اصول

واژ ه ی «سُلطان» درقرآن

واژه (سلطان) بر وزن فعلان ازریشه السلاطه به معنای گسترده شدن همراه با نیرو گرفته شده است ، و ازکلمه (سلط) که معنی قدرت وغلبه را می رساند.

ابن فارس در”مقاییس اللغه” می گوید:سین ولام وطاء، اصل هستند که به معنی قدرت و چیره شدن است، السلاطه ازهمین واژه است  به معنای تسلط وغلبه یافتن.به همین دلیل  است که سلطان به این اسم نام گذاری شده است.

دیگر معنای سلطان دلیل است.

سلاطه اللسان، یعنی قدرت سخن گفتن، این اصطلاح بیشتر در نکوهش زیاد به کار گرفته می شود.

در قرآن کریم واژه سلطان در ۳۹ جا آمده است، که دردو جا به صیغه ی فعل آمده است،

اول: آیه ی ۹۰سوره نساء

وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَیْکُم فَلَقَاتَلُوکُمْ و اگرخداوند می‌خواست ایشان را بر شما چیره می‌کرد و آنان با شما می‌جنگیدند.

دوم :آیه ی ۶سوره ی حشر

وَلَٰکِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَىٰ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ  و بلکه خداوند فرستادگانش را بر هر کس که بخواهد چیره می‌گرداند.

در ۳۷ جای دیگر سلطان در قالب صیغه ی اسم آمده است از جمله آیه ی ۷۱سوره ی اعراف:

أَتُجَادِلُونَنِی فِی أَسْمَاءٍ سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ مَا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ

   آیا با من درباره‌ی بت هائی ستیزه می‌کنید که از الوهیّت جز نامی ندارند و شما و نیاکان شما بر آنها نام خدا گذارده‌اید و معبودشان نامیده‌اید و هیچ گونه حجّتی (که دالّ بر الوهیّت آنها باشد) از جانب خدا در حقّ آنها نازل نشده است.

کلمه ی (السلطان) درقرآن به دومعنی اصلی آمده است ؛  

اول :سلطان به معنی دلیل وحجت است ازجمله آیه ی ۶۸سوره یونس.

قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۖ هُوَ الْغَنِیُّ ۖ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۚ إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بِهَٰذَا ۚ

(مشرکان) می‌گویند: خداوند فرزندی برای خود برگزیده است (که فرشتگانند) عجب بدبختی! این انسان است که برای بقای نام و نشان نیاز به فرزند دارد خدا که جاودانه و سرمدی است کی نیاز به فرزند دارد؟) او منزّه (از این عیب ها و نقص ها) است. او بی‌نیاز است ؛ چرا که آنچه در آسمان ها و زمین است از آن او است شما (ای مشرکان!) هیچ گونه دلیل و برهانی بر این (ادّعای خود) ندارید.

واژه (سلطان) درقرآن بیشتر به این معنی –دلیل- آمده است.

ازعکرمه روایت شده است که گفته است هرچیزی درقرآن دلیل وحجت است.

دوم :درقرآن (سلطان) به معنی چیره شدن وپیروزشدن نیزآمده است.

آیه ی ۲۱ سوره ی سبأ « وماکان علیهم من سلطان» (شیطان) هیچ گونه قدرتی برآنان نداشت، یعنی قدرتی برآنان نداشت، مگربه خاطراین که اهل ایمان  را از کافران و پاکان را از پلیدان جداکنیم

و سلطان به کار رفته بر زبان شیطان رانده شده هم به همین معنی – قدرت – آمده است آنجا که قرآن از زبان او می فرماید: وماکان لی علیکم من سلطان.

ومن برشما تسلطی نداشتم (ابراهیم ۲۲)

یعنی من برشما قدرتی نداشتم که وادارتان کنم به کفر و سرپیچی خدا، فقط دعوتتان کردم به گمراهی آن هم از راه وسوسه!

وبه همین معنی است آیه ی ۳۳از سوره ی رحمن : لاتنفذون الا بسلطان،

  نمی توانید از آن ها بگذرید مگر با قدرت عظیم.

عبدالله پسرعباس  (رض)فرموده است :از قدرتی که بر شما دارم خارج نخواهید شد.

زمخشری در تفسیر«الا بسطان» فرموده است : یعنی نمی توانید جزبا چیرگی  وغلبه یافتن از آن بگذرید.

وآیه ی ۳۳ سوره ی اسراء نیز به همین معنی تفسیر شده است

ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا، یعنی وهرکس مظلومانه کشته شود به صاحب خون وی قدرت داده ایم یعنی او اگرخواست قاتل را عفو کند و یا دیه بگیرد ؛ این فرموده ی ابن عباس است.

و سلطان در آیه های ۹۹و۱۰۰از سوره ی نحل به معنی چیره شدن آمده است  

إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ

بی‌گمان شیطان هیچ گونه تسلّطی بر کسانی ندارد که ایمان دارند و بر پروردگارشان تکیه می‌نمایند. بلکه تنها تسلّط شیطان بر کسانی است که او را به دوستی می‌گیرند و به واسطه‌ی او شرک می‌ورزند و خدایان و بتانی را در عبادت انباز خدا می‌سازند.

یعنی شیطان قدرت ندارداهل ایمان که بر خدا توکل نموده اند را را گمراه نماید،

وایشان فقط  قدرت؟ برکسانی داردکه تابع وسوسه هایش باشندوهمچنین کسانی که به خاطرایشان مشرک وکافرگردد.

امافرموده ی خدا،

وَفِی مُوسَىٰ إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ

در (داستان زندگی) موسی نیز پند و عبرت وجود دارد. آنگاه که او را مجهّز به نیروی آشکاری (از معجزات که عصا و ید بیضا بود) به سوی فرعون فرستادیم.

یعنی به دلیل آشکارکه عصااست، وگفته شده است به معجزات عصا وغیراو، وازقتاده روایت شده است که گفته است به عذرآشکار.

نتیجه ی سخن این است که واژه (سلطان) درقرآن بیشتربه معنی برهان ودلیل آمده است،

وکمتربه معنی قدرت وغلبه آمده است، وکلمه ی (السلطان) درقرآن به. معنی فرمانداراوعهده دارکارمردم نیامده است.

منبع :سایت اسلام ویب.

ترجمه :رحیم رهرو.

برچسب ها
نمایش بیشتر

عبدالرحیم رهرو

✅ محل سکونت : آذربایجان غربی - مهاباد ☑ دعوتگر دینی و مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن