اندیشه ،دعوت

ویژگی های گفتمان اسلامی معاصر(۵-۱)

مفهوم ساختاری خطاب (گفتمان) در حوزه های گوناگون
خطاب دو معنی دارد. معنی اول، اصیل، ثابت و ساده است وعرب ها با آن آشنایند، در قرآن کریم و احادیث رسول خدا (ص) و در فرهنگ لغت های نخستین آمده است
اما معنی دوم مفهومی امروزی و دارای ماهیتی ترکیبی بوده که از دلالت لغوی فراتر رفته و به حوزه های: امور سیاسی ، منابع فلسفی و مقاصد پیام رسانی، وارد می شود.
با توجه به ساختارها و حوزه هایی که واژه «خطاب» در آنها بکار برده می شود، تفاوت های موجود میان دلالت ها نیز نمایان می گردند.
یکم: در میدان مفهوم لغوی.
در فرهنگ لغت «لسان العرب» واژه «خطاب» اینگونه مورد بررسی قرار گرفته است که:
خطاب و مخاطبه»: باز بینی گفتار، گفتن، بیان و کسی را با سخن و کلام مورد خطاب قرار دادن است و «مخاطبه» به معنی سخن گفتن دو نفر با یکدیگر می باشد. و «فصل الخطاب» تمیز و تشخیص میان حق و باطل و یک حکم و مخالف آن است.
در نتیجه «خطاب» کلامی است که با هدف فهمانیدن مطلبی به طرف مقابل بیان می شود، و دادن آگاهی به کسی است که توان و استعداد آگاه شدن را داشته باشد، زیر کلامی که هدف از آن رساندن پیامی به شنونده نباشد «خطاب» نامیده نمی شود.
دوم: در عرصه مفهوم قرآنی.
در قرآن مشتقات واژه «خطاب» ۹ و لفظ خطاب ۳ بار آمده است. اما آنچه که در اینجا مورد نظر است و ذکر آن با این موضوع مناسبت دارد، این کلام خداوند است که:
«وشددنا ملکه و آتیناه الحکمه و فصل الخطاب» ص – ۲۰»
«حکومت او را استحکام بخشیدیم و بدو فرزانگی و حکمت دادیم و قدرت داوری عادلانه اش ارزانی داشتیم.»
توجه به بافت جمله و کاربرد واژه خطاب در آن، نشان می دهدکه «خطاب» با «حکمت» همراه است. امری که مجال گسترده ای برای بازشناسی مفهومی و دریافت معنای عمیق واژه خطاب و در نتیجه فراتر بردن آن از مدلول لغوی(بازبینی گفتار یا بیان هدفمند) و ارتقای آن به سطحی والاتر و نزدیک به مترادف حکمت-به معنای قرار دادن هر چیزی در جای مناسب خود و مدیریت بهینه امور- را فراهم سازد..
دو مفهوم قرآنی و لغوی «خطاب» در تأکید بر دلالت بر منزلت بلند آن با یکدیگرهمآوایند، به این اعتبار که«فصل الخطاب» تنها زمانی صورت کاملی پیدا می کند که توأم با حکمت بوده و هدف از آن تبیین حقیقت به بهترین و کاملترین صورت باشد.
سوم: در حوزه مفاهیم نوین.
خطاب(گفتمان) اصطلاحی فلسفی است که در دلالت، به مفهوم «مقوله فلسفی» نزدیک است .
خطاب فلسفی فلان شخص، سبک او در خردورزی و نگرش بیان اندیشه های اوست. که ممکن است با گفتمان فلسفی شخص دیگری مطابق یا مخالف باشد.
این مفهوم همچنین به حوزه «اندیشه سیاسی» نوین نیز وارد گردیده و «گفتمان سیاسی»منظومه فکری و درونمایه ایدئولوژی را در برمی گیرد، به گونه ای که «خطاب سیاسی» فلان گروه بیانگر باورهای سیاسی و رویکرد مذهبی آن است. در این مقام «خطاب» صرفاً به معنای رویکرد و بیان آراء و موضع گیری ها نیست، بلکه در کنار آن به معنای ظرفی برای بیان باورها، روح، فلسفه و مذهب نیز هست.
این مفهوم همچنین گفتمان فرهنگی، ادبی، هنری و اطلاع رسانی را نیز در بر می گیرد. در این میان البته مفهوم « گفتمان اطلاع رسانی»بیش از بقیه پذیرای مفاهیم گسترده آن است، به صورتی که امکان گنجایش تمامی گونه های خطابی در همه ی زمینه ها- یعنی خطاب دینی، خطاب اطلاع رسانی فلسفی و خطاب اطلاع رسانی سیاسی و …- را دارد.
طرح موضوع «خطاب اسلامی» غالباً همین معانی را به اذهان متبادر می سازد، یعنی وسیله ای که مسلمانان از طریق آن جهانیان را موردخطاب قرار دهند. سبکی که با آن باورها ، دیدگاه ها و موضعگیری را سرورسامان داده و آنها را از طریق رسانه های نوشتاری، شنیداری و دیداری به اطلاع بخش هر چه وسیعتری از افکار عمومی جهانی برسانند.
بر این اساس می توان گفت که: «گفتمان اسلامی» چهارچوبی فراخ تر برای دعوت و تبلیغ اسلامی در مفهوم عمیق و فراگیر آن است.
تعریف «گفتمان اسلامی»»:
«خطاب اسلامی» را می توان مقدمتاً اینگونه تعریف کرد که: گفتمانی است با مرجعیت اسلامی و الهام گرفته از «اصول قرآن و سنت» و دیگر ارزش های اسلامی، صرفنظر از اینکه طرح آن گفتمان از طرف یک جماعت اسلامی باشد یا یک نهاد تبلیغی رسمی یا مدنی و یا افراد پراکنده، اما همسو و هم پیمان در اداره امور سیاسی،اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و نیز در تعریف خود در دسته بندی های هویتی محلی و جهانی بر اساس دین و آموزه های دینی.
خطاب اسلامی معاصر بین :«تعارض ها و چالش ها»«وحی» و «هستی»دو منبع شناخت

ضرورت دارد که خطاب اسلامی معاصر همزمان به منابع معرفت شناسی «شرعی و طبیعی» یعنی به «کتاب مکتوب» (قرآن) و «کتاب مشهود» جهان و پدیده های آن، توجه نماید و در کنار یکدیگر قرارشان دهد. که چنین چیزی در نهایت توجه به علوم شرعی است -که دین را- و علوم زندگی است- که دنیا را سرو سامان می بخشند، و از آنجا که هر دو از یک چشمه الهام می گیرند اهتمام عملی و وجود هردو ضرورت دارد. زیرا از جانب خداوند مسئولیم که :«نقیم الوزن بالقسط و لانخسر المیزان.»
«معیار و میزان را دادگرانه برپا داریم و در استفاده از میزان ستم و زیان نورزیم»
بر پایه این توجه دوجانبه است که فرمان خداوند به دو گونه قرائت به پیامبر و پیروانش -که در اولین آیه آمده است-محقق می شود.
«اقراء باسم ربک الذی خلق، الانسان من علق. اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم»علق:۱-۵
«بخوان به نام پروردگارت آنکه آفرید. آفرید انسان را از خون بسته. بخوان و پروردگارت گرامی ترین است. آنکه به وسیله قلم آنچه را که انسان نمی دانست به او آموزش داد.»
روشمندی: روش و مذهب
گفتمان اسلامی لازم است روشمندی خود را از راهکارها و برنامه های اسلام و اصولی که پیشینیان پاکمنش(سلف صالح) مقرر داشته اند، بر گیرد. نه اینکه خود رادر چهارچوب مذهبی خاص محدود کند. (با علم به اهمیت مذاهب در عرصه تحقیقات تخصصی و آکادمیک که مقدمه ای است برای ارزیابی انتخاب و اجتهاد.)
منظور از پایبندی به روش سلف صالح – اهالی قرون درخشان مشهور به رواج اخلاق و ایمان– پایبندی به منابع، سبک فکری و شیوه استنباطی و روش ایشان در «تحقیق مناط» است و نه فروع و جزئیات.
البته همراه با ضرورت درک این حقیقت که این موضوع بستر فراخی است که مدارس و مذاهب متعددی را در بر گرفته و در لابلای آن روش «رخصت محوری» ابن عباس، و «عزیمت گرایی وقاطعیت» ابن عمر، و «نص گرایی» احمد بن حنبل، «قیاس و خردورزی» ابوحنیفه، «ظاهر گریی» ابن حزم، «مقاصدی بودن» شاطبی، «معنویت»جنید، «منطق» غزالی و «دائره المعارف بودن» ابن تیمیه، وجود و حضور دارند.
حصر و تقلیل مفهوم وفاداری به این رهاورد معرفتی گسترده به نوعی مذهب گرایی تنگ نظرانه محدود به گزینش پاره ای از آرای فقهی یا فکری برخی دانشوران مسلمان در مقاطعی از تاریخ اسلام، که خود نهایتاٌ نوعی اجتهاد بشری آمیخته به ضعف و قوت است، بدون ملاحظه جامع نگری و شرایط مقتضی آنها، بی گمان به گونه ای خطای آشکار روش شناختی است.
پذیرش این رهیافت همچنین بر این ضرورت انکار ناپذیر تأ کید دارد که هیچ نسلی نباید از عرصه نوآوری و در انداختن طرح های نو به منظور غنی تر سازی تلاش های گذشتگان با استفاده از گنجینه تجارب و روش های نو و با درمان دلیرانه و بصیرانه مسائل مستحدثه پا پس بکشد.
سطح ها و لایه های گفتمان «امٌت دین گستر و امٌت دین پذیر»
پیام پیامبر تا آمدن آخرت متوجه دو گونه از آفریده های خداوند خواهد بود.
تمامی کسانی که شرائط تکلیف را داشته باشند، از همان زمان بعثت با برکتش، تا آخرین کسی که شاهد پایان جهان خواهد بود، به این اعتبار که خطاب اسلامی متوجه ایشان است، امت دعوت با شمار می آیند. اما آنانی که به «دعوت محمدی» پاسخ مثبت می دهند، «امت استجابت» به حساب می آیند.
و رسول خاتم به سوی هردوی آن ها فرستاده شده، تا آنان را در مسیر «جلب منافع و دفع مضار» قرار بدهد.
«و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین»انبیاء -۱۰۷
«ما تو را نفرستاده ایم جز اینکه برای تمامی جهانیان مایه رحمت(جلب منافع مادی و معنوی و رفع مضرات مادی و معنوی) باشی.»
هرکدام از اینان از گفتمان اسلامی،باید سطح و مضمون ویزه خود را داشته باشند

 

دکتر عصام بشیر معاون رییس (اتحاد جهانی علمای مسلمان) و رییس مؤسسه(اعتدال و وسطیت)
مترجم: عبدالعزیز سلیمی

تهیه و تنظیم : اسماعیل ابراهیمیان

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا نظرات خود را با حروف کوردی یا فارسی تایپ کنید
نظرات حاوی مطلب توهین آمیز یا بی احترامی به اشخاص ، عقاید دیگران، و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی شود
نظرات پس از تائید منتشر می شود
بستن