرفتار کردن پروردگارت آنگاه که مردم شهرها را به سزای ظلمشان گرفتار می کند بی تردید مجازات خداوند دردناک و سخت است))

۸-ناامیدی از رحمت الله

حال چنین کسانی چنین است که در گناه و نافرمانی غرق می شوند، توبه می کنند و سپس به گناه پای می گذارد تا اینکه از رحت خداوند ناامید می شود و گمان می کند از کسانی ست که به سنگدلی تقدیر خورده است پس به گناه ادامه می دهد و دیگر توبه ای نیست! ناامیدی گناهی بس بزرگتر از آنچه است که مرتکب شده چرا که از رحمت خداوند جز کافران مأیوس نمی شوند!

پس باید دوباره تلاش کند و توبه پیش گیرد و در تکاپو باشد تا به یقین برسد.

۹-ناامیدی از توبه ی گناهکار

مردمانی هستند اهل خیر و صلاح و حریص هستند بر اینکه مردم را نصیحت کنند که دست از گناه بکشند اما هنگامیکه سرکشی فرد و رویگردانی او را از نصیحت دید، مأیوس می شود چنین می پندارد که دیگر راه هدایتی برای آن فرد نمانده و پروردگار از او نمی گذرد گناهش را، و لذا از این امر خیر دلسرد می شود. این کار از فرد اهل علم و بصیرت بدور است، چه کسی گفته پروردگار گناهکار را نمی بخشد ؟

چه کسی می گوید رحمت پروردگار سنگ بسته!؟

چه بسیارند کسانیکه در مسیر نافرمانی و گناه بوده اند تا جایی که امیدی بر هدایتشان نبوده در حالیکه به فضل پروردگار منقلب شده اند و از نزدیکان حق تعالی شده اند؟!

رسول الله(ص) در حدیثی می فرمایند : «مردی گفت به خدا قسم الله متعال از فلان کس گناهانش را عفو نمی کند و خداوند متعال فرمودند : چه کسی بر من قسم می خورد که فلانی را نمی بخشم من از آن شخص در گذشتم و اعمال تو را باطل کردم» به روایت مسلم

۱۰-انداختن تقصیر به جانب تقدیر الهی، اینکه گناه می کند و ترک طاعت می کند

از چنین شخصی گر بپرسی چرا نماز نمی خوانی؟ می گوید : خب خدا خواسته اینجوری هستم!! کی توبه خواهی کرد؟ هر وقت خدا بخواهد!!

براستی گمراهی ست این طرز تفکر،

ابن تیمیه می گوید : درست نیست کسی بگوید تقدیر است که من گناه کنم، به اتفاق تمام مسلمین و عقلاء، چرا که اگر این سخن درست باشد هیچ گناهی بر کسی که خود کشی می کند یا فساد به راه می اندازد یا مال مردم را تصرف می کند نیست چرا که تقدیر چنین است!!

۱۱-توبه ی دروغگویان

این افراد موقتاً گناه و آلودگی را ترک می کنند به سبب ناراحتی یا بیماری یا مکنت و جاه و مقام یا به دست آوری کار و پیشه، و پس از پایان اینها مجدداً به سوی گناه می روند که به حقیقت این توبه ی دروغگویان است و توبه ی حقیقی نیست.

۱۲-اهمیت ندادن به توبه کنندگان

بزرگ مردان و صالحان گاهی اوقات بر خود عار نمی دانند به یاری توابین بشتابند و دلگرمی کنند از آنان تا در مسیر خود دوام یابند، این در حالی ست کسانی از بزرگان نیز هستند که دست به دست توبه کار نمی دهند و او را یاری و دلگرمی نمی دهند تا تشویق شود و استقامت یابد، بلکه حتی به چشم تحقیر به وی می نگرند که این باعث ضعف توبه کار می شود لذا بر عالمان و بزرگان ماست به یاری چنین اشخاصی بشتابند و ایشان را راهنمایی کنند و آنچه مایه ی خیر و پایداری آنان می شود پیش گیرند.

 ۱۳-توبه ی امت

گاهی گر سخن از توبه می شود چنین به ذهن می رسد که فرد مورد نظر است و امت و جامعه به طور دسته جمعی فراموش می شود.

این نیز در ردیف دیگر خطاها در باب توبه است، اینها که از آن سخن راندیم درباره ی توبه ی افراد بود، حال اگر امتی و گروهی رو به توبه آورد پروردگار به شأن و منزلت آنان می افزاید و درهای رحمت را برایشان می گشاید

دلیل برای این سخنان آیه ی زیر است :

((چرا هیچ شهری نبود که بموقع ایمان نیاورد تا ایمان او سودش دهد؟ مگر قوم یونس که وقتی ایمان آوردند عذاب خواری را در زندگی دنیا از آنها برداشتیم و تا مدتی {در زندگی دنیا} برخوردارشان کردیم))یونس۹۸

منبع :جریده الشعب

ترجمه از عربی : فاروق راک

 

نمایش بیشتر

فاروق راک

@نویسنده و مترجم و شاعر @ آذزبایجان غربی - مهاباد @ شغل : آزاد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن