اصول

چه احکامی نسخ می شوند و چه احکامی نسخ نمی شوند ؟

از ناسخ و منسووخ چه می دانید؟(۴)

چه احکامی نسخ می شوند و چه احکامی نسخ نمی شوند ؟

نسخ در حکم شرعی ای اتفاق می افتد که برای همیشه ( تأبید) و یا موقت ( توقیت) نباشد.

پس همه احکام شرعی قابل نسخ نیستند بلکه برخی از آن.

حکمی قابل نسخ است که حسن و قبحش قابل بحث بوده و در شرایط زمانی خاصی صدق پیدا ننماید.

احکامی که غیر قابل نسخ اند

  ۱ – حکمی که برای ابد باشد یعنی همراه باشد با تأبیدمانند :

الف) « خالدین فیها ابدا» (بیّنه۸)  برای همیشه در آنجا می مانند.

ب) سوره آل عمران آیه «إِذْ قَالَ اللَّـهُ یَا عِیسَىٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَرَافِعُکَ إِلَیَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَهِ ۖ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۵۵﴾(به یاد آورید) هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: من تو را (با مرگ طبیعی در وقت معیّن) می‌میرانم و (مقام تو را بالا می‌برم و بعد از مرگ طبیعی) به سوی خویش فرا می‌برم، و تو را از (دست) کافران می‌رهانم و کسانی را که از تو پیروی می‌کنند تا روز رستاخیز برتر از کسانی خواهم ساخت که کفر می‌ورزند، سپس برگشت (همه‌ی) شما به سوی من خواهد بود و در میان شما درباره آنچه که اختلاف دارید داوری خواهم کرد. .۵۵

ج) حدیثی که دال بر باقی ماندن حکم وجوب جهاد تا قیام قیامت می باشد(الجهاد ماض منذ بعثنی الله الی ان یقاتل آخر هذه الامه الدجّال): یعنی جهاد باقی است تا اینکه آخر نفر این امت با دجال می جنگد.

۲ –حکمی که در آن  خبر از گذشته باشد(تاریخ و قصص)

مانند: فامّا ثمود فاهلکوا بالطاغیه و اما عاد فاهلکوا بریح صرصرعاتیه(الحاقه۶) وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عَاتِیَهٍو قوم عاد به وسیله‌ی تندباد سرد و سرکش و پر سر و صدای ویرانگری نابود شدند.

۳ – احکامی اساسی و زیربنایی در شریعت که حسن و قبحشان در گذر زمان ثابت و لایتغیر است  مانند : احکام مربوط به اصول دین و اعتقادات و عبادات و مبانی بزرگ اسلام از جمله : مساوات و عدالت و پایه های فضائل و راستی و امانت و زشتی اخلاقیاتی همچون دروغ و خیانت و تجسس و رشوه خواری و ….

موارد مذکور امکان ندارد نسخ شوند زیرا حسن و قبحشان به مرور زمان تغییر نمی کند.

اصلاحات اسلام در جامعه و قانون های هدایتبخش آن در این بخش

* تمام واسطه های جعلی بین خدا و بندگان جز واسطه های ابلاغ و تعلیم که فرمان ها و هدایت های وحی و برهان های قطعی الهی را به انسان ها می رسانند قابل حذف و نسخند و این جزواعجاز انبیا می باشد

وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖفَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ آیه ۱۸۶ بقره  و هنگامی که بندگانم از تو درباره‌ی من بپرسند (که من نزدیکم یا دور. بگو:) من نزدیکم و دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند، پاسخ می‌گویم (و نیاز او را برآورده می‌سازم). پس آنان هم دعوت مرا (با ایمان و عباداتی همچون نماز و روزه و زکات) بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا آنان راه یابند (و با نور ایمان به مقصد برسند).

*  عمل به حکم شوراها و طرد استبداد فردی :

مردم مطابق مقررات ادیان سابق  همچنانکه در امور دینی تحت سلطه اربانشان بودند در امور دنیوی و مادی نیز تحت فرمان و سیطرۀ حاکمانشان بودند ومانند گله های بز و گوسفند در اختیار آنان بوده و در سرنوشت خود کمترین تأثیری نداشتند و به دیگر تعبیر سرنوشت دینی و دنیوی مردم آن دوره و زمانه تحت سلطه و حکومت مستبدانۀ پیشوایان دینی و حکمرانان دنیوی اشان واقع گشته بود و دین مبین اسلام همانگونه که با اعلان اصل اول بساط حکومت جابرانۀ احبار و رهبان را بر دل های مردم برچید همین طور با تشریع حکم شورا تمام حکومت های فردی و استبدادی را باطل اعلام کرد و طبق آیۀ «و اَمرُهُم شُوری بَینَهُم» شورا ۳۸ – یعنی و کارهایشان به شیوۀ مشورت با یکدیگر می باشد»  سرنوشت مردم را به دست خود آنها سپرد و دیکتاتوری را برای همیشه نابود نموده و متلاشی کرد.

*  مساوات و برابری در حقوق انسان ها.

در ادیان تحریف شده سابق نژاد ؛ طبقات اجتماعی و همچنین شجره نامه ها و ثروت و دارایی و مقام چنان امتیازی به شمار می آمدند که باعث شده بود یک اقلیت ستم پیشه برخورداراز آنها حقوق حقۀ اکثریت مردم را پایمال کنند ؛ البته در اثر دوری از دین اسلام امروز هم این تفکر نژادپرستی در بعضی کشورها وجود دارد و درمان این درد فقط در بازگشت به قرآن و سنت پیامبراکرم(ص) است و بس .

سورۀ حجرات آیه ۱۳یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاکُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ای مردمان! ما شما را از مرد و زنی (به نام آدم و حوّاء) آفریده‌ایم، و شما را تیره تیره و قبیله قبیله نموده‌ایم تا همدیگر را بشناسید (و هر کسی با تفاوت و ویژگی خاص درونی و بیرونی از دیگری مشخّص شود، و در پیکره‌ی جامعه انسانی نقشی جداگانه داشته باشد). بی‌گمان گرامی‌ترین شما در نزد خدا متّقی‌ترین شما است. خداوند مسلّماً آگاه و باخبر (از پندار و کردار و گفتار شما، و از حال همه‌کس و همه چیز) است.

و در تفسیر این آیه پیامبراکرم(ص) می فرماید : لا فَضلَ لِاَبیَضَ عَلَی اَسوَدَ وَ لَا لِعَرَبیٍّ عَلَی عَجَمیٍّ اِلَّا بالتّقوی : یعنی سفید پوست برسیاه پوست و عرب بر غیر عرب جز با تقوا و پرهیزگاری برتری ندارد.

 اسلام نه تنها تبعیض های نژادی و تفاوت های طبقاتی را  برچید ؛ بلکه برتری انسان ها را تنها در تقوا و پرهیزگاری منحصر کرد امری که در نتیجۀ تلاش و کوشش بدست می آیند و وسیله سرفرازی فرد و سعادت جامعه می گردد.

* عوامل برتری انسان ها در جامعه

عوامل برتری انسان ها در جامعه عبارت است جهاد و تلاش برای تثبیت و استحکام آگاهانه اسلام و مبانی آن در جهان

خداوند مجاهدان ( آنانکه مطابق استانداردهای اسلامی و قرآنی به امر جهاد می پردازند) را بر انسان های زبون و ذلیل که تحرک مثبت و حماسه ای را از خود بروز نمی دهند ؛ برتری داده است

« فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَهً وَکُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا  ». نساء ۹۵ خداوند کسانى را که با مال و جان خود جهاد مى‏کنند به درجه‏اى بر خانه‏نشینان مزیت بخشیده و همه را خدا وعده [پاداش] نیکو داده و[لى] مجاهدان را بر خانه‏نشینان به پاداشى بزرگ برترى بخشیده است

یکی از عوامل برتری انسان ها در جامعه عبارت است از علم و دانش

 یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ. مجادله۱۱ خدا آنهایی را که ایمان آورده اند و کسانی را که دانش یافته اند به درجاتی برافرازد ، و خدا به کارهایی که می کنید آگاه است

    یکی از عوامل برتری انسان ها در جامعه عبارت است از  تقوی :

 یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَأُنثىٰ وَجَعَلناکُم شُعوبًا وَقَبائِلَ لِتَعارَفوا ۚ إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ﴿۱۳﴾. حجرات ۱۳ ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!

*اصل استقلال در عمل و پاسخ گویی انسان ها از مسئولیت هایشان درجهان دیگر.

خداوند در سورۀ نجم آیه های ۴۰ و ۳۹ می فرماید : و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری : یعنی برای انسان پاداش و بهره ای نیست جز آنچه خود کرده است و برای آن تلاش نموده است و اینکه قطعا سعی و تلاش او دیده خواهد شد.

حدیث پیامبر (ص) با بیان مؤکد اِعمَلی یَا فَاطِمَهُ فَإِنّی لا اَغنِی عَنکِ من اللهِ شیئا » یعنی (ای دخترم) فاطمه تو خودت برای سعادت خودت در جهان دیگر کاری بکن زیرا من در رابطه با تحقق فرمان های خدا به هیچ وجه نمی توانم نیازمندی های تو را بر آورم و کاری برای تو انجام دهم.

و افرادی که قبل از اعلان این اصل به اتکای قرابت و هم مسلکی با مردان خدا در ادیان پیشین مرتکب خیانت ها و جنایت هایی می شدند، بعد از اعلان این اصل به طورکلی دست از ارتکاب جرایم کشیدند و راه خداپرستی را پیش گرفتند.

* عقد برادری در بین علم و دین و عقل و ایمان.

دین اسلام با اعلام عقد برادری در بین علم و دین و عقل و ایمان نشان داد که دین راه راست خداست برای رشد و تکامل جوامع انسانی و عقل چراغ خداست برای مشاهدۀ آن راه و علایم آن و از طرف دیگر تکالیف دینی را کلاً به وجود عقل منوط نمود و صدق و صحت هر مطلبی را برتأیید برهان عقلی متوقف نمود  و برای قبول کردن هر حقی چیزی کمتر از برهان را قبول ندارد.

  قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ بگو اگر راست مى‏گویید برهان خویش را بیاورید  نمل ۶۴

وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا  و ایشان را به این [کار] معرفتى نیست جز گمان [خود] را پیروى نمى‏کنند و در واقع گمان در [وصول به] حقیقت هیچ سودى نمى‏رساند سوره نجم ۲۸

قرآن بی عقلی و بی خردی را یکی از دو عامل ورود به جهنم صاحبانش به شمار آورد و فرمود : وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ سوره ملک آیه ۱۰و می‌گویند: اگر ما گوش شنوا می‌داشتیم، و یا عقل خود را به کار می‌گرفتیم، هرگز از زمره‌ی دوزخیان نمی‌گشتیم.

دین اسلام با اعلان اصول فوق خط بطلانی بر روش و منش پیشوایان ادیان سابق کشید که دین و ایمان را علم و عقل در تضاد و دشمنی نشان داده بودند و با اینکه مطالبی را به عنوان اصول و فروع دین معرفی کرده بودند که مخالف صریح عقل و شعور بود، ولی آنان با کمال پررویی ادعا کردند که عقل و علم خیلی کوچک تر از آن هستند که درباره احکام دین قضاوت کنند، و از این راه و روزنه در تلاش بودند که مجموعه ای از خرافات و مطالب نامعقول را بنام دین و احکام الله که به زیان مردم و به نفع آنان بود را در مغزها قرار دهند.

ترجمه و جمع آوری : رحیم رهرو

منابع : الوجیز فی اصول الفقه  دکتر عبدالکریم زیدان

         قرآن شناسی   استاد عبدالله احمدیان.

نمایش بیشتر

عبدالرحیم رهرو

✅ محل سکونت : آذربایجان غربی - مهاباد ☑ دعوتگر دینی و مترجم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن